نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد.
سلام شترگاوپلنگیها، چه خبر؟ خوش که میگذرد انشاءالله؟ امیدوارم. از حال ما اگر بپرسید، باید بگویم ما هم خوبیم. هر چند آخر این جمله گاهی اوقات باید بنویسم «اما تو باور مکن!». ولی این جزو استثناءهاست و استثناء را نمیشود، به همه زندگی تعمیم داد.
کد خبر: ۱۹۶۳۰۱
خب این هفته، باز نوبت مسافر خاکآلود است که با نامهاش هم کلی متعجبم کرد، هم کلی ذوقزده. متعجب به خاطر این که گفته بود، چرا دیر به نامهاش جواب دادم. در حالی که من به محض رسیدن نامه جوابش را نوشتم و ذوقزده چون بالاخره این مسافر خاکآلود تصمیم گرفته خاکهای نشسته روی روحش رو بتکاند و یک تکانی به خودش بدهد. به خاطر همین میخواهم به همه پیشنهاد بدهم، به افتخار این حرکت مسافر خاکآلود براش یک هورا بکشید. به هر حال من و کافه کاغذی که کشیدیم!
دوست خوبم، نامهات بعد از مدتها دوباره توانست مرا خوشحال کند. امیدوارم این حرفهایی که میزنی جدی باشد و با بروز اولین مشکل دوباره تمام آنها از یادت نرود.
امیدوارم بالاخره بعد از این چند سالی که خیلی سختی کشیدی و تنها بودی و با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم میکردی. بالاخره بتوانی طعم واقعی شادمانی را بچشی.
اگر با تمام وجودت این شادمانی را بطلبی مطمئن باش که این اتفاق میافتد. من به تو قول میدهم.
من و همه نسل سومیهایی که الان دارند، این صفحه را میخوانند، برای تو دعا میکنیم و در کنارت هستیم. دعا میکنیم شادی و سر زندگی به سراغت بیاید و تو بتوانی «بودن» را همان جور که هست تجربه کنی. دعا میکنیم بالاخره این ابرهای تیره کنار بروند و تو بتوانی معنای آفتاب را درک کنی.
باور کن در این صورت تمام جهان در نگاه تو خلاصه میشود و تو میشوی همه جهان. خب انگار خیلی احساساتی شدم.
مرا ببخشید، آخه خیلی خوشحالم. هر کدام از شما که برایم نامه مینویسید و میگویید؛ تصمیم گرفتهاید زندگی را همان جوری که هست بپذیرید و راه و روش مدارا و بهره بردن از آن را یاد بگیرید، من به اندازه یک دنیا خوشحال میشوم.
انگار خدا همه چیزهایی را که دلم میخواست، نصیبم کرده است. آن وقت به قول کافه با دمبم گردوی تویسرکانی میشکنم و روی ابرها سیر میکنم. البته مسافر خاکآلود، من حدس میزدم که تو از دست آن حرفهای من ناراحت شوی.
حق هم داشتی چون من کمی عصبانی شدم و احساس کردم تو دوباره میخواهی خودت را درگیر یک ماجرای بیهوده کنی.
برای کسی که به گفته تو بالاخره تصمیمش را عملی کرد متاسفم. ولی اگر او واقعا اینقدر ضعیف بوده که در نهایت به چنین راهی متوسل شده، دیگر نمیتوان برایش افسوس چندانی خورد.
بالاخره انتخابی است که خودش کرده و هیچکس در این زمینه مقصر نیست.
خب، همگی پیروز باشید و سرفراز. منتظر نامههایتان میمانم. همیشه تا ابد! تا هفته بعد درود و بدرود.