سالها بود که دل رهبر آزاداندیشان و ولی امر مسلمین، آیتالله العظمی امام سیدعلی حسینی خامنهای در هوای نجف و کربلا میتپید؛ در شوق ایستادن کنار مضجع مولایش، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، و سلام دادن به سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام.
شوقی که سالها در دل ماند و هر بار به دلیلی به تأخیر افتاد.
امروز، این انتظار به پایان رسید.
پیکر ایشان و خانواده عزیزشان، در میان اشک، احترام و بدرقه عاشقان اهلبیت علیهمالسلام، به نجف اشرف و کربلای معلی رسید؛ گویی این بار، سفر، سفرِ بازگشت نبود، سفرِ وصال بود. وصال با مولایی که همه عمر، نامش مایه استقامت بود و با کربلایی که یادش، چراغ راه مجاهدان.
چه تقدیر شگفتی...
آن که سالها از دور به حرمها سلام میداد، امروز خود میهمان همان آستانهای نورانی شد. نجف، عاشقی دیرینه را در آغوش گرفت و کربلا، دلدادهای را که عمر خویش را در مسیر اسلام، قرآن و محبت اهلبیت علیهمالسلام سپری کرده بود، پذیرا شد.
آقاجان...
زیارتتان قبول.
از خداوند متعال میخواهیم این زیارت را در پیشگاه خویش مقبول گرداند، شما و همراهانتان را در جوار رحمت واسعه خود و در کنار اولیای الهی متنعم فرماید و دلهای ما را نیز از راه حق و محبت اهلبیت علیهمالسلام جدا نکند. از پروردگار مهربان مسئلت داریم عاقبت همه ما را به خیر، عزت، ایمان و رضوان خویش ختم فرماید.
گاهی یک عمر انتظار، در یک لحظه به پایان میرسد؛ لحظهای که میان اشکهای وداع، درهای وصال گشوده میشود. نجف و کربلا امروز، میزبان مسافری بودند که سالها آرزوی این دیدار را در دل داشت.
آقاجان...
زیارتتان قبول؛ و سلام ما را به مولایمان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام برسانید.