دردادگاه تاریخ

کتاب خدمت و خیانت روشنفکران جلال آل احمد جلدسومی کم دارد و آن خیانت بی خدمت روشنفکران وطن فروش در انقلاب اسلامی است. تاریخ روشنفکری از ۵۷تا امروز، تاریخ شرم آوری است، چه روشنفکری چپ و مارکسیست و چه روشنفکری غربگرای دینی و یا لیبرال نا دین گرا بدترین بی مسئولیتی در حق ملت و براندازی حکومت ملی برآمده از انقلاب و دفاع از اجنبی متجاوز و خیانت به استقلال ایران و در جنگ و تروریسم و تجزیه ایران را مرتکب شدند..
کتاب خدمت و خیانت روشنفکران جلال آل احمد جلدسومی کم دارد و آن خیانت بی خدمت روشنفکران وطن فروش در انقلاب اسلامی است. تاریخ روشنفکری از ۵۷تا امروز، تاریخ شرم آوری است، چه روشنفکری چپ و مارکسیست و چه روشنفکری غربگرای دینی و یا لیبرال نا دین گرا بدترین بی مسئولیتی در حق ملت و براندازی حکومت ملی برآمده از انقلاب و دفاع از اجنبی متجاوز و خیانت به استقلال ایران و در جنگ و تروریسم و تجزیه ایران را مرتکب شدند..
کد خبر: ۱۵۵۶۸۰۵
نویسنده احمد میراحسان 

 سخنان روشنفکران کم سوادی، چون زیبا کلام وسریع القلم و فاضلی و فلاحت پیشه و.. و اظهار نظر‌های گاه واقعا مایه تفریح و خنده آور آنان دیگر مایه خشم هیچ آدم زنده‌ای نیست بلکه تاسف آور است از آنکه آنان با کدام اعتبار مگر رانت حرام، در دانشگاه‌های معتبر درس می‌گویند؟ و این همه سال آزادانه پلشت‌ترین افکارسخیف را تبلیغ کردند. آنان اهمیت شان، چون بازیگران سینما در جنجال انگیزی و سخنانی است که ترامپ ونتانیاهو احتیاج دارند و بدین وسیله نام شان را سر بزبان‌ها می‌اندازند با کاری شبیه فحش دادن به مقدسات مردم با صدای بلند برای کسب شهرت. 
 افرادی که در ایران علیه امام خمینی ره علیه امام شهید خامنه‌ای اخیرا صدایشان را بلند کرده‌اند انسان‌های مهمی نیستند بلکه چوپ پدیده‌ای دال بر محو هر نشان آدمیت و شرافت، علت سقوط تا این مرتبه از کین توزی و دروغواری و بیعدالتی کنج کاوی برانگیز است. چگونه ممکن است یک ایرانی با آنکه شاهد آن همه خرد و درست اندیشی نجاتبخش و شجاعت و واستقامت و روشن بینی معجزه آسا و اعتبار و ایثار باشد که رهبری شهید در برابر یک جهان از تجاوز و پلیدی و بیرحمی و خشونت از خود نشان می‌دهد باز چنین موجودی باشد که بر خونش وحشیانه پایکوبی می‌کند؛ و همدست و همزبان و همصدای فاسدترین انسان‌های جهان سخن می‌گوید. این پرسش جدی، خواهان پاسخ است. چه چیز روشنفکری غربگرا را تا این حد قسی و نامنصف و بیمار دل می‌نماید؟ 


کاشت صد ساله 
☆اولین درس آن است که اگر ملتی صد بار خود را فدا کند تا قدرت حکمرانی به دست اجنبی نیافتد. اگر با نان حتی با برگ درختان زندگی کند و دست از مقاومت برای استقلال و حکمرانی ملی نشوید در اصل پیروز و عزتمند است. پس هیچ وحدتی با نیرو‌های غرب پرست و ضد استقلال و تسلیم طلب ممکن نیست. استعمار صد سال با حاکم کردن این جریان دست نشانده تخم وابستگی ساختی و تغییر سیستماتیک امکان خیانت را در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و طبقه مدرن اجتماعی کشت کرد و رشد داد؛ و گام بزرگی در هویت زدایی و برده پروری بخش کوچکی از ایرانیان رعیت مسلک و خائن به استقلال ایران برداشت که شریک خیانت به ایران شدند. در واقع ما با چند گروه «انتلکتوئل» رو‌به‌رو شدیم. یک جریان تکنوکرات و بوروکرات در درون دستگاه پهاوی که دارای منافع فکری و مادی در همسویی با غرب بودند و عده‌ای در مقابل اینان و در مقام اپوزیسیون چپ یا لیبرال که منتقد حکومت بودند. 
شیطان استعمار بامدرنیزاسیون پس از انقلاب مشروطه یک ژرف ساخت و پایه مادی اقتصادی طبقاتی فرهنگی ایدئولوژیک بوجود آورد که دارای سنخیت با غرب و بردگی ابرقدرت شیطانی بود. وروشنفکران با این پایه طبقاتی مرتبط شدند؛ و البته بخش اپوزیسیون در مقام افق ایدیولوژیک متضاد حاکمیت خواست‌های سیاسی خود را دنبال می‌کردند. در‌ی مشروطه تارژیم محمدرضاشاه است که آل احمد از خدمت و خیانت این روشنفکران حرف می‌زند. روشنفکری امروز در این زمینه کشت شد و تغییرات رشدش را پشت سر گذاشت. 

