تهیه‌کننده مستند پرمخاطب شبکه امید از جزئیات تولید فصل دوم آن می‌گوید

«زنگ امید»؛ روایتگر نسلی از جنس خلاقیت

فیلم های آخر هفته تلویزیون
مجموعه مستند اجتماعی «زنگ امید» پس از استقبال مخاطبان در فصل نخست، با پخش فصل دوم و در ۲۰ قسمت روی آنتن می‌رود تا بار دیگر با به تصویر کشیدن تلاش، خلاقیت و اراده دانش‌آموزان سراسر کشور، ثابت کند موفقیت محدود به امکانات کلانشهر‌ها نیست و در دل کوچک‌ترین مدارس و روستا‌های دورافتاده نیز جوانه می‌زند. این برنامه در فصل جدید با مرور روایت‌های پیشین و معرفی چهره‌های تازه از شهر‌هایی نظیر بروجرد، ساری، پیشوا، بروجن، مشهد و تهران، داستان واقعی پیشرفت نوجوانان را روایت می‌کند.
کد خبر: ۱۵۶۷۱۰۰
امید نعیمی‌خرد، تهیه‌کننده مستند، درباره انگیزه ساخت فصل جدید به جام‌جم گفت: «ما بازخورد خیلی خوبی هم از خود نوجوانانی که سری قبلی مستندهای‌شان ساخته شد، گرفتیم؛ هم از خانواده‌ها و اطرافیان‌شان و هم از مخاطبان عام و اهالی فرهنگ و رسانه که کار را دیده بودند. من خودم فکر نمی‌کردم این بچه‌ها آن‌قدر انگیزه بگیرند. این‌که یک تیم از سمت صداوسیما بیاید پای قصه آنها بنشیند، ضبط کند و فیلم زندگی‌شان را بسازد و پخش کند، برای‌شان بسیار امیدبخش بود.»

او با اشاره به تأثیر این مستند بر خودباوری دانش‌آموزان افزود: «مربی سه تا از این دانش‌آموزان بعد از پخش کار به ما گفت که این بچه‌ها با یک انرژی چندبرابری و با جدیت خیلی بیشتری درگیر پروژه‌های جدید شدند و همین گروه بعدا در مسابقات نوجوان خوارزمی شرکت کرد و مدال طلا و سهمیه کنکور گرفت.»

نعیمی‌خرد با تأکید بر هدف این برنامه در برابر هجمه سیاه‌نمایی‌ها ادامه داد: «هدف زنگ امید این است که به نوجوانان و دانش‌آموزان امید بدهد. در این حجم از اخبار منفی و تصاویر تیره و تاریک از آینده، ما این مستند را ساختیم تا به بچه‌ها نشان دهیم نمونه‌های موفقی وجود دارند که تلاش می‌کنند و می‌ایستند. مسأله امید یک مسأله مقطعی نیست که بگوییم شش ماه امید می‌دهیم و بعد رها می‌کنیم؛ این بحث باید ادامه داشته باشد و ما تازه اول راهیم.»

او همچنین درباره کشف قصه‌های تازه بیان کرد: «نوجوان‌ها بی‌نهایت قصه دارند و هرچه بیشتر کار تولید بکنیم، هم جامعه متنوع‌تری از نوجوانان ایرانی را پوشش می‌دهیم و به‌عنوان الگو معرفی می‌کنیم و هم اثر تربیتی‌اش بیشتر می‌شود. این مستند پتانسیل تبدیل شدن به یک برند را دارد و تفاوت این فصل با قسمت‌های قبلی این است که سراغ موضوعات جدیدتری مثل رباتیک و محیط‌زیست و شهر‌های جدید رفته‌ایم.»
 
چالش‌های تولید زنجیره‌ای و لوکیشن‌های پراکنده

این تهیه‌کننده درباره سختی‌های تولید مستند در شهر‌های مختلف گفت: «این پروژه به‌دلیل تنوع جغرافیایی، سفر کردن‌ها و لزوم هماهنگی با تعداد زیادی از آدم‌ها بسیار پیچیده است. در هر شهر باید با خانواده‌ها، کادر مدرسه، مسئولان محلی و حتی فامیل هماهنگی انجام دهیم. مستند ویژگی غیرقابل‌پیش‌بینی بودن دارد؛ گاهی موقع ضبط، سوژه حال مساعدی ندارد، یا شرایط آب‌وهوایی نامساعد و قطعی برق برنامه ما را به‌هم می‌ریزد.»

