سرنوشت گنگ آدام هرمن

«ما فرزندان دیگری هم داشتیم که می‌خواستیم آنها را نگهداری کنیم و می‌دانستیم که اگر خبر گم‌شدن پسرخوانده‌مان را به پلیس بدهیم ماموران حتما برای بازجویی سراغ ما می‌آیند و ما را مورد سوال و جواب قرار می‌دهند. این بازجویی‌ها می‌توانست به قیمت از دست دادن 3 فرزند دیگرمان هم باشد و به همین علت بود که هرگز عنوان نکردیم که پسر 11 ساله‌ ما گم شده است. شاید اکنون که مورد سوالات بسیاری واقع شده‌ایم تازه متوجه شدیم که اگر همان زمان‌ اطلاع می‌دادیم که فرزندمان گم شده است می‌توانست کمک بزرگی به پلیس باشد تا شاید اثری از وی پیدا کند. از این که با پلیس همکاری نکردیم بسیار ناراحتیم، اما این دلیل نمی‌شود که ما می‌خواستیم از جرمی فرار کنیم که مرتکب نشده‌ایم. ما کاری نکرده‌ایم و تنها کوتاهی ما اطلاع ندادن ماجرا به پلیس بوده است.»
کد خبر: ۲۳۳۰۱۱

هفته‌های متوالی است که پلیس جنوب کانزاس داستان گم شدن پسربچه 11 ساله‌ای راکه سال 1999 ناگهان مفقود شده است را مطرح می‌کند. این پسربچه که «آدام هرمن» نام داشته بیش از 9 سال است که از منزل خارج شده و بازنگشته است. ماموران پلیس با گذشت سال‌ها از این ماجرا زمانی متوجه گم شدن این پسربچه شدند که فردی ناشناس با پلیس شهر «تواندا» تماس گرفت و عنوان کرد که پسربچه‌ای به نام آدام که با خانواده‌اش زندگی می‌کرده سال‌هاست که گم شده و اثری از او به دست نیامده است. این تلفن که حاوی اطلاعات جزیی بسیاری بود پلیس را به جستجو در مورد این پسر و هویت وی کشاند. ماموران متوجه شدند که پسربچه فوق از زمانی که تنها 2 سال سن داشته به خانواده‌ای برای فرزندخواندگی و سرپرستی سپرده شده است. خانم و آقای «هرمن» که علاوه بر آدام فرزندان دیگری هم داشته به محض مراجعه پلیس به منزلشان اعتراف کردند که فرزندخوانده 11 ساله آنها سال‌های سال است که گم شده و اثری از او نیست. این موضوع که خانواده فوق بیش از 9‌سال است که گم شدن فرزندشان را به اطلاع پلیس نرسانده‌اند موجب شد تا آنها به عنوان مظنونان قطعی این پرونده معرفی شوند. با وجود این که این زن و شوهر مدعی هستند‌ تنها علت خبر ندادن ماجرا به پلیس ترس از ماموران و از دست دادن دیگر فرزندانشان بوده است، اما با بیشتر شدن دایره تحقیقات به نظر می‌رسد که نقش این خانواده در مفقود شدن آدام و حتی اطلاع ندادن به پلیس بیش از آنچه که خودشان معترف هستند باشد.

«ما آدام را زمانی که 2 ساله بود به فرزندخواندگی قبول کردیم. خانواده او توانایی نگهداری از وی را نداشتند و به همین خاطر ما سرپرستی وی را قبول کردیم. او پسر بسیار خوب و آرامی بود که تنها خاطرات خوبش برای ما باقی مانده است. ماجرای گم شدن آدام برای ما هم ناگهانی بود. یک روز صبح زمانی که باید برای رفتن به مدرسه او را بیدار می‌کردیم متوجه شدیم که در اتاقش نیست. ابتدا تصور کردیم که برای دیدن دوستانش از خانه خارج شده است، اما با گذشت ساعت‌ها ، وقتی که خبری از او نشد نگرانی ما بیشتر و بیشتر شد. به نظر می‌رسید او از خانه فرار کرده باشد. ما مشورت زیادی با یکدیگر کردیم تا ماجرا را به پلیس اطلاع دهیم اما فرزندان دیگری داشتیم که می‌دانستیم در صورت اطلاع یافتن پلیس از این اتفاق حتما آنها را هم از دست می‌دهیم زیرا متهم به عدم توانایی در سرپرستی کودکان می‌شدیم. این بود که تصمیم گرفتیم صبر کنیم تا شاید خبری از او به دست‌آید. در طول این سال‌ها هم خودمان تلاش بسیاری کردیم تا شاید سرنخی از او به دست آید اما هیچ خبری از او نشد. گاهی اوقات با خودمان فکر می‌کردیم که او به نزد والدین واقعی‌اش بازگشته یا در بدترین شکل در خیابان‌ها زندگی می‌گذراند. ما هر لحظه به یاد آدام بودیم و اطلاع ندادن این موضوع به پلیس تنها از روی ترس ما بود.»

زمانی که پرونده مفقود شدن این پسر بچه تکمیل شد پلیس تلاش زیادی را برای پیدا کردن زنده یا مرده این پسر بچه آغاز کرد. در میان تحقیقات انجام شده سرنخ‌های زیادی به دست پلیس آمد که نشان می‌‌داد خانم و آقای هرمن آن‌طور که ادعا می‌کنند بی‌نقش در زندگی این پسر نبوده‌اند. خواهرها و برادرهای بزرگ‌تر آدام که او را به خوبی به یاد می‌آورند از گریه‌های همیشگی‌ این پسر بچه حرف می‌زنند. خواهر بزرگتر آدام که اکنون 33 ساله است عنوان می‌کند که همیشه صدای گریه‌های برادرش را می‌شنیده که توسط مادرش مورد مواخذه قرار می‌گرفته است. حالت‌های عصبی که در آدام وجود داشت - که اکنون به نظر می‌رسد افسردگی بوده - سبب می‌شد تا خانم هرمن مدام از دست او عصبانی باشد و برای تنبیه وی راه‌های زیادی را امتحان کند. چندین تن از اعضای خانواده نزدیک به این زن و شوهر نیز مدعی هستند که آنها بارها به کتک زدن وی اقرار کرده‌اند و گفته‌اند که برای ادب کردن وی به ناچار حتی او را در حمام منزل حبس می‌کنند. این رفتارهای خشن و بسیار غیرعادی از سوی والدین آدام باعث شده بود تا زمانی‌که او مفقود شد نیز سوالات زیادی برای اطرافیان به وجود آید. به گفته آنان هر بار که آنها از این والدین بی‌رحم در مورد آدام سوال می‌کردند با جوابی متفاوت روبه‌رو می‌شدند. این زوج مدعی بودند که به علت عدم توانایی در سرپرستی آدام او را به یک پرورشگاه سپرده‌اند و‌ طی این سال‌ها نیز هرگاه عضوی از خانواده حالی از این پسر بچه می‌پرسید با جوابی قاطع روبه‌رو می‌شد. مکان‌های متفاوتی که برای زندگی آدام اعلام می‌شد با تحقیقات پلیس همگی کذب اعلام شده و شخصی گفته است که والدین او برای پوشاندن مساله گم شدن وی این آدرس‌های غلط را به اطرافیان می‌داده‌اند. آخرین خبری که برادر و خواهر بزرگ‌تر آدام از وی به دست آ‌وردند زمانی بود که آقای هرمن ادعا کرد آدام در سن 19 سالگی به علت مشکلات عصبی و روانی بسیاری که مبتلا بوده در بیمارستان روانی بستری شده تا مورد مداوا قرار بگیرد. دروغ‌های بسیاری که ماموران پلیس با گذشت زمان با آنها مواجه می‌شوند از دلایل متعددی است که نشان می‌دهد نقش این زوج در ناپدید شدن این پسربچه بسیار پررنگ‌تر از آنچه است که ادعا می‌کنند. با به دست آمدن مدارک بیشتر از «آدام» اولین افرادی که راهی دادگاه خواهند شد این زوج هستند.

«ما هم امیدواریم که اثری از آدام به دست آید تا شاید ثابت شود که ما نقشی در زندگی او پس از فرارش از خانه نداشته‌ایم. ما هم برای فاش شدن حقیقت بی‌صبرانه منتظریم.»

المیرا صدیقی
کورت‌نیوز

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها