هنرمندان در برنامه بوم خاکی جنایت‌های جنگی را به تصویر می‌کشند

زخم‌های جنگ روی بوم هنر

برنامه بوم خاکی
در برنامه بوم خاکی، زبان هنر به خدمت تبیین حال‌وهوای مراسم تشییع رهبر شهید آمد تا با ترکیبی از نوا و رنگ، روایتی نو از این رویداد تاریخی ثبت شود.
کد خبر: ۱۵۵۹۸۹۴
نویسنده امیر گودرزی - گروه رسانه
نقطه عطف این فصل، حضور استاد محسن نفر بود که با زخمه‌های تار خود، موسیقی متن این حماسه را در لحظاتی ناب و زنده خلق کرد. در کنار این طنین معنوی، اساتید خوشنامی همچون علی بحرینی، حسین عینی‌بخش و خانم فائزه قائم‌منش به عنوان هنرمندان نقاش، فرآیند خلق آثار خود را با نگاهی متفاوت آغاز کردند. روند طراحی و اجرای این آثار به گونه‌ای بود که هنرمندان ابتدا در میان مردم و در دل جمعیت حضور یافتند تا با تنفس در آن اتمسفر، الهام اولیه را مستقیماً از متن حادثه دریافت کنند. بوم‌های نقاشی در حالی که هنرمندان کار را در میان صفوف مردم کلید زده بودند، سپس به نقطه‌ای مرتفع و مشرف به خیابان آزادی منتقل شد. این جابه‌جایی استراتژیک به نقاشان اجازه داد تا با اشراف کامل بر سیل خروشان جمعیت و فضای قدسی مراسم، آثار خود را تحت تأثیر مستقیم آن لحظات تکمیل کنند و آنچه بر بوم‌ها نقش بست، بازتابی وفادارانه و هنرمندانه از شکوه حضور و داغ وداع در آن روز تاریخی بود.

نقاش که عادت دارد به زیبایی زل بزند و تصویرش را روی بوم بکشد، حالا روبروی بنا‌های ویران شده در جنگ بنشیند و خرابه‌ها را تصویر کند. دشواری این هنرمندان به اینجا ختم نمی‌شود؛ چون تصویری که روی بوم می‌آید چیزی فراتر از سوژه نقاش است. شاید بتوان برنامه بوم خاکی را در دسته متفاوت‌ترین برنامه‌های ویژه دفاع مقدس سوم جا دارد. برنامه‌ای که سه هنرمند نقاش به محل‌هایی که دشمن آنجا را هدف قرار داده می‌روند تا نه‌تنها تصویری از آنچه می‌بینند روی بوم بیاورند؛ بلکه تصویری مملو از نشاط و امید را با رنگ خلق کنند. این فرایند بخشی از برنامه بوم خاکی است که از شبکه نسیم در اختیار مخاطبان سیما قرار گرفته است. تهیه‌کننده این برنامه علی حکمت‌نیا است که پیش‌ازاین مستند از دل خاکستر را از بنای سوخته ساختمان شیشه‌ای صداوسیما ساخته بود. مستندی متفاوت که در ۱۵ قسمت به روایت ساختمان شیشه‌ای از نگاه اشیا پرداخت. با وی درباره بوم خاکی گفت‌و‌گو کردیم تا به ظرافت‌های هنر در بازگوکردن جنایت‌های جنگی دشمن بپردازیم.

حکمت‌نیا به گفته خودش وقتی مستند از دل خاکستر را می‌ساخت، فکر روایت‌های متفاوت از چنین رخداد‌هایی از ذهنش گذشت. با تجاوز دشمن آمریکایی صهیونیستی به کشورمان که بیشتر تمرکز‌ها روی روایت اول است، او به لزوم روایت‌های متفاوت باور دارد: وظیفه اصلی رسانه این است که رخداد‌ها را به صادقانه‌ترین شکل ممکن روایت کند و آنچه واقعاً اتفاق افتاده را بدون افزودن چیزی به مخاطب نشان دهد. همکاران من در این زمینه تلاش‌های زیادی کردند و در رساندن روایت اول موفق بودند و ازاین‌رو زمینه برای نگاه‌های دیگر نیز فراهم شد.

به گفته حکمت‌نیا وقتی روایت اولیه انجام می‌شود، می‌توان به این فکر کرد که چه شکل دیگری از روایت می‌تواند جنبه‌های متفاوتی از ماجرا را بازتاب دهد؛ روایتی که هم هنری باشد و هم اجتماعی و درعین‌حال بتواند ماندگار بماند.
او توضیح می‌دهد هدف از طراحی بوم خاکی این بوده که برنامه‌ای ساخته شود که سال‌های بعد نیز قابل‌رجوع باشد. به گفته او اگر سال‌ها بعد مردم به این آثار نگاه کنند، بدانند که این آثار هنری مرتبط با رخدادی واقعی در تاریخ بوده است: تیم برنامه تصمیم گرفت فرآیند خلق یک اثر هنری را به محور اصلی برنامه تبدیل کند؛ فرآیندی که از ابتدا تا انتها در قالب یک برنامه تلویزیونی دنبال شود، بدون آنکه دچار زیاده‌گویی یا تکرار شود و درعین‌حال برای مخاطب جذاب باقی بماند.

نشانه‌هایی از تجربه‌ای جمعی

نقاشی از مکان‌های آسیب‌دیده در جنگ، در نگاه نخست ممکن است شبیه بازنمایی ساده خرابه‌ها به نظر برسد، اما در عمل لایه‌های پیچیده‌تری را در بر می‌گیرد. هنرمند با انتخاب زاویه دید، رنگ‌ها و نور، تلاش می‌کند آنچه را که در پس ظاهر ویران یک ساختمان یا خیابان نهفته است آشکار کند؛ خاطره زندگی‌هایی که در آنجا جریان داشته، ردپا‌های ناگفته انسان‌هایی که ناچار به ترک خانه‌های خود شده‌اند و سکوتی که پس از فروکش‌کردن هیاهوی جنگ در فضا باقی‌مانده است. در بسیاری از این آثار، دیوار‌های ترک‌خورده، پنجره‌های شکسته یا سقف‌های فروریخته نه‌فقط عناصر معماری، بلکه نشانه‌هایی از تجربه‌ای جمعی هستند که جامعه از سر گذرانده است. 

تهیه‌کننده بوم خاکی درباره انتخاب نقاشی به‌عنوان محور اصلی روایت هنری در برنامه توضیح می‌دهد که این انتخاب به علاقه شخصی او به مطالعه درباره فرهنگ‌های مختلف نیز بازمی‌گردد. او می‌گوید در زمان‌های فراغت علاقه دارد درباره فرهنگ‌ها مطالعه کند و همین مطالعات نشان می‌دهد که بسیاری از دوره‌های تاریخی از طریق آثار هنری و به‌ویژه نقاشی برای ما روایت شده‌اند. 

به گفته او وقتی از دوران رنسانس صحبت می‌کنیم، بخش مهمی از شناخت ما از آن دوره از طریق نقاشی‌هایی است که در همان زمان خلق شده‌اند. همچنین درباره تمدن‌های چندهزارساله نیز بخش مهمی از روایت تاریخی از طریق آثار هنری باقی‌مانده شکل‌گرفته است.

حکمت‌نیا معتقد است نقاشی هنری است که اگر به شکل درست و بدون تحمیل بیرونی خلق شود، می‌تواند ماندگاری طولانی داشته باشد: در بوم خاکی تلاش شده هنرمندان بدون تحمیل نظر بیرونی و بدون دخالت مستقیم در فرآیند خلق اثر کار کنند تا اثر هنری به شکل طبیعی شکل بگیرد. 

به باور او چنین آثاری تاریخ انقضا ندارند و می‌توانند سال‌های طولانی باقی بمانند. او درعین‌حال تأکید می‌کند که در برنامه تنها نقاشی حضور ندارد و مجموعه‌ای از هنر‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند: در کنار نقاشی، نگارش متن و خلق موسیقی نیز بخشی از فرآیند برنامه بوده است. متن‌های برنامه توسط مرتضی درخشان نوشته شده و موسیقی نیز توسط آقای ظاهری خلق شده است. نکته مهم به گفته حکمت‌نیا این است که موسیقی نیز در همان فضا‌ها و متناسب با حال‌وهوای مکان‌ها ساخته شده است؛ همان‌گونه که نقاشان و نویسنده در همان محیط حضور داشتند.

برخی هنرمندان معتقدند نقاشی می‌تواند نوعی «شهادت بصری» باشد؛ شهادتی که بدون استفاده از کلمات، روایتگر بخشی از تاریخ و حافظه اجتماعی است. به همین دلیل، آنان با حضور در مناطق آسیب‌دیده و مشاهده مستقیم فضاها، تلاش می‌کنند حس و حال این مکان‌ها را به بوم نقاشی منتقل کنند. در چنین آثاری، رنگ‌های خاکستری و تیره اغلب با نور‌های ملایم یا نشانه‌هایی از حیات همراه می‌شود؛ گویی هنرمند در دل ویرانی به دنبال نشانه‌ای از تداوم زندگی است. گاه در میان خرابه‌ها درختی سبز، نوری از پنجره‌ای شکسته یا آسمانی روشن دیده می‌شود که یادآور امکان بازسازی و ادامه حیات است. تهیه‌کننده برم خاکی در ادامه حرف‌هایش به همین ماندگاری آثار هنری اشاره می‌کند: هدف این بوده که اثری خلق شود که حتی در چند صدسال آینده نیز قابل‌ارجاع به آن وجود داشته باشد. اگر در آینده روایت‌های مختلفی از این رخداد‌ها شکل گیرد، اثری که در همان زمان خلق شده بتواند گویای واقعیت آن لحظه باشد. حکمت‌نیا می‌گوید اگر قرار است کاری ساخته شود، بهتر است اثری باشد که تاریخ مصرف کوتاهی نداشته باشد و برای آیندگان نیز باقی بماند.

او در پاسخ به سرنوشت نقاشی‌ها می‌گوید: درباره این موضوع هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده و در حال مشورت با مدیران شبکه و هنرمندان هستیم. یکی از گزینه‌هایی که مطرح شده برگزاری نمایشگاهی از این آثار است تا هنرمندان نیز در آن حضور داشته باشند. به گفته او هر یک از این آثار می‌تواند به‌عنوان سفیر فرهنگی عمل کند و حتی در دیگر کشور‌های هم به نمایش درآید، چون هنر زبان مشترکی میان ملت‌هاست و می‌تواند روایتگر رخداد‌ها باشد.

به‌تصویرکشیدن جنایات جنگی

حکمت‌نیا درباره شیوه انتخاب هنرمندان نقاش در برنامه نیز توضیح می‌دهد که این انتخاب کار ساده‌ای نبوده است. به گفته او هنرمندی که در این پروژه حضور پیدا می‌کند باید توانایی‌های مختلفی داشته باشد؛ از جمله اینکه بتواند در زمان محدود اثر قابل‌ارائه خلق کند. او توضیح می‌دهد بسیاری از هنرمندان برای خلق یک اثر ممکن است ماه‌ها یا حتی یک سال زمان صرف کنند، درحالی‌که در قالب یک برنامه تلویزیونی زمان بسیار محدودتر است: به همین دلیل تیم تولید بررسی‌ها و پایش‌های زیادی انجام داده تا به جمع‌بندی برسد. هنرمندانی که انتخاب شدند علاوه بر داشتن روحیه خلاق و توانایی الهام‌گرفتن از فضا، باید توانایی کارگروهی و سابقه حرفه‌ای مناسب نیز داشته باشند. 

او می‌گوید: برخی از هنرمندان حاضر در پروژه استاد دانشگاه هستند و سابقه تدریس طولانی در حوزه هنر دارند و حتی یکی از آنها دارای مدرک دکتری هنر است. هدف این بوده که طیف‌های مختلف هنری نیز در برنامه حضور داشته باشند تا سلیقه‌های متفاوت مخاطبان پوشش داده شود.

به گفته حکمت‌نیا هر هنرمند نیز متناسب با فضای هر لوکیشن رویکرد متفاوتی در اثر خود داشته است. برای مثال یکی از هنرمندان در اثر خود از نشانه‌هایی از جوانه و رویش برای پیونددادن بخش‌های آسیب‌دیده استفاده کرده است.
بی‌تردید همه مکان‌هایی که در جنگ آسیب‌دیده‌اند، به‌مرورزمان بازسازی می‌شوند یا شکل تازه‌ای به خود می‌گیرند و در نتیجه نشانه‌های فیزیکی گذشته از میان می‌رود. اما نقاشی می‌تواند این لحظه‌های تاریخی را ثبت و به نسل‌های بعد منتقل کند. به‌این‌ترتیب، اثر هنری نه‌تنها بیان شخصی هنرمند، بلکه بخشی از روایت تاریخی یک جامعه می‌شود. چرا باید این نشانه‌ها باقی بماند؟ این تهیه‌کننده سیما درباره انتخاب لوکیشن‌های برنامه توضیح می‌دهد که یکی از معیار‌های اصلی انتخاب، فضا‌هایی بوده که در جنگ نباید مورد حمله قرار گیرند. به گفته او در قوانین جنگ، حمله
 
به برخی مکان‌ها جنایت جنگی محسوب می‌شود. به همین دلیل تیم برنامه تلاش کرده به سراغ چنین فضا‌هایی برود تا نشان دهد چه مکان‌هایی هدف قرار گرفته‌اند. در میان این مکان‌ها خانه‌های مسکونی مردم، مدرسه، دانشگاه و ورزشگاه نیز وجود داشته است.

حکمت‌نیا در ادامه به یکی دیگر از لوکیشن‌های برنامه یعنی ورزشگاه آزادی اشاره می‌کند و می‌گوید: این ورزشگاه که در سال ۱۳۵۳ ساخته شد، بخشی از خاطره جمعی مردم ایران است. به گفته او در این مکان سال‌ها مسابقات، قهرمانی‌ها و رویداد‌های مهم ورزشی برگزار شده و برای بسیاری از مردم یادآور خاطرات مشترک است. وقتی به چنین فضایی نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود که چه نسبتی میان چنین مکانی با جنگ وجود دارد و همین پرسش نشان می‌دهد که حمله به چنین فضا‌هایی تا چه اندازه می‌تواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود.

بااین‌حال حکمت‌نیا معتقد است وقتی به این اتفاقات در یک نگاه کلی نگاه می‌کنیم، نتیجه نهایی نوعی پیروزی برای کشور بوده است. او می‌گوید: این رخداد‌ها باعث شد بسیاری از واقعیت‌ها برای مردم جهان روشن‌تر شود و مشخص شود چه کسانی آغازگر حمله بوده‌اند. به گفته او درحالی‌که در بسیاری از موارد تلاش می‌شود تصویر متفاوتی از واقعیت ارائه شود، چنین رخداد‌هایی باعث می‌شود حقیقت برای بسیاری از مردم جهان آشکارتر شود.

او در ادامه به یکی از لوکیشن‌ها یعنی مدرسه نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: جالب این بود که کارگردان برنامه دوران تحصیل خود را در همان مدرسه گذرانده بود و وقتی به آنجا رسیدیم، او یکباره متوجه شد و به یاد آورد که در همین مدرسه درس‌خوانده است. چنین تجربه‌هایی باعث می‌شد ارتباط عاطفی با فضا‌ها عمیق‌تر شود.

تاریخ، خاطره و امید روی بوم

هنرمندانی که به سراغ چنین موضوعی می‌روند، با مسئولیتی اخلاقی نیز روبه‌رو هستند. آنان باید میان بیان هنری و احترام به رنج واقعی انسان‌هایی که جنگ را تجربه کرده‌اند تعادل برقرار کنند. به همین دلیل بسیاری از این آثار به‌جای تأکید بر خشونت و هیجان، بر سکوت، تأمل و نگاه انسانی تمرکز دارند. این رویکرد تلاش می‌کند به‌جای نمایش صرف ویرانی، فرصتی برای اندیشیدن به پیامد‌های جنگ و ارزش مقاومت فراهم کند؛ بنابراین نحوه ارتباط هنرمندان در لوکیشن‌ها اهمیت زیادی دارد. حکمت‌نیا درباره نحوه کار هنرمندان در لوکیشن‌ها توضیح می‌دهد که تلاش شده هنرمندان در فضای آن مکان‌ها تنها بمانند تا بتوانند با محیط ارتباط برقرار کنند. به گفته او در برنامه‌سازی معمولاً از هنرمند خواسته می‌شود که در زمان مشخص کاری انجام دهد، اما در این پروژه چنین فشاری وجود نداشته است. او می‌گوید هنرمندان را وارد فضا می‌کردند و از آنها می‌خواستند مدتی در آن محیط زندگی کنند، به فضا نگاه کنند و ببینند چه چیزی آنها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

او می‌گوید: تلاش گروه این بوده که هنرمندان در خلوت خود با فضا ارتباط برقرار کنند و سپس اثر هنری خود را خلق کنند. تصویربرداران نیز در این مسیر همراهی زیادی داشته‌اند، زیرا ضبط چنین فرآیندی کار ساده‌ای نبوده است.
او درباره تعداد قسمت‌های برنامه نیز توضیح می‌دهد: فصل اول بوم خاکی در پنج قسمت تولید شده است. باتوجه‌به شرایطی که در زمان تولید وجود داشت و دشواری‌های کار در آن مقطع، تولید برنامه با محدودیت‌هایی همراه بوده است. بااین‌حال احتمال ادامه برنامه در قالب فصل‌های بعدی وجود دارد و این موضوع به تصمیم شبکه و سیاست‌های برنامه‌سازی در آن مقطع بستگی دارد.
newsQrCode
برچسب ها: امیر گودرزی
ارسال نظرات

نیازمندی ها