او افزود: «یکی از سختی‌های دیگر کار این بود که باید یکدستی کار را حفظ می‌کردیم؛ چرا که سوژه‌ها، داستان‌ها، لحن، میزانسن، نوع مصاحبه گرفتن، حجم آرشیو و ریتم تدوین در میان چند کارگردان مختلف متفاوت بود و تلاش کردیم این انسجام حفظ شود.»
 
چالش‌های مالی و انتخاب سوژه‌های نخبه

نعیمی‌خرد درباره دغدغه‌های مالی این دست آثار ادامه داد: «رویکرد مالی و حمایت نهاد‌ها از آثار نوجوانان به اندازه کافی نیست. وقتی می‌بینیم سبد محصولات فرهنگی نوجوانان سهم کمی از تولیدات دارد، یعنی دستگاه‌های فرهنگی اهمیت کمتری می‌دهند و کار تهیه‌کنندگان سخت‌تر می‌شود.»

او درباره سختی انتخاب سوژه‌ها افزود: «انتخاب سوژه‌ها یکی از مراحل سخت کار بود؛ باید سراغ دانش‌آموزان نخبه‌ای می‌رفتیم که وسیله‌ای ساخته یا مسأله‌ای را حل کرده بودند. پیدا کردن این بچه‌ها و متقاعد کردن‌شان برای همراهی با تیم تولید، به‌دلیل اهمیت زمان برای آنها کار چالشی‌تری بود، اما بازخورد‌های مثبت باعث شد مصمم‌تر پیش برویم.»
 
نامگذاری معنادار و اهمیت الگوسازی برای نوجوانان

او درباره علت نامگذاری این برنامه گفت: «چون سوژه‌ها و مخاطبان اصلی ما دانش‌آموزان هستند و فضای کار در مدرسه جریان دارد، گفتیم این برنامه می‌تواند در کنار زنگ‌های ریاضی، علوم و دین و زندگی، به‌عنوان یک زنگ به نام زنگ امید تعریف شود تا بچه‌ها با قصه‌های هم‌سن‌وسالان خود آشنا شوند و امید بگیرند.»
نعیمی‌خرد در پایان درباره تأثیر پخش تلویزیونی این مستند بیان کرد: «این کار خیلی مؤثر است؛ چرا که خود این سوژه‌ها و الگو‌ها دقیقا هم‌سن مخاطب اصلی مستندند. بچه‌ها از تلویزیون قصه واقعی کسی مثل خودشان را می‌بینند که با چه شرایطی تلاش کرده، شکست خورده و موفق شده است و این «شدنی بودن» ایده‌ها، الگوی خوبی برای نسل نوجوان خواهد بود.»
 
وقتی «روایت پیشرفت» از زنگ مدرسه آغاز می‌شود

حسام مدحت - فعال رسانه: سال‌هاست در میدان جنگ روایت‌ها، تصویری یک‌سویه از انقلاب اسلامی به افکار عمومی عرضه می‌شود؛ تصویری که در آن هر ضعف، نشانه ناتوانی و هر مسأله، دلیل شکست معرفی می‌شود. در این میان، جریان روشنفکری و غرب‌زده داخلی نیز آگاهانه به بازتولید همین تصویر یاری رسانده است؛ تصویری که در آن، ایران همواره چشم به بیرون دارد و برای استقلال، تولید و پیشرفت، محتاج نسخه‌ای از غرب است. غرب‌زدگی فقط شیفتگی به یک جغرافیا نیست؛ پیش از آن، نوعی باور به ناتوانی و وابستگی خویش است. در چنین نگاهی، استعداد ایرانی زمانی معنا پیدا می‌کند که در بیرون از مرز‌ها شناخته شود و پیشرفت زمانی معتبر است که از آن سوی جهان، تایید شده باشد.

«روایت پیشرفت» در نقطه مقابل این ذهنیت وابسته ایستاده است؛ روایتی از ظرفیت‌های انقلاب اسلامی، خروج از وابستگی و بازگشت به یک آرمان و باور فراموش‌شده: «ما می‌توانیم.» بنابراین از مسائل امروز ما کمبود پیشرفت نیست، بلکه کمبود روایت پیشرفت است؛ و چه چیزی عینی‌تر و گویاتر از روایت دانش‌آموزانی که امروز در گوشه‌وکنار همین سرزمین مشغول ساختن هستند؟ کافی است دوربین از تهران فاصله بگیرد و به بروجن، بروجرد، ساری، پیشوا، مشهد و شهر‌ها و روستا‌های کمتردیده‌شده برسد تا تصویری دیگر از ایران پیش چشم مخاطب قرار گیرد؛ ایرانی که استعداد در آن جغرافیا نمی‌شناسد و نخبگی، ملک اختصاصی پایتخت و مدارس برخوردار نیست.

