سرخدار کوشیده یک بحران به‌ظاهر محلی را به‌عنوان مساله‌ای ملی بازنمایی کند

صدای درختانی که بی‌صدا می‌افتند

سریال سرخدار
معمای قدیمی می‌پرسد اگر درختی در وسط جنگل بیفتد و کسی نباشد که آن را بشنود، آیا باز هم صدا می‌دهد؟ پاسخ این است که صدایی ایجاد نمی‌کند.
کد خبر: ۱۵۶۱۲۶۰
نویسنده امیر گودرزی - گروه رسانه
صدا تا زمانی که آن را نشنوی صدا نیست، همان‌طور که یک موج انرژی تا زمانی که دیده یا لمس نشود، به‌نظر نمی‌رسد ماده باشد، اما در محیط‌زیست این مثال و این معما جایگاهی ندارد، چون افتادن درخت، صدایش شنیده شود یا نشود، آثار مخربش بر محیط‌زیست رخ می‌دهد. وقتی تنه یک درخت بریده می‌شود احتمالا غیر از آن کسی که اره در دست دارد، کسی متوجه این موضوع نمی‌شود و تخریب جنگل‌ها دقیقا از همین‌جا شروع می‌شود. 

شاید قاچاق چوب که یکی از عوامل اصلی جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی است، به‌اندازه دیگر قاچاق‌ها به‌چشم نیاید؛ اگر شما یک وانت پر از پوست پلنگ یا پرندگان وحشی شکار‌شده ببینید، احتمالا فوری متوجه قاچاق آن می‌شوید و چه‌بسا خیلی زود با ماموران قانون تماس گرفته و موضوع را اطلاع دهید، اما اگر یک کامیون پر از تنه درخت ببینید، شاید اصلا توجهی هم به آن نداشته باشید. احتمالا صدای اره از دل جنگل به‌قدر صدای شلیک گلوله توجه‌ها را جلب نکند. به‌همین‌علت، رسانه‌ملی مجموعه نمایشی سرخدار را می‌سازد تا قبح این قاچاق برای همه روشن شود. 

مساله‌ای محلی با ابعادی ملی

در سال‌های اخیر، یکی از خلأ‌های محسوس در تولیدات نمایشی تلویزیون، کم‌توجهی به مسائل محیط‌زیستی و به‌ویژه بحران‌هایی بوده که به‌طور مستقیم با منابع طبیعی کشور پیوند دارند. بااین‌حال، هر زمان رسانه‌ملی یا آثار نمایشی به این حوزه نزدیک شده‌اند، نتیجه نشان داده که این‌دست موضوعات نه‌تنها برای مخاطب غریب نیستند، بلکه در صورت پرداخت درست، می‌توانند به یکی از مؤثرترین عرصه‌های فرهنگ‌سازی عمومی تبدیل شوند. از همین منظر، پرداختن یک سریال تلویزیونی مانند سرخدار به جنگل، محیط‌بان و قاچاق چوب، اتفاقی مهم و قابل‌توجه است، زیرا این مجموعه تلاش می‌کند مساله‌ای را که شاید در ظاهر استانی و محدود به یک اقلیم خاص به‌نظر برسد، در قامت یک دغدغه ملی و فراگیر به‌تصویر بکشد. 

در چنین بستری، مساله قاچاق چوب اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. قاچاق چوب ازآن‌دست پدیده‌هایی است که در ظاهر ممکن است صرفا یک تخلف اقتصادی به‌نظر برسد، اما در واقع تبعات آن بسیار فراتر از یک جرم معمولی است. قطع غیرقانونی درختان، راه را برای تخریب تدریجی جنگل، برهم‌خوردن تعادل زیستی، نابودی زیستگاه‌ها و کاهش تاب‌آوری طبیعت هموار می‌کند. افزون بر این، قاچاق چوب معمولا در بستر شبکه‌ای از سودجویی، تخلف و بی‌اعتنایی به منافع نسل‌های آینده شکل می‌گیرد. 

تلویزیون و مسئولیت فرهنگ‌سازی

از همین‌جا به یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های تلویزیون می‌رسیم؛ این‌که رسانه فقط برای سرگرمی نیست، بلکه می‌تواند آگاهی بسازد، حساسیت اجتماعی ایجاد کند و برخی مسائل دورازذهن یا پنهان را به دغدغه عمومی تبدیل کند. هنر سریال‌سازی دقیقا در همین است که موضوعات پیچیده و گاه تخصصی را در قالب قصه، شخصیت و تعلیق دراماتیک به میان مردم ببرد. وقتی مخاطب درگیر سرنوشت شخصیت‌ها می‌شود، پیام اثر نیز عمیق‌تر در ذهن او می‌نشیند؛ بنابراین، اگر سرخدار بتواند مساله جنگل و محیط‌بانی را نه به‌صورت شعاری، بلکه در دل یک روایت باورپذیر و جذاب مطرح کند، عملا قدمی مهم در مسیر فرهنگ‌سازی برداشته است. 

وجه مهم دیگر این دست آثار، پرداختن به شخصیت محیط‌بان است؛ شخصیتی که در واقع یکی از قهرمانان کم‌حرف و کمتر‌دیده‌شده جامعه ماست. محیط‌بان در بسیاری از مناطق کشور، با امکانات محدود، خطرات فراوان و مسئولیتی سنگین، از طبیعتی پاسداری می‌کند که متعلق به همه مردم ایران است. او در خط مقدم حفاظت از جنگل، حیات‌وحش، مراتع و منابع طبیعی ایستاده، اما معمولا آن گونه که باید در روایت‌های رسانه‌ای دیده نشده است. همین کم‌دیده‌شدن سبب شده که بخشی از جامعه، نه دشواری‌های این شغل را به‌درستی بشناسد و نه عمق فداکاری و فشار‌هایی را که بر دوش محیط‌بانان قرار دارد. وقتی یک سریال به چنین شخصیتی میدان می‌دهد، در واقع فقط یک نقش داستانی خلق نمی‌کند، بلکه شان و اهمیت یک مسئولیت ملی را برجسته می‌سازد. 

در این میان، اشاره به تجربه‌های موفق گذشته نیز اهمیت دارد. یکی از نمونه‌های قابل‌توجه، سریال پایتخت ۳ بود که از خلال شخصیت بهبود فریبا، برای نخستین‌بار به شکلی فراگیر و مؤثر، مخاطب عام را با دنیای محیط‌بانی و دشواری‌های آن آشنا کرد. آن مجموعه نشان داد که حتی در دل یک سریال پرمخاطب و عامه‌پسند نیز می‌توان موضوعی جدی و اجتماعی را مطرح کرد، بی‌آن‌که از جذابیت نمایشی کاسته شود. بازتاب اجتماعی آن نقش تا جایی بود که گفته شد توانست نگاه بخشی از افکار عمومی را نسبت به محیط‌بانان تغییر دهد و حتی در برخی پرونده‌ها، اثراتی ملموس بر فضای اجتماعی و احساسی جامعه بگذارد. همین تجربه، به‌خوبی ثابت کرد که رسانه می‌تواند از سطح بازنمایی صرف فراتر برود و وارد حوزه تاثیرگذاری واقعی شود. 

از این منظر، سرخدار را می‌توان ادامه منطقی و ضروری همان مسیر دانست؛ مسیری که تلاش می‌کند سوژه‌های مرتبط با طبیعت و حفاظت از منابع ملی را وارد متن درام تلویزیونی کند. تفاوت مهم در این‌جاست که سرخدار ظاهرا به‌طور متمرکزتر به‌سراغ جنگل، درخت، قاچاق چوب و فضای زیست‌محیطی رفته و ازاین‌جهت، ظرفیت آن برای برجسته‌سازی بحران‌های خاموش طبیعت بسیار بالاست. چنین رویکردی به مخاطب یادآوری می‌کند که حفاظت از محیط‌زیست، موضوعی تجملی، فرعی یا مربوط به گروهی خاص نیست، بلکه به‌طور مستقیم با سلامت، امنیت و آینده همه جامعه ارتباط دارد. 
 
درام به‌مثابه هشدار اجتماعی

نکته مهم دیگر این است که بسیاری از مسائل محیط زیستی، به‌دلیل تدریجی‌بودن آثارشان، درک فوری و عمومی ایجاد نمی‌کنند. مثلا وقتی جنگلی به‌تدریج تخریب می‌شود، چون این تخریب ناگهانی نیست، ممکن است حساسیت لازم در افکار عمومی به‌وجود نیاید. درحالی‌که همین روند آهسته، در بلندمدت خسارت‌هایی جبران‌ناپذیر بر‌جای می‌گذارد. این‌جاست که سریال و روایت دراماتیک می‌تواند نقش هشداردهنده پیدا کند. درام، قدرت آن را دارد که یک‌روند تدریجی، اما خطرناک را به تجربه‌ای عاطفی و ملموس برای مخاطب تبدیل کند. یعنی چیزی که شاید در خبر‌ها بی‌اثر از کنارش عبور کنیم، در قالب قصه می‌تواند به دغدغه‌ای انسانی بدل شود. 

افزون بر این، ساخت آثاری مانند سرخدار می‌تواند به‌نوعی به بهبود عدالت رسانه‌ای نیز کمک کند. در بسیاری از مواقع، مسائل مربوط به پایتخت یا کلان‌شهر‌ها سهم بیشتری از بازنمایی در تلویزیون دارند، درحالی‌که بحران‌های مربوط به مناطق جنگلی، روستایی یا مرزی کمتر به متن روایت‌های سراسری راه پیدا می‌کنند. پرداختن به جنگل‌های هیرکانی و معضل قاچاق چوب، در واقع نوعی توجه به مسائل واقعی بخش دیگری از جغرافیای ایران است؛ جغرافیایی که اگرچه ممکن است از مرکز فاصله داشته باشد، اما اهمیت آن برای حیات ملی انکارناپذیر است. به‌همین‌دلیل، طرح این سوژه‌ها در قاب تلویزیون می‌تواند نگاه مرکزگرا را تا حدی تعدیل و اهمیت زیست‌بوم‌های کمتر دیده شده را برجسته کند. 

همچنین نباید فراموش کرد که محیط‌زیست، برخلاف بسیاری از موضوعات دیگر، حوزه‌ای است که نتایج بی‌توجهی به آن، معمولا متوجه نسل‌های بعدی می‌شود. تخریب جنگل، نابودی درختان کهنسال، ازمیان‌رفتن زیستگاه‌ها و تضعیف پوشش گیاهی، خسارت‌هایی نیستند که به‌سادگی جبران شوند. گاه دهه‌ها زمان لازم است تا بخشی از طبیعت ترمیم شود، و در مواردی نیز این آسیب‌ها اساسا غیر قابل بازگشت‌اند؛ بنابراین، هر تلاشی برای حساس‌سازی افکار عمومی در این زمینه، در حکم سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده کشور است. اگر سریالی بتواند حتی بخشی از مخاطبان خود را نسبت به ارزش درخت، جنگل و نقش محیط‌بان آگاه‌تر کند، در انجام رسالت اجتماعی خود موفق بوده است. 

ظرفیت‌های مغفول درام محیط زیستی

ازسوی‌دیگر، پرداختن به چنین موضوعاتی می‌تواند به غنای مضمونی تولیدات تلویزیون نیز کمک کند. یکی از نقد‌هایی که گاه به برخی آثار نمایشی وارد می‌شود، تکرار سوژه‌ها و دورشدن از مسائل بومی و واقعی جامعه است. حال آن‌که طبیعت ایران، مشاغل مرتبط با حفاظت از آن، تعارض منافع در حوزه منابع طبیعی و کشمکش میان سودجویی و مسئولیت‌پذیری، همگی ظرفیت‌های بالایی برای خلق درام دارند. در واقع، ورود به این فضا فقط یک انتخاب فرهنگی یا آموزشی نیست، بلکه از منظر داستان‌گویی نیز می‌تواند به تولید آثاری متفاوت، تازه و تاثیرگذار منجر شود. سرخدار ازاین‌جهت می‌تواند نمونه‌ای مهم باشد که نشان دهد سوژه‌های محیط زیستی نیز توانایی تبدیل‌شدن به روایت‌های پرکشش و پرمخاطب را دارند. 

باید گفت اهمیت ساخت و پخش مجموعه‌ای مانند سرخدار فقط در انتخاب یک سوژه متفاوت خلاصه نمی‌شود، بلکه در نوع نگاهی است که به جامعه ارائه می‌دهد. این سریال، اگر بتواند میان جذابیت نمایشی و مسئولیت اجتماعی توازن برقرار کند، این ظرفیت را دارد که هم مخاطب را سرگرم کند، هم آگاه سازد و هم او را نسبت به مساله‌ای ملی حساس‌تر کند. ازاین‌رو، سرخدار را باید تلاشی ارزشمند در مسیر پیونددادن درام تلویزیونی با یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های محیط زیستی ایران دانست. این اثر می‌تواند به مخاطب یادآوری کند که طبیعت صرفا پس‌زمینه زندگی انسان نیست، بلکه بخشی از خود زندگی است. دفاع از درخت، جنگل و محیط‌بان، دفاع از نفس‌کشیدن، از امنیت زیستی، از میراث ملی و از فردای مشترک همه ماست. همین آگاهی‌بخشی، مهم‌ترین دلیلی است که نشان می‌دهد چرا ساخت و پخش چنین سریالی، نه‌فقط یک انتخاب هنری، بلکه یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی است.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها