تهیه‌کننده برنامه پرمخاطب شبکه نسیم: هدف ما ثبت واقعیت‌های دیده ‌نشده در سفر بود

جزئیات روزهای داغ جنوب

برنامه جزئیات
برنامه جزئیات شبکه نسیم یک سفرنامه تصویری و مستند روایی است که با محوریت کامران نجف‌زاده شکل ‌گرفته و علیرضا خوش‌بیان تهیه‌کننده آن است.
کد خبر: ۱۵۶۰۷۱۸
نویسنده امیرگودرزی - گروه رسانه

جزئیات روزهای داغ جنوب

 

این برنامه همان‌طور که از نامش پیداست، به‌جای روایت کلی و شعاری سراغ ریزه‌کاری‌ها، چهره‌ها، گفت‌وگوهای کوتاه، لحظه‌های احساسی و فضای انسانی هر سفر می‌رود و تلاش می‌کند از دل همین جزئیات، حال ‌و هوای اصلی یک رویداد را به مخاطب منتقل کند. جزئیات در یکی از محورهای اصلی خود به اربعین و مسیر پیاده‌روی کربلا می‌پردازد و با نگاهی نزدیک و احساسی، زائران، خستگی و شوق مسیر و معنویت این حرکت جمعی را روایت می‌کند. به همین دلیل در زمان پخش ویژه‌برنامه اربعین، هر شب ساعت ۲۱ از شبکه نسیم روی آنتن رفت. در عین‌ حال این برنامه فقط به کربلا محدود نمانده و در برخی قسمت‌ها به جنوب کشور و مناطق آسیب دیده در 
دفاع مقدس و مقصد راهیان نور هم سرزده است؛ جایی که همان نگاه جزئی‌نگر و انسانی، این بار در یادمان‌ها، مسیرهای جنگی و مواجهه نسل‌های مختلف با خاطره و هویت جمعی دیده می‌شود. نجف‌زاده در سفر بعدی خود راهی جنوب کشور می‌شود تا از مناطق آسیب‌دیده جنگ اخیر با همان نگاه جزئی‌نگر گزارش دهد. او در این مسیر با اشاراتی ساده و در عین ‌حال هوشمندانه و خلاقانه موضوعات مختلف را به تصویر می‌کشد و احساسات مخاطب را نیز با خود همراه می‌سازد. از این ‌رو برنامه جزئیات، بیشتر از آن‌که صرفا یک برنامه مناسبتی باشد، به یک قالب سفرنامه‌ای تبدیل شده که هر بار یک تجربه جمعی و معنوی را از زاویه‌ای نزدیک، انسانی و تصویر محور روایت می‌کند. 
   پرداختن به جزئیات آدم‌ها 
علیرضا خوش‌بیان تهیه‌کننده جزئیات، در خصوص ایده شکل‌گیری این برنامه به جام جم توضیح می‌دهد: ایده برنامه از این نگاه شکل گرفت که بسیاری از واقعیت‌ها در خبرهای روز دیده نمی‌شوند. خبر معمولا به اصل واقعه می‌پردازد اما ما می‌خواستیم زندگی آدم‌ها، احساسات، دغدغه‌ها و آن بخش‌هایی را روایت کنیم که در قاب خبرها کمتر دیده می‌شود. به همین دلیل نام جزئیات را انتخاب کردیم. چون معتقدیم حقیقت بسیاری از مفاهیم در همین جزئیات نهفته است.  او در ادامه در خصوص روش موضوع‌یابی صحبت می‌کند و می‌گوید: برای ما مهم‌ترین معیار، انسان و روایت انسانی است. دنبال موضوعاتی هستیم که بتوانند تصویری واقعی از زندگی مردم ارائه دهند؛ چه در روزهای سخت و چه در لحظات امید و مقاومت. تلاش می‌کنیم سراغ آدم‌هایی برویم که روایت‌شان فراتر از یک خبر باشد و بتواند بخشی از واقعیت جامعه را به مخاطب نشان دهد.  او در پاسخ به این‌که چگونه موفق به جلب ‌اعتماد افراد برای روایت داستان‌های شخصی می‌شوید، می‌گوید: خوشبختانه با توجه ‌به شناختی که خانواده‌ها از کامران نجف‌زاده و سابقه کاری تیم داشتند، در بسیاری از مواقع با اعتماد و صمیمیت با ما همراه شدند. ما هم تلاش کردیم بدون قضاوت و با احترام کامل به حریم شخصی افراد، روایتگر داستان زندگی آنها باشیم و همین صداقت باعث شکل‌گیری اعتماد شد. 
   مخاطب خودش به جمع‌بندی می‌رسد 
او در ادامه تاکید می‌کند: رویکرد اصلی برنامه روایت است، نه تحلیل. تلاش کردیم واقعیت را همان‌گونه که هست به تصویر بکشیم و اجازه دهیم مخاطب خودش به جمع‌بندی برسد. طبیعتا در برخی بخش‌ها برای درک بهتر فضا، توضیحاتی ارائه می‌شود اما اصل برنامه بر روایت صادقانه و مستند استوار است. 
خوش‌بیان به نقش کامران نجف‌زاده در شکل‌گیری محتوا، انتخاب موضوع و فرآیند تولید نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: آقای نجف‌زاده صرفا راوی برنامه نیست. تجربه سال‌ها خبرنگاری و مستندسازی او در انتخاب موضوع، شکل‌گیری روایت و هدایت محتوای برنامه نقش بسیار مهمی دارد. سبک روایت وی_ چه در بیان رسمی و چه در گفت‌وگوی صمیمی_ باعث می‌شود مخاطب ارتباط عمیق‌تری با موضوعات برقرار کند و واقعیت را ملموس‌تر ببیند.  تهیه‌کننده جزئیات از جمعی بودن کار می‌گوید و تاکید دارد که این برنامه حاصل یک کار کاملا تیمی است. از مرحله انتخاب موضوع تا تصویربرداری، تدوین و روایت، همه اعضای گروه با یک نگاه مشترک پیش می‌روند. پیش از تولید درباره شیوه روایت و لحن برنامه به جمع‌بندی می‌رسیم تا همه اجزای کار در خدمت یک هدف باشند. یعنی روایت صادقانه و نزدیک به زندگی مردم. 
   روایت‌های واقعی، انسانی و دور از شعار 
او ویژگی‌های یک خبرنگار یا مستندساز را که منجر به موفقیت می‌شود چنین می‌داند: مهم‌ترین ویژگی، توانایی دیدن انسان‌ها و شنیدن روایت آنهاست. در کنار دانش حرفه‌ای، باید صبور، قابل‌ اعتماد، مسئولیت‌پذیر و آماده حضور در شرایط سخت باشد. گاهی در شرایط بحرانی و جنگی باید تصمیم‌های سریع گرفت و در عین ‌حال دقت و صداقت در روایت را حفظ کرد. 
خوش‌بیان برنامه را برای همه می‌داند و می‌گوید: جزئیات برای همه مردم ساخته شده است. هدف ما رساندن پیام به یک قشر خاص نیست بلکه تلاش می‌کنیم روایت‌هایی را به تصویر بکشیم که هر مخاطبی، فارغ از سن و جایگاه اجتماعی بتواند با آن ارتباط برقرار کند و احساس کند بخشی از این سفر و این روایت بوده است.  او در ادامه به بازخوردهای مخاطبان نیز اشاره می‌کند: بیشترین بازخوردی که دریافت کرده‌ایم این است که مخاطبان احساس کرده‌اند همراه گروه تولید در دل ماجرا حضور داشته‌اند. این حس همراهی برای ما ارزشمند است و نشان می‌دهد مسیر انتخاب‌شده درست بوده. همین بازخوردها باعث می‌شود در ادامه نیز بر روایت‌های واقعی، انسانی و دور از شعار تاکید بیشتری داشته باشیم.  خوش‌بیان همچنین از محدودیت‌ها برای ساخت این مستند می‌گوید: مهم‌ترین محدودیت ما شرایط میدانی بود. در برخی مناطق به‌دلیل شرایط جنگی، تعطیلی فرودگاه‌ها و محدودیت‌های تردد، مجبور بودیم صدها کیلومتر مسیر زمینی را طی کنیم تا به موضوعات برسیم. پیدا کردن افراد، تولید برنامه در همان شرایط و رساندن آن در کوتاه‌ترین زمان به آنتن، چالش اصلی این پروژه بود. با این ‌حال تجربه و هماهنگی تیم باعث شد این محدودیت‌ها مانع ثبت روایت‌های واقعی نشود.  او در پاسخ به تفاوت برنامه‌اش با برنامه‌های مشابه که به روایت سفرنامه‌ها می‌پردازند، می‌گوید: جزئیات یک سفرنامه نیست؛ یک روایت انسانی است. مقصد ما صرفا یک مکان جغرافیایی نیست بلکه زندگی مردم است. من هیچ تیم مستندسازی را نمی‌شناسم که در روز بتوانند یک مستند ۳۰دقیقه‌ای تولید و پخش کنند و این مسأله از اصلی‌ترین تفاوت این مستند با سایر آثار است. 
   هنر خلاقانه نگاه به جزئیات 
اما جدا از صحبت‌های تهیه‌کننده، نمی‌توان از جزئیات خلاقیت‌های کامران نجف‌زاده که اتفاقا امضای کارهای اوست غافل شد. به‌عنوان مثال، دوربین صخره‌های کنار ساحل را نشان می‌دهد که دو کودک در حال بازی هستند و نجف‌زاده آرام دارد روایت می‌کند و می‌گوید جمعیت اینجا ۶، ۷هزار نفر است. در این حال یکی از آن دو هنگام پایین آمدن از صخره‌ها زمین می‌خورد. انگار راوی یکه بخورد، می‌گوید: یکی از آنها همین ‌الان جلوی چشمم افتاد! بدجوری با زانو زمین خورد و ما هم با راوی یکه خوردیم. اما بعد تصویر وداع مادر مینابی با تکه‌ای از بدن فرزندش، مخاطب را به میناب برد. شاید راوی با این تدوین خلاقانه و هوشمندانه می‌خواهد نشان دهد وقتی با دیدن زمین‌ خوردن کودکی چنین چهره را در هم می‌کشیم و غمگین می‌شویم، حال آن مادر با تکه‌های بدن فرزندش چه سوز بی‌انتهایی دارد. 
نشان ‌دادن جزئیات برای درک مفهوم خلاقیت‌هایی را می‌طلبد که کامران نجف‌زاده از پس آن برمی‌آید. در جایی از سفر به جنوب کشور در جاده ساحلی جزیره سیریک به خودرویی اشاره می‌کند که در نزدیکی‌شان متوقف شده. نجف‌زاده می‌خندد و می‌گوید: «هر جایی که می‌خواهیم از ماشین پیاده شویم تا پلاتو بگوییم یک خودرو سر می‌رسد و کنار ما می‌ایستد.» او با این اشاره ظریف، هوشیاری نیروهای دفاع مردمی را در مقابل تهدیدات دشمن به تصویر می‌کشد که در سراسر خط ساحلی حضور شبانه‌روزی دارند.  چیزی که تماشای مستند جزئیات را دلچسب می‌کند، نبود خطی مستقیم در روایت است. معلوم است همه چیز از قبل برنامه‌ریزی نشده و نجف‌زاده روایتش را به مخاطب گره می‌زند. او یک‌راست سراغ یک سلمانی مردانه می‌رود و با مردی هم‌کلام می‌شود که اهل سیریک است. روی صندلی می‌نشیند تا سر و رویش را اصلاح کند. در این حال به روش معمول سلمانی‌ها، او را به حرف می‌گیرد. وقتی درباره تهدید آمریکایی‌ها برای حمله زمینی به این جزیره صحبت می‌کند، جوان آرایشگر با تحکم حرفش را قطع می‌کند تا بگوید غیرممکن است! و برای تایید این حرف، جان‌فدایی مردم این جزیره را به رخ می‌کشد. انگار نجف‌زاده این حرف را پیش می‌کشد تا آن مرد اهل جنوب با متانت و آرامش در کلامش، خیال مخاطبان را آسوده کند.  نجف‌زاده از این جوان اهل سیریک می‌پرسد به چه موضوعاتی بپردازد و او از آسیب به شناورهای ماهیگیران می‌گوید که در این وضعیت معیشتی، به لنج‌ها و قایق‌های‌شان آسیب ‌رسیده. موضوع مرد فوق، نجف‌زاده را به ساحل می‌کشاند و روایت بعدی آنجا ادامه می‌یابد.  نجف‌زاده در جای دیگر وقتی به مدرسه شجره طیبه می‌رسد، به اولین چیزی که توجه می‌کند درختی در مجاور بنای تخریب شده مدرسه است. می‌گوید: «کاش چنین جزئیاتی وجود نداشت» و بعد به لباس یکی از دانش‌آموزان شهید لابه‌لای شاخ ‌و برگ درختان اشاره می‌کند.  نجف‌زاده فقط مشاهده‌گر نیست بلکه سعی می‌کند در آن مقصد زیست کند؛ مانند وقتی که انبه می‌خرد و در اثنای خرید از فروشنده هم سوال می‌کند. او اصراری ندارد همه جزئیات را خودش روایت کند بلکه تلاش او برای یافتن افرادی است که راوی ریزه‌کاری‌های گفته نشده باشند. نجف‌زاده با نویسنده‌ای بومی قرار می‌گذارد و خانم میرشکاری داستان‌های اساطیری باستانی میناب را در لوکیشن‌های خودش روایت می‌کند. این نویسنده در کنار ساحل از افسانه کشتی جن‌ها می‌گوید که در خیال مردم میناب پر از چراغ است و با سرعت حرکت می‌کند طوری که بعضی از ماهیگیران از ترس این اوهام خودشان را داخل دریا پرت می‌کنند. 

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها