از سرگیری کنسرت‌های موسیقی در سالن‌های ۱۵۰۰ نفری تهران
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛

از سرگیری کنسرت‌های موسیقی در سالن‌های ۱۵۰۰ نفری تهران

گفت‌وگوی «جام‌جم» با رهبر و خواننده «کنسرت ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی»

نسل جوان با موسیقی ایرانی بیگانه نیست

موسیقایی
پروژه موسیقایی «دلشدگان» با محوریت اجرای موسیقی فیلم‌های ماندگار «دلشدگان» و «مادر» ساخته زنده‌یاد علی حاتمی و بزرگداشت هنرمندانی چون حسین علیزاده و ارسلان کامکار در تالار وحدت روی صحنه می‌رود.
کد خبر: ۱۵۶۶۱۳۲
نویسنده آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
 
در این اجرا، موسیقی فیلم‌های دلشدگان و مادر و همین‌طور قطعاتی از بزرگان موسیقی اصیل ایرانی ازجمله روح‌الله خالقی، علی تجویدی و حسینعلی ملاح با همراهی ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی روی صحنه خواهند رفت. رهبری این اجرا را محمدرضا عزیزی به عهده دارد و پوریا اخواص نیز به‌عنوان خواننده در این پروژه موسیقایی حضور خواهد داشت. دلشدگان تلاشی است برای بازخوانی و اجرای دوباره بخشی از موسیقی ماندگار سینمای ایران و ایجاد پیوند میان میراث موسیقی و سینما برای نسل‌های مختلف. آنچه در پی می‌آید حاصل گفت‌وگوی ما با رهبر ارکستر و خواننده این رویداد است. 

شاید بهتر باشد ابتدا این سؤال را با شما مطرح کنم که وجود خلأهایی در حیطه موسیقی فیلم باعث شد تا به فکر راه‌اندازی چنین پروژه‌ای در ارکستر بیفتید؟
محمدرضا عزیزی، رهبر ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی: پیش ‌از هر چیز باید به این مسأله اشاره کنم که امسال همزمان با صدوبیستمین سالروز تولد استاد روح‌الله خالقی، به برگزاری سومین دوره «جایزه خالقی» پرداختیم و تصمیم گرفتیم به‌جز مراسم اختتامیه، برنامه‌های دیگری را هم ذیل این رویداد برگزار کنیم. یکی از این برنامه‌ها، «کنسرت ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی» بوده است. در این بخش ما ضمن گرامیداشت جایگاه آهنگسازی هنرمندانی چون حسین علیزاده و ارسلان کامکار، با اجرای قطعاتی از موسیقی دو فیلم مادر و دلشدگان، نگاهی داریم به جهان هنری زنده‌یاد علی حاتمی. در نتیجه، از بین فیلم‌های مهم ایشان، دو اثر دلشدگان و مادر را انتخاب کردیم که به‌طور قطع، اجرای قطعات آنها، تجربه دل‌انگیزی برای ما و طرفداران ایشان خواهد بود. 
این کنسرت صرف‌نظر از ارائه موسیقی ارکسترال و مؤلفه‌های ارزشمند، دارای وجوه نوستالژیک هم برای مخاطبان است، و درعین‌حال، کمک می‌کند تا مردم بیش از پیش با مؤلفه‌های آهنگسازی هنرمندانی چون حسین علیزاده و ارسلان کامکار آشنا شوند. از این منظر فکر می‌کنید این رویداد چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد؟
محمدرضا عزیزی: این کنسرت به‌خصوص در شرایط فعلی کشور می‌تواند ابعاد مختلفی را در بر بگیرد. به این معنی که هم یادآور اصالت هنری ایران باشد و هم این نکته را گوشزد کند که ما در خطه پهناور کشورمان، چه هنرمندان بزرگ و تاثیرگذاری در تمام شاخه‌ها ازجمله موسیقی و سینما داشته‌ایم. علاوه‌براین، اجرای این کنسرت، می‌تواند یک‌جور پناه و مأمن برای مردم باشد. این‌که هرچقدر به ارزش‌های هنری‌مان پناه ببریم، جایگاه موسیقی کیفی نیز در بطن جامعه پررنگ‌تر خواهد شد. به‌خصوص آثاری که مردم با آنها خاطره دارند و زیست‌شان با این‌قبیل کارها شکل گرفته است. این پروژه درواقع هم نگاهی نوستالژیک به موسیقی فیلم‌های ارزشمند سینما دارد و هم بر این نکته تاکید می‌کند که باید به هنرهایی که براساس اندیشه و هویت ایرانی شکل گرفته‌اند بیش از پیش توجه داشته باشیم. از این جهات، این رسالت سنگین را به دوش گرفتیم تا با برگزاری این کنسرت، قدردان گوشه‌ای از زحمات اهل فن در عرصه‌های سینما و موسیقی‌باشیم. 
اگر ممکن است درباره همکاری ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی با پوریا اخواص هم توضیح دهید و این‌که چرا این خواننده را برای اجرا در این رویداد انتخاب کردید.
محمدرضا عزیزی: ما درحال‌حاضر در ارکستر، نوازندگان جوان و مستعدی داریم و ترکیب و تلاقی این هنرمندان با استادانی چون اخواص می‌تواند برآیند سازنده‌ای در پی داشته باشد. به‌ویژه این‌که پوریا اخواص سالیان سال نزد استاد حسین علیزده تلمذ کرده و تجارب دلنشینی از رهگذر این شاگردی دارد که می‌تواند برای نوازندگان جوان ارکستر کارآمد و مفید باشد. می‌توان گفت، بین خواننده و اعضای ارکستر همدلی و همراهی خوبی وجود دارد. از آنجا که خوانندگی موسیقی فیلم دلشدگان را زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان به عهده داشتند، لازم دیدیم تا اجرای این قطعات به عهده یک خواننده توانمند و درجه یک گذاشته شود. در این بین، پوریا اخواص بهترین گزینه بود، چراکه او هم به موسیقی اصیل ایرانی اشراف دارد و هم به ظرافت‌های آواز مسلط است. از این‌رو، حضور چنین خواننده‌ای می‌توانست به ارتقای بار فنی و اعتباری در ارکستر  بینجامد. 
در سال‌های اخیر، ارکسترهای خصوصی هم تلاش می‌کنند همپای دو ارکستر ملی و سمفونیک، در احیا و اعتلای موسیقی ایرانی نقش داشته باشند. ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی در این زمینه چقدر تلاش کرده است؟
محمدرضا عزیزی: خوشبختانه امروز در کشور ما در ۱۰ سال اخیر، ارکسترهای خصوصی شکل گرفته‌اند که با توجه به سلایق جامعه و دانش و تخصص نوازندگان، در نهادینه‌کردن موسیقی اصیل ایرانی سهم زیادی داشته‌اند. وجود این ارکسترها باعث شده تا مخاطبان بیشتری با زوایای موسیقی سنتی آشنا شوند. از طرفی، چون تجارب ارکسترال ما محدود است، برنامه‌هایی مانند کنسرت ارکستر سازهای ایرانی می‌تواند در این زمینه راهگشا بوده و نگاهی پژوهشی را نیز به همراه داشته باشد. این مسأله کمک می‌کند تا نقاط مغفول در ارکسترهای ایرانی، پوشش داده شود و نگاه‌های جدیدی از سوی رهبران ارکسترها، نوازندگان و آهنگسازان به موسیقی معاصر به‌وجود آید. معتقدم در این زمینه تا جایی که ممکن است باید دست به دست بدهیم تا این فرآیند در شرایط فعلی کشورمان حفظ شود. 
مایلم این سؤال را با شما هم مطرح کنم که امروز ارکسترهای خصوصی چقدر توانسته‌اند در احیا و بازسازی موسیقی پرمحتوا در جامعه نقش داشته باشند؟
پوریا اخواص، خواننده ارکستر سازهای ایرانی به یاد خالقی: شکل‌گیری ارکسترهایی از این‌دست، اتفاق بسیار مهمی در حیات موسیقی دستگاهی و ارکسترال ایران است. ما باید میان «اجرای موسیقی ایرانی» و «بازآفرینی ارکسترال موسیقی ایرانی» تفاوت قائل شویم. ارکستر سازهای ایرانی می‌تواند امکان دیگری برای مواجهه با میراث موسیقایی ما ایجاد کند؛ به‌خصوص از این جهت که رنگ‌آمیزی صوتی سازهای ایرانی را در یک ساختار ارکسترال و چندلایه قرار می‌دهد. در موسیقی ایرانی، مسأله فقط ملودی و ردیف نیست؛ رنگ صوتی، ظرایف اجرایی، جمله‌بندی، فواصل، تکیه‌ها، تحریرها و نسبت میان بداهه و آهنگسازی همگی بخشی از هویت این موسیقی است. وقتی چنین عناصری در قالب یک ارکستر منسجم قرار می‌گیرند، طبیعتا نیازمند تنظیم، ارکستراسیون و نگاه آهنگسازانه‌ای هستیم که بتواند ضمن حفظ هویت سازها، ظرفیت‌های پلی‌فونیک و هارمونیک ارکستر را هم به کار بگیرد. از طرف دیگر، به نظرم استقلال این ارکسترها اهمیت زیادی دارد. ارکسترهای دولتی و رسمی طبیعتا مأموریت‌ها و ساختارهای مشخص خودشان را دارند، اما ارکسترهای مستقل می‌توانند با آزادی بیشتری سراغ تجربه، بازخوانی و حتی بازتعریف آثار بروند. اگر این حرکت با دانش، کیفیت اجرایی و شناخت دقیق از سنت موسیقی ایرانی همراه باشد، می‌تواند به تداوم یک جریان فرهنگی کمک کند؛ نه صرفا به اجرای چند کنسرت.
جنبه‌های خاطره انگیز بودن این کنسرت به یمن اجرای قطعات موسیقی دو فیلم دلشدگان و مادر از دید شما به چه شکل است؟
پوریا اخواص: فکر می‌کنم این وجه نوستالژیک، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این برنامه است؛ اما ترجیح می‌دهم واژه «نوستالژی» را صرفا به معنای خاطره‌انگیز بودن موسیقی به کار نبریم. بعضی آثار هنری به مرور زمان تبدیل به بخشی از حافظه شنیداری و فرهنگی یک جامعه می‌شوند. از سوی دیگر، موسیقی فیلم‌های علی حاتمی از همین جنس است. در آثار حاتمی، موسیقی صرفا عنصری برای همراهی تصویر نیست؛ بلکه بخشی از روایت و هویت اثر است. بنابراین وقتی مخاطب امروز آن ملودی‌ها و فضاهای موسیقایی را می‌شنود، در واقع فقط یک قطعه موسیقی پیش رویش نیست، بلکه مجموعه‌ای از تصاویر، شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و خاطرات فرهنگی برای او تداعی می‌شود. علاوه‌براین، قرارگرفتن نام‌هایی مانند حسین علیزاده و ارسلان کامکار در کنار این آثار، به برنامه یک وجه تاریخی و هنری مضاعف می‌دهد. اینجا با یک بازتولید صرف مواجه نیستیم؛ مسأله این است که آثار متعلق به دوره‌های مختلف، در زمانه امروز دوباره شنیده شوند. برای من جذابیت چنین کنسرتی دقیقا در همین نقطه است: مخاطب متخصص می‌تواند از منظر فرم، تنظیم، ارکستراسیون و تکنیک به آن نگاه کند و مخاطب عمومی‌تر نیز می‌تواند با خاطره و عاطفه خودش با موسیقی ارتباط بگیرد. وقتی یک اثر بتواند این دو سطح از ارتباط را هم‌زمان ایجاد کند، اتفاق ارزشمندی افتاده است. به نظرم یکی از ارزشمندترین وجوه این برنامه همین کنار هم قرار گرفتن آهنگسازانی است که هرکدام متعلق به یک مقطع مهم از تاریخ موسیقی معاصر ایران هستند.
به نظرم مهم ترین شاخصه این ارکستر، بهره‌گیری از نام هنرمند بزرگی مانند روح‌الله خالقی است. نظر شما دراین‌باره چیست؟
پوریا اخواص: اگر به تاریخ موسیقی ارکسترال ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که هر نسل در حال گفت‌وگو با نسل پیش از خودش بوده است. روح‌الله خالقی در شکل‌گیری نگاه نوین به ارکستراسیون و آهنگسازی با تکیه بر عناصر موسیقی ایرانی نقش بسیار مهمی دارد. بعدتر، آهنگسازانی مانند علی تجویدی، هرکدام با زبان و تجربه شخصی خودشان این مسیر را ادامه دادند. در نسل‌های بعد، آهنگسازانی چون حسین علیزاده و ارسلان کامکار، نگاه‌های متفاوتی به ظرفیت‌های موسیقی ایرانی و نسبت آن با فرم‌ها و امکانات موسیقی معاصر ارائه کردند. بنابراین وقتی آثار این هنرمندان در یک برنامه کنار هم قرار می‌گیرند، به نظرم اتفاق صرفا یک «کنسرت» نیست؛ نوعی بازخوانی تاریخی سیر تحول موسیقی ایرانی است. البته این پیوند زمانی ارزشمندتر می‌شود که صرفا به اجرای نوستالژیک آثار گذشته محدود نشود. ما نباید میراث موسیقایی را در موزه نگه داریم. میراث زمانی زنده است که هر نسل بتواند آن را دوباره بخواند، بشنود و از زاویه نگاه خودش با آن وارد گفت‌وگو شود. ارکستر سازهای ایرانی از این منظر می‌تواند نقش یک واسطه را ایفا کند؛ یعنی هم به اصالت و ویژگی‌های آثار گذشته وفادار بماند و هم امکان شنیده‌شدن دوباره آنها را با بیان صوتی و اجرایی امروز فراهم کند. به نظرم این همان پلی است که میان گذشته و امروز می‌تواند شکل بگیرد.
با توجه به غلبه موسیقی پاپ در جامعه امروز، موسیقی کیفی چطور می‌تواند امکان بروز و ظهور بیشتری داشته باشد؟
پوریا اخواص: من با اصل نگرانی درباره وضعیت سلیقه شنیداری موافقم، اما شخصا ترجیحم این است که مسأله را صرفا به دوگانه «موسیقی پاپ و موسیقی جدی» تقلیل ندهم. پاپ هم می‌تواند موسیقی ارزشمند و خلاقانه داشته باشد و موسیقی به‌اصطلاح جدی هم الزاما اثر باکیفیتی نیست. معیار اصلی باید کیفیت هنری، دانش موسیقایی، خلاقیت و صداقت در تولید اثر باشد. مسأله مهم‌تر، به نظرم، تغییر الگوی مصرف موسیقی است. نسل جوان امروز با حجم بسیار زیادی از تولیدات موسیقایی مواجه است و انتخاب‌هایش هم تا حد زیادی تحت تأثیر رسانه، الگوریتم‌ها و فضای مجازی قرار دارد. در چنین شرایطی، اگر موسیقی جدی و باکیفیت فقط منتظر بماند تا مخاطب خودش به سراغش بیاید، طبیعتا کار دشوار خواهد بود. اینجاست که ارکسترهایی مانند ارکستر سازهای ایرانی می‌توانند نقش مهمی داشته باشند. اما این نقش فقط با اجرای خوب محقق نمی‌شود. باید برای ارتباط با مخاطب امروز زبان ارتباطی امروز را هم شناخت. برنامه‌ریزی درست، انتخاب هوشمندانه رپرتوار، کیفیت صوتی و تصویری اجرا، مستندسازی، انتشار مناسب آثار و مهم‌تر از همه، ایجاد تجربه زنده و جذاب برای مخاطب جوان، همگی در این زمینه مؤثرند. من فکر می‌کنم نسل جوان الزاما با موسیقی باکیفیت بیگانه نیست؛ اتفاقا اگر موسیقی درست و با اجرای خوب به او عرضه شود، می‌تواند بسیار جدی با آن ارتباط برقرار کند. تجربه خود من در مواجهه با جوان‌ها این است که وقتی مخاطب احساس کند هنرمند با موسیقی‌ای که ارائه می‌کند صادقانه و عمیقا زندگی کرده، آن ارتباط شکل می‌گیرد.
راهکار شما برای پررنگ کردن جریان موسیقی اصیل در بطن جامعه فعلی چیست؟
پوریا اخواص: من الزاما راهکار را در حذف یا نفی یک گونه موسیقایی نمی‌بینم. راهکار، بالا بردن سطح عرضه و فراهم‌کردن امکان شنیده‌شدن موسیقی باکیفیت است. اگر موسیقی خوب، اجرای خوب و ارائه حرفه‌ای در دسترس باشد، مخاطب خودش قدرت تشخیص و انتخاب پیدا می‌کند. وظیفه ما به‌عنوان هنرمند این نیست که به‌جای مخاطب تصمیم بگیریم چه چیزی بشنود؛ وظیفه ما این است که آن‌قدر درست و باکیفیت تولید کنیم که موسیقی ارزشمند، فرصت واقعی برای شنیده‌شدن داشته‌باشد.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها