محور بعدی بحث این است که این تحقیقات کاربردی و بنیادی چه تفاوت هایی می توانند باهم داشته باشند. اولین تفاوتی که بین این 2تحقیق می توان دید ، در حوزه هدف است . تحقیقات دانشگاهی معمولا به دنبال توسعه امور علمی و گسترش علم است ، این که تحقیق شما چه کمکی به توسعه علم خواهد داشت ، اولین سوالی است که برای نوشتن پایان نامه و یا یک کار پژوهشی مطرح می شود، اما در حوزه کاربردی ، اولین سوال این است که چه مشکلی از ما حل می کند. گاه زاویه نگاه ما از دید یک رسانه عمومی ملی است که مسائل عدیده ملی را دارد، گاهی هم مسائل از نگاه رسانه ای مطرح می شود، اگرچه باز در پی حل مسائل ملی است ، ولی دنبال برخی منافع و سود کوتاه مدت تجاری هم هست و این که اگر ما این برنامه را پخش کنیم ، فرضا در حوزه مخاطب چه تعداد بیننده خواهیم داشت . به همین علت ، در حوزه تجربی اولین تحقیقاتی که شروع می شود در رسانه هایی مثل BBC و ITV انگلیس که در ایران هم همین گونه است عمدتا صحبت درباره مخاطب است و 3محور را در حوزه مخاطب مطرح می کنند :
1- متوسط بیننده یا شنونده در حوزه رادیو تلویزیون چند نفر است؛
2- این برنامه ها چه تعداد را پوشش می دهند؛
مثلا رادیو یا تلویزیون ما کلا 40میلیون نفر را تحت پوششش قرار می دهد یا 30میلیون را یا...؛ این سوالی است که همیشه مطرح است.
3- این برنامه خاص ، معمولا چقدر بیننده یا شنونده دارد؛ با نگاهی به آرشیو BBC و ITV ، به کتابچه هایی برمی خوریم که در آنها اطلاعات مربوط به مخاطبان را از سال 1955میلادی ثبت کرده است . در این کتابچه ها درصد تماشای هر برنامه تلویزیونی و ساعت پخش برنامه ها و ساعت اوج تماشا (Peak time) را که ما در بررسی مخاطبان معمولا به دنبال آن هستیم ، آورده است و این که اگر (در گذشته) برنامه تلویزیون به فرض از ساعت 6شروع و ساعت 11تمام می شده است . پس از تاسیس این 2کانال و پخش برنامه های موازی از آنها، مخاطبان چه برنامه هایی را بیشتر می بینند؛ اگر به فرض ، در ساعت 7از شبکه BBC برنامه ای پخش می شود که بیننده خوبی هم دارد ، کانال دیگر در همین ساعت چند درصد بیننده داشته است؛ اینجاست که مرکز تحقیقاتی تاسیس می شود و به علت رقابتی بودن 2رسانه از دهه 1950 به این طرف ، یک مرکز تحقیقاتی مشترک به وجود می آید که رادیوی آن را اصطلاحا جرار می گویند و تلویزیونش را جکتار. نکته دیگری که در اینجا مطرح می شود، این است که وقتی 2کانال پخش برنامه دارند، سهم
(Share) هر کانال نسبت به هر برنامه چقدر است؛ این که ما هم در سیستم خودمان الان به دنبال سهم برنامه ها از هر کانال هستیم ، به این دلیل است که بتوانیم ارزیابی کنیم یک کانال با برنامه های مختلفی که دارد ، چقدر ارزش دارد و اما سازمان هایی که در این زمینه فعالیت می کنند.
