۱۷۵ هزار فرصت شغلی امسال ایجاد می‌شود
معاون کمیته امداد امام‌خمینی (ره) در پاسخ به «جام‌جم» مطرح کرد

۱۷۵ هزار فرصت شغلی امسال ایجاد می‌شود

چرا بدون تغییر و تحول در فرش کرمان، راهی به بازار نیست

گره در تارو پود فرش کرمان

باف
فرش کرمان، یکی از شناخته‌شده‌ترین برند‌های هنری و صادراتی ایران، این روز‌ها با مجموعه‌ای از گره‌های همزمان در تولید، تأمین مواد اولیه، نیروی انسانی، طراحی و فروش روبه‌روست؛ گره‌هایی که اگر باز نشوند، نه‌فقط بازار این هنر ــ صنعت را کوچک‌تر می‌کنند، بلکه آینده یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی استان را نیز با تهدیدی جدی مواجه می‌سازند.
کد خبر: ۱۵۶۱۳۶۳

آنچه امروز در کرمان دیده می‌شود، فقط یک رکود مقطعی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسودگی یک زنجیره کامل به شمار می‌رود که از دار قالی تا بازار جهانی، در چند نقطه اصلی دچار اختلال شده است. 
 کاهش بافنده، افزایش سن نیروی کار
یکی از روشن‌ترین نشانه‌های بحران، کاهش شدید تعداد بافندگان است. دستمزد‌ها آن‌قدر پایین مانده که بسیاری از خانواده‌ها دیگر قالی‌بافی را به‌عنوان یک شغل قابل اتکا نمی‌دانند. نتیجه این وضعیت، به‌تدریج در ترکیب سنی فعالان این حرفه خودش را نشان داده است؛ میانگین سنی بافندگان کنونی از ۵۰ سال عبور کرده و نسل جوان، به‌دلیل درآمد ناچیز و نبود چشم‌انداز روشن، کمتر پای دار قالی می‌نشیند. این روند فقط به کمبود نیروی انسانی ختم نمی‌شود، بلکه از یک جابه‌جایی نگران‌کننده هم خبر می‌دهد: بخشی از تولید فرش کرمان دیگر در خود استان انجام نمی‌شود و حتی نمونه‌هایی از بافت فرش در خارج از خاستگاه اصلی آن به چشم می‌خورد. چنین وضعیتی برای هنری که هویت آن با جغرافیا، سبک و اصالت گره خورده، نشانه‌ای هشداردهنده است. 
 پیش‌فروش اجباری و سلطه دلال
در کنار کمبود بافنده، معیشت بافندگان خانگی نیز به بن‌بست خورده است. بسیاری از بافندگانی که کار را با سرمایه شخصی آغاز می‌کنند، ناچارند فرش نیمه‌تمام را پیش‌فروش کنند؛ آن هم نه از موضع انتخاب، بلکه از سر اجبار. بافت یک فرش دست‌کم شش ماه تا یک‌سال زمان می‌برد و در این فاصله، هزینه‌های زندگی و تامین مواد اولیه فشار زیادی بر بافنده وارد می‌کند. به همین دلیل، وقتی فرش هنوز به پایان نرسیده، به دست واسطه‌ها می‌افتد و آن را با قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی می‌خرند. این چرخه معیوب، دو نتیجه همزمان دارد: بافنده سرمایه لازم برای شروع کار بعدی را از دست می‌دهد و دلال، سود اصلی را از زحمتی می‌برد که ماه‌ها وقت و انرژی یک خانواده را درگیر کرده است. در چنین ساختاری، قالی‌بافی از یک فعالیت مولد به شغلی کم‌درآمد و فرساینده تنزل می‌یابد. 
 مواد اولیه بی‌کیفیت و فاصله گرفتن از اصالت
در بخش مواد اولیه نیز اوضاع چندان امیدوارکننده نیست. قیمت بالای نخ و سایر ملزومات باعث شده عرضه‌کنندگان، بیشتر به سمت مواد ارزان‌قیمت بروند؛ موادی که گرچه خریدشان برای برخی بافندگان ممکن است، اما کیفیت مطلوب فرش کرمان را ندارد. در بسیاری از موارد، بخش بزرگی از نخ‌های موجود پلی‌استر است و با رنگ‌های شیمیایی عرضه می‌شود. در نتیجه فرشی که با این مواد بافته می‌شود، از اصالت و هویت شناخته‌شده فرش کرمان فاصله می‌گیرد. در چنین شرایطی، مسأله فقط کیفیت پایین نیست؛ مسأله، فرسایش اعتبار برند فرش کرمان است. محصولی که زمانی به ظرافت، دوام و اصالت شهرت داشت، اگر با مواد کم‌کیفیت تولید شود، در بازار داخلی و خارجی نیز قدرت رقابت خود را از دست می‌دهد. افزون بر این، دسترسی به مواد اولیه مرغوب هم برای همه بافندگان آسان نیست و کسانی که به دنبال کیفیت بالاترند، باید هزینه و زمان بیشتری صرف کنند. 
 کمبود طراح و فرسودگی خلاقیت
یکی دیگر از گره‌های اصلی، کمبود طراح و نقاش قالی است. با توجه به گرایش بازار امروز به تلفیق اصالت و سلیقه روز، نبود نیروی طراح جوان و متخصص، به یک ضعف ساختاری بدل شده است. در کرمان فقط دو طراح و نقاش فعال وجود دارد که هر دو در سنین بسیار بالا هستند. این واقعیت، بیش از هر چیز، از نبود برنامه‌ریزی برای انتقال دانش و تربیت نسل تازه طراحان حکایت می‌کند. فرش، فقط محصول بافت نیست؛ پیش از آن، محصول طرح است. اگر طرح با ذائقه بازار و روح زمانه هماهنگ نباشد، حتی بافت دقیق و مواد اولیه مرغوب هم نمی‌تواند فرش را به کالایی رقابت‌پذیر تبدیل کند. به همین دلیل، بسیاری از فعالان این حوزه بر ضرورت تربیت طراحانی تاکید دارند که هم زبان سنت را بشناسند و هم نیاز بازار امروز را. 
 بازار داخلی توان خرید ندارد
از سوی دیگر، قیمت واقعی فرش در بسیاری از مناطق تولیدی کرمان محاسبه نمی‌شود. حاصل این وضعیت، پایین ماندن درآمد بافندگان است. برای نمونه، قیمت یک تخته فرش ۹ متری که سه بافنده یک‌سال برای آن وقت گذاشته‌اند، در بازار فعلی حدود ۳۵۰ میلیون تومان برآورد می‌شود؛ رقمی که برای چنین حجم کاری، بازدهی بسیار کمی دارد. در مقابل، دستمزد واقعی و منصفانه بافندگان زمانی تامین می‌شود که قیمت چنین فرشی به حدود یک میلیارد تومان برسد. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا بازار داخلی توان خرید چنین کالایی را دارد؟ پاسخ روشن است. در شرایط فعلی، تقاضای داخلی برای فرش‌های گران‌قیمت محدود است و همین موضوع، تولیدکننده را میان دو فشار قرار می‌دهد: یا باید قیمت را پایین بیاورد و ضرر کند، یا باید بپذیرد که کالایش روی دستش بماند. این همان نقطه‌ای است که فرش، از کالای ارزشمند به کالای بدون گردش تبدیل می‌شود. 
 صادرات؛ تنها راه نجات
در برابر این بن‌بست، صادرات به‌عنوان تنها مسیر جدی نجات مطرح می‌شود. بازار‌های خارجی، برخلاف بازار داخلی، ظرفیت پذیرش فرش با قیمت‌های بالاتر را دارند و حتی فرش یک میلیارد تومانی ممکن است در آنجا ارزان تلقی شود. از همین زاویه، احیای صادرات نه یک گزینه فرعی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای ادامه حیات فرش کرمان است. برپایی محل‌های دائمی عرضه و نمایش فرش در کشور‌های هدف، حضور تاجران خارجی در بازار داخلی و بازتعریف کانال‌های ارتباطی با مصرف‌کنندگان جهانی، از‌جمله راهکار‌هایی است که می‌تواند فرش را دوباره به چرخه سودآور بازگرداند. بدون این اتفاق، محصولی که روزگاری در بازار‌های جهان شناخته می‌شد، هر روز بیشتر در حصار رکود داخلی فرو می‌رود. 
 نیاز به تغییر رویکرد
آمار سقوط صادرات فرش ایران از دو میلیارد دلار به کمتر از ۱۰۰ میلیون دلار، خود به‌تنهایی گویای یک بحران عمیق است. این سقوط نشان می‌دهد که مسأله فقط در تولید یا فروش نیست؛ مشکل اصلی در نگرش‌ها و سیاست‌گذاری‌هاست. وقتی ساختار‌ها و جلسات متعدد شکل می‌گیرد، اما نتیجه به بهبود بازار نمی‌انجامد، مشخص می‌شود که مسیر طی‌شده درست نبوده است. 
فرش کرمان برای احیا، بیش از هر چیز به تغییر رویکرد نیاز دارد: از میراث‌داری صرف به اقتصاد فعال، از نگاه شعاری به زنجیره ارزش، از تولید جداافتاده به بازارمحوری واقعی. اگر این تغییر رخ ندهد، روند فعلی ادامه پیدا می‌کند و هر روز بخشی از این هنر ــ صنعت تاریخی بیش از پیش از دست می‌رود. فرش کرمان هنوز ظرفیت جهش دارد، اما این جهش فقط زمانی ممکن است که گره‌های امروز با تصمیم‌های واقعی و نه با وعده‌های تکراری باز شوند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها