شایقیحق دانشآموخته تئاتر در رشته ادبیات نمایشی است که 29 سال دارد و اولین تهیهکنندگی خود را در کنار رحمانیان تجربه میکند. شایقی درباره سریال میگوید:
این سریال در 26 قسمت 20 دقیقهای تهیه میشود و ساختاری رئال عروسکی دارد. هدف از تولید این سریال نشان دادن آفتهای زبانی از جمله بدزبانی و بددهنی و اینکه این کارها چه تاثیری میتواند در زندگی ایجاد کند.
داستانهای این مجموعه تا قسمت 10 دنبالهدار و پیوسته هستند اما از قسمت یازده به بعد هر دو قسمت به یک داستان مجزا خواهد پرداخت. این برنامه مخاطب کودک و خانواده را در برمیگیرد و امیدواریم با پخش آن در ایام دهه فجر بتوانیم به هدف مورد نظر خود دست پیدا کنیم.
شایقی در ادامه میافزاید: مهمترین و قسمت اصلی کار ما، مضمون کار است. مضمونی اخلاقی که این بار توسط یک میکروفن بنام «گوگو بوقی»و یک بلندگو به نام «گوگو بلند» به تصویر کشیده میشود. این مضامین یعنی بدگویی، غیبت بدگویی و دروغگویی و بدزبانی که در دین ما مسلمانان بسیار نکوهش شده است.
در این زمان پوریا و عروسکها از راه میرسند. در پشت صحنه جنبوجوشی به چشم میخورد. گروههای مختلف سرود و نمایش با لباسهای تاریخی و عاریتی.
پوریا: خیلی خب... برین رو صحنه شروع کنید.
گوگو بوقی: (معترض) چیچی رو شروع کنیم؟ همینجوری رو هوا؟
گوگو بلند: اعتراض رفیق شفیقم به جاست. نه متنی موجود است، نه تمرین کردیم و نه میدونیم چی بگیم و نه میدونیم کجا بریم؟
پوریا: متن و تمرین نمیخواد... همینجوری بپرین رو صحنه و یه چیزایی بگین!
گوگوبوقی: دیدی آخرش پای این موج نو به تئاترم باز شد؟
گوگو بلند: آخر چه بگم...
پوریا به صحنه میآید، تعظیمی میکند و جلوی میکروفن میایستد.
پوریا: اینک نمایش کمدی، اخلاقی، عروسکی تقدیم میشود، با عنوان فضیلت راستگویی با هنرمندی دو هنرمند مشهور گوگو بلند و گوگوبوقی.
تعظیمی میکند و میرود و میکروفن را با خود میبرد. همزمان از گوشه دیگر صحنه، دو عروسک وارد میشوند.
گوگو بلند: چرا مردمان این همه دروغ میگویند؟ دروغهای کوچک، دروغهای بزرگ.
گوگو بوقی: به بقالی میگی شیر داری؟ داره. ولی میگه ندارم.
گوگو بلند: به تاکسی میگید مستقیم!... میخوره. ولی میگه نمیخوره! چون ترجیح میده مسافر دربستی سوار کنه.
گوگو بوقی: این بد است، خیلی بد است.
گوگو بلند: کارمند به ارباب رجوع دروغ میگه. ارباب رجوع به همسر، همسر به کودک، کودک به همدرس و همبازی و سلسله دروغ و دروغگویی میره تا به نهایت.
آقای مسنی که حدود 81 سال سن دارد و از نزدیک شاهد بازی بازیگران است، درباره ارزش و اهمیت راستگویی میگوید: راستی و راستگویی، از نشانههای آشکار شخصیت انسان پاک طینت است و از بزرگی روح او خبر میدهد. راستگویان معمولا افرادی شجاع، صریح، با اخلاص، کم طمع و خالی از تعصبهای نادرست و حب و بغضهای غیرالهی هستند و در مقابل، دروغگویان معمولا ترسو، ریاکار، طمعکار، متعصب، لجوج و گرفتار حب و بغضهای غلط هستند.
زبان چرب و گویا و دل پر دروغ
بر مرد دانا نگیرد فروغ
او اضافه میکند: علاوه بر آفتهای زبانی مثل بدزبانی، بددهنی قسمتی از سریال به موضوع غیبت میپردازد.
غیبت هم یک بلای اجتماعی است. آفتی است که اگر به روح و جان آدم راه یابد، از آن چیزی باقی نخواهد گذاشت.
صائب تبریزی میگوید:
بود غیبت خلق، مردار خوردن
از این لقمه کن پاک، کام و دهن
شایقیحق، تهیهکننده سریال میگوید: این برنامه از خرداد 1385 به دفتر گروه کودک شبکه دو تحویل داده شد. تغییرات در سطح مدیریتی شبکه و گروه کودک باعث شد تا این کار 2 سال مسکوت بماند. کار در 29 مرداد 1387 آغاز شد و تا 18 آبان ادامه داشت. این کار دارای لوکیشنهای زیادی بود که خود باعث کندی کار میشد. جابهجایی، تعدد لوکیشنهای خارجی و همچنین کار با کودک از سختیهای کار بود که به حمدالله به پایان رسید.
تا نیمه کار، تصویربرداری به صورت دو دوربین همزمان و با حضور کارگردان تلویزیونی برنامه آقای «ایمن» انجام شد، اما از نیمه کار تصویربرداری به صورت تکدوربین ادامه پیدا کرد که با توجه به تعدد لوکیشن به سرعت کار افزود. این کار بالغ بر 700 هنرور بزرگسال و 400 هنرور دانشآموز داشت که خود این مساله از سختیهای کار به حساب میآید.
هندونه دارم... هندونه شیرین... ببر و ببر... آی خونهدار... آی بچهدار... قنده... ببر و ببر.
و این صدای بلندگوی هندوانهفروش است که از دور سر و کلهاش پیدا میشود و حرفهای تهیهکننده را قطع میکند.
شایقیحق میگوید: این بخشی از سریال است که پوریا و هندوانهفروش در حال تمرین این قسمت هستند.
کوچه روز خارجی
پوریا، با صندوقچه در کوچه منتظر است. هندوانهفروش در پشت وانت ایستاده و در بلندگویش حراج میکند.
پوریا: آقا هندونه دارین؟
هندوانهفروش: پس خیالت اینا توپ فوتبالن؟... برو بگو بزرگترت بیاد. تو زورت نمیرسه... .
پوریا: من هندونه نمیخوام... یه خواهشی ازتون داشتم.
هندوانهفروش: مثلا چه خواهشی؟
پوریا: (بلندگو را از صندوقچه بیرون میکشد) میخواستم زحمت بکشین این بلندگو را امتحان کنید.
هندوانهفروش: (بلندگو را از پوریا میگیرد) خیالی نیست. (بلندگوی خود را کنار میگذارد و بلندگوی پوریا را نزدیک دهان میبرد).
آی خونهدار... آی بچهدار... هندونه دارم... هندونه ترشیده... هندونه نرسیده... رو دستمون مونده... نصف بیشترش تلخ شده... (با تعجب بلندگو را از جلوی دهان دور میکند) چطور شد؟ این چرا همچینه؟
پوریا: گفتم که اشکال داره.
هندوانهفروش: اشکال به یه چیز دیگه میگن... صبر کن ببینم.
(دوباره بلندگو را به سمت دهان میبرد) هندونه دارم. هندونه خراب... نصف قیمت از غلام سهکله خریدم... مفت نمیارزه.
(هندوانهفروش هراسان بلندگو را از دهانش دور میکند و با حیرت به آن خیره میشود).
هندوانهفروش: بابا این چرا این ریختیه؟ ... من یه چیز میگم، اون یه چیز دیگه میگه؟
(بلندگو را به پوریا میدهد) بگیر بابا... بده یکی دیگه امتحانش کنه (و بسرعت از کوچه خارج میشود).
سریال بلندگوهای افسانهای در دهه فجر از شبکه 2 سیما پخش خواهد شد.
محمدحسین قاسمی