
جدیدترین دادههای شرکت مدیریت منابع آب ایران از وضعیت سدهای کشور تا پایان خردادماه، حاکی از بهبود نسبی شرایط در مقایسه با سال خشک پیشین است. حجم آب موجود در مخازن سدها به ۳۴/۳۶ میلیارد مترمکعب رسیده که نشاندهنده پر بودن ۶۶درصدی ظرفیت کل سدهای کشور است. این آمار در نگاه نخست، نویدبخش بهنظر میرسد اما واقعیت اقلیمی ایران روایت دیگری را بیان میکند.
ورودی ۸۰ درصدی؛ پدیدهای موقتی یا گشایش پایدار؟
براساس گزارشهای رسمی، از ابتدای سال آبی (مهرماه پارسال ) تا ۳۰ خرداد امسال، ۴۳/۹۴ میلیارد مترمکعب آب وارد سدهای کشور شده که در قیاس با ۲۴/۴۰میلیارد مترمکعب مدت مشابه سال گذشته، افزایشی ۸۰درصدی را نشان میدهد. این رشد چشمگیر، نتیجه مستقیم بارشهای نسبتا مناسب در برخی مناطق کشور بوده است.
همچنین میزان خروجی آب از سدها با رشد ۲۰درصدی به ۲۸/۳۴ میلیارد مترمکعب رسیده که نشان از افزایش مصرف در بخشهای کشاورزی، شرب و صنعت دارد. درکنار اینها، ذخایر سدها نسبت به سال قبل ۳۵درصد رشد داشته که باعث شده تصویر فعلی منابع آبی کشور، متعادلتر از سال گذشته بهنظر برسد.
ایران در کمربند خشکسالی جهانی
با وجود این آمار امیدوارکننده، آنچه نباید نادیده گرفته شود، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران است. کشور ما در کمربند خشکسالی جهان قرار دارد؛ منطقهای که میانگین بارندگی آن کمتر از یکسوم متوسط جهانی است. در چنین اقلیمی، سالهای پربارش استثنا هستند، نه قاعده.
کارشناسان حوزه آب تاکید میکنند که اتکا به چند سال پربارش و پرشدن موقت سدها، هرگز بهمعنای حل بحران آب نیست. برعکس، این وضعیت میتواند نوعی «خوشبینی فریبنده» ایجاد کند که موجب غفلت از برنامهریزی بلندمدت و اصلاح الگوی مصرف شود. نباید فریب این پرشدگی را خورد. زیرا با نخستین سال خشک، دوباره به همان شرایط بحرانی بازخواهیم گشت.
بهعبارت دیگر، این افزایش ذخایر، یک ناهنجاری مثبت اقلیمی است، نه یک بهبود ساختاری در منابع آبی کشور. میانگین بارشهای بلندمدت ایران هنوز بهمراتب کمتر از نیاز آبی پایدار کشور است.
سایه بحران بر سدهای کلیدی و مناطق مرکزی
آمارهای دقیقتر نشان میدهد این پرشدگی در همه نقاط کشور به یک اندازه نیست و برخی مناطق هنوز در تنگنای شدید آبی بهسر میبرند. سدهای طرق و دوستی در خراسان رضوی، سد بارزو در خراسان شمالی و سد ساوه در استان مرکزی در شرایط منفی و بحرانی قرار دارند. همچنین منابع آبی استانهای تهران و قم با تنش جدی مواجه است.
بهعنوان مثال، سد الغدیر ساوه تنها چند هفته آب مفید دارد و ناچار به استفاده از «حجم دپوی» مخزن شده است. این در حالی است که میزان خروجی سدها در سال جاری همچنان ۴ درصد کمتر از میانگین درازمدت ۲۹/۵۴میلیارد مترمکعب است که نشان میدهد حتی با بارشهای امسال، هنوز به پایداری تاریخی نرسیدهایم.
مدیریت مصرف؛ تنها راه عبور از بحران پایدار
با توجه به واقعیت اقلیمی ایران و هشدار درباره فریبندگی آمارهای مقطعی، مدیریت مصرف آب بهعنوان تنها راهکار اساسی و دائمی مطرح میشود. بخش کشاورزی با بیش از
۹۰ درصد مصرف آب کشور، بیشترین سهم را در این مدیریت دارد.
برنامههایی مانند نصب لوازم کاهنده مصرف، اصلاح شبکههای توزیع و انتقال، بازچرخانی آب در صنعت و مدیریت توأمان آب و برق در چاههای کشاورزی در دستور کار قرار گرفته است. همچنین شعار امسال هفته صرفهجویی یعنی «آب، سرمایه مشترک»، بر مسئولیت همگانی در این زمینه تاکید دارد.
وضعیت بهتر از پارسال اما نه پایدار
در یک جمعبندی کلی، شرایط فعلی سدها نسبت به سال گذشته قطعا بهتر است که جای خرسندی است. با این حال، در بازه زمانی طولانی، این وضعیت چندان خوب نیست و نمیتواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد. افزایش جمعیت، توسعه صنایع و تغییرات اقلیمی، همگی عواملی هستند که فشار بر منابع آبی را روزبهروز بیشتر میکنند.
نکته کلیدی آن است که با وجود پرشدگی ۶۶ درصدی سدها، ایران همچنان در کمربند خشکسالی قرار دارد و این پرشدگی، یک استثنای موقتی است، نه یک قاعده پایدار. برای عبور از این چالش، باید از هرگونه خوشبینی زودهنگام پرهیز کرد و مدیریت مصرف را به یک فرهنگ عمومی و یک الزام راهبردی تبدیل نمود. آینده منابع آبی ایران در گروی این انتخاب هوشمندانه است.