دستکم بر پایه آنچه در میدان رسانه دیده میشود، نمیتوان بهسادگی از کمکاری سخن گفت یا چنین وانمود کرد که رسانهملی در انجام وظایف ذاتی خود نسبت به دولت کوتاهی کرده است. البته این به آن معنا نیست که هیچ کاستی یا نقصی وجود ندارد، اما فاصله زیادی است میان وجود برخی نارساییهای طبیعی در فرآیند رسانهای و طرح این ادعا که صداوسیما از ایفای مسئولیت خود سر باز زده است.
مسأله اصلی شاید از جایی آغاز میشود که برخی انتظار دارند رسانهملی، فراتر از جایگاه حاکمیتی خود، به رسانهای جریانی، جناحی یا حزبی تبدیل شود و نه در چارچوب وظیفه عمومی، بلکه در قامت یک بازوی سیاسی عمل کند. این درحالی است که صداوسیما، بهعنوان رسانهای متعلق به حاکمیت، اساسا نمیتواند و نباید با چنین منطقی اداره شود. کارویژه این رسانه، اطلاعرسانی به افکار عمومی، بازتاب اقدامات اجرایی، پوشش مواضع رسمی و کمک به آگاهیبخشی عمومی است؛ نه آنکه درگیر ترجیحات سیاسی مقطعی یا منافع جناحی شود.
از همین منظر، باید میان کارکرد رسانهملی و رسانههای وابسته به دولت تفاوت قائل شد. دولت بهطور طبیعی از ابزارها و رسانههای خاص خود برخوردار است؛ رسانههایی مانند روزنامه ایران، خبرگزاری ایرنا و دیگر بسترهای رسمی که میتوانند رویکردها، سیاستها و روایتهای نزدیکتر به دولت را با صراحت بیشتری نمایندگی کنند. این رسانهها کارکرد ویژه خود را دارند و طبعا در بسیاری از موارد میتوانند نیازهای ارتباطی و تبلیغی دولت را تأمین کنند، اما این به آن معنا نیست که نقش رسانهملی با آنها یکسان است یا باید همان انتظار از آن وجود داشته باشد. هریک از این نهادها در جای خود تعریف، مأموریت و مخاطب خاص خود را دارند.
در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به همافزایی، آرامش و انسجام نیاز دارد، دامن زدن به اختلافات رسانهای و برجستهسازی شکافها، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه خود به عاملی برای فرسایش سرمایه اجتماعی تبدیل میشود. آنچه امروز بیش از هرچیز ضرورت دارد، حرکت همه اضلاع مؤثر به سمت صیانت از وحدت ملی است. این صیانت، صرفا یک توصیه اخلاقی یا سیاسی نیست، بلکه یک الزام برای حکمرانی مؤثر و ثبات اجتماعی است. طبیعی است که تحقق چنین هدفی نیز لوازم خود را میطلبد؛ ازجمله پرهیز از رفتارها و مواضعی که به اختلافات بیحاصل، سوءبرداشتهای متقابل و مجادلاتی دامن میزند که نه سودی برای دولت دارد، نه برای رسانهملی و نه برای افکار عمومی.
به نظر میرسد بخش مهمی از این مسأله، با تنظیم واقعبینانه انتظارات قابل حل است. از یکسو رسانهملی باید همواره بکوشد هرجا نیاز به پوشش بهتر، دقیقتر و گستردهتر خدمات و اقدامات وجود دارد، با حساسیت بیشتری عمل کند. از سوی دیگر، دولت و حامیان رسانهای آن نیز باید توقعات خود را در چارچوب مأموریت و اقتضائات رسانهملی بازتعریف کنند و از این رسانه انتظار ایفای نقشی فراتر از حدود طبیعی و قانونی آن نداشته باشند. اگر این توازن درک و رعایت شود، بسیاری از سوءتفاهمها و گلایهها نیز بهطور طبیعی کاهش خواهد یافت.
در نهایت آنچه اهمیت دارد حفظ تعادل میان اطلاعرسانی، مسئولیتپذیری و منافع عمومی است. رسانهملی اگر در مدار مأموریت اصلی خود باقی بماند و دولت نیز با نگاه منطقی و غیرحداکثری به این نسبت بنگرد، نهتنها زمینهای برای تشدید اختلاف باقی نمیماند، بلکه میتوان از ظرفیت همه رسانهها در جهت آرامش، انسجام و پیشبرد منافع کشور بهره گرفت. امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور نیازمند کاهش تنشهای بیثمر و تقویت همدلی در عرصه عمومی است و این مسیری است که همه بازیگران رسانهای و اجرایی باید در آن سهم خود را ایفا کنند.
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد