دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در گفت‌وگوی تفصیلی با روزنامه «جام جم» تاکید کرد 

پیش به سوی دفاع پیش‌دستانه

جلال دهقانی فیروزآبادی
جنگ ایران و آمریکا در حالی وارد مرحله‌ای تازه شده که بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازنگری در الگوی مواجهه ایران با تهدید را آشکار کرده است. در چنین شرایطی، صرفا «پاسخ دادن» به اقدامات دشمن نمی‌تواند ضامن بازدارندگی پایدار باشد بلکه ابتکار عمل در میدان، فعال‌سازی ظرفیت‌های دیپلماتیک و مقابله سازمان‌یافته با فشار اقتصادی، به اضلاع یک راهبرد جدید تبدیل شده‌اند و در هفته‌های اخیر تغییرات در برخی الگو‌های مواجهه ایران با دشمن به خوبی نمایان شده است.
کد خبر: ۱۵۶۶۳۶۹
نویسنده مریم شریف‌زاده
دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در گفت‌و‌گو با جام‌جم با تشریح ابعاد این وضعیت، از ضرورت حرکت به‌سمت «بازدارندگی فعال» و «دفاع پیش‌دستانه» سخن می‌گوید؛ رویکردی که در آن ایران صرفا منتظر اقدام دشمن نمی‌ماند بلکه می‌کوشد ابتکار عمل را در زمان، مکان و نوع پاسخ در اختیار بگیرد و هزینه ادامه تجاوز را برای طرف مقابل افزایش دهد.

او در عین حال، دیپلماسی را نه رقیب میدان بلکه یکی از اضلاع قدرت ملی می‌داند؛ دیپلماسی‌ای که به گفته او نباید به «مذاکره با آمریکا» تقلیل پیدا کند و باید با رویکردی پیش‌دستانه، دامنه خود را به چین، روسیه، همسایگان و میانجی‌های منطقه‌ای گسترش دهد. از این منظر، حتی میانجیگری کشور‌هایی مانند عمان، پاکستان و قطر نیز صرفا مسیری برای انتقال خواسته‌های آمریکا به ایران نیست بلکه می‌تواند به ابزاری برای انتقال مطالبات ایران و تغییر محاسبات طرف مقابل تبدیل شود.

دهقانی فیروزآبادی در این گفت‌و‌گو همچنین تاکید می‌کند که حتی یک توافق احتمالی با آمریکا به‌تنهایی قادر به حل مشکلات ایران نخواهد بود و مهم‌تر از اصل توافق، مسأله تضمین اجرای آن است. او معتقد است ایران باید دستاورد‌های نظامی خود را به دستاورد‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کند، اما همزمان نباید همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکره و توافق بگذارد.

در این گفت‌و‌گو، درباره وضعیت جنگ، نقش تنگه هرمز، تاب‌آوری ایران، چشم‌انداز تفاهم تهران و واشنگتن، شکست چرخه «مذاکره، جنگ، آتش‌بس و جنگ»، ضرورت دیپلماسی پیش‌دستانه، نقش احتمالی چین و همچنین مختصات راهبرد جدید ایران در برابر فشار‌های نظامی و اقتصادی آمریکا با دکتر دهقانی فیروزآبادی گفت‌و‌گو کرده‌ایم.
متن کامل این گفت‌و‌گو به شرح زیر است:
 
تحلیل شما از مجموعه تحولات اخیر در جریان جنگ ایران و آمریکا چیست؟ در حال حاضر در چه وضعیتی قرار داریم؟

در حال حاضر در وضعیت تشدید عملیات نظامی قرار داریم. نقطه تمرکز این عملیات، به‌ویژه تنگه هرمز است. با توجه به نقش راهبردی تنگه هرمز در بازدارندگی و همچنین در تضمین هرگونه توافقی که در آینده صورت بگیرد، لازم است مدیریت این تنگه را در نظر داشته باشیم.
از سوی دیگر، با توجه به این‌که از حضور نظامی در تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار تسلیحاتی علیه ایران استفاده شده و امنیت ملی ایران را به خطر انداخته‌اند و هرازگاهی شاهد درگیری‌هایی در جنوب ایران هستیم. به‌خصوص آمریکایی‌ها برای این‌که نشان دهند در اجرای محاصره اقتصادی ایران و قطع صادرات نفت ایران جدی هستند و گاهی اقدام به حمله نفتکش‌های ایرانی حمله می‌کنند که البته پاسخ متقابل ایران را در پی دارد. چنان‌که دیدیم در مورد اخیر، تجاوز به کشتی‌های ما، ایران نیز براساس اصل دفاع از خود و مقابله به مثل، پایگاه‌های آمریکا در اردن و برخی پایگاه‌های این کشور در کشور‌های خلیج فارس را مورد هدف قرار داده است؛ بنابراین می‌توان گفت منطقه مستعد تشدید عملیات نظامی است. 
همان‌طور که اشاره کردم آمریکایی‌ها می‌خواهند ما را مجاب کنند به خواسته‌های آنها تن بدهیم. ما نیز طبیعتا در مقام دفاع از خود، دست کم در برابر تهدیداتی که علیه کشور صورت می‌گیرد، واکنش نشان می‌دهیم. 
در همین چارچوب، اسرائیل نیز در چند روز گذشته عملیات زمینی داشته و به مواضع حزب‌الله حمله کرده است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد در چارچوب سیاست فشار حداکثری و همه‌جانبه، نوعی تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل برای تحت فشار قرار دادن همه‌جانبه ایران و محور مقاومت و وادار کردن کشور به تمکین در برابر خواسته‌های نامشروع آنها صورت گرفته است. با این حال به نظر اکثر تحلیلگران، آمریکا با این اقدامات به اهداف خود که به تعبیر خودش وادار کردن ایران به تصمیم‌گیری بدون قید و شرط است نخواهد رسید. 
 
دهه‌ها فشار حداکثری و حملات نظامی نتوانسته تاب‌آوری ایران را از میان بردارد. با توجه به انواع فشار‌ها در جبهه‌های مختلف سیاسی اقتصادی و… افزایش تاب‌آوری ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
اولین نکته‌ای که لازم است به آن اشاره کنم این است که تقریبا اکثر تحلیلگران معتقدند سیاست خفگی اقتصادی ایران یا محاصره اقتصادی، نتیجه شکست عملیات نظامی آمریکا در دو تجاوز اخیر بوده است، اما ارزیابی‌های متعدد نشان می‌دهد آمریکا و ترامپ با اعمال فشار اقتصادی هم موفق نخواهند شد ایران را به تصمیمی که مورد نظر آنهاست وادار کنند. 
نکته دیگر این است که میزان توانایی ایران در مقابل فشار‌های اقتصادی، بستگی به چگونگی اعمال همان راهبرد سه‌وجهی دارد که در سوال اول به آن اشاره کردیم. یعنی میدان نبرد، دیپلماسی و مقابله با محاصره. این‌که تا چه اندازه بتوانیم در مقابل فشار‌ها ایستادگی کنیم، نیازمند راهبرد‌هایی است که باید به آنها توجه شود. 
موضوع دیگر، اولویت‌بندی اهداف و سیاست‌هاست. ما باید در تاب‌آوری و مقابله با فشارها، اولویت‌های مشخص و معینی داشته باشیم. به‌نظرم تاب‌آوری اقتصادی و تامین معیشت مردم باید در اولویت اول قرار گیرد. البته این به‌معنای آن نیست که مقاومت نظامی اهمیت ندارد. قطعا به مقاومت نظامی نیاز داریم، اما در اولویت‌های داخلی، باید اقتصاد را به‌گونه‌ای مدیریت کرد که فشار کمتری بر مردم وارد شود. 
 
صحبت‌هایی از سوی برخی میانجی‌ها برای مذاکرات جدید میان ایران و آمریکا مطرح می‌شود. با توجه به سوابق پیشین و عدم پایبندی آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، تا چه می‌توان بر کارکرد دیپلماسی به‌عنوان یک ابزار راهگشا اتکا کرد؟ آیا احتمال شکل‌گیری یک ساز‌و‌کار موفقیت‌آمیز وجود دارد؟ 
یکی از اضلاع و ارکان راهبرد جدید ایران، دیپلماسی است. البته باید توجه داشته باشیم که دیپلماسی، مانند سایر ابزار‌ها و عناصر قدرت، موضوعیت مستقل ندارد بلکه ابزاری برای تامین اهداف مشخص و معین است. دیپلماسی نباید صرفا به ابزاری منفعل تبدیل شود بلکه باید متناسب با اقتضائات شرایط جدید پیش‌دستانه و پیشگیرانه باشد. یکی از اهداف و اولویت‌های دیپلماسی نیز می‌تواند متعهد کردن و وادار کردن آمریکا به اجرای تعهداتش، از جمله تعهدات مندرج در تفاهم‌نامه، با پشتوانه قدرت و قدرت هوشمند باشد. 
قدرت هوشمند نیز به‌معنای استفاده از همه انواع و عناصر قدرت، اعم از قدرت سخت و نرم است؛ بنابراین آنچه در دیپلماسی پیش‌دستانه اهمیت دارد این است که پیش از آن‌که دشمن بتواند از ابزار‌های سیاسی و دیپلماتیک علیه ما استفاده کند، باید با ابتکار عمل از این ابزار‌ها استفاده کنیم و حتی از استفاده دشمن از ابزار‌های دیپلماتیک و سیاسی پیشگیری نماییم. در این رابطه هر اهرمی از جمله میانجیگری و میانجی‌ها، ظرفیت و قابلیت‌های محدود و مشخصی دارد. عمان، پاکستان و قطر بیش از ظرفیت‌های خود نمی‌توانند نقش ایفا کنند و نباید انتظار داشت فراتر از این ظرفیت‌ها عمل کنند. 
با این وجود، به‌نظرم ما باید در چارچوب دیپلماسی حداکثری از همه فرصت‌ها از جمله میانجیگری این کشور‌ها برای تامین منافع خودمان استفاده کنیم. 
گاهی میانجی‌ها ماموریت دارند از طرف آمریکا ایران را مجاب کنند که به خواسته‌های این کشور تن بدهد، اما معنای میانجیگری فقط این نیست. اتفاقا میانجی‌ها می‌توانند وسیله‌ای باشند تا اهداف و مطالبات خود را به آمریکا منتقل کنیم.‌
نمی‌خواهم بگویم این مطالبات را به آمریکا تحمیل کنیم، اما دست کم باید شرایطی ایجاد شود که آمریکا به این نتیجه برسد گزینه نظامی دیگر مطلوبیت ندارد و عقلانی نیست و ایران نیز در برابر همه تهدیدات از جمله گزینه نظامی تسلیم نخواهد شد. 
در کنار میانجی‌هایی که تاکنون وجود داشته‌اند باید در دیپلماسی فرصت‌هایی برای ورود میانجی‌های جدید نیز ایجاد کنیم؛ از جمله چین. با توجه به جایگاه چین و روابط این کشور هم با آمریکا و هم با ایران طبیعتا و قطعا تاثیرگذاری چین می‌تواند بیشتر از میانجی‌های فعلی باشد. 
 
آیا رسیدن به تفاهم و توافق با آمریکا می‌تواند همه مشکلات موجود را حل کند؟ 
به‌طور کلی تفاهم و توافق قابل قبول برای ایران لازم است ولی کافی نیست. باید به‌گونه‌ای پیروزمندانه دستاورد‌های نظامی خود را به دستاورد‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کنیم و این کار از طریق دیپلماسی و با پشتوانه قدرت امکان‌پذیر است، اما حتی اگر به تفاهمی برسیم، این تفاهم به‌تنهایی همه مشکلات را حل نمی‌کند؛ بنابراین نباید همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد تفاهم و توافق احتمالی بگذاریم. ضمن این‌که مهم‌تر از رسیدن به تفاهم و توافق، ضمانت اجرای آن است. نکته دیگر این است که به‌نظر می‌رسد طی سال گذشته، دیپلماسی بخشی از راهبرد نظامی آمریکا بوده است؛ بدین معنا که آمریکا جنگ را شروع می‌کند، آتش‌بس می‌دهد، مذاکره می‌کند، مجددا خارج می‌شود و دوباره تهدید می‌کند. این روند نشان می‌دهد دیپلماسی درواقع یک قطعه از پازل نظامی و راهبرد نظامی آمریکاست. 
در شرایط فعلی و با توجه به این‌که شکاف بزرگی میان خواسته‌های ایران و آمریکا وجود دارد، چندان خوشبین نیستم تفاهم و توافقی که حداقل از نظر ایران قابل قبول باشد به‌دست بیاید. حتی اگر چنین توافقی حاصل شود، چندان پایدار نخواهد بود. 
 
تحولات هفته‌های اخیر، نشانه‌هایی از تغییر در شیوه مواجهه ایران با تهدیدات امنیتی و نظامی را آشکار کرده است؛ تغییری که اگر در کنار اظهارات اخیر دبیر شورای‌عالی امنیتی ملی قرار گیرد، از بازنگری و تغییر راهبرد ایران در سه محور «میدان نبرد، دیپلماسی و مقابله با محاصره اقتصادی» سخن می‌گوید. از منظر شما، مؤلفه‌های کلیدی و ابعاد عملیاتی این راهبرد نوین در مواجهه با واقعیت‌های موجود چیست؟ می‌توان این راهبرد را عبور از الگوی پاسخ‌محور به‌سمت بازدارندگی فعال و اقدام پیشگیرانه در برابر تهدیدات دشمنان ارزیابی کرد؟ 
بازدارندگی فعال یا دفاع پیش‌دستانه به این معناست که ایران از حالت دفاعی محض خارج شده و در برخی حوزه‌ها ابتکار عمل نظامی را در دست بگیرد. دشمن باید بفهمد با گزینه نظامی و تشدید جنگ نمی‌تواند به خواسته‌های خود برسد و باید در اثر ادامه تجاوز، هزینه‌های بیشتری بپردازد. چرخه معیوب «مذاکره، جنگ، آتش‌بس، جنگ» باید شکسته شود. سیاستی که آمریکا هر زمان خواست جنگ را آغاز کند و هر زمان خواست آن را پایان دهد، دیگر از نظر ایران قابل قبول نیست. اگر قرار باشد این روند ادامه پیدا کند، این ایران است که باید درباره زمان انجام یا توقف عملیات نظامی تصمیم‌گیری کند. 
اگر بخواهیم این موضوع را به تفکیک بررسی کنیم، به‌نظرم در هر سه مؤلفه می‌توان تغییراتی را پیش‌بینی کرد. به‌نظر من در میدان نبرد، یکی از تغییرات مهم می‌تواند تغییر دکترین نظامی از دفاعی به پیش‌دستانه و در دست گرفتن ابتکار عمل باشد. رونمایی از تسلیحات موجود، رونمایی از تسلیحات جدید، توسعه تسلیحات و افزایش افقی و گستره جغرافیایی جنگ، از دیگر مؤلفه‌هایی است که می‌توان به آنها اشاره کرد؛ بدین معنا که از یک جنگ منطقه‌ای به‌سمت دفاع فرامنطقه‌ای حرکت کنیم. 
در زمینه دیپلماسی نیز ممکن است تغییراتی رخ دهد. یکی از این موارد، استفاده حداکثری از دیپلماسی است. لازم است توضیح دهم بعضی تصور می‌کنند در زمان جنگ دیپلماسی متوقف می‌شود در حالی که اصلا این‌طور نیست. اتفاقا در زمان جنگ ما به دیپلماسی بیشتری نیاز داریم. 
البته وقتی از دیپلماسی صحبت می‌کنیم، منظور صرفا مذاکره با آمریکا نیست بلکه استفاده حداکثری از دیپلماسی در همه ابعاد آن است. 
مؤلفه دیگر، دیپلماسی پیش‌دستانه و بازدارنده است. همچنین باید دامنه و عمق دیپلماسی با همه بازیگران مؤثر، به‌ویژه چین و روسیه، عراق، همسایگان و میانجی‌ها توسعه پیدا کند. 
یکی از اولویت‌های ایران نیز شکستن محاصره اقتصادی، یا دست کم خنثی کردن آن، از طریق یافتن راه‌های جایگزین و مقابله با محاصره است. همچنین باید هزینه محاصره را افزایش دهیم و در نهایت مانع از شکل‌گیری اجماع جهانی برای اجرای راهبرد اقتصادی آمریکا علیه ایران شویم. 
 
با توجه به تحولات موجود، تحلیل شما از راهبرد ایران در مواجهه با آن چیست و چه راهبردی را باید اتخاذ کند؟ 
باید از عادی شدن و عادی‌سازی شرایط موجود و محاصره اقتصادی جلوگیری کنیم.
گاهی می‌گفتیم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است، اما اکنون دیگر به‌سادگی نمی‌توان از وضعیت نه جنگ و نه صلح صحبت کرد. زیرا محاصره اقتصادی خود یک کنش و اقدام تجاوزکارانه است؛ بنابراین در شرایط محاصره و جنگ اقتصادی، اولین کاری که لازم است انجام دهیم این است که محاصره اقتصادی را عادی نکنیم و به آن عادت نکنیم. 
نکته دیگر، ضرورت اتخاذ یک راهبرد چندوجهی و چندسطحی برای مقابله با فشار اقتصادی آمریکا است. به این معنا که ما باید یک راهبرد کلان، چندوجهی و نظام‌مند تعریف کنیم و در ذیل آن، برای هر حوزه، از جمله حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، راهبرد‌های خاص داشته باشیم. 
این به‌معنای آن است که نباید تنها به یک راهبرد نظامی خطی محدود شویم. در برابر عملیات نظامی، طبیعتا بهترین وسیله، ابزار نظامی است، اما برای خنثی کردن فشار‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آمریکا باید راهبرد‌های متناسب و خاص خودمان را داشته باشیم؛ بنابراین نباید همه بار و مسئولیت دفاع از کشور را بر دوش سپاه بگذاریم. به‌نظرم باید یک تقسیم کار ملی تعریف و تعیین شود و برای دستگاه‌ها و بخش‌های مختلف کشور، ماموریت‌های ویژه‌ای در نظر گرفته شود تا در حوزه‌های مختلف به نیرو‌های رزمنده و نظامی کمک کنند؛ بنابراین ما به یک راهبرد چندوجهی، چندسطحی و چندبرداری نیاز داریم، نه صرفا یک راهبرد خطی. 
در کنار این راهبرد، همه بار محاصره و تحریم نیز نباید بر دوش مردم گذاشته شود. همان‌طور که عرض کردم، باید اهداف و موضوعات را اولویت‌بندی کنیم و تامین معیشت و نیاز‌های اقتصادی مردم در اولویت قرار گیرد تا تاب‌آوری ملی افزایش پیدا کند.
newsQrCode
برچسب ها: مریم شریف زاده
ارسال نظرات

نیازمندی ها