مجموعه پویانمایی بافنده بهار قصه خواهر و برادری است که دوست دارند بهار زودتر از راه برسد و پدر و مادرشان به یاد گذشته تا رسیدن بهار، همراه بچهها شروع به بافتن فرش میکنند. هر شب پای دار قالی، قصهای از فرش و افسانههای دنیای رنگ و نقش نقل میشود و بچهها هم میشوند قهرمان داستانها. اینکه چه شد گروه سازندگان این اثر سراغ سوژه فرش و معرفی آن به بچههای امروز رفتند پرسشی است که از تهیهکننده، نویسنده و یکی از کارگردانان این مجموعه میپرسیم. امیر حقدوست در پاسخ به جامجم میگوید: فرش یکی از نمادهای ایرانی است که از بچگی به آن علاقه داشتم. چون بافته شدن آن را در منطقه خودمان (بیرجند) دیده و همیشه مفتون نقش و نگارهای خیالانگیز آن بودم. در خاطرات کودکی من، تماشای برپا کردن دار قالی و بافتن فرش نقش پررنگی دارد. وی ادامه میدهد: همیشه این موضوع در ذهنم بود و برایش یک طرح سینمایی داشتم اما وقتی فرصت ساخت سریال فراهم شد ترجیح دادم مجموعهای متفاوت و داستانی از این طرح را خلق کنم.
نقشهای ایرانی در زندگی ایرانی
عناصر ایرانی در لباسهای شخصیتها، معماری خانه و آداب زندگی روزمره آنان در این قصه دیده میشود. حقدوست اهمیت پرداختن به این موضوع و تنیدن آن با سوژه فرش ایرانی را چنین شرح میدهد: خانواده یکی از ارکان مهم قصه است که سعی کردیم به شکل متفاوتتری به آن بپردازیم. امروزه این رکن مهم در جامعه شکل متفاوتتری به خود گرفته است. بهخاطر مشغله، پدران و مادران و بچهها وقت کمتری برای هم میگذارند. تلاش کردیم خانوادهای را نشان دهیم که ما را یاد گذشته خودمان بیندازد. اعضای خانواده با یکدیگر همدل و همراه هستند، همکاری دارند و راحت با هم ارتباط برقرار میکنند؛ ویژگیای که شاید این روزها کمتر شاهدش باشیم.
این نویسنده میافزاید: کلیت قصه در محیط همین خانواده میچرخد. یعنی بچهها وقتی وارد دنیای نقش یا رنگ میشوند، باز اعضای خانواده را میبینیم. پدر نقش راوی را برعهده دارد و رنگرز هم میشود. مادر نقشهای فرش را توصیف میکند و خودش با بچهها به دنیای نقش میرود. پس در ذهن بچهها هم با همین شخصیتها طرف هستیم. دوست داشتیم حس و حال خانواده ایرانی را در کنار تصاویر جذاب زندگی روستایی در خانهای که آجرکاری دارد به تصویر در آوریم.
وی درباره فضایی که این خانواده در آن زندگی میکنند، میگوید: فضای زندگی آنان را روستایی در نزدیکی شهر در نظر گرفتیم که از امکاناتی مثل مدرسه برخوردار است اما کشاورزی هم در آن جریان دارد. در قسمت اول شاهد بودیم فصل پاییز رسیده، زعفرانها را از زمین برداشت کردند و دیگر کار کشت تمام شده است. بچهها به فکر انجام کاری جدید میافتند که مادر و پدر رسم دیرینه فرشبافی تا رسیدن بهار را مطرح میکنند.
دو فصل در دنیای نقش و رنگ
هر فصل از مجموعه ۱۳قسمت دارد که بدون فاصله پشت سر هم روی آنتن میرود. این پویانمایی با تکنیک کاتاوت ساخته شده که به گفته حقدوست یکی از دلایل انتخاب این تکنیک، بحث زمانبندی و دریافت سریعتر خروجی کار بوده است.
این کارگردان میافزاید: با توجه به فرمت و طراحی کاراکترها، سه دنیای مختلف را به نمایش میگذاریم؛ «دنیای واقعیای که زندگی این خانواده را نشان میدهد»، «دنیای رنگ که بچههای خانواده در آن ترکیبب و راز رنگها را یاد میگیرند» و «دنیای نقشها که در فصل دوم سراغ آن میرویم». بکگراند و شیوه طراحی هر یک از دنیاها با یکدیگر فرق دارد. برای حفظ انسجام شیوه انیمیت سه بخش، درعین طراحی متفاوتی که دارند از تکنیک کاتاوت استفاده کردیم.
از «رویازی» تا روی آنتن
«بافنده بهار» از جمله طرحهایی بود که در چهارمین دوره رویداد پرتاب انیمیشن «رویازی» شرکت داشت و مرکز انیمیشن سوره برای ساخت سریال انیمیشن روی آن سرمایهگذاری کرد. حقدوست در این باره عنوان میکند: آن موقع ما دو طرح داشتیم. یکی سینمایی و دیگری سریال. البته طرح سریال متفاوت از این بود اما طرح سینمایی با تفاوتهایی درباره موضوع فرش بود. این طرح مورد استقبال قرار گرفت. ساخت سینمایی امکانات خاصی را میطلبید و برای همین دکتر مافی، رئیس مرکز انیمیشن سوره خواستند ابتدا سریالش ساخته شود تا بعد بتوانیم فیلم سینمایی آن را بسازیم.
این مجموعه حاصل کارگردانی مشترک است. حقدوست درباره شیوه تقسیم کار توضیح میدهد: ما از اول یک تیم بودیم. داستانها را من نوشته بودم اما در این زمینه هم همفکری داشتیم. آقای سفیدروز از نظر دانش فنی در حوزه انیمیشن از من بالاتر هستند، به همین خاطر امور مربوط به کارگردانی فنی و نرمافزارها بیشتر برعهده او بود و بخش هنری را اعم از ترکیببندی، فضاسازی، رنگ، بکگراندها، ارتباط با شخصیتها، ارتباط برای ساخت موسیقی و... بیشتر من جلو بردم. درواقع طرح و قصههای اولیه را خودم نوشتم و پس از ارائه، یکسری اصلاحات بهکار وارد شد که با همکاری دکتر فرزانه فخریان ناظر فیلمنامه تغییراتی را ایجاد کردیم. باید برای این کار گروهی، از همکاری آقای پویا افضلی و همچنین همه اعضای تیممان تشکر کنم.
ورود به جهان خیالانگیز کودکان
بافنده بهار بهخاطر روایتهایی که مادر و پدر از گذشته دارند، میتواند برای بزرگسالان خاطرهانگیز و تماشایی باشد. کودکان و نوجوانان را هم با تصاویر خوشرنگ و لعاب، قصههای خیالانگیز و آموزنده با خود همراه میکند. تهیهکننده سریال درباره گروه سنی که مخاطبان هدف این مجموعه هستند، تصریح میکند: من معلم هنر هستم و به همین خاطر با کودکان و نوجوانان ارتباط دارم و تا حد زیادی به جهان ذهنی آنان آگاهم. رده سنی نیمه دوم دبستان و متوسطه اول بیشتر مدنظر ما بودند. این گروه در سنی هستند که خودشان میتوانند مطالعه کنند. با وجود اینکه خیلی از قصههای مجموعه زاییده تخیل هستند اما برخی از آنها بهخصوص در دنیای نقش برپایه افسانههای محلی و قصههایی است که مردم در گذشته پای دار قالی نقل میکردند. جذابیتهای خیالی این پویانمایی برای کودکان جالب است و بار آموزشی که همراه خود دارد بزرگسال را هم جذب میکند. خیلیها منشاء رنگها و نقشها را نمیدانند و صحبت از آن میتواند برای هر سنی جذابیت داشته باشد. ما فقط دنبال جذابیت بصری نبودیم و میخواستیم در کنارش، کودکان با هنر بومی کشورمان هم آشنا شود.
قصه با فضای رئال شروع میشود ولی از قسمت دوم با ورود بچهها به دستگاهی که آنها را به دنیای رنگ میبرد به فضای خیالی میرود. حقدوست درخصوص هدفی که در پی ترکیب واقعیت و خیال داشتند، میگوید: بهنظرم اینگونه بیشتر به دنیای ذهنی بچهها نزدیک میشویم. ضمن اینکه تلاش کردیم ورود به دنیای فانتزی را خیلی کش ندهیم و از همان قسمت دوم سریع وارد این فضا شویم. کودکان امروز عجولتر هستند و برای همین خواستیم زودتر با این دنیا ارتباط برقرار کنند.
او ادامه میدهد: وقتی قصهای را برای کودک تعریف میکنیم، پرنده خیال او پرواز میکند و برای خود تصویر میسازد. در این مجموعه هم براساس همین ویژگی وارد خیالپردازیهای کودکانه میشویم.
آموزش از مسیر سرگرمی
حقدوست طرح اولیه را ابتدای سال ۱۴۰۲ نوشت و تا اواخر تابستان همان سال ۲۶قسمت سیناپس تایید شد. از پاییز ۱۴۰۲ نگارش را شروع کرد و این مسیر حدود دو سال و چند ماه زمان برد. از او میپرسیم برای روایت از نقش و رنگ قالی ایرانی تا چه اندازه به دانستههای خود بسنده کرده و چقدر به دانش تخصصی کارشناسان رجوع داشته، وی پاسخ میدهد: اطلاعات براساس منابع علمی است. ۱۵۰، ۱۶۰ مقاله علمی را در این زمینه مطالعه کردیم تا دادههای دقیق به مخاطبان ارائه دهیم. همچنین از واحد فرش دانشگاه هنر بیرجند و دکتر وحیده حسامی که رئیس دپارتمان فرش این دانشگاه است کمک گرفتیم. پایاننامههایی را به ما معرفی کردند تا توضیحات درباره نقش و رنگ برپایه علمی باشد. میخواستیم قصههای سرگرمکننده بر متون تخصصی استوار باشد تا مثلا بفهمیم هر نقش در هر منطقه چه معنا و مبنایی دارد و چه داستانی پشت آن است. البته سعی کردیم خیلی سخت و سنگین توضیح ندهیم. ارائه اطلاعات کوتاه و مفید اما در همه قسمتها ادامهدار است.