امکانات وسیع برای تحقیق
نکته قابل توجه دیگر، مساله روش تحقیق است و این بحث که در 2حوزه دانشگاه و مراکز تحقیقاتی تلویزیونی ، روش فرق می کند. دانشگاه ها به علت بودجه کمی که دارند، هر روشی را نمی توانند انتخاب کنند. اگر نمونه گیری می کنند ، جامعه نمونه آنها معمولا کوچک است ، مگر این که کار تحقیقی به صورت مشترک باشد ؛ یعنی بودجه آن را یک سازمان تقبل کند و سفارش تحقیقات دهد ، ولی مراکز تحقیقاتی تلویزیونی این بودجه را در اختیار دارند و می توانند از درآمد حاصل از برنامه هایشان یا آگهی ها، هزینه تحقیقات خود را تامین کنند ؛ کاری که در مرکز تحقیقات صدا و سیما نیز انجام می شود و بخش مهم ، حوزه سنجش برنامه ای است که معمولا در دانشگاه ها جایی ندارد، مگر این که به صورت سفارشی باشد. سپس تی وی متر (TV meter) مورد استفاده قرار گرفت و اولین روشی بود که در اروپا استفاده کردند و بیشتر به دنبال این بودند که ببینند یک دستگاه که در خانه است ، چندبار خاموش و روشن می شود و چه ساعتهایی مورد استفاده قرار می گیرد. نکته دیگر مطرح در حوزه تلویزیون - جدا از دارابودن یک مرکز تحقیقاتی و نیز روشی که بسته به بودجه آنها مورد استفاده قرار می گیرد - که به نوعی تفاوتی است در حوزه بنیادی و کارکردی مساله دسترسی به منابع است ، که این دسترسی گاه برای دانشگاه ها مانع محسوب می شده است ، ولی برای سازمان های اجرایی که به آرشیوهای خبری و فیلم و غیره دسترسی دارند ، کمتر چنین مانعی وجود داشته است . بنابراین ، در کشورهایی مثل انگلیس و امریکا 3نوع مرکز آرشیوی وجود دارد؛ یکی آرشیوی است که در خود رسانه هایشان ، در رادیو و تلویزیون است که دسترسی به آن شرایطی برای محققان آزاد است . گروه دیگر ، آرشیوهایی است که به شکل تخصصی در دانشگاه ها وجود دارد. برای مثال ، من به 2مرکز تحقیقاتی امریکا و انگلیس اشاره می کنم ؛ یکی دانشگاه لیدز است که مرکز تحقیقات تلویزیونی آن تمام نوارهای رادیویی و ویدئویی انتخابات را، از سال 1959
تا به حال ، هر سال ضبط کرده و نگه داشته است ؛ یعنی یک آرشیو تخصصی موجود است . کنار آن ، شما مرکزی را می بینید به نام British Film Institute که برخی از برنامه های تلویزیونی را از سالهای پیش ضبط کرده و نگه داشته است ، ولی از سال 1983 یا 1984 به این طرف به ضبط تمام برنامه های بعضی از کانال ها پرداخته است ؛ مثلا کل برنامه های کانال چهار انگلیس را می توانید در آنجا پیدا کنید. جالب اینجاست که در حوزه نگهداری فیلم ، آرشیو فیلمهای خبری برخی شبکه های رادیویی و تلویزیونی دیگر نیز وجود دارد. این بدان معناست که ما نمی توانیم تحقیقات خبر رادیو و تلویزیون را بدون نگاه کردن به شبکه های خبری رادیو تلویزیونی دیگر، انجام دهیم . همین W.I.T.N که در انگلیس تشکیل می شود یا مشابه آن که با یکی ، دو سال اختلاف ، قبلا در امریکا تاسیس شده بود ، عمدتا از شبکه های بزرگی مثل ITN, CBS, BBC لندن و بعد کشورهای شریک اینها مثل استرالیا و کانادا تاثیر گرفته است که خیلی از این آرشیوهای خبری هم در دهه 80 خرید و فروش شده است ؛ شبکه هایی مثل Sky این آرشیوها را خریداری کرده و در اختیار خودشان گرفته اند که سرمایه سنگینی برای یک محقق است و بدون آن ، دسترسی به چنین منابع اطلاعاتی بسیار دشوار است . شبیه این مرکز در امریکا نوعی آرشیو ملی است که بخش عمده ای از برنامه ها را ضبط و در آنجا نگاهداری می کنند.