فیلم اخیر اگرچه از ابتدای پیشتولیدش به کرات اعلام شده بود که فیلمی مستقل است و توسط خود دنیرو و تشکیلات وی (تریبکا) با شرکای مستقل و حقیقی ساخته خواهد شد ، باز هم این نوید را میداد که اگرچه تازه اتفاق افتاد فیلمی جمع و جور خواهد بود، اما حتما باید یک اثر خوب در این وانفسای کارهای تجاری و باسمهای باشد.
ضمن اینکه به هر حال نام فیلمسازی چون بری لوینسون به عنوان کارگردان روی فیلم بود که آثار خوشساخت در کارنامهاش (مرد بارانی را از او با بازی داستین هافمن و تام کروز محصول 1989 به یاد بیاورید) کم ندارد.
با این حال تازه اتفاق افتاد اکران شد و نتیجهاش برای بیشتر علاقهمندان به دنیرو مایوسکننده بود.
فیلم که با اکرانهای مختلف در چهارگوشه جهان به لحاظ زمانی به نمایش درآمده حتی نظر منتقدان را نیز هرگز جلب نکرد و تا اینجای کار که حدود 6 هفته از اکرانش در آمریکای شمالی میگذرد (در 39 سالن) تنها یک میلیون دلار فروخته! بد نیست بدانید بودجه فیلم چیزی حدود 25 میلیون دلار از کار درآمده و این رقم برای یک فیلم مستقل از خوب هم بیشتر است؛ اما این کمدیدرام به شکست هولناکی دچار شد.
آرت لینسون وقایع پشت صحنههای هالیوود را در کتابش نوشت و بری لوینسون نیز آنرا به فیلم برگرداند و حتی در فیلم بازیگرانی نظیر شانپن و بروس ویلیس در نقشهای خودشان ظاهر شدند و در کنار آنها رابرت دنیرو در نقش همان تهیهکننده کذایی به نام بن قرار گرفته و دیگر نقشها نیز به یک دو جین بازیگر سرشناس سپرده شده است.
دنیرو نقش تهیهکنندهای را بازی میکند که تنها 2 هفته فرصت دارد تا فیلمش را به انتها برساند، چرا که مسوولان شرکت متوجه شدهاند در جریان ساخت یک ساله این فیلم همه چیز درهم و برهم شده است.
تهیهکننده فیلم بدبختیهای دیگری هم دارد و مشغول پروسه نفسگیر طلاق همسر سومش است و از این لحاظ بشدت به افسردگی دچار شده و تازه وقتی طلاق سرمیگیرد، بن همان تهیهکننده بختبرگشته بو میبرد که این طلاق از قبل توسط یکی از فیلمنامهنویسهایش برنامهریزی شده تا با همسر سابقش ازدواج کند.
از طرفی بازیگر نقش اول که مورد تایید تهیهکننده اجرایی باشد هنوز پیدا نشده و بن از سوی شرکت و همچنین از طرف یک بازیگر سرشناس (همان شان پن خودمان) شدیدا تحت فشار قرار گرفته.
سروکله بروس ویلیس هم وقتی پیدا میشود که تهیهکننده درمییابد او توامان با یک استودیوی دیگر هم قرارداد دارد و همچنین ویلیس نمیخواهد مطابق سناریو و تیپیکال نقشش در فیلم ظاهر شود، چرا که حاضر به زدن ریش خود نیست.
بازیها خام و در مواقعی بشدت تصنعی به نظر میرسند و این اغـراقهـا تـا پایان همراه فیلم هستند. عجیب است فیلمی با کارگردانی معروف و بازیگرانی محبوب و تثبیت شده و یک مـوضـوع جـذاب (پـشـت صـحـنـه هـالـیـوود) ایـنـچـنین ناکارآمد جلوه کند.
مهدی تهرانی