سکوت سلبریتی‌ها در شرایط جنگی

در سال‌های اخیر با گسترش شبکه‌های اجتماعی سلبریتی‌ها به یکی از مهم‌ترین کنشگران عرصه عمومی تبدیل شده‌اند.
کد خبر: ۱۵۵۶۵۴۷
نویسنده دکتر بهنام گودرزی - پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی

این گروه به‌واسطه دسترسی گسترده به افکار عمومی و توانایی تأثیرگذاری بر روایت‌ها، عملا در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند در بزنگاه‌های تاریخی، از جمله جنگ و بحران‌های انسانی، نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند. با این حال تجربه جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران نشان داد بخشی از این کنشگران در مواجهه با رخدادهای خشونت‌بار و رنج انسانی، سکوت را بر موضع‌گیری ترجیح داده‌اند؛ سکوتی که نمی‌توان آن را صرفا یک انتخاب فردی بی‌طرفانه تلقی کرد. 

از منظر تحلیلی، این سکوت را می‌توان در چارچوب «اقتصاد توجه» فهم کرد. در این منطق، توجه مخاطب به سرمایه‌ای حیاتی تبدیل می‌شود و سلبریتی‌ها برای حفظ آن ناگزیر از مدیریت دقیق رفتار و گفتار خود هستند. در شرایطی که فضای اجتماعی دچار تنش و قطبی‌شدگی است، هرگونه موضع‌گیری درباره جنگ یا مسائل ملی ممکن است به ریزش بخشی از دنبال‌کنندگان منجر شود. بنابراین سکوت به‌عنوان یک «استراتژی کم‌هزینه» برای حفظ سرمایه نمادین و اقتصادی انتخاب می‌شود. با این حال همین منطق، نشان‌دهنده اولویت‌ یافتن ملاحظات برندسازی شخصی بر مسئولیت اجتماعی است. در اینجا نظریه «مدیریت تصویر» نیز به روشنی کارکرد خود را نشان می‌دهد. سلبریتی‌ها در تلاشند تصویری «غیرمناقشه‌برانگیز» و قابل ‌پذیرش برای طیف‌های متنوعی از مخاطبان ارائه دهند اما در شرایطی مانند جنگ که جامعه با تجربه‌ای مشترک از تهدید و خشونت یا بی‌عدالتی مواجه است، تلاش برای حفظ این تصویر خنثی، عملا به‌معنای فاصله‌گیری از واقعیت اجتماعی و نوعی «بی‌طرفی ظاهری» است. این بی‌طرفی در عمل نه خنثی بلکه نوعی موضع‌گیری ضمنی محسوب می‌شود. زیرا به تضعیف بازنمایی رنج و تجربه جمعی می‌انجامد. 

نکته قابل تأمل آن است که سکوت در چنین موقعیت‌هایی برخلاف تصور رایج، فاقد پیامد نیست. در ادبیات کنشگری دیجیتال، سکوت در برابر بحران اغلب به‌عنوان شکلی از «انفعال ساختاری» تلقی می‌شود که می‌تواند به بازتولید وضعیت موجود کمک کند. در مورد جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران، این سکوت در حالی رخ داد که روایت‌های متعددی از رنج غیرنظامیان و پیامدهای انسانی جنگ در جریان بود. در چنین بستری، فقدان استفاده از ظرفیت رسانه‌ای برای بازتاب این واقعیت‌ها به‌نوعی خلأ در فضای عمومی منجر می‌شود؛ خلأیی که می‌تواند با روایت‌های دیگر، گاه مغایر با واقعیت پرشود. از سوی دیگر این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از تغییر در ماهیت سلبریتی ‌بودن در عصر دیجیتال دانست. اگر در گذشته، سلبریتی‌ها به‌عنوان «چهره‌های مرجع» در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی شناخته می‌شدند، امروز بخشی از آنها بیش از آن‌که نقش مرجعیت ایفا کنند، به «مدیران برند شخصی» تبدیل شده‌اند؛ برندهایی که بقا و رشد آنها به حفظ حداکثری مخاطب وابسته است. در این چارچوب حتی سکوت در برابر جنگ نیز می‌تواند به‌عنوان یک تصمیم بازاریابی تحلیل شود. با این حال، این رویکرد با یک تناقض بنیادین مواجه است. سرمایه اجتماعی سلبریتی‌ها که در شرایط عادی از طریق تعامل با مخاطبان شکل می‌گیرد، در شرایط بحران به آزمون گذاشته می‌شود. اگر این سرمایه در لحظات حساس به‌کار گرفته نشود، اعتبار آن در بلندمدت دچار فرسایش خواهد شد. به بیان دیگر سکوتی که در کوتاه‌مدت برای حفظ فالوورها انتخاب می‌شود ممکن است در بلندمدت به کاهش اعتماد عمومی و تضعیف جایگاه اجتماعی منجر شود.

در جمع‌بندی می‌توان گفت سکوت برخی سلبریتی‌ها در جریان جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران را نمی‌توان صرفا به ملاحظات فردی یا بی‌اطلاعی تقلیل داد بلکه این پدیده در بستر ساختارهای اقتصادی و رسانه‌ای معاصر معنا پیدا می‌کند. با این حال، تبیین علمی این رفتار به‌معنای توجیه آن نیست بلکه برعکس نشان می‌دهد چگونه منطق مسلط بر شبکه‌های اجتماعی می‌تواند مسئولیت اجتماعی کنشگران تأثیرگذار را به حاشیه براند و همین امر، ضرورت بازاندیشی در نقش و کارکرد سلبریتی‌ها در جامعه معاصر را بیش از پیش برجسته می‌سازد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها