از کوچه چرا ضجه اسفند نیامد
پیغام تو با چفیه و سربند نیامد
این پاکت کم حوصله را باز که کردم
عطر خوش آیات خداوند نیامد...
ای قله از آن روز که شد برف تنت آب
لبخند به لبهای دماوند نیامد
دلشوره شیرین من، ای شور لبالب
یادی مگرت از زن و فرزند نیامد
سر این طرف آب، بدن آن طرف فاو
کارون به هواخواهی اروند نیامد؟
پای تو پدر، بیست بهار است نشسته است
مادر، (خبر از جسم تو هر چند نیامد)
یک عده نشستند که گمنام بمانید
ماندند... ولی خون شما بند نیامد
عباس احمدی