عقب‌نشینی آمریکا و رژیم صهیونی از حمله به بیروت، معادله جدید قدرت در منطقه را تثبیت کرد

اعتبار تهدید ایران

عقب‌نشینی رژیم‌صهیونیستی از حمله به منطقه ضاحیه پس ‎از تهدید صریح نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی در معادلات منطقه‌ای ایجاد کرد. این عقب‌نشینی، اعتبار راهبردی تهدیدات ایران را بار دیگر اثبات کرد؛ اعتباری که در جنگ اخیر با رفتار عملی و توانمندی نیرو‌های مسلح تثبیت شد و اکنون دوست و دشمن آن را پذیرفته‌اند.
عقب‌نشینی رژیم‌صهیونیستی از حمله به منطقه ضاحیه پس ‎از تهدید صریح نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی در معادلات منطقه‌ای ایجاد کرد. این عقب‌نشینی، اعتبار راهبردی تهدیدات ایران را بار دیگر اثبات کرد؛ اعتباری که در جنگ اخیر با رفتار عملی و توانمندی نیرو‌های مسلح تثبیت شد و اکنون دوست و دشمن آن را پذیرفته‌اند.
کد خبر: ۱۵۵۴۵۶۵
 
درواقع، آمریکا و رژیم صهیونیستی از گشوده‌شدن جبهه جدید هراس دارند. پیمان دفاعی عملی جبهه مقاومت نشان داد که مقابله همزمان با اضلاع جبهه مقاومت برای واشنگتن و تل‌آویو هزینه‌ای غیرقابل تحمل دارد. عقب‌نشینی اخیر دشمن به‌خوبی کارآمدی این پیمان منطقه‎ای را به نمایش گذاشت. با توجه به‎ شکست اخیر ترامپ مقابل بازدارندگی محور مقاومت، ارزش توافق با ایران برای آمریکا به‌مراتب فراتر از حفظ اعتبار رژیم در برابر حزب‌الله است. سلسله‌عقب‌نشینی‌های ترامپ از آتش‌بس تا لغو عملیات در تنگه هرمز و اکنون جلوگیری از حمله به ضاحیه، عمق اشتیاق آمریکا برای خروج از باتلاق جنگ با ایران را نیز آشکار می‌کند. چرخش‌های سریع و تناقض‌آمیز ترامپ، ازجمله فحاشی به نتانیاهو و درز آن، نشانه سردرگمی عمیق راهبردی واشنگتن است. این تحولات تأکید می‌کند که اقتدار نظامی معتبر، پیشران اصلی دیپلماسی موفق است. ایران نشان‌داد توان وادارکردن آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به توقف تجاوز در لبنان را دارد؛ قدرتی بی‌سابقه که آغاز عصر جدیدی از بازدارندگی ایرانی را نوید می‌دهد. حفظ چهار ضلع بازدارندگی یعنی هسته‌ای، تنگه هرمز، نبرد نامتقارن و جبهه مقاومت و صیانت از حق مشروع مقاومت، خط‌قرمزهای غیرقابل گذشت در هر توافق آینده خواهند بود.
 
وحدت ساحات
ارتش اشغالگر قدس انتظار داشت که با تعمیق مذاکرات ایران و ایالات متحده، همچنین تمرکز قوای مسلح ایران بر حراست از تنگه هرمز، تهران در برابر پیشروی‎های رژیم‌صهیونیستی سکوت یا مماشات به ‎خرج دهد اما وحدت ساحات بخش لاینفکی از دکترین منطقه‎ای جمهوری اسلامی ایران شمرده شده که قابل مذاکره نخواهد بود. در همین راستا، دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی با توییت خود این موضوع را بار دیگر برای دشمنان روشن کرد. وی نوشت: «در گفت‎وگو با برادرم آقای نبیه بری، رئیس مجلس لبنان تاکید کردم که اگر جنایت‎های رژیم‌صهیونیستی در لبنان ادامه پیدا کند نه‎تنها روند گفت‎وگوها را متوقف می‎کنیم بلکه در مقابل آنها خواهیم ایستاد.» در راستای همین روند سرلشکر خلبان علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه خاتم‎الانبیای سپاه به ساکنان سرزمین‌های اشغالی هشدار داد: «نتانیاهو در ادامه شرارت‌های خود در منطقه، ضاحیه و بیروت را تهدید به بمباران و برای ساکنان آن هشدار تخلیه اعلام کرده است. با توجه به نقض مکرر آتش‌بس توسط رژیم، در صورت عملی‌شدن این تهدید به ساکنان بخش‌های شمالی و شهرک‌های نظامی در سرزمین‌های اشغالی هشدار می‌دهیم اگر نمی‌خواهند آسیب ببینند منطقه را ترک کنند.» همچنین محسن رضایی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در حساب کاربری خود تاکید کرد: «تنگه هرمز تحت مدیریت ایران است. اجازه تداوم محاصره دریایی را نخواهیم داد و تشدید تنش در لبنان هم تحمل نخواهد شد. صبر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران حدی دارد.» ایستادگی تمام‌عیار چهره‎های برجسته لشکری ــ کشوری در کنار حزب‎الله، تهدید مؤثری را علیه قوای ائتلاف آمریکایی ــ صهیونی ایجاد کرد که مایه واهمه مجدد ترامپ شد.
 
آشوب در صفوف دشمن
تهدید قدرتمند ایران به‌ویژه قطع مکاتبه با واشنگتن از طریق میانجی‎ها در حمایت از مقاومت لبنان، زمینه تکاپوی کاخ‎سفید جهت نجات آتش‎بس را فراهم کرد. ترامپ ادعا کرد که مشکل کوچکی پیش آمده بود، ایرانی‌ها ناراحت شده بودند، پس او به حزب‌الله زنگ زده و دستور حمله‌نکن داده، بعد هم در تماس با نتانیاهو، همان دستور را تکرار کرده! این حرف‌ها نه‌تنها واقعیت را تحریف می‌کند، بلکه عمق ذلت و درماندگی او را آشکار می‌سازد. کسی که چند روز پیش فریاد می‌زد «زمان به ضرر ایران است»، حالا خودش مثل یک دلال بی‌مقدار میان بیروت و تل‌آویو در حال دوندگی است تا آتشی را که خودش کمک کرده روشن شود، خاموش کند. به گزارش آکسیوس، ترامپ با الفاظ توهین‌آمیز نتانیاهو را «دیوانه» خطاب کرده و گفته است: «اگر من نبودم، الان در زندان بودی.» این اظهارات نشان می‌دهد که او حتی