تورم، عدالت و توان خرید مسائلی هستند که در بحثهای مربوط به افزایش قیمتها مطرح میشوند. با توجه به عرضه ارزان بنزین طی سالیان متمادی هرگونه تصمیم گیری برای افزایش قیمت این ماده با واکنش تند عمومی مواجه میشود. دولتهای مختلف به جای تلاش برای آگاهی دادن به مردم در مورد مخاطرات این روند در برابر خواست عمومی تسلیم شدهاند.
در مورد بیم دولت ایران از افزایش تورم در اثر افزایش قیمت بنزین باید گفت این نگرانی بیمورد است. وجود تورم بالا در کشورهایی که یارانههای سنگین به بخش انرژی میپردازند موید این امر است.
بر اساس پیش بینی کارشناس افزایش قیمت بنزین اثر چندانی بر قیمت کالاها نخواهد داشت. در آمریکا و اتحادیه اروپا چند سال گذشته قیمت بنزین دو برابرشده است اما تورم در این کشورها تقریبا ثابت باقی مانده است و علت آن اتخاذ سیاستهای پولی مناسب از سوی دولتهای این کشورها بوده است. بنابراین چنانچه همزمان با افزایش قیمت بنزین سیاستهای پولی مناسب اتخاذ شود میتوان از آثار تورمی ناشی از این اقدام جلوگیری کرد.
موضوع عدالت و توان خرید نیز در این زمینه بیمورد است. کسانی که خریدار بنزین هستند عمدتا از طبقات با درآمد مطلوب و بالا هستند نه افراد فقیر و طبقات متوسط. در واقع افراد ثروتمند، منفعت بیشتری را از یارانهها میبرند.
نهایتا این که مالکیت دولت به بخش تولید و توزیع بنزین انتظاراتی را از سوی مردم متوجه دولت میکند و هرگونه تغییر در این بخش از چشم دولت دیده میشود بنابراین چنانچه این بخش به بخش خصوصی واگذار شود این مشکل نیز برطرف میشود.
اجرای سهمیهبندی به همراه افزایش قیمت
امکان کاهش یارانههای انرژی را افزایش داده است
اگر بخواهیم به تاریخ نگاه کنیم میتوان گفت طرح دولت ایران چندان دورنمای موفقیتامیزی ندارد. اجرای طرح سهمیهبندی به همراه افزایش قیمت امکان تحقق هدف مهم دولت در مورد کاهش یارانههای انرژی را افزایش داده است اما بسیاری از متخصصان معتقدند این طرح در نهایت با شکست مواجه میشود.
حامیان این طرح علت شکست دولتهای قبلی در کاهش یارانههای انرژی را تمرکز صرف بر طرح افزایش قیمت میدانند اما در واقع میتوان گفت: افزایش اندک قیمتها عامل شکست طرحهای سابق بوده است. چنین ایرادی به طرح احمدینژاد نیز وارد است.
برخی معتقدند اگر احمدینژاد طرح سهمیهبندی بنزین را به طور موقتی به اجرا بگذارد، انتظارات خود ازاین طرح را کاهش دهد و بیشتر بر افزایش قیمت ها تاکید داشته باشد میتوانند به دستاوردهای بیشتری در جهت کاهش یارانههای انرژی دست پیدا کند.
آنها همچنین پیشنهاد میکنند در کنار افزایش شدید قیمتها یک سیاست مالی برای کمک مستقیم به افراد آسیبپذیر اتخاذ شود. به عقیده این افراد اقدام مذکور میتواند احتمال بروز ناآرامیهای گسترده در اثر افزایش قیمتها را کاهش دهد.
به هر ترتیب حل مشکل بنزین در ایران یک چالش مهم پیش روی دولتهای ایرانی بوده است و تنها گذشت زمان میتواند مشخص کند که آیا احمدینژاد در حل این مشکل موفق خواهد بود یا نه.