رویای تیم ملی، زیر آوار مدرسه / روایت دختر ژیمناستیک‌کاری که آسمانی شد

آتنا احمد زاده
قهرمان ژیمناستیک بود و یک ماه قبل از اینکه نفس‌هایش زیر آوار مدرسه قطع شود، مدال طلا را هم گرفت. قرار بود که در تیم ملی بازی کند. با آن ذهن کوچکش، تا قهرمانی کشور را برای خودش رویابافی کرده بود. آرزوهای بزرگی در سر داشت. قهرمان ورزشی و دندانپزشکی، برنامه‌ای بود که برای آینده‌اش چید. اما زندگی کوتاهش به او فرصت رسیدن به آرزوهای بزرگش را نداد. آتنای ۱۰ ساله حالا فقط در رویای مادرش با او صحبت می‌کند. از خواسته‌هایش حرف می‌زند و مادرش هم همه جا صدای او را می‌شنود.
کد خبر: ۱۵۶۱۸۲۹
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها