به گزارش جام جم آنلاین؛ قسمت نخست ویژهبرنامه «جریان کودتا» از گروه تاریخ شبکه یک سیما با عنوان «۷۳ سال دشمنی آمریکا با ملت ایران» به بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اختصاص داشت. این نشست با اجرای علیرضا زادبر و با حضور محمدرضا کائینی، داریوش سجادی، شهریار زرشناس، ابراهیم متقی و فواد ایزدی برگزار شد. در این برنامه، مهمانان از زوایای حقوقی، تاریخی، سیاسی و روابط بینالملل به کودتای ۲۸ مرداد، ملی شدن صنعت نفت، عملکرد دولت مصدق، نقش آمریکا و انگلیس، جایگاه مردم و رسانه و درسهای این رویداد برای شرایط امروز پرداختند.
محمدرضا کائینی: حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتاست
محمدرضا کائینی در نخستین بخش نشست، بحث خود را از جنبه حقوقی آغاز کرد و مشخصاً به موضوع انحلال مجلس هفدهم و رفراندوم دکتر مصدق پرداخت. کائینی با اشاره به اینکه در قانون اساسی مشروطیت، چنین رفراندومی به شکلی که در آن مقطع برگزار شد پیشبینی نشده بود، گفت مصدق برای انحلال مجلس به آرای عمومی مراجعه کرد؛ در حالی که از نظر او، قانون چنین اختیاری را به نخستوزیر نداده بود. او همچنین نحوه برگزاری رفراندوم و جداسازی محل رأی موافقان و مخالفان را غیردموکراتیک توصیف کرد.
کائینی سپس به استدلال سلطنتطلبان درباره قانونی بودن عزل مصدق پرداخت. به گفته او، این استدلال بر این مبناست که پس از انحلال مجلس، کشور با خلأ مواجه شده بود و شاه اختیار داشت نخستوزیر جدید تعیین کند. اما کائینی این استدلال را از نظر حقوقی رد کرد. او گفت حتی اگر انحلال مجلس را بپذیریم، شاه ابتدا باید انحلال مجلس را تأیید میکرد و سپس نخستوزیر جدید را منصوب میکرد؛ در حالی که در ۲۸ مرداد، حکم عزل مصدق پیش از پذیرش رسمی انحلال مجلس صادر شد. کائینی بر همین اساس نتیجه گرفت که حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتا محسوب میشود و استدلال طرفداران سلطنت درباره قانونی بودن این اقدام، وجاهت حقوقی ندارد.

داریوش سجادی: کودتا را باید در چارچوب سیاست «مشت آهنین» آمریکا دید
داریوش سجادی در ادامه، نگاه خود را از واقعه ۲۸ مرداد به الگوی سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم معطوف کرد. سجادی گفت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در سیاست خارجی خود به نظامی متکی بود که «مشت آهنین» را در کنار دیپلماسی قرار میداد و در قبال کشورهایی که با آنها مواجه میشد، از برخورد سنگین استفاده میکرد. او برای توضیح این الگو به نمونههای دیگری نیز اشاره کرد و گفت یکی از روشهایی که آمریکا در چنین شرایطی دنبال میکند، ایجاد فرسایش اقتصادی و قرار دادن مردم در فشار معیشتی است؛ فشاری که میتواند زمینه اجتماعی لازم برای تحولات سیاسی را ایجاد کند. بنابراین، در روایت سجادی، کودتای ۲۸ مرداد صرفاً یک رویداد داخلی نبود، بلکه باید آن را در چارچوب الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و استفاده از فشار اقتصادی به عنوان ابزار سیاسی بررسی کرد.
شهریار زرشناس: ۲۸ مرداد یک کودتای کلاسیک بود
شهریار زرشناس بحث خود را با تعریف «کودتا» از منظر ادبیات سیاسی آغاز کرد. او گفت کودتا حرکتی است که در میان بخشهای بالایی قدرت و توسط بخشی از ساختار حکومت علیه بخش دیگری از آن اتفاق میافتد و در نمونههای کلاسیک، نیروهای نظامی نقش اصلی را ایفا میکنند. زرشناس با تطبیق این تعریف بر وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد گفت در این رویداد، بخشی از ساختار دربار با استفاده از نیروی نظامی علیه دولت، کابینه و نخستوزیر وارد عمل شد و به همین دلیل، از نظر او، ۲۸ مرداد نمونه کلاسیک کودتاست. او سپس بحث خود را به نهضت ملی شدن نفت پیوند زد و گفت جنبشی در ایران شکل گرفته بود که خواهان مالکیت و بهرهمندی ایرانیان از منابع نفتی خود بودند. زرشناس با اشاره به سابقه امتیازهای نفتی و کنترل انگلستان بر نفت ایران گفت پس از شکلگیری دولت مصدق و پیشبرد ملی شدن نفت، فشارها علیه ایران افزایش پیدا کرد و در نهایت کودتا رخ داد. او همچنین به شرایط نفتی پس از کودتا اشاره کرد و گفت کنسرسیومهای نفتی پس از آن دوباره با شرایطی تحمیلی به صحنه بازگشتند.

ابراهیم متقی: برای فهم کودتا باید ساختار قدرت در نظام بینالملل را شناخت
ابراهیم متقی زاویه دیگری را برای تحلیل ۲۸ مرداد انتخاب کرد و بحث خود را از ساختار نظام بینالملل و رفتار قدرتهای بزرگ آغاز کرد. متقی گفت در نظام بینالملل، قدرتهای بزرگ به دلیل برخورداری از سرمایه، فناوری، قدرت نظامی و شبکههای سیاسی و اجتماعی، تلاش میکنند کنترل خود را در سطح جهان اعمال کنند. او با اشاره به تحول سیاست خارجی آمریکا گفت این کشور ابتدا رویکردی انزواگرایانه داشت اما به تدریج وارد سیاست جهانی شد و پس از تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ، رویکرد تهاجمیتری نیز پیدا کرد. از نظر متقی، کودتا یکی از ابزارهای سیاست تهاجمی قدرتهای بزرگ است. متقی سپس به اسناد منتشرشده درباره کودتا اشاره کرد و گفت فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا در ایران به سال ۱۹۵۳ محدود نبود و از سال ۱۹۵۲ شبکههای اطلاعاتی و امنیتی این کشور فعال بودند. او گفت یکی از محورهای فعالیت این شبکهها، ایجاد تضاد میان جریانهای مختلف اجتماعی، از جمله تودهایها، مذهبیها و ملیگراها بود. به گفته متقی، تحریمهای اقتصادی نیز اثر خود را گذاشتند و مجموع این عوامل فضایی ایجاد کرد که کودتا در آن امکان تحقق پیدا کرد.
فواد ایزدی: یکی از درسهای ۲۸ مرداد شناخت ابزارهای آمریکا و تأثیر بر دستگاه محاسباتی است
فواد ایزدی در ادامه بحث، بر ضرورت استخراج درسهایی از کودتای ۲۸ مرداد برای شرایط امروز تمرکز کرد. ایزدی ابتدا به اهمیت نفت ایران برای انگلیس در سال ۱۳۳۲ اشاره کرد و گفت با توجه به تحولات پس از جنگ جهانی دوم، نفت ایران یکی از مهمترین منابع درآمدی انگلیس بود. او سپس بر ضرورت شناخت دقیق ماهیت آمریکا، اهداف این کشور و ابزارهایی که برای تأثیرگذاری در اختیار دارد تأکید کرد. یکی از نکات اصلی در صحبتهای ایزدی، موضوع تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی مقامات بود. او گفت برای تحلیل رفتار آمریکا باید شناخت درستی از اقداماتی که این کشور انجام میدهد و اهدافی که دنبال میکند داشت و صرفاً نباید ابزار نظامی را مورد توجه قرار داد. ایزدی همچنین به سفر دکتر مصدق به آمریکا و حضور او در مجامع بینالمللی اشاره کرد و موضوع پیگیری مسئله ایران از مسیر دیپلماتیک را در همین چارچوب مورد توجه قرار داد.

سجادی و زرشناس درباره خیابان؛ چرا مرحله دوم کودتا موفق شد؟
در بخش دوم نشست، علیرضا زادبر بحث را به فاصله ۲۵ تا ۲۸ مرداد برد و پرسید چرا کودتا دو مرحلهای شد و چرا مرحله نخست شکست خورد اما مرحله دوم به سرعت به نتیجه رسید. او به حضور مردم در خیابان در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد و تفاوت آن با روز ۲۸ مرداد اشاره کرد. در پاسخ به این بحث، سجادی بر مجموعهای از خطاهای محاسباتی دولت مصدق تأکید کرد. در این بخش گفته شد که پس از ابلاغ حکم عزل در ۲۵ مرداد، مصدق به جای اینکه موضوع را به صورت عمومی اعلام کند، حکم را پنهان کرد. در نتیجه، تعداد محدودی از افراد از موضوع مطلع شدند و شور عمومی جامعه نیز کاهش یافت. در ادامه، خالی شدن خیابان از مردم به عنوان یکی از مهمترین اشتباهات مصدق مطرح شد و این موضوع با اهمیت حضور مردم در صحنه سیاسی نیز پیوند خورد.
زرشناس: رسانه در کنار عوامل دیگر، بخشی از زمینه کودتا را فراهم کرد
شهریار زرشناس در ادامه بحث مربوط به فضای پیش از کودتا، به عملیات روانی و رسانهای پرداخت. او گفت از ابتدای شکلگیری نهضت ملی شدن نفت، دولت انگلستان عملیات رسانهای علیه مصدق و رهبران نهضت را دنبال میکرد و هرچه به کودتا نزدیکتر شد، این فعالیتها شدت گرفت. زرشناس همچنین گفت آمریکاییها از شبکههای خود در ایران استفاده کردند و مطالب مختلفی علیه مصدق و آیتالله کاشانی منتشر شد. به گفته او، یکی از اهداف این فعالیتها ایجاد اختلاف میان رهبران نهضت و همچنین میان رهبران و مردم بود.
سجادی: کودتا تنها مسئله نفت نبود؛ شکست نهضت پیامد فرهنگی هم داشت
داریوش سجادی در بخشی دیگر از بحث، به پیامدهای اجتماعی و فرهنگی ۲۸ مرداد پرداخت. او گفت پس از کودتا، جامعه ایران با افسردگی سیاسی و سرخوردگی از ملیگرایی مواجه شد و این وضعیت در ادبیات، شعر و سینمای ایران نیز بازتاب پیدا کرد. سجادی برای توضیح این وضعیت به شکلگیری برخی آثار ادبی و شعری پس از کودتا اشاره کرد و آنها را در ارتباط با فضای سرخوردگی سیاسی ناشی از شکست نهضت ملی مورد توجه قرار داد.

زرشناس: مشکل مصدق فقط در رابطه با آمریکا نبود؛ شناخت نظام سلطه مسئله اصلی بود
زرشناس در ادامه، بر خوشبینی مصدق نسبت به آمریکا تأکید کرد. او گفت مصدق نه در پی سرنگونی رژیم پهلوی بود، نه اقداماتی داشت که بتوان آن را با مؤلفههای تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا مقایسه کرد و اساساً در همان ساختار سیاسی فعالیت میکرد. با این حال، زرشناس معتقد بود مسئله اصلی این بود که مصدق ماهیت قدرتهای بزرگ و نظام سلطه را به درستی نمیشناخت و تصور میکرد میتواند میان قدرتهای مختلف تعادل برقرار کند و از آمریکا در برابر انگلیس کمک بگیرد. از نگاه زرشناس، مسئله اصلی قدرتهای خارجی، استقلال کشوری مانند ایران و کنترل منابع آن بود و نه صرفاً مجموعهای از رفتارهایی که بعدها به عنوان دلایل اختلاف ایران و آمریکا مطرح شدند.
متقی: آمریکا و انگلیس رقیب بودند، اما در کنترل منابع اشتراک داشتند
در پاسخ به این پرسش که چرا آمریکا در نهایت روایت انگلیس درباره ضرورت برخورد با مصدق را پذیرفت، ابراهیم متقی بر تفاوت میان «رقابت» و «همکاری» قدرتهای بزرگ تأکید کرد. متقی گفت نباید تصور کرد آمریکا و انگلیس در آن دوره صرفاً در وضعیت تقابل قرار داشتند. به گفته او، قدرتهای بزرگ همزمان میتوانند با یکدیگر رقابت و همکاری کنند. او افزود آمریکا و انگلیس در اصلِ کنترل منابع کشورهای دیگر منافع مشترک داشتند، اما روشهای آنها متفاوت بود. متقی همچنین جایگاه ایران در رقابت آمریکا و شوروی را مورد توجه قرار داد و گفت ایران به دلیل موقعیت منطقهای خود در محاسبات آمریکا اهمیت داشت.

متقی: شوروی نیز مانع وقوع کودتا نشد
در ادامه، ابراهیم متقی درباره نقش شوروی و حزب توده نیز توضیح داد. او گفت شبکههای حزب توده نسبت به کودتا آگاهیهایی داشتند، اما واکنش اتحاد شوروی به شکلی نبود که مانع وقوع آن شود. متقی همچنین گفت اتحاد شوروی در دوره زاهدی بدهیهایی را که مربوط به دوره جنگ جهانی دوم بود پرداخت کرد؛ در حالی که در دوره مصدق این بدهیها پرداخت نشده بود.
ایزدی: پیروزی دیپلماتیک بدون شناخت محاسبات طرف مقابل کافی نیست
در ادامه بحث درباره سفر مصدق به آمریکا و پیروزیهای حقوقی ایران در مجامع بینالمللی، فواد ایزدی بر مسئله شناخت رفتار طرف مقابل تأکید کرد. او موضوع «دستگاه محاسبات» را بار دیگر مورد توجه قرار داد و گفت اگر محاسبات یک کشور درباره طرف مقابل و سبک رفتاری او درست نباشد، حتی پیروزیهای دیپلماتیک نیز لزوماً نمیتواند به نتیجه سیاسی مورد انتظار منجر شود. در همین چارچوب، سفر مصدق به آمریکا، درخواست وام و پیگیری موضوع ایران در سازمانهای بینالمللی مطرح شد و این پرسش مورد توجه قرار گرفت که چرا پیروزیهای حقوقی و دیپلماتیک مصدق در نهایت نتوانست مانع کودتا شود.
زرشناس: سه عامل مهم در پیروزی کودتا
در بخش پرسش و پاسخ، یکی از حاضران از شهریار زرشناس درباره مؤلفههای اصلی پیروزی کودتا پرسید. زرشناس در پاسخ، بر چند عامل تأکید کرد: شناخت ناکافی رهبران نهضت از نظام بینالملل، خوشبینی نسبت به آمریکا و ضعف در شناخت نظام سلطه و در نهایت اهمیت حضور مردم در خیابان. او گفت مصدق به راهحلهای پارلمانتاریستی و مذاکره متکی بود و نگاه او به نقش مردم و خیابان با آنچه زرشناس از اهمیت حضور اجتماعی مردم در تحولات سیاسی میدانست، متفاوت بود. زرشناس همچنین در ادامه سخنان خود به نمونههایی از آنچه «کودتاهای رنگی» خواند اشاره کرد و گفت در برخی نمونههای جدید، بخشی از ساختار حاکمیت در کنار جنبشهای انتخاباتی، نارضایتی و فشار رسانهای وارد عمل میشود.

کائینی: انگلیس و آمریکا تقسیم کار داشتند
در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا نقش انگلیس در بحثها کمتر از آمریکا دیده شده، محمدرضا کائینی توضیح داد که کودتای ۲۸ مرداد هم انگلیسی و هم آمریکایی بود، اما به دلیل نقش بیشتر آمریکا در بخشهای عملیاتی و لجستیکی، نقش این کشور بیشتر به چشم میآید. او از یک تقسیم کار میان انگلیس و آمریکا سخن گفت؛ به این معنا که طراحی در بخش انگلیسی دنبال میشد و اجرای برنامه و برخی بخشهای عملیاتی و برنامهریزی بر عهده آمریکاییها بود. کائینی همچنین از ایجاد ستاد کودتا در خارج و داخل کشور، ایجاد نارضایتی، استفاده از فضای روانی و بهکارگیری لمپنها به عنوان مؤلفههایی در روند اجرای کودتا نام برد.
آیا بدون نفت هم کودتا رخ میداد؟
در ادامه، یکی از حاضران پرسید آیا اگر ایران نفت نداشت، باز هم آمریکا یا انگلیس علیه دولت مصدق اقدام میکردند یا خیر. در پاسخ، فواد ایزدی بر اهمیت نفت در محاسبات قدرتهای خارجی تأکید کرد و گفت کشوری مانند ایران به دلیل برخورداری از نفت و همچنین حرکت در مسیر استقلالطلبی، برای قدرتهای بزرگ اهمیت داشت.
متقی: تجربه ۲۸ مرداد ضرورت تولید قدرت و پرهیز از فرسایش را نشان میدهد
در جمعبندی پایانی، ابراهیم متقی بار دیگر از منظر روابط بینالملل به ماجرا نگاه کرد. او گفت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی نسبت به ایران، اقتصاد ایران و ساختار حکومتی ایران حساس بود و تلاش مصدق برای ملیسازی و خلع ید، او را در وضعیت مقابله با بخشی از نظم موجود قرار داد. متقی سپس با مقایسه هزینه کودتای ۲۸ مرداد با هزینههای تغییر حکومت در شرایط امروز، گفت ساختار جمهوری اسلامی نسبت به گذشته استحکام بیشتری پیدا کرده است. او در پایان، چهار ضرورت را برای شرایط امروز مطرح کرد: تولید قدرت برای مقابله با تهدیدها، مقاومت، توجه به گروهها و ساخت اجتماعی و عبور از بحران بر اساس تجربههای دوران تهدید و کودتا و فشار نظامی و سیاسی.

زرشناس: استقلال و اقتدار ایران باید به مؤلفههای قدرت تبدیل شود
در جمعبندی دیگر، شهریار زرشناس بر ضرورت حفظ استقلال و اقتدار ایران تأکید کرد. او گفت ایران برای حفظ خود باید مستقل و مقتدر بماند و آنقدر مؤلفههای قدرت خود را تقویت کند که هرگونه حمله یا فشار خارجی برای طرف مقابل هزینه بالایی داشته باشد. زرشناس همچنین بر نقش مردم تأکید کرد و گفت مردم باید به عنوان تجسم اراده ملی، در کنار نیروهای مسلح قرار گیرند. از نگاه او، تجربه ۲۸ مرداد نشان داد که خالی شدن مردم از خیابان میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد؛ چراکه مصدق مردم را از صحنه کنار گذاشت و از این جهت ضربه خورد.
کائینی: در کنار عامل خارجی، عوامل داخلی را هم باید دید
در بخش پایانی، محمدرضا کائینی تأکید کرد که در بررسی تجربه ۲۸ مرداد نباید همه چیز را صرفاً به آمریکا و انگلیس نسبت داد. او گفت باید رفتار کارگزاران داخلی، نحوه اطلاعرسانی به مردم، فشار اقتصادی، ایجاد سردرگمی و زمینههایی که در داخل کشور برای رشد جریانهای مخالف ایجاد میشود نیز مورد توجه قرار گیرد. کائینی در پایان، برخی رفتارهای دولت مصدق را نیز در فراهم شدن زمینه وقوع کودتا مؤثر دانست و بر اهمیت توجه به عوامل داخلی در کنار نقش آمریکا و انگلیس تأکید کرد.
پنج زاویه برای بازخوانی ۲۸ مرداد
در قسمت نخست «جریان کودتا»، هر یک از مهمانان از زاویه متفاوتی به واقعه ۲۸ مرداد پرداختند: محمدرضا کائینی بر وجوه حقوقی کودتا، نحوه انحلال مجلس و نقش انگلیس و آمریکا تمرکز کرد؛ داریوش سجادی کودتا را در چارچوب سیاست خارجی آمریکا، فشار اقتصادی و پیامدهای اجتماعی آن بررسی کرد؛ شهریار زرشناس بر ماهیت کلاسیک کودتا، نهضت استقلالطلبانه، نقش خیابان و ضعف شناخت مصدق از نظام سلطه تأکید کرد؛ ابراهیم متقی واقعه را در چارچوب ساختار قدرت در نظام بینالملل، رقابت قدرتهای بزرگ و فعالیت شبکههای اطلاعاتی بررسی کرد؛ و فواد ایزدی بر اهمیت نفت، شناخت اهداف و ابزارهای آمریکا و توجه به تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی تأکید داشت.
به این ترتیب، بخش نخست ویژهبرنامه جریان، کودتای ۲۸ مرداد را نه فقط به عنوان یک واقعه تاریخی، بلکه از منظر حقوق، سیاست داخلی، نفت، روابط بینالملل، عملیات رسانهای، رفتار قدرتهای بزرگ و درسهای مورد ادعای سخنرانان برای شرایط امروز مورد بحث قرار داد. بهدلیل مفصل بودن گفتوگوها، متن پیشرو بهصورت خلاصه و مضمونی تنظیم شد. برای تماشای نسخه تصویری این قسمت از برنامه «جریان» و مشاهده کامل روند گفتوگوها، میتوانید از طریق تلوبیون اقدام کنید.
تهیهکننده برنامه شبکه نسیم از دغدغههای تولید برنامهاش گفت:
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد