نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری
یکی از چهارچوبهای نظری مناسب برای فهم این پدیده، نظریه کارکردگرایی ساختاری تالکوت پارسونز، جامعهشناس آمریکایی است. پارسونز جامعه را همچون یک نظام اجتماعی پیچیده میداند که از اجزا، نهادها، ارزشها و کنشهای مختلف تشکیل شده است. هریک از این اجزا، اگر بهدرستی عمل کنند، به حفظ نظم، انسجام، ثبات و تداوم جامعه کمک خواهند کرد. از نگاه پارسونز، رفتارهای اجتماعی را نباید فقط در سطح رخدادهای ظاهری تحلیل کرد، بلکه باید پرسید هر رفتار چه کارکردی برای کل نظام اجتماعی دارد. بر همین اساس، تجمعات شبانه مردم ایران را میتوان نه صرفا بهعنوان یک حضور خیابانی یا واکنش احساسی، بلکه بهعنوان نوعی نهاد اجتماعی غیررسمی و خودجوش بررسی کرد که در شرایط حساس جنگی به تقویت همبستگی، بازتولید ارزشها، افزایش تابآوری اجتماعی و حفظ ثبات نظام اجتماعی کمک میکند. تجمعات شبانه در چنین شرایط بحرانی (پس از شهادت رهبری و در دوران انتقال قدرت)، فراتر از یک «تجمع ساده»، یک «مکانیسم دفاعی اجتماعی» و یک «سد امنیتی» محسوب میشود که در این مقوله از سه منظر بررسی میشود:
1ــ چرایی پیدایش تجمعات شبانه: پس از شهادت رهبر امت، قطعا جامعه به «اضطراب وجودی» و «ترس از آینده» دچار میشد اما گردهماییهای شبانه، سبب شد که هموطنان با دیدن یکدیگر از انزوا خارج شده و به این آگاهی دست یابند که «تنها نیستند». این حضور علاوه بر اینکه نقش یک آرامشبخش را ایفا کرده، ترس را نیز به همبستگی تبدیل میکند. در چنین دورهمیهایی، امنیت روانی ایجاد میشود و انگیزه و امید جایگزین رخوت، واگرایی و ناامیدی میشود. از سوی دیگر، مردم در این تجمعات یکدست هم از نظر دانش سیاسی و دینی از «حقیقت» و «اطمینان از وضعیت موجود»، آگاه میشوند. این حضور فیزیکی این پیام غیرکلامی را به تمام ارکان قدرت مخابره میکند؛ اینکه در تاریکی شب، زمانی که مختص آسایش، آرامش و استراحت است، مردم هوشیار، بیدار و گوشبهزنگ هستند. این امر بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که دشمن یا جریانهای رقیب تلاش میکنند جامعه را منفعل، پراکنده یا دچار ترس نشان دهند. حضور جمعی مردم میتواند این تصویر را تغییر و نشان دهد که جامعه همچنان از اراده، انگیزه و ظرفیت جمعی برخوردار است.
2 ــ اهمیت استمرار تجمعات در سایه تهدیدات دشمن: دشمن در دوره پسارهبر شهید محبوب، بهدنبال «خستگی جامعه» و «ایجاد شکاف زمانی» است. دشمن میخواهد با ایجاد وقفه در تجمعات، جامعه را به سمت «بیتفاوتی» یا «پذیرش واقعیتهای تحمیلی» سوق دهد اما استمرار تجمعات علاوه بر اینکه از فرسایش روحی جلوگیری میکند، «نفس مقاومت» را نیز شدت و حدت میبخشد. وقتی مردم مستمر در تجمعات حضور دارند، در واقع یک شبکه «پایش مردمی» ایجاد کردهاند. این استمرار باعث میشود که هرگونه حرکت مشکوک یا نفوذ دشمن در لایههای مختلف، سریعتر توسط «چشمهای بیدار مردم» شناسایی و گزارش شود و این استمرار و مقاومت کمک مضاعفی به نیروهای نظامی است که در چند جبهه مبارزه میکنند. استمرار حضور باعث میشود که جامعه از حالت «شوک لحظهای» خارج شده و به یک «وضعیت پایدار مقاومت» برسد. این پایداری، دشمن را از پیشبینی رفتارهای بعدی جامعه بازمیدارد.
۳ ــ تجمعات شبانه؛ مانعی در جهت وقوع کودتاهای مورد حمایت دشمن: کودتاها (چه نظامی و چه از طریق مهندسی اجتماعی) برای موفقیت به سه عامل نیاز دارند؛ «غفلت مردم»، «سرعت حرکت» و «شکاف میان مردم و حاکمیت». اما تجمعات شبانه دقیقا این سه عامل را خنثی میکند: کودتاها معمولا در لحظات حساس، زمانی که جامعه در خواب یا در حالت انفعال است، اتفاق میافتد؛ یعنی زمانی که جامعه در غفلت است یا با مسائل اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و به اعتراض میرسد. اما تجمعات شبانه، این پیام را میرساند «جامعهای که هرگز نمیخوابد». این یعنی پوشش دادن غفلت، که اولین قدم برای هر کودتاست. از منظر پارسونز، زمانی که اهداف کلان یک جامعه با کنشهای مردمی همسو شود، نظام اجتماعی از ثبات بیشتری برخوردار خواهد شد. در چنین وضعیتی، جامعه فقط از طریق نهادهای رسمی حرکت نمیکند، بلکه مردم نیز خود را بخشی از فرآیند تحقق اهداف عمومی میدانند. تجمعات شبانه نشان میدهد که مردم میتوانند در سطح نمادین، فرهنگی، روانی و اجتماعی در تحقق اهداف ملی و جمعی نقشآفرین باشند. از طرفی برای اجرای یک کودتا یا تحرکهای زیرپوستی، دشمن نیاز به زمان و سکوت دارد. حضور مستمر مردم در خیابانها، «فضای عملیاتی» دشمن را تنگ و محدود میکند. دشمن نمیتواند با اطمینان از سکوت یا عدم پاسخگویی جامعه، حرکت خود را پیش ببرد. از مهمترین عوامل کودتا، ایجاد این تصور است که «حاکمیت دیگر از حمایت مردم برخوردار نیست» اما تجمعات شبانه، این تفکر خام را از ابتدا در نطفه خفه میکند. این تجمعات، پیوند عمیق میان «مردم» و «حاکمیت» را نشان میدهد و به دشمن ثابت میکند که هیچ مسیری برای جدا کردن مردم از نظام از طریق فشار یا مهندسی اجتماعی وجود ندارد. علیایحال تجمعات شبانه مردمی، اگر آگاهانه و هدفمند شکل بگیرد، صرفا یک حضور خیابانی نیست، بلکه میتوانند به صحنهای برای بیان روشن مطالبات عمومی، انتقال پیام ملت و اثرگذاری بر تصمیمهای مهم کشور تبدیل شود. نفس حضور مردم در صحنه، خود یک پیام روشن دارد؛ اراده عمومی زنده است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. تجمعات شبانه در این شرایط، از یک عمل اجتماعی به یک «سپر دفاع ملی» تبدیل شده است. این تجمعات، هوشیاری جمعی را به یک قدرت بازدارنده تبدیل کرده که هرگونه تلاش برای تغییر ناگهانی ساختار قدرت را با برخورد مستقیم ملت مواجه میکند. اثرگذاری این گردهماییها که با نمادهایی مانند پرچم، سرودهای ملی، مناسک مذهبی، یاد شهدا، روایتهای تاریخی، فرهنگ مقاومت و خاطره دفاع از سرزمین همراه است، نقش مهمی در بازتولید فرهنگ و حافظه جمعی دارد و به نسلهای جدید انتقال مییابد. البته این گردهماییها زمانی مؤثر است که بر محور ولایتفقیه و در راستای منافع ملی، آگاهی عمومی و انسجام اجتماعی شکل بگیرد.