اینجاست که زنگ امید به یک پاسخ عینی و نه شعاری به ذهنیت غرب‌زده تبدیل می‌شود. یک روایت می‌گوید برای پیشرفت باید چشم به بیرون داشت؛ دوربین زنگ امید، اما به مدرسه ایرانی می‌رود و نوجوانی را نشان می‌دهد که در یک کارگاه کوچک، رویای ساخت خودروی خودران دارد.

ماهان نبیان در بروجن، در کارگاه مزرعه ایده‌های تازه‌ای را دنبال می‌کند؛ نوجوانی دیگر به پرورش مگس سرباز سیاه می‌اندیشد؛ سیده‌نرگس بخشیان دغدغه محیط‌زیست شهرش را دارد و آنیسا مصطفوی با استفاده از فناوری نانو، به‌دنبال راهی برای کاهش رنج بیماری مادرش است.

زنگ امید از این منظر، صرفا یک مستند درباره چند دانش‌آموز موفق نیست؛ نقدی تصویری بر یک ذهنیت تاریخی است؛ ذهنیتی که سال‌ها ایران را سرزمین مصرف و تقلید می‌خواست و نخبگی را در فاصله گرفتن از متن جامعه تعریف می‌کرد. در مقابل، این مستند نشان می‌دهد نخبه می‌تواند در مدرسه‌ای معمولی، در شهری کوچک و در میان خانواده‌ای بی‌ادعا رشد کند؛ کافی است استعداد دیده شود، فرصت پیدا کند و مهم‌تر از همه، به او اعتماد شود.

اینجاست که روایت پیشرفت به روایت هویت پیوند می‌خورد. نوجوانی که خود را ناتوان نمی‌بیند، دیگر تماشاگر تاریخ نیست؛ او می‌خواهد تاریخ را بسازد. به‌جای آن‌که قهرمان پیشرفت را همیشه در آن سوی مرز‌ها جست‌و‌جو کند، قهرمان را در آینه خود و هم‌نسلانش می‌بیند؛ در نیمکت کناری، در مدرسه روستای همسایه یا در کارگاه کوچکی در گوشه‌ای از این سرزمین.

امروز بیش از هر زمان دیگری به روایت‌هایی نیاز داریم که امید را نه با شعار، بلکه با واقعیت بسازند؛ روایت‌هایی که در برابر تصویر‌های یاس‌آلود روشنفکران بایستند و نشان دهند ایران فقط مجموعه‌ای از مشکلات حل‌نشده نیست. ایران، همان نوجوانی است که در سکوت یک کارگاه کوچک، مسأله‌ای را فهمیده و برای حل آن دست به کار شده است؛ همان دانش‌آموزی که شاید هنوز نامش را کمتر شنیده باشیم، اما می‌تواند بخشی از آینده این سرزمین را بسازد.

شاید زنگ امید در ظاهر با صدای زنگ مدرسه آغاز شود، اما در معنای عمیق‌تر، صدای بیدار شدن نسلی است که می‌خواهد خودش را باور کند؛ نسلی که نمی‌خواهد صرفا مصرف‌کننده علم و فناوری دیگران باشد، بلکه می‌خواهد مسأله ببیند، راه‌حل پیدا کند، تجربه کند، شکست بخورد، دوباره برخیزد و بسازد.

از همین‌رو، تماشای زنگ امید فقط تماشای چند داستان موفقیت دانش‌آموزی نیست؛ تماشای بخشی از تصویری است که شاید در هیاهوی روایت‌های منفی کمتر دیده‌ایم؛ تصویر ایران مستقل و قوی.

تماشای این مستند، فرصتی است برای دیدن نوجوانانی که به‌جای آن‌که منتظر نسخه‌های باطل غربی بمانند، همین امروز بخشی از پیشرفت کشور را سهیم هستند؛ برای دیدن این‌که چگونه استعداد، وقتی با ایمان و عقیده، فرصت و اراده همراه می‌شود، می‌تواند از یک مدرسه کوچک تا ساختن آینده یک کشور امتداد پیدا کند.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها