بنکی، دخترکی کمسن و سال و رنگ پریده با خالکوبیهایی که تقریبا تمامی دستان او را پوشاندهاند برای آن که به عضویت یکی از گروههای خیابانی آمریکایلاتین درآید به رابطه غیراخلاقی با رئیس گروه تن داد.
رهبر این گروه که مارا سالواتروچا نام دارد و یکی از خشنترین گروههای خیابانی گواتمالاسیتی، پایتخت گواتمالا تلقی میشود بنکی را که در آن زمان فقط 14 سال داشت به جیببری در اتوبوسها، چنگ زدن و دزدیدن گردنبندهای طلای زنان رهگذر و حتی کشتن دختر جوانی که عضو یکی از گروههای خیابانی رقیب بود، واداشت. او همیشه مطیع اوامر بود.
کد خبر: ۱۶۹۰۰۶
بنکی در توضیح علت پیوستناش به این گروه میگوید: فکر میکردم با این کار خانوادهای خواهم داشت. میافزاید: به دنبال یافتن محبت گمشدهای بودم که همیشه به آن احساس نیاز میکردم اما آنها به اشکال مختلف از من سوءاستفاده میکردند.
وقتی او 5 سال پیش سعی کرد از گروه خارج شود همکارانش او را با شلیک 5 گلوله هدف قرار دادند. آثار زخمهای آن حادثه هنوز براحتی روی بدن او قابل مشاهده است. او قبل از آن که دوباره بتواند روی پای خود بایستد 9 ماه در بیمارستانی دولتی بستری بود و تحت درمان قرار داشت.
اگرچه سرگذشت بنکی دلهرهآور به نظر میرسد اما این موردی نادر و نامتعارف نیست. این روایتی است که تمامی دخترکان جوان عضو گروههای خیابانی در کشورهایآمریکای لاتین قرائتی نزدیک به آن را بازگو میکنند. تازهواردها برای یافتن جایگاه خود در گروه باید بدزدند، بجنگند و بکشند.
هیچ گواهی که مبین سهم دخترانی چون بنکی که اغلبشان زیر 18 سال سن دارند از ترکیب گروههای جنایتکار خیابانی آمریکای لاتین باشد در دست نیست اما این نکته که دختران جوانی که به عضویت این گروهها در میآیند خود به قربانیانی در داخل این گروهها تبدیل میشوند مورد اجماع کارشناسان امنیتی است.
اوا وارنر، سفیر سوئد در گواتمالا میگوید: تعداد دخترانی که به عضویت گروههای خیابانی در میآیند به شکلی دور از انتظار افزایش یافته است. میافزاید: این مساله حتی برای کارشناسان شگفتآور است و نشان میدهد که دولت گواتمالا هرچند به دنبال سرکوب این گروهها است لیکن نتوانسته به درکی منطقی از علت ظهور این گروهها برسد.
دولت گواتمالا اخیرا به تامین بودجه لازم برای انجام تحقیقاتی پیرامون ماهیت این گروهها که مصاحبه با بیش از هزار عضو کنونی و پیشین گروههای خیابانی را در کشورهای مختلف آمریکای لاتین شامل میشد، کمک کرد. یکی از نتایج بدست آمده در این تحقیقات این بود که زنان 40 درصد از اعضای این گروهها را تشکیل میدهند و برای اولین بار گروههایی ظهور یافتهاند که تمامی اعضایشان را زنان و دختران جوان تشکیل میدهند.
گروههای جنایتکار خیابانی آمریکایلاتین که عامل بروز موجی از خشونت در گواتمالا، السالوادر، هندوراس، مکزیک و حتی نواحی جنوبی ایالاتمتحده بودهاند براساس پارهای گمانهزنیها نزدیک به 100 هزار عضو دارند. از این بین تعداد به نسبت اندکی در گروههای زنان که همه اعضایش زن هستند و توسط زنان هدایت و رهبری میشوند، عضو هستند.
مهمترین علتی که باعث میشود دختران جوان به سوی گروههای خیابانی متمایل شوند شرایط سخت زندگی، محروم بودن از داشتن خانواده یا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن است.
گوتبلو سیفوانتای، از اعضای پیشین یکی از گروههای خیابانی گواتمالا که پروندهای قطور در زمینه بزهکاری دارد و اکنون به خدمت دولت درآمده تا اعضای این گروهها را به سوی زندگی بهتر در سایه قانون جذب کند، میگوید: اعضای این گروهها وقتی دختر مورد ضرب و شتم پدر قرار میگیرد به او سرپناهی میدهند. میافزاید: با این حال اگر این دختران از دستورات رئیس گروه متابعت نکنند به شدت تنبیه شده و حتی ممکن است به قتل برسند.
نقشی که دختران عضو گروه ایفا میکنند به مراتب فراتر از پخت و پز، شستشوی لباس پسران هم گروه و برآوردن نیازهای غیراخلاقی آنها است. دختران وقتی پلیس دست به اجرای طرحهای سرکوب و مهار گروههای جنایتکار میزند با سهولت بیشتری در خیابانها تردد میکنند و جریان توزیع مواد مخدر را برقرار نگاه میدارند.
بنکی که چهار بار به زندان افتاده واکنون 23ساله است در حال تجربه کردن فاز جدیدی در زندگی خود است که دشواریهایش از دورانی که در خدمت گروه مارا سالواتروچا بود، کمتر نیست. او که بهدلیل جراحتهای ناشی از گلولههای شلیک شده به بدنش لنگلنگان راه میرود به فروش شکلات در اتوبوسهایی که سابق در آنها جیببری میکرد، مشغول است چرا که خالکوبیهای روی بدنش مانع از آن است که بتواند کاری دولتی پیدا کند.
به گفته او اکثر اعضای گروهش در تبادل آتش با نیروهای پلیس کشته شدهاند اما یکی از معدود اعضای در قید حیات گروه مدتی قبل بنکی را در خیابان دید و اندکی بعد درصدد قتلش برآمد اما او جان سالم بدر برد.
نگاهی به دوران کودکی بنکی دریچهای به عللی میگشاید که باعث شد او و دختران دیگر جذب گروههای خیابانی شوند. میگوید زندگی در خیابانها را از 6 سالگی و به همراه برادرش که چند سالی از او بزرگتر بود، شروع کرد. نمیداند چه بر سر مادرش آمده اما به یاد میآورد که پدرش علاقهای به نگاهداری آنان نداشت. برادرش وقتی او 12 ساله بود توسط یکی از اعضای گروه خیابان هجدهم کشته شد که همین مساله بنکی را در جستجوی عشق و پذیرفته شدن در مسیر پیوستن به بزرگترین گروه خیابانی گواتمالاسیتی قرار داد.
او سعی کرد با دختران دیگری که به عضویت مارا سالواتروچا درآمده بودند، رابطه برقرار کند. به او گفته شد کافی است با رئیس گروه صحبت کند. همه چیز خیلی زود اتفاق افتاد و بنکی وقتی به خود آمد که بزهکاری تمام عیار بود. در زندان زنان سانتا ترزای گواتمالاسیتی براحتی میتوان نشانههای امید و ناامیدی را در کنار هم دید. در حالی که برخی زنان با ناامیدی انتظار پایان محکومیت را میکشند گروهی دیگر به روزهای بعد از زندان به دیده فرصتی تازه برای ساختن آیندهای جدید مینگرند. با این حال ماندن در مسیر مستقیم کار آسانی نخواهد بود.