کاشت ۵٠ ساله
 ☆تحول روشنفکری غربگرا پس از انقلاب و عمدتا تبدیلش به جریان خیانت بار زمینه خود را در درون ساختار داخلی تعریف نمی‌کند بلکه در تناسب با قدرت جهانی هم معنا می‌کند. تغییر ساختار مستقل به ساختار پیرامونی پس از انقلاب بوسیله کابینه‌های غربگرا و در تقابل با اهداف انقلاب اسلامی در تعارض با آرمان‌های انقلاب، باز سازی شد و متناسب با جنگ ترکیبی استکبار با ایران در خدمت باند‌های انگلی و مافیایی و رانتخواران و الیگارش‌ها قرار گرفت. نفوذ غرب پرستان با استفاده از انواع ابزار‌ها و یاری‌های علنی و تکنولوژیک و سایبری و شبکه‌های مجازی و تحریم‌ها و حتی ترور‌ها و جنگ نرم فرهنگی یک قشر مدرن خدمتگزار اربابان غارت و غربزده‌هایی با سبک زندگی آمریکایی و بی خویشتنی و شهوات دنیوی و افکار تباهی زده پدیدآوردند و روشنفکران درون نظام حکمرانی و مطبوعات سکولار مدام در جهت تقویت و زایش این قشر نوکیسه عمل کردند و برای قدرت خود آنان را پایه اجتماعی و سرمایه خود قلمداد نمودند. در حالی که این قشر یک درصدی اقتصادی و ده درصدی فرهنگی و اجتماعی پایه اجتماعی سلطه اجنبی فرعون گونه هستند و رفرمیسم ایرانی رعیت و پادوی همان قدرت مستکبر محسوب می‌شود. آنان رهبران بخش شیطان زده جامعه ایرانند که با صدسال تلاش ترکیبی شیطان بزرگ و کشت کار اقتصادی و فرهنگی و علمی و دانشگاهی آن پدید آمد. 
اکنون می‌توان دریافت انواع گرایشات خیانت بار روشنفکران درون و بیرون دستگاه حکمرانی که گاه تا حد خیانت درمقام رئیس قوه مجریه، وزیر و معاون وزیر و مشاور رئیس جمهور. وو.. پیشروی کرده و حاصل فعلشان نابود کردن پیروزی میدان و مقاومت مردم دردیپلماسی تسلیم طلبانه‌ی (بده بره) بوده ریشه اش کجاست و چرا از درون سنگرحکومت، دشمن غدار وخبیث ملت تنفس مصنوعی داده می شود تامشکلاتش را حل کند و تلاش می‌شود پیروزی میدان و مردم را به شکست شان درپشت میز مذاکره بدل سازند وکابوس صفین و حکمیت را تجدید کنند.

بانک‌های بنگاه دار و رباخوار، مدیریت واداده ارزی و دادن مهار ارزش پول ملی به دست مافیای نفوذ، معافیت مالیاتی باورنکردنی موسسات کلان سرمایه باسود افسانه‌ای، صنعت فاسد خودرو سازی و نفت و پتروشیمی، مصرف غارتگرانه پترو دلار و عدم بازگشت دلار‌های صادراتی، شانه خالی کردن دولت از تکالیف کنترل و اعمال نظارت و حکمرانی و عدالت پروری و غارت آخرین توشه فقرا با حذف ارز ترجیحی و حق مردم از انفال و اموال عمومی و بجایش یارانه‌ای به اندازه قیمت یک مرغ به هرنفر و افزایش بسیار نامتناسب حقوق زحمتکشان و کارمندان زیر خط فقر با گرانی تحمیل شده و.. همه و همه محصول جنگ غربگرایان با اهداف انقلاب اسلامی و سیاستگذاری دو ولی فقیه بزرگوار و ضد استکبار بوده است. روشنفکران غربگرا به شیوه خود با همه نفاب روشنفکری همپای همین جریان خائن به استقلال و منافع ملی عمل کردند. 
★★★☆
☆غالبا ما از سیاست‌های غلط و ضد استقلال و ضد اسلام و ضد مقاومت می‌نالیم ـ، اما تحلیل گران اغلب یا عاجز از درک علل این پدیده هستند یا آگاهانه و محافظه کارانه آن را نهان می‌دارند؛ و ناتوان از درک ارتباط روشنفکری غربگرا با این پایه اجتماعی انگلی علیرغم همه پز‌های انتقادی هستند. 
علل حقیقی سستی‌های اقتصادی و سیاست‌های ضد پیشرفت مستقل را باید در ماهیت ایدئولوژیک، منافع طبقاتی تفکر مغلوط یافت. خطای محاسباتی در ایران در حکمرانی مطلقا نه اشتباهی اتفاقی و تصادفی است و نه خود علت سیاست‌های غلط و ضد مقاومت است. ریشه آن در همان تحول مدرنیزاسیون غرب پرورده و منافع مادی و معنوی ابن قشر غربگرا مدرن است.
☆☆☆☆☆
موقعیت جدید روشنفکری۵۷
☆موقعیت جدید روشنفکری پس از انقلاب چه بود که آن‌ها راباکش و قوس به عریان کردن پیروی از شیطان بزرگ و دریدن نقاب وا داشت؟ 
سرنگونی دیکتاتوری شاه در وهله اول دسته‌های روشنفکری مختلف را با هویت‌های عاریتی ایدئولوژیک به میدان آورد. آنان موجوداتی با هویت‌های ذهنی بودند که دیدگاه‌ها و جهان بینی‌ها و مشی‌ها را، چون لباسی آماده‌ای انتخاب میکردند که از فروشگاه‌ها می‌خرند. آنان از بازار فکر غربی و شرقی که آن هم ریشه در تمدن غرب داشت، بسته دلخواه خود را انتخاب و تبلیغ میکردند. خود را نماینده پرولتاریا و کشاورزان معرفی می‌کردند، مبلغ مارکسیسم، لنینیسم، تروتسکیسم، مائوئیسم، کاستروییسم، چه گوارائیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم و... بودند و جز یکی دوسه حزب دارای ارتباط با طبقه اجتماعی مدعی دفاع از آن‌ها نبودند، مثلا نهضت آزادی مرتبط باسرمایه داری ضد دیکتاتوری طرفدار غرب و متمایل به ارتباط با امریکا و اروپا بود، حزب توده کارگزار شوروی ارتباط تضمین شده‌ای با اربابان خود داشت، اما بقیه با عضوگیری از دانشجویان و دانش آموزان گروه‌هایی را تشکیل می‌دادند که معلق و فاقد پایه اجتماعی محسوب میشدند و سرشت روشنفکریشان بی شکل بود. برای همین براحتی از قطب متمایل به شوروی و یرمایه داری دولتی، پس از شکست و فروپاشی اش به قطب مقابل یعنی آمریکا و لیبرالیسم پیرامونی کوچ کردن. مجاهدین خلق، مجاهدین انقلاب اسلامی، اصلاح طلبان کوچیده از تفکر سوسیالیستی به تفکر لیبرالیستی نمونه‌ای از این جریان بشمار می‌آیند. 
درحقیقت باید گفت افرادی از درون یا در هاله وجودی این احزاب اپوزیسیون داخلی نوعی زیست طفیلی را برگزیدند که دارای امتیاز مخصوص به خود بود. داشتن موقعیت دانشگاهی یا بدست آوردنش به سبب آویختگی به فرد مقتدر درون حکمرانی، استعدادپیوند با افراد و خانواده‌های صاحب نفوذ، سابقه کار در نهاد‌های اطلاعاتی، پروژه بگیری سود آور آنان رامبلغان پیگیرستایش دشمنان کشور خودکرد. تلاش آنان شکل عریان آن گرایش درون روزنامه‌های غربگرا بود که آینده ایران را در پذیرش مناسبات پیرامونی می‌دیدپد، اما برای حفظ موقعیت و حیات شان هرگز چهره عریان ضدملی خود راجار نمی‌زدند. اما این اساتید به پشتگرمی حامیان قدرتمند و روابط تضمین شده حکومتی باجسارتی مثال زدنی نقش قداست زدایشان را به برند خود تبدیل کرده و بی رودربایستی نسخه‌های تسلیم و نوکری برای ایران را می‌پیچیدند و حماقت بارترین پیشنهاد‌های انحلال طلبانه را تبلیغ می کردند و به اعتبارشان نزد اربابان جهانی خود و شیطان بزرگ می‌افزودند. 
چنین است که پدیده‌هایی که نان اخراج از دانشگاه، زندانی شدن، قداست زدایی از ولی فقیه و مواضع ضدملی را می‌خورند. در واقع چهره عریان همان احزاب نهان روش هستندکه ریشه در خارج دارند و آن احزاب هم سایه احزاب خارج از ایران و براندارند که مستقما تحت فرمان موساد و سیا عمل می‌نمایند. این زنجیره در مجموع خواب نابودی استقلال و استحاله و بازگرداندن ایران به فضای ضد استقلال و پذیرش ربوبیت شیطان را پیش می‌برند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها