واکاوی در تغییر مرجعیت نسل z

سید علی بطحایی
حادثه ایران‌مال در دوم مرداد ۱۴۰۵ تنها یک ازدحام چندساعته نبود بلکه نشانه‌ای از تغییر عمیق در نظام مرجعیت فرهنگی ایران بود؛ نسلی که برای دیدار یک یوتیوبر از سراسر کشور به پایتخت می‌آید، ساعت‌ها انتظار می‌کشد و حتی پس از لغو برنامه امیدش را از دست نمی‌دهد و... .
کد خبر: ۱۵۶۱۱۱۵
نویسنده حجت‌الاسلام‌‌ دکتر سید علی بطحایی - عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
‌این رخداد‌ پرسشی بنیادین پیش روی نهادهای دینی و فرهنگی قرار می‌دهد: وقتی مرجعیت از کتابخانه به صفحه «اکسپلور» کوچ می‌کند، وظیفه نهادهای دینی، اجتماعی، رسانه‌ای و فرهنگی چیست؟ ریچارد اوسمر در کتاب «درآمدی بر الهیات عملی»، روشی چهارمرحله‌ای برای تشخیص و مداخله در مسائل اجتماعی ارائه می‌دهد که می‌تواند پاسخگوی چالش ایران‌مال باشد. این روش که مبتنی بر «گوش دادن فعالانه»، «تفسیر حکیمانه»، «تشخیص هنجارانه» و «عمل راهبردانه» است به ما امکان می‌دهد به‌جای نسخه‌پیچی شتابزده، به درک عمیق‌تری از واقعیت برسیم. به همین مناسبت و همزمان با انتشار نخستین ترجمه از این کتاب به زبان فارسی به نکاتی در این زمینه اشاراتی خواهیم داشت. 

گوش سپردن فعالانه: نزدیک به 5هزار نوجوان نسل Z یا زومر از شهرهای مختلف برای دیدن «نیما تکیدو» به ایران‌مال آمدند. ازدحام به حدی بود که یوتیوبر محبوب به آبنما سقوط کرد و برنامه لغو شد. والدینی که ساعت‌ها همراه فرزندان منتظر مانده بودند، می‌گفتند: «اگر الان برویم و بعد نیما بیاید، چه جوابی به بچه‌مان بدهیم؟!» این جمله، عمق شکاف میان زیست رسانه‌ای نسل جدید و فضای رسمی کشور را نشان می‌دهد. 
 
تفسیر حکیمانه: سه لایه علت قابل تشخیص است. اول امروزه «اقتصاد توجه» رایج شده و این پدیده رایج شده که یک نویسنده با صرف سال‌ها وقت برای خلق یک اثر پژوهشی یا ادبی صرفا مخاطبی اندک پیدا می‌کند، در حالی‌ که در اقتصاد توجه یک تولیدکننده محتوای روزانه میلیون‌ها دنبال‌کننده دارد. این شکاف، کمتر به شایستگی فردی مربوط است و بیشتر بازتابی از سازوکار نوین اقتصاد توجه به‌شمار می‌رود؛ اقتصادی که در آن سرعت عمل، هیجان، سرگرمی و حضور مستمر، برگ‌های برنده برای دستیابی به دیده شدن محسوب می‌شوند. دوم شکاف نهادی. رسانه‌های رسمی همچنان بر چهره‌های سنتی متمرکزند، در حالی که نسل جدید با چهره‌هایی زندگی می‌کند که در این رسانه‌ها حضور ندارند. سوم نیاز به تعلق. نوجوانان با تولیدکنندگان محتوا نوعی صمیمیت ذهنی ایجاد می‌کنند که گاه از ارتباط با معلم یا خانواده پررنگ‌تر است. 
 
تشخیص هنجارانه: براساس اصول کرامت انسانی، عدالت فرهنگی و حکمت باید از نسخه‌پیچی شتابزده دست کشید. اوسمر در کتاب الهیات عملی به ما می‌آموزد مبلّغ پیش از هر چیز «شنونده» است. نهادهای دینی باید به‌جای تقابل با یوتیوبرها، به «گوش دادن فعالانه» به زبان و نیازهای نسل Z بپردازند و براساس اصول مشترک دینی و اخلاقی پاسخ دهند. 
عمل راهبردانه: بنابر چهار گام اوسمر در کتاب الهیات عملی پنج اقدام عملی پیشنهاد می‌شود: ۱. طراحی دوره‌های الهیات عملی برای مواجهه با مشابه چالش‌های ایران‌مال در حوزه‌های علمیه برای آموزش روش چهارگام به مبلغان. ۲. تعریف پروژه مشترک شیعه و سنی در حوزه سواد رسانه‌ای برای نوجوانان. ۳. تولید محتوای دینی با جذابیت رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی. ۴. تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی در مدارس و دانشگاه‌ها. ۵. تأسیس مراکز تشخیص و مداخله فرهنگی با رویکرد اوسمر. 
 
النهایه: روش چهار گام اوسمر به ما امکان می‌دهد از بحران ایران‌مال به‌عنوان فرصتی برای بازسازی سرمایه فرهنگی استفاده کنیم. این روش، روحانی و مبلّغ را از «سخنران» به «تشخیص‌گر و کنشگر اجتماعی» تبدیل می‌کند و زمینه‌ساز همگرایی دینی و همکاری عملی میان پیروان مذاهب می‌شود. اخیرا ترجمه‌ای روان از کتاب اوسمر با عنوان «درآمدی بر الهیات عملی» با ترجمه سرکار خانم سمانه فیضی از سوی انتشارات دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی منتشر شد. این اثر و چهار گام اوسمر، نقشه راهی کاربردی و مطمئن برای نهادهای فرهنگی و دینی کشور در مواجهه با چالش‌های عصر جدید و نسل Z است. مطالعه و استفاه از شیوه این اثر برای فعالان فرهنگی و رسانه‌ای و نهادهای تبلیغی حوزه و دانشگاه نه یک ضرورت بلکه فوریت دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها