درباره مستندهای کودکی نیمه‌تمام و مساله این نیست‌

2 فیلم با یک بلیت‌

برعکس سینمای کوتاه که دیالوگ‌نویسی و قصه‌نویسی در فیلمنامه آن حرف اول را می‌زند، می‌توان گفت سینمای مستند از این قاعده پیروی نمی‌کند. اتفاقا در سینمای مستند که دارای گونه‌های مختلفی چون مستند گزارشی، اجتماعی، مستند خبری و حتی مستند پرتره است (مستندی که تنها به یک شخصیت علمی و فرهنگی یا حتی شخصی عادی می‌پردازد) این قاعده به حاشیه می‌رود.
کد خبر: ۲۰۸۵۳۹

هفته گذشته 2 فیلم مستند درباره کیومرث پوراحمد و کیانوش عیاری توسط 2 فیلمساز شناخته‌شده (شهرام مکری و مهدی اسدی)‌ از زیرمجموعه فیلم‌های یک فیلم، یک تجربه به تهیه‌کنندگی رضا میرکریمی در سالن آمفی‌تئاتر فرهنگسرای هنر به نمایش درآمد.

این 2 فیلم با همه شباهت‌های ظاهریشان تفاوت‌های زیادی با هم داشتند و جالب این که این 2 تجربه کاملا متفاوت و به ظاهر مشابه، می‌توانست کلاس عملی مناسبی برای فیلمسازان کوتاه و مستندسازانی باشد که قرار است مستندی وابسته یا مستقل از یک شخصیت شناخته‌شده بسازند.

نمایش این 2 فیلم در کنار هم خود تفاوت نگاه‌ها و زاویه دید این 2 کارگردان نسبت به طراحی، تدوین و مونتاژ را نیز شامل می‌شد. درست مثل این که تمام لوازم و مواد برای ساخت غذایی مشخص در شرایط یکسان در اختیار 2 آشپز قرار بگیرد و بعد آنچه حاصل این 2 تجربه در شرایط یکسان است، متفاوت باشد.

اتفاقا مساله این است!

شهرام مکری را از فیلم کوتاه «توفان سنجاقک» در سال 82 می‌شناسید؛ فیلمی که برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه در بیست و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر شد یا فیلم «محدوده دایره» که در سال 85 ساخته شد. مکری بتازگی اولین فیلم بلند خود با نام اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر را نیز کارگردانی کرده است.

مساله این نیست (بودن یا نبودن)‌ درباره فیلم سینمایی کیانوش عیاری با همین نام است. شاید در نگاه اول پرداختن به یک فیلم و یک کارگردان تنها به خاطر فیلمی که آن سال‌ها مورد استقبال قرار نگرفت، باعث تعجب باشد و این سوال در ذهن تماشاگر ایجاد شود که چرا شهرام مکری چنین فیلمی را ساخته است. مکری آن گونه که خودش می‌گوید یا در فیلم‌هایش نمایان می‌کند، کارگردانی است که تلاش می‌کند از جزء به کل برسد بنابراین انتخاب فیلم «بودن یا نبودن» برای مکری ابتدا باید 2 وجه داشته باشد.

یک وجه، تکنیک پرداختن به این فیلم و وجه دیگر، روند جراحی اعضا در ایران است که برای اولین بار طی آن سال‌ها در ایران صورت گرفته است.

نمی‌توان فیلم مکری را فیلم پرتره (چهره‌نگارانه)‌ به حساب آورد. او ابتدا با نیم‌نگاهی به کیانوش عیاری سعی کرده فیلم کوتاه مستقلی از دل سکانس‌های مشخص فیلم «بودن یا نبودن» بسازد.

به نظرم مکری در این فیلمش جنبه دیگری از فیلم مستند را مقابل چشمان تماشاگر می‌گذارد. او جدای از این که تلاش کرده فیلمی مستند بسازد، اتفاقا یک فیلم کوتاه آموزشی نیز ساخته است. (بگذریم که از ابتدا پیشنهاد ساخت این 2 فیلم به این 2 کارگردان با توجه به جنبه آموزشی آن شکل گرفته است.)

سکانس‌‌های پله در فیلم «بودن یا نبودن» با بازی عسل بدیعی همان جزیی است که باعث شده مکری به خاطر آن هم به تکنیک ساخت فیلم خودش توجه کند، هم به روند جراحی اعضا در ایران بپردازد و هم این که درباره تکنیک کارگردانی کیانوش عیاری فیلمی ساخته باشد.

در پایان این که زمانی می‌توان گفت مکری از شکل ایده‌ یک پلکان در فیلم به یک کلیت رسیده که جوان 11 ساله پذیرنده قلب که حالا بزرگ شده از پایین همان پله‌ها توپ را می‌گیرد و یک‌نفس خود را به بالای پله‌ها می‌رساند.

او در واقع آن روی دیگر (ورژن)‌ زندگی عسل بدیعی در آن فیلم است که بسختی‌ پله‌ها را طی می‌کند. در هم تنیدن این صحنه‌ها، انسجام خاصی به مستند مکری بخشیده است که نشان‌دهنده ذهن فعال اوست.

کودکی نیمه‌تمام

با فاصله کمی بعد از فیلم او «کودکی نیمه‌تمام» را می‌بینیم؛ یک مستند نیمه‌بلند که به بررسی آثار و و زندگی کیومرث پوراحمد می‌پردازد. اسدی، کارگردان فیلم‌هایی چون خاطره ازلی، نوستالژی، محبوب، برکه کهن و رویای سنجاقک است. این آخری برنده جایزه بهترین فیلم تجربی در جشنواره سینمای جوان و برنده جایزه هیات داوران در یکی از جشنواره‌های فرانسه است.

اسدی، تدوین مجموعه‌های تلویزیونی مسافر (سیروس مقدم)‌، وکیل و آواز مه (حسینعلی لیالستانی)‌ را نیز در کارنامه خود دارد. مستند نیمه‌بلند او درباره زندگی کیومرث پوراحمد است؛ کودکی و خاطره‌های او در اصفهان. بخش اعظم فیلم او مثل بیشتر فیلم‌های مستند ایرانی پر از دیالوگ است.

این الزاما هم بد نیست، اما اگر بخواهیم این فیلم را با فیلم مکری مقایسه کنیم، آشکار است که مستند اسدی، مستندی پرتره (چهره‌نگارانه)‌ است، اما مستند مکری نه. چون اسدی خواسته از کلیت به جزء برسد و تا حدودی در این زمینه موفق بوده است. مکری شیوه کارگردانی عیاری را به ما نشان می‌دهد، اما اسدی نه.

مدت زمان اختصاص داده شده به فیلم اسدی کمی طولانی است و باعث خستگی تماشاگر می‌شود و در طول فیلم تماشاگر این حس را دارد که کارگردان اطلاعات زیادی درباره سوژه‌اش به دست آورده است، اما تنها برای این که به اصل ماجرا وفادار بماند، از تمام آن اطلاعات بدون برنامه‌ریزی استفاده کرده است و این باعث شده مستند او کمی دچار سردرگمی شود. نکته دیگر این‌که مستند او با هدف آموزشی ساخته شده، اما چنین هدفی را در فیلم کودکی نیمه‌تمام نمی‌بینیم.

پوراحمد مقابل دوربین شروع به گفتگو می‌کند، از دوران کودکی خود و این که چگونه کارگردان شده و توانسته فیلم بسازد. کودکی نیمه‌تمام با این که مستند نسبتا بلندی است، اما به آن بعد از زندگی پوراحمد که تاکنون درباره آن نشنیده‌ایم، کمتر می‌پردازد.

آنچه می‌بینیم و یا می‌شنویم، تکرار همان چیزهایی است که درباره پوراحمد می‌دانیم. اسدی تلاش نکرده با یک مقدمه‌چینی جدید وارد زندگی پوراحمد شود، او راحت‌ترین راه را برگزیده است.

مریم درستانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها