پیوندهای گسترده میان ایران و عراق دلایلی دارد و عوامل زیر را میتوان بخشی از آن دلایل بهشمار آورد:
۱. این دو کشور از دوران باستان در واقع امر، سرزمینی یگانه بودند.
پایتخت ایران بزرگ در دوره ساسانی بر کرانه رود دجله واقع بوده؛ خرابههای کاخ انوشیروان در شهر تیسفون
هنوز موجود است؛ غربیترین استان عراق، نام باستانیاش را دارد،؛ انبار، واژهای فارسی است که در گذشته شهری به این نام بوده و مرکز تدارکات سپاه ساسانی برای مقابله با رومیان.
۲. در قلمرو ایران مردمانی عرب از دیرباز در جنوب خطه عراق بهویژه در عصر ساسانی زندگی میکردند که دولتی محلی و وابسته به ایران بهنام حیره داشتند؛ پادشاهان این دولت عربی را شاهنشاه ایران تعیین میکرد.
۳. با ورود مسلمانان به قلمرو ساسانی در صدر اسلام، دو شهر معظم کوفه و بصره در خاک تصرف شده ایران تاسیس شد و عربهای مسلمان مهاجر در این شهرها ساکن شدند. بسیاری از ایرانیانی که دین اسلام را پذیرفتند به این دو شهر نقل مکان کردند و با اعراب مسلمان درآمیختند. از سوی دیگر بسیاری از اعراب مسلمان نیز به ایران حتی تا منطقه خراسان بزرگ نقل مکان کردند و در این سرزمین ماندگار شدند و با ایرانیان درآمیختند بهگونهای که در اندک زمانی، زبان و فرهنگشان نیز ایرانی شد.
۴. با به خلافت رسیدن حضرت امیر مومنان (ع) و تغییر مرکز حکومت اسلام به شهر کوفه یعنی در قلمرو تمدنی ایران و محبت آن وجود مقدس به ایرانیان و از بین بردن تبعیضهایی که خلفای پیشین نسبت به ایرانیان اعمال میکردند، عشق و علاقه به اهل بیت (ع) در ایرانیان نهادینه شد و این دلبستگی و ارادت به خاندان پیامبر (ص) در وجود ایرانیان به شدت افزایش یافت، بهخصوص که دیدند فرزندان و نوادگان آن حضرت چگونه پس از سلطه بنیامیه و بعدها بنیعباس مانند ایرانیان مورد ظلم و تبعیض واقع گردیدهاند؛ از این رو، هنگامی که مختار به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد با اینکه عرب بود، اما ایرانیان با جان و دل به یاری او برخاستند و با عربهای شیعهای که خونخواه امام حسین (ع) بودند، جبههای واحد تشکیل دادند.
۵. عراق یعنی حوزه تمدن ایران، مدفن شش امام معصوم (ع) شد و علقه ایرانیان حتی پیش از رسمیت یافتن مذهب شیعه به این سرزمین و مردمانش بیش از پیش افزایش یافت، بهویژه آنکه آخرین امام و حجت خداوند، امام زمان (عج) در سامرا یعنی در قلمرو پیشین ساسانیان و حوزه تمدنی ایران متولد شد.
۶. دولت ارزشمند و افتخارآفرین ایرانی آلبویه در اوایل سده چهارم هجری در این منطقه به قدرت رسید و ایران و عراق مجددا به یک کشور تبدیل گشت و حتی برخی از پادشاهان آل بویه مرکز حکومت خود را به بغداد منتقل کردند و شیعیان چه ایرانی و چه عرب، خود را در این قلمرو، یک ملت تلقی کردند؛ به ویژه آنکه عزاداری برای وجود مقدس حضرت امام حسین (ع) نخستین بار در عصر آل بویه در قالب سینهزنی که سنت گیلانیان قدیم بود توسط معزالدوله دیلمی در بغداد بنیانگذاری شد که بهسرعت مورد استقبال عربهای شیعی این سرزمین واقع شد و این پیوند را قوت بخشید.
۷. در ادوار بعد از آل بویه با اینکه حکومتهای غیر شیعی در این منطقه پدید آمد، اما ایران و عراق کماکان یک کشور و یک ملت شناخته میشدند بهویژه در عصر ایلخانان و بعدا در حکومت صفویه که مذهب شیعه رسمیت یافت و تا قبل از هجوم حکومت متجاوز عثمانی و اشغال عراق، این سرزمین به خصوص مناطق شیعهنشین آن با ایران بزرگ، یک کشور و یک ملت را تشکیل میدادند.
۸. پس از سلطه حکومت عثمانی بر عراق، پیوند عمیق ایران و عراق و در حقیقت، یگانگی هویتی مردم، همچنان عمیق بود بهگونهای که حاکمان بغداد و شهرهای مقدسی همچون نجف و کربلا را دولت عثمانی بهناچار با تایید پادشاهان قاجار منصوب میکرد. این رسم تا قبل از اشغال این سرزمین در جریان جنگ جهانی اول توسط دولت استعمارگر پلید انگلیس، ادامه داشت.
۹. مهاجرت گسترده ایرانیان عاشق اهل بیت (ع) به عراق، پس از قطع امید از یکپارچگی مجدد این سرزمین در عصر قاجار و سکونت در شهرهای مقدس این سرزمین بهخصوص نجف و کربلا و وصلت ایرانی و عراقی شیعی که تا روی کار آمدن رژیم تبهکار بعثی استمرار داشت بر استحکام این پیوند افزود؛ و حتی با اخراج گسترده ایرانی تباران از عراق توسط رژیم جنایتکار بعثی این پیوند گسسته نشد.
۱۰. وقوع انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) علیه که از تبعید در نجف انقلاب را رهبری و هدایت میکرد، و برای شیعیان عراق شناختهشده و بسیار مورد احترام بود، مردم عراق را (که مثل مردم ایران قبل از انقلاب، تحت حکومت فاسد مستبد و ستمکار بودند) به الگوگیری از ایران، به رغم تحمیل جنگ میان دو کشور سوق داد؛ به همین دلیل بود که رژیم جنایتکار بعثی آیت الله سید محمد باقر صدر را به شهادت رساند، از خوف آنکه تبدیل به خمینی عراق نشود.
با این حال، لشکر بدر از دهها هزار مهاجر عراقی و حتی هزاران اسیر
جنگی عراق، تحت هدایت ایران بر ضد رژیم بعثی تشکیل شد و به نبرد با رژیم سفاک صدام پرداختند. پس از سقوط آن رژیم منحوس، همان مجاهدان بهشدت دوستدار و متحد با ایران، در عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی نظامی عراق بعد از صدام، بسیار نقشآفرین گردیدند. پس از پیدایش گروه تبهکار و تکفیری داعش خونریز در عراق که ایرانیان به فرماندهی شهید حاج قاسم سلیمانی سردار پرافتخار جبهه مقاومت به یاری مجاهدان عراقی و سرکوبی جنایتکاران داعشی شتافتند، بیشتر از پیش پیوند مبارک میان ایران و عراق استحکام یافت.
۱۱. در انتفاضه عراق پس از پایان جنگ تحمیلی اگر خیانت رژیم جنایتکار آمریکا در حمایت از صدام نبود شیعیان که با حمایت همهجانبه ایران قیام کرده بودند میتوانستند رژیم منفور بعثی را براندازند و این سرزمین را آزاد کنند. آن زمان بود که بسیاری از عراقیان متوجه خیانت آمریکا به آنان و برادری صمیمانه ایرانیان با خود شده و این پیوند مستحکمتر گشت.
۱۲. راهپیماییهای عظیم میلیونی اربعین که بعد از سقوط رژیم جنایتکار صدام در سرزمین مقدس عراق برپا میشود بهگونهای عمقی گسترش پیدا کرده است که ایرانیان بعد از مردم شریف عراق بیشترین شمار زائران اربعین را تشکیل داده و میدهند. این امر موجب احساس برادری عمیقتر و دوستی بیشتری میان مردم ایران و عراق گردیده است و هر سال، عمق و گستردگی بیشتری پیدا میکند.
مجموعه این عوامل و قطعا عوامل دیگر موجب آن شده است که این پیوند عمیق و ناگسستنی در تشییع بیسابقه و بینظیر و حماسی امام شهید ما توسط مردم شریف عراق به نمایش گذارده شود و نویددهنده یکپارچگی مجدد مردم این دو سرزمین همچون اعصار گذشته شود که این خود میتواند از زمینه سازیهای مؤثر ظهور خورشید عظمای ولایت گردد.
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد