کمتر از دو هفته پیش بود که جسم محمدصدرا به خاک سپرده شد؛ پسری که به گفته پدرش از دو سالگی، ورزش ژیمناستیک را آغاز کرد. آنطور که او برای جامجم توضیح میدهد، محمدصدرا روزانه ساعتها ورزش میکرد و گاهی از ساعت هفت صبح تا ۱۲ شب مشغول انجام حرکات ورزشی بود. برایش فرقی هم نمیکرد در پارک باشد یا هر مکان دیگری؛ مهم ورزش بود که همراه با سایر همسن و سالانش به آن میپرداخت. پسر نوجوان یا در نقش مربی به دیگران آموزش میداد یا ورزشکار بود. او در میان وسایل مختلف این رشته ورزشی، به دارحلقه که رشته تخصصی اش هم بود، علاقه ویژهای داشت. روزی که حادثه رخ داد، محمدصدرا مشغول ورزش در ورزشگاه بود.
پدر محمدصدرا به ما میگوید: «روزی که سانحه رخ داد، مربی با من تماس گرفت و گفت پسرم دچار حادثه شده و خودم را برسانم. از چند و، چون حادثه چندان اطلاع دقیقی ندارم، نمیدانم ضربه خورده یا چه اتفاقی رخ داده است، اما در ورزشگاه دچار حادثه شده و از یک وسیله ورزشی سقوط کرده است. پس از اعلام حادثه خود را به محل رسانده و من و پسرم با هم وارد بیمارستان شدیم. بعد از چند روز به من گفته شد که عمر محمدصدرا به دنیا باقی نیست و به دلیل مرگ مغزی دیگر امکان حیات وجود ندارد. برای اینکه ادامه حیات اعضای بدن محمدصدرا متوقف نشود و همینطور مایه آرامش خاطر ما هم باشد، خودم به بیمارستان پیشنهاد دادم که اگر امکان دارد و از نظر علمی نیز مقدور است، اعضای بدن پسرم اهدا شود.»
با اعلام رضایت پدر محمدصدرا، تمام اقدامات و تمهیدات پزشکی آغاز و روند اهدای عضو او آغاز شد.
پسر جوان به بیمارستان مسیح دانشوری منتقل و اعضای بدن او شامل قلب، کبد، ریه، پانکراس و کلیهها به بیماران نیازمند به پیوند عضو اهدا شد.
پدر محمدصدرا میگوید: «به عنوان پدرش وظیفه داشتم از این حق خود بگذرم که این کار را انجام دادم. درواقع، من کاری نکردم و این پسرم بود که کار اصلی را انجام داد.»
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران در گفتوگو با جام جم آنلاین:
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد: