در این مسیر، تفاوتی نمیکند که آن رسانه رسالت فرهنگی و تربیتی برای خود تعریف کرده باشد یا در زمره رسانههایی باشد که بر مدار مباحث اقتصادی، کسب درآمد، مراودات تجاری و جذب آگهیهای تبلیغاتی حرکت میکنند؛ چرا که همه این رسانهها با هر خاستگاه و انگیزهای که پا به میدان گذاشته باشند، در وهله نخست میخواهند دیده شوند و دقیقا در پرتو همین دیده شدن است که میتوانند به اهداف و مقاصد نهایی خود دست یابند. در این میان، اساسیترین مقولهای که با دیده شدن و جلب توجه مخاطب به منصه ظهور میرسد، بحث اعتبار رسانه است.
این اعتبار رسانهای، معلول سلسلهعواملی است که میتوان به یکایک آنها پرداخت و مورد واکاوی قرار داد. شاید بتوان گفت مهمترین عاملی که موجب ایجاد، تقویت و بقای اعتبار یک رسانه میشود، همان اصل صداقت و حقیقتمداری است. نکته بسیار حائز اهمیت این است که با رجوع به متون دینی و آموزههای اسلامی درمییابیم اصلیترین و بنیادیترین توصیه در حوزه خبر، اطلاعرسانی و فرآیند ارسال پیام، دقیقا بر محور صداقت، راستگویی و حقمداری استوار شده است. همین پایبندی عملی به اصل حقمداری است که در بسیاری از مواقع، حجم انبوهی از چالشها و تنگناهای پیش روی رسانه را کاهش میدهد، از آسیبها و بحرانهایی که گریبانگیر رسانهها میشود میکاهد و بستری فراهم میکند که رسانه بتواند از دوام، ثبات و ماندگاری واقعی در تاریخ فعالیت خود برخوردار شود. دقیقا به همین دلیل است که شاید بزرگترین ادعای هر رسانهای برای ارتقای اعتبار خویش در نزد افکار عمومی و نخبگان، تمسک به همین اصل حقمداری است. این موضوع در نگاه دینی و نظام ارزشی ما ضریب بسیار بالاتری پیدا میکند؛ چرا که ما افزون بر آن رویکرد حرفهای که مبتنی بر سود و خواستهای مادی و سازمانی شکل میگیرد، نگاهی عمیق، اعتقادی، ارزشی و تکلیفمحور نیز به این مقوله داریم.
جدای از بحث حقمداری، تمامی عوامل و متغیرهای دیگر نیز در افق حقمداری تعریف و تحلیل میشوند و ریشه اصلی همه آنها در نهایت به همین مسأله بازمیگردد. در کنار این اصل محوری، میتوان سه رکن اساسی را در چرخه ارتباطی برشمرد؛ نخست فرستنده که باید دارای ویژگیها و شرایط معینی باشد، دوم پیام که باید از ساختار و مختصات ویژه برخوردار باشد و سوم فرآیند کلی که باید بهگونهای مدیریت شود که خروجی آن به تولید و تثبیت اعتبار پایدار برای رسانه بینجامد.
اگر بحث را از نقطه آغازین یعنی مبحث فرستنده پیام شروع کنیم، باید گفت که فرستندهها در زمان تولید و بازنمایی پیام دستشان باز است و میتوانند از ترفندهای متعددی استفاده کنند؛ بهویژه در عصر حاکمیت فناوریهای نوین و ابزارهای هوش مصنوعی که امکان دخل و تصرف در دادهها را تسهیل کرده است؛ فرستندگان میتوانند جهتگیری پیام خود را بر موجهایی تنظیم کنند که کاملا با متن واقعیت بیگانه باشد و در حقیقت به یک پیام ساختگی، بیپایه و جعلی یا همان فیکنیوز تبدیل شود. در بسیاری از موارد، رسانهها بهخاطر دستیابی به منافع زودگذر، جلب توجه سریع مخاطب یا تحقق اغراض و اهداف خاص سیاسی، امنیتی و فرهنگی در مقطعی مشخص، به چنین اقداماتی دست میزنند. بهعنوان نمونه ممکن است در شرایط امروز جامعه، عدهای به بهانههای خاص صرفا برای برهم زدن آرامش روانی و عمومی و ایجاد فضایی ملتهب و تنشآلود، اقدام به ساخت و بازنشر اخباری جعلی کنند تا بر مبنای این فیکنیوزها، سناریوها و نیات پشتپرده خود را پیش ببرند اما واقعیت این است که در افق بلندمدت، تکیه بر چنین شیوههایی، بازی کردن با سرمایه اصلی و اعتبار بنیادین خود رسانه است. ممکن است این دروغپردازی و وارونهنمایی در یک شرایط بحرانی و هیجانی، تأثیری آنی و کوتاهمدت بر جای بگذارد اما در درازمدت ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پایگاه اجتماعی آن رسانه وارد میآورد. این رویکرد را میتوان در شبکههایی مثل ایراناینترنشنال بهوفور مشاهده کرد که حجم بالایی از اخبار خود را با همین ماهیت تولید میکنند و سالها روی ادعاهای نادرست خود مانور تبلیغاتی میدهند.
کانون اصلی ماجرا به خود پیام و کیفیت مهندسی آن بازمیگردد؛ جایی که به باور من، ریشه اصلی شکلگیری اعتبار یا تخریب آن رقم میخورد و تمامی فنونی که فرستنده برای دگرگونسازی، جهتدهی و خارج کردن پیام از مدار واقعیت عینی به کار میبندد، در همین مرحله بهوقوع میپیوندد. پیام رسانهای میتواند در اتاقهای خبر بهگونهای مهندسی شود که یک واقعیت ثابت را از زاویهای کاملا متفاوت و حتی وارونه به مخاطب بنمایاند. در نظریههای ارتباطات مثالهای فراوانی برای تبیین این پدیده وجود دارد. بنده در این خصوص معمولا به این تمثیل اشاره میکنم که تصور کنید برخی کلاسهای درس تنها یک پنجره رو به بیرون دارند؛ اگر از بیرون و از یک زاویه خاص به داخل کلاس نگاه کنید، ممکن است فضا بهگونهای به نظر برسد که تمام صندلیها پر و کلاس مملو از دانشجوست، در حالیکه اگر زاویه ایستادن خود را اندکی تغییر دهید و از همان پنجره با دید دیگری به درون کلاس بنگرید، ممکن است به نظر برسد کلاس خالی است و احدی در آن حضور ندارد. این تمثیل به بهترین شکل بیانگر کارکرد دروازهبانی خبر، مدیریت پیام و چینش گزینشی واقعیتهاست که رسانهها بر پایه آن، پیام خود را قاببندی و آماده انتشار میکنند. البته رسانهها همواره اصرار دارند به مخاطب القا کنند که پیام را مستقیما از متن واقعیت برگرفتهاند و بدون هیچ فیلتر یا دیدگاه جهتداری، آینهای بیغلوغش از واقعیت هستند اما حقیقت این است که اثبات چنین ادعایی نیازمند گذشت زمان، راستیآزمایی مستمر و سنجش دقیق سوابق عملکردی رسانه است تا عیار صداقت آن مشخص شود.
بخش سوم این زنجیره به حوزه مخاطب و گیرنده پیام اختصاص دارد. با وجود اینکه در نگاه نخست شاید تصور شود اختیار تام با مخاطب است و اوست که قضاوت نهایی را انجام میدهد اما واقعیت این است که یکی از پیچیدهترین بخشهایی که رسانههای مدرن روی آن سرمایهگذاری میکنند، همین حوزه گیرنده است. در بسیاری از موارد مشاهده میشود که فرستنده و ساختار ظاهری پیام، از خطای فاحش یا کذب آشکار دوری میکنند اما رسانه با خلق گفتمانهای ویژه، فضاسازی معنایی و بهرهگیری از تکنیکهای پیشرفته نشانهشناسی، فضا را بهگونهای هدایت میکند که یک پیام یکسان، در میان دو گروه از مخاطبان با نگرشهای متفاوت، دو خوانش و ادراک متضاد ایجاد کند. متأسفانه عملیات روانی بر گیرنده به نقطهای رسیده که در رفتارهای میدانی مشاهده میشود برخی افراد اساسا تمایلی به شنیدن واقعیت ندارند، بلکه از شنیدن دروغ و اکاذیب خرسند میشوند. برای نمونه در مواجهه با برخی جریانات مانند جریان سلطنتطلب دیده میشود که خود این افراد در ضمیر ناخودآگاه خویش به کذب بودن ادعاهای مطرح شده در شبکههای معاند واقف هستند اما صرفا به این دلیل که آن گزارههای دروغین با تمایلات، نفرتها و بغضهای درونیشان تطابق دارد، حقیقت را نادیده میگیرند و جعلیات را بازگو میکنند؛ مثلا مشتاق هستند شایعه کنند که فرزند فلان مسئول ارقام نجومی اختلاس کرده است؛ در حالیکه حتی اگر آن فرد و پیشینه او را از نزدیک بشناسند و به پاکدستی او یقین کامل داشته باشند، باز هم بهدلیل ارضای هیجانات شخصی، ترجیح میدهند همان شایعه و روایت دروغین را باور کرده و در فضای عمومی دامن بزنند.
در جمعبندی نهایی، باید تأکید کرد که ستون فقرات و جوهره حقیقی اعتبار در هر رسانهای به شاخصههای حقانیت، صداقت و راستی بازمیگردد. هر رسانهای متناسب با نوع ساختار فرستنده، ویژگیهای پیام و شیوه تعامل با گیرنده، میکوشد تا وانمود کند رویکردی کاملا شفاف، حرفهای و منصفانه دارد. با اینحال در این فرآیند پیچیده، ظرافتهای بیشماری وجود دارد و تنها متغیر سرنوشتسازی که میتواند جامعه را در برابر این فریبکاریها مصون بدارد و راهگشا باشد، مقوله بنیادین ارتقای سواد رسانهای در میان تمامی اقشار مخاطبان است. سواد رسانهای است که میتواند بهعنوان درمان اصلی آسیبها، پادزهر اخبار جعلی و ابزار آشکارسازی شگردهای بازنمایی کاذب عمل کند و در نهایت، اعتبار رسانه را به حقیقت ذاتی و عینی پدیدهها پیوند بزند.
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد
اصغر شرفی در گفتوگو با جام جم:
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در گفتوگوی تفصیلی با «جام جم»:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد