مظلوم عاشورا!

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رسول جعفریان استاد تمام تاریخ دانشگاه تهران 
تحلیل‌های اجتماعی ــ سیاسی متفاوت است که این روز‌ها به‌وفور از عاشورا می‌شنویم و در رسانه‌ها می‌بینیم و البته می‌دانیم که سال‌هاست هرکسی با استناد به جمله‌ای از امام حسین (ع) یا رفتاری از آن حضرت به ارائه یک تفسیر سیاسی خاص یا برداشت شخصی و مطابق با حوائج روزآمد ارائه می‌کند.
کد خبر: ۱۵۶۰۹۴۳
نویسنده حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رسول جعفریان - استاد تمام تاریخ دانشگاه تهران 

 در حالی‌که بیشتر این عبارات یا گزارش‌ها از نظر تاریخی، جای ارزیابی و بررسی دارد و هنوز آن‌گونه که شایسته و بایسته است نقادی نشده، اما از دیگر سو، هیچ‌گاه رویه فقها نبوده که برای استفاده در گزاره‌های حقوقی با این‌چنین شیوه‌ای به گزارش‌های تاریخی استناد کنند و از آن نتایج فقهی بگیرند.
 این رویکرد‌ها از همان زمان هم که باب شده، اغلب کار شماری از اهل منبر بوده چرا که این قبیل کار‌ها و رویکردها، زیر تیغ (بینش و تیزبینی) فقهای اصیل و استخوان‌دار اصولا محل اعتنا نبوده است.
 درباره تحلیل‌های این‌چنینی از عاشورا (که عموما یا دلبخواهی است یا باری‌به‌هرجهت به نظر می‌رسد) باید دقیق شد و با نکته‌سنجی پرسید که آیا تا چه وقت، تا کجا و با چه دامنه و اصولی حق داریم یا می‌توانیم در هر دوره‌ای، تفسیری متفاوت از عاشورا داشته باشیم؟
 آیا بر این باوریم که از این رویداد، می‌شود تفسیر‌های متفاوت ارائه داد و هر روز می‌شود یک اصل حقوقی از آن استخراج کرد، یا این‌که در این‌باره محدودیت (یا به‌عبارتی چارچوب، حدومرز و قواعدی) وجود دارد؛ مثلا آیا قواعدی در دست داریم که در حوزه استنباط فقهی از تاریخ، بایستی پایبند به آنها و تابع‌شان باشیم؟
اگر یک نگاهی به منابع عاشورایی در سده اخیر بیندازید، خواهید دید تفسیر‌های حماسه‌ای که در این قرن باب شده، در متون کهن جایی نداشته و برای مثال کتاب‌های قاجاری همه‌وهمه روی اشک و آه بنا شده. 
کدام‌یک از این دو نگاه درست است؟ اگر در روزگار ما نگاه و نگره‌ای غلبه دارد، معنایش این است که اگر هزار سال هم به آن توجه نشده، حتما آیا درست است؟ با چه اصولی؟
 مورد دیگری که در دوره اخیر، در راستای برداشت از عاشورا نظرگیر است، رویکرد به موضوع امربه‌معروف و نهی از منکر و عاشورا و برداشت‌های پرشمار در این‌باره است. 
 در حالی‌که دست‌کم تا اواسط دوره قاجاری در هیچ کتاب فقهی قدیمی، چنین رویه‌ای مطرح نبوده و برعکس درباره این موضوع بحث کرده‌اند که نکند عاشورا مصداق «ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه» باشد.
این پرسش بنیادین همچنان جای طرح و بحث دارد که آیا کدام معیار‌ها و سنجه‌هایی است که می‌تواند ما را از تفسیر‌های من‌درآوری با عبارت‌پردازی‌های عجیب و غریب و تحلیل‌های ذهنی و منبعث از شرایط سیاسی ایران و شیعه در سده اخیر نجات دهد و همچنین به ما بیاموزد که چگونه یک تفسیر معمول و معقول مبتنی بر نصوص تاریخی و اخبار امامتی داشته باشیم که هم درست و صحیح و پذیرفتنی باشد و هم داستانی و اسرائیلی (=اسرائیلیات) نباشد.
تنها در طول یک دهه از سال ۴۷ تا ۵۷ ده‌ها کتاب درباره امام حسین (ع) نوشته شد که هرکدام گرایش و سمت و سوی دیگری داشت. صالحی‌نجف‌آبادی یک طرف، شریعتی طرف دیگر و هاشمی‌نژاد و دیگران و ... نیز.
 ضمن این‌که آنها سعی می‌کردند تحلیل‌شان مستند به ارجاعات تاریخی مبتنی بر برخی از متون تاریخی و حدیثی باشد، اما به‌هرحال تحت تأثیر اوضاع سیاسی روز و غرق در آن بودند.
در یکی دو دهه اخیر هم درباره عاشورا و فلسفه‌اش چه چیز‌ها که از زبان مداحان نمی‌شنویم به‌ویژه که به‌تازگی یاد گرفته‌اند با عبارات عربی (به نوعی مستندسازی بپردازند) تا مردم مطمئن شوند که راست می‌گویند! و در متن روضه با نقل شعری از این و آن یا آوردن اسم شیخ جعفر شوشتری و کمپانی و امثال آن سعی می‌کنند مخاطبان را شیفته برداشت‌های شگفت شبه‌عرفانی کرده و جوانان را مسحور عبارات مبهم و لفاظی‌های همراه با موسیقی عجیب و من‌درآوردی خود سازند.
البته که چنین فضایی دیگر جایی برای حماسه‌سازی از کربلا نیست و البته آن مصیبت‌گرایی قاجاری هم نیست، بلکه به نوعی یک سبک جدید در کنار عرفان‌های تازه (نوین و کاذب) به‌شمار می‌آید.
همین که شاهدیم هروقت اوضاع سیاسی کشور درهم می‌پیچید و فشار‌ها فزونی می‌یابد و لازم است که در جایی یا در مقطعی، عناصر ایثار و فداکاری تجلی پررنگی داشته باشند، بلافاصله به تحلیل‌های حماسی از عاشورا روی می‌آوریم، (و همین رویکرد به خودی خود، گواهی استوار و شاهدی صادق است بر این‌که ما چطور با چنین رویداد با‌عظمتی، چقدر از سر دلبخواه و) به‌طور دلخواه رفتار می‌کنیم.

در این میان، برخی نیز تلاش می‌کنند از عاشورا، دموکراسی استخراج کرده و آن را چونان جنبش یا حرکتی علیه حکومت‌های استبدادی تفسیر کنند. معلوم است که امام با ظلم درافتاده، اما تفسیر اینها بسیار متفاوت است. می‌توان احتمال داد که در راستای چنین برداشتی از جنبش مبارزه با فساد هم در نهضت عاشورا سخن گفته شود. باز جای پرسشی بنیادین است: دامنه این استنباط‌های مذهبی و سیاسی از یک رویداد تاریخی تا کجاست و تا چه اندازه حق داریم از این جنبش الهی، این همه برداشت‌های سیاسی، اجتماعی و عرفانی دلبخواهی و ساختگی داشته باشیم؟ 
یک کسی باید عاشورا را از دست ما نجات دهد و اجازه ندهد عظمت امام حسین بن علی علیه‌السلام، زیر سایه این تفسیر‌های غلط قرار گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها