دوباره باید شد

کد خبر: ۲۳۲۵۸۷

وقتی «بر زخمم» توجه می‌کنم... «برزخم!»

قرص روانگردان را «بالا می‌اندازد» تا خود را «بالا بیندازد» و بعد ... سقوط آزاد!

با حرف «کسی را نزن... » حرف «حساب را بزن!»

راهی که «جواب نمی‌دهد... » قسمتی از «جواب» است.

«اقتدار» از آن کسی است که ... به تدبیر «اقتدا» کند.

«دست از سرت» برندار ... تا «دست به سر» نشوی!

‌وقتی امید «جان می‌گیرد« ... »مرگ جان می‌کند!»

حق داریم «اشتباه کنیم... » نه آن‌که آن را «انتخاب کنیم!»

فرق «شور» و «شعور... » عین است...

آدم «دارا و فقیر... » از نوک پا تا فرق سر «دارای فرق» هستند.

وقتی «دل و دماغ» سوخته می‌شود... «دل و دماغی» برای آدم نمی‌ماند!

با «خودشناسی»، «خوش‌شناسی... » روی خوش نشان می‌دهد.

«پیروزی پر گل» بهار ... «دیدنی» است!

«مشکل‌ساز» بود ... وقتی مرد «مشکل را خاک» کردند!

«اشتباه» کردن در زندگی ... بهتر از «اجتناب» کردن از زندگی است!

«زخم زبان« ... »زهر ماست»

فقط باید «بار زندگی» را کشید، یا «زندگی پر باری» داشت؟ ...

اگر به «اندازه اندرز» دادن بودی ... «اندرز به اندازه!»

«دشمنی... » به «دشنام» نیست.

والدین «بعد» فرزندان خود را «می‌خواهند...»

زنان «بالغ... » خالق «نوابغ... »

«قد» عمر کوتاه ... و «قدر» آن بلند است...

گاهی «حرف را بخور... » تا از دیگران «حرف نخوری.»

«چشم... » ویترین «خشم!»

از آدم‌هایی که مثل ما «یک دنده» هستند، «خوشمان نمی‌آید...!»

راز «برده» است... وقتی که در «پرده» است.

آفتاب برای «تابیدن»، بی‌تابی می‌کند ... تا «تاریکی» را پاک کند.

چرا قبل از «باختن» خود را «ببازم»؟!

قبلا «خوش تیپ‌تر» بودم ... آینه هم «آینه‌های قدیم!»

از ذهنی که «کار کشیده» نشد... دچار «فلج ذهنی» شد!

هرازگاهی، به «عقب برگرد« ... »عقب گرد» هرگز!

«قلب» خود را بخوانیم... «قدر» خود را بدانیم.

حسود «دلخوری» از پیشرفت دیگران را، با «خودخوری» جبران می‌کند!...


علی درویش

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها