آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)

تحریف یکی از ابزارهای دشمنان اسلام در طول تاریخ بوده است و مناسب ترین هدف برای این کار، جوانان هستند؛ چراکه چارچوب فکری جوان در دوران جوانی هنوز درحال شکل گیری است و تحریف مانند ویروسی است که به جان ذهن و قلب و اراده جوان میافتد و همچون موریانهای از درون آن را میخورد و پایههای اعتقادی را سست میکند.
تحریف به معنای عام آن یعنی دگرگون سازی گفتار، نوشتار، اندیشه، عمل و شخصیت تأثیرگذار که دارای اقسامی است و مهم ترین آن عبارت اند از: 1- تحریف لفظی 2- تحریف معنوی 3-تحریف عملی 4- تحریف مواضع
تحریف لفظی : منظور از تحریف لفظی همان تغییر کلمات و جمله هایی است که از گوینده صادر گردیده به گونه ای کاهشی، افزایشی و موضعی انجام شود، مقصود از تحریف کاهشی این است که تحریف کننده با حذف بخشی از نوشتار و یا گفتار به تغییر مفاد سخن بپردازد و مقصود از تحریف افزایشی این است که تحریف کننده با افزودن جمله ای، کلمه ای و یا حتی یک حرف به نوشته و یا گفته فرد، مضمون آن را دگرگون کند و معنای مطابق اندیشه خود را در آن جاسازی کند و مراد از تحریف موضعی، جا به جایی کلمه ها و جمله هاست که تحریف گر به جای افزودن از حجم سخن یا کاهش آن، با تصرف در ترکیب جمله و ساختار و احیاناً تغییر اندک همانند تقدیم و تأخیر در آن سعی می کند به هدف خود؛ يعنی وارونگی آموزه و پیام متن برسد.
تحریف معنوی: مراد از تحریف معنوی این است که تصرف تحریف کننده در نوشته و گفتار به گونه ای باشد که در عناصر لفظی و بیان هیچ تغییر و تصرفی انجام نمی دهد، امّا آن اثر چنان معنی و تفسیر می شود که منظور صادر کننده متن نیست و به عبارتی می توان گفت؛ منحرف کردن روح و معنای آن می باشد.
تحریف عملی: مقصود از تحریف عملی آن است که برخلاف خواسته متن عمل شود، اگر مفاد گفتار و نوشتار امر و عمل است، به ترک و نهی تبدیل می شود و اگر نهی و ترک است به امر و عمل مبدل می شود
درخصوص موضوعی که ما به آن می پردازيم منظور از تحریف امام خمينی، تحریف خط فکری و شخصیت امام است، شخصيت امام خميني نماد انقلاب اسلامي ايران است. نظرات، روش و واكنشهاي امام خميني برابر موضوعات مختلف سياسي و اجتماعي به مثابه سرمشقهاي اصلي حركت مردم ايران و همه مسلمانان جهان محسوب مي شود. متاسفانه در دوران پس از امام برخي از افراد، جريانها و گروههاي سياسي براي تحقق اهداف و اغراض خود به تحريف شخصيت و سخنان امام روي آوردند. ضرورت حفاظت از فرهنگ امام به عنوان مهمترين نقشه راهبردي انقلاب اسلامي براي نسل هاي كنوني و آينده بر كسي پوشيده نيست. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که مگر شخصیتها را هم میتوان تحریف کرد؟ تحریف شخصیتها به چه معناست؟ در جواب باید گفت که تحریف شخصیتها به تحریف ارکان فکری آنهاست، به تحریف منظومه فکری آنهاست، به قلب مفاهیم از معنای اصلی شان در معانی فرعی و حاشیهای است، هنگامی که ارکان فکری و اندیشهای شخصیتی بزرگ همچون امام خمینی (ره)، یا مجهول بماند یا غلط معنا شود قطعاً تحریف صورت گرفته است.
یکی از مهمترین کارکرد های تحریف، از الگو انداختن شخصیت هاست، هنگامی که اندیشه شخصیتی چون امام، درست معنا نشود و یا حتی برعکس معنا شود، جوان امروز و نسلهای بعدی دیگر نمیتواند امام را الگوی تام و تمام خود قرار دهد. به همین جهت، امام را نباید صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی دانست، بعضی دقیقاً دنبال القای همین هستند، تفسیر آنها از امام همان شخصیت محترمی است که روزی در تاریخ درخشید، فعال، مفید و پر کار بود، برای ملت خود خدمتی کرد و امروز از دنیا رفته و در جمع ما نیست و ما همه ساله وظیفه داریم تا از ایشان تجلیل کنیم.
مصادیق و نمونه هایی از تحریف
1- یکی از مصادیق و نمونه هایی از تحریف تفسير به رأي و قرائتهاي ناصحيح از انديشههاي امام خميني(ره) می باشد؛ به عنوان مثال: برخی از تحریف گران درصددند از امام راحل چهرهاي همراه با تسامح و تساهل ارائه كنند كه قائل به اسلام رحماني و بنا به نقل و قول های بی پایه مخالف شعار مرگ بر آمريكا بوده است، آنها به دنبال تحريف رويكرد انقلابي، عدالت خواهي و استكبارستیزي امام خميني(ره) هستند؛ به رغم این که سيره امام خميني(ره) همواره بر ساده زيستي و بي رغبتي به تجملات دنيا بوده است، برخی از این تحریف گران این وجه را نادیده گرفته و به دنبال این هستند که ادبيات كاخ نشيني به جاي فرهنگ كوخ نشيني بر جامعه حاكم شود و مسؤولان به تجملات روي بياورند.
2- تمسك به متشابهات (تكرار نوادر بيانات و مواضع امام) و فراموش كردن محكمات انديشه و رهنمودهاي امام خميني (ره) از جمله مصادیق تحریف به شمار می رود؛ چنانکه ادعا و ارائه تفسیر جمهوریخواهانه غربی از امام و حذف بقیه ابعاد و اهداف داخلی و جهانی انقلاب اسلامی، از جمله این موارد می باشد، عدهای تلاش مینمایند تفسیری جمهوریخواهانه از امام ارائه دهند که مورد تأیید غرب نیز باشد. بخشی از این جریانات سیاسی از ۲۱ جلد صحیفه امام فقط به یک جمله اکتفا میکنند که «میزان رأی ملت است» و حتی جمله بعد از آن را نیز سانسور میکنند، در حالی که انقلاب امام (ره) دهها بُعد و هدف مشخص و اعلام شده دارد که از عدم جدایی دین از سیاست تا استکبارستیزی را در بر میگیرد. جهانی بودن نهضت، حذف نظامهای فاسدی که بر پایه صهیونیسم، امپریالیسم و کمونیسم بنا شدهاند، حمایت از محرومین و مستضعفین در سراسر جهان، اجرای عدالت در جامعه اسلامی، تلاش جهت وحدت امت اسلامی، نفی اشرافیگری در حوزه حاکمان، مردمسالاری و ... از جمله اهداف امام است. اما نسل سوم و چهارم انقلاب وقتی اهداف امام را از دهان برخی این جریانات میشنود غیر از «جمهوری» و «دموکراسی» هیچ هدف مشخصی را از امام نمیداند. ابعاد فرامرزی امام توسط برخی افراد و جریانات به صورت صد درصد پنهان میشود، این جریانات سیاسی از بیست و یک جلد صحیفه امام فقط به یک جمله اکتفا میکنند که «میزان رأی ملت است» و حتی جمله بعد از آن را نیز سانسور میکنند.
3- حذف جنبههای انقلابی شخصیت امام از جمله مهمترین مصادیق تحریف ایشان است؛ چنانکه
برخی از افرادی که مدعی نقش آفرینی در انقلاب هستند و در حال حاضر از انقلابیگری به پراگماتسیم یا واقعگرایی محض رسیده یا در بین دو راه مبارزه یا زندگی، زندگی را انتخاب کردهاند، امام را طوری تفسیر و معرفی مینمایند که نسل امروز گمان میکند امام یک عنصر منفعل، حاشیهنشین، تشریفاتی و تزئینی بوده است. حال آنکه ادبیات به جا مانده از امام نشان میدهد که هر قدر امام از صدر انقلاب دور میشود چهره انقلابی اش برافروختهتر میشد. بدون تردید اگر مکتوبات سال ۱۳۶۷ امام را در اختیار یک ادیب قرار دهیم و سن نویسنده را جویا شویم، فردی زیر ۳۰ سال را معرفی خواهد نمود؛ بنابراین امام انقلابی بودن را «احساسی بودن» نمیدانست بلکه وارد شدن به سازشهای عزتسوز را مانع بود و به همین دلیل میفرمود: «گمان نکنید ما راه سازش با جهانخواران را نمیدانیم، اما هیهات که سیرابشدگان کوثر عاشورا به ملت خود خیانت کنند».
4- یکی از مصادیق تحریف در بستر ارائه اطلاعات فراتر از مکتوبات و صوتهای موجود امام خمينی می باشد، البته امام راحل صوت و دستخط خود را ملاک و مرجع مراجعه مردم به جهتگیری و محتوای اندیشه خود میدانند و راههای دیگر را بستهاند، چنانکه ممکن است برخی در فضای گفت و شنود و تبادل و بحث، مطلبی را گفته یا شنیده باشند. اما آنچه به عرصه عمومی سرازیر میشود دیدگاههای رسمی و علنی امام است؛ بنابراین برخی از نیروهای صدر انقلاب که در چرخه مردمسالاری بالا و پایین میشوند به دنبال بر حق بودن مواضع خود میگردند و برای مجاب کردن دیگران، مرتب به فضای غیر رسمی امام رفت و برگشت دارند و بعضاً اطلاعاتی را ارائه میدهند که سامانه فکری جوانانی که امام را ندیده و از صحیفه ایشان سیراب میشوند به هم میریزند. این روش میتواند در ایجاد تردیدها و دوگانگیها مؤثر باشد، بررسیها نشان میدهد افرادی که اینگونه از امام مایه میگذارند یا دنبال اثبات خود هستند و یا در اثبات ناحق شمردن دیگران قدم بر میدارند، به هر حال جامع دیدن امام خمینی اصل مهمی می باشد و فراموشی آن معمولاً توسط کسانی صورت میگیرد که امام را طوری تفسیر مینمایند تا با نقطهای که خود ایستادهاند، هماهنگ شود.
راه مقابله و جلوگیری از تحریف امام
آیت الله خامنه ای جهت حفظ راه امام و نیز مقابله با تحریف ایشان می فرمایند: اگر ملّت ایران بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند، تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد، اگر شخصیّت امام تحریف شد، بد معرّفی شد، غلط معرّفی شد، همه این خطرات بزرگ متوجّه ملّت ایران خواهد شد؛ اینجا است که خطر تحریف امام بهعنوان یک هشدار باید در گوش و چشم مسئولان کشور، صاحبنظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان تلقّی بشود.[1]
با دقت در بیانات معظم له در مییابیم که منظور از تحریف امام، تحریف خط فکری و شخصیت امام است، سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که مگر شخصیتها را هم میتوان تحریف کرد؟ تحریف شخصیتها به چه معناست؟ در جواب باید گفت که تحریف شخصیتها به تحریف ارکان فکری آنهاست، به تحریف منظومه فکری آنهاست، به قلب مفاهیم از معنای اصلی شأن در معانی فرعی و حاشیهای است. هنگامی که ارکان فکری و اندیشهای شخصیتی بزرگ همچون امام خمینی (ره) مجهول بماند یا غلط معنا شود قطعاً تحریف صورت گرفته است.
مقام معظم رهبری فرمودند: منظومه فکری امام دارای خصوصیّات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است. اوّلاً متّکی و مبتنی بر یک جهانبینی است که این جهانبینی عبارت است از توحید. همه فعّالیّت او، همه منطق او مبتنی بود بر توحید که زیربنای اصلی همه تفکّرات اسلامی است، همچنين در مکتب فکری امام، ضدّیت با استبداد و ضدّیت با استکبار حرف اوّل را میزند؛ این آن چیزی است که ملّت ایران هم آن را حس می کرد، ملّتهای مسلمان دیگر بلکه ملّتهای غیر مسلمان [هم] آن را حس کردند؛ برای همین این دعوت گسترش پیدا کرد.[2]
هنگامی که اندیشه شخصیتی چون امام، درست معنا نشود و یا حتی برعکس معنا شود، جوان امروز و نسلهای بعدی دیگر نمیتواند امام را الگوی تام و تمام خود قرار دهد. عظمت برخی شخصیتها باعث میشود تا فرصت تخریب از دشمن گرفته شود لذا دشمنان آگاهانه به تحریف آن شخصیت روی میآورند که البته تاثیرش از تخریب نیز بیشتر است.
بی گمان شناخت شاکله اصلی فکر و اندیشه امام و استخراج نقشه راه انقلاب اسلامی از فکر امام موجب بهره برداری حداکثری از این مکتب فکری میشود و راه تحریف را سد میکند، باید با شناخت این اصول مانع از تحریف آن شویم. در غیر این صورت برداشت از امام، یک برداشت سلیقهای میشود. برداشت سلیقهای از امام ممنوع است. اگر هر کسی به میل خود هرچه بخواهد از امام برداشت کند باب تحریف باز میشود. البته عدم برخورد گزینشی با اصول یکی از موارد مهمی است که در خلال رجوع با بیانات امام باید در نظر داشت.
به هر حال اصول امام آن دسته از مطالبی است که جز بینات است و قابل انکار نیست، در طول سالهای متمادی چه قبل از تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، چه قبل از آن و چه بعد از آن، این اصول را امام در بیانات خود مدام تکرار کرده است.
شاخصههای اصلی مکتب فکری امام:
1- جهان بینی توحیدی: شالوده و زیربنای نظام فکری حضرت امام در تمامی مراحل زندگی، توحید بوده است، با مطالعه آثار حضرت امام شاهد جاری بودن روح توحید در تمام مراحل سلوکی ایشان هستیم.
2- جهاد؛ با اینکه حضرت امام در اوج قله فلسفه، فقاهت و عرفان ایستاده اما آنچه منظومه فکری ایشان را جهت داده میتوان در آیه شریفه: جاهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه خلاصه کرد. قطعاً در طول تاریخ و در زمان حیات امام نیز بودند کسانی که به لحاظ علمی جز وزنههای علمی حوزه محسوب میشدند امّا تفاوت کلیدی امام با آنان را باید در جایی دیگر جستجو کرد. امام ذوب در جهاد فی سبیل الله بود. جهاد نه تنها به زندگی علمی امام، بلکه به تمام شئونات فردی و اجتماعی امام جهت داده بود به گونهای که شخصیت اصلی امام را میتوان در تحقق آیات جهاد در قرآن دانست.
3- اعتقاد به اراده مردم و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی است؛ امام از ابتدا معتقد بودند که کار را باید به مردم سپرد، تمرکز قدرت در بین عدهای مسئولان و در جایی خاص را، آفت زا میدانستند. واگذاری اقتصاد به مردم و تاکید بر نقش نظارتی دولت از جمله بیانات صریح ایشان است.
4- یکی از اصول مسلم امام خمينی(ره) طرفداری از محرومان و مستضعفان و برقراری عدالت اجتماعی است، امام بارها و بارها با اشرافی گری و روحیه کاخ نشینی و اسراف و بریز و بپاش و استفاده نادرست از بیت المال مخالفت کرده و مسئولان را به جد از چنین کارهایی بر حذر داشته اند، در مقياس جهانی هم امام خمینی دفاع و طرفداری از مظلومین عالم و مخالفت با ظالم را همواره مورد توجه قرار می دادند، امام خمینی از روز اول نهضت از مردم مظلوم فلسطین دفاع کردند و خود را حامی آنان دانستند. همچنین از سایر ملتهای مظلوم منطقه در افغانستان، لبنان، سوریه، عراق و … حمایت کردند. اعلام آخرین جمعه ماه مبارک به عنوان روز جهانی قدس، ابتکاری از سوی امام بود که تا امروز دشمن را رسوا و موجب حمایت از مظلومین شده است.
5- تاکید بر استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری از جمله دیگر اصول اندیشه امام است. استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملّت. امام با تمام وجود از روز اول به دنبال استقلال کشور بودند و با هر حرکتی که مخل استقلال بود به جد مخالفت کردند. متأسفانه امروز میبینیم که برخی نویسندگان و گویندگان در زبان یا در شعار دنبال آزادیهای فردی هستند و در روزنامهها و مجلات متعدد این را مینویسند امّا همزمان علیه استقلال کشور حرف میزنند و قلم فرسایی میکنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردیِ اشخاص محترم باشد امّا آزادی یک ملّت، آزادی در مقیاس یک کشور در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان محترم نباشد.
با توجه به اصولی که از آن یاد کرديم می توانيم یک شاکله اصلی از مکتب فکری و شخصيت ایشان داشته باشيم که با عنایت به منظومه فکری و شخصیتی امام، جلوی بسیاری از خوانش های غلط از شخصیت آن تا حدودی گرفته می شود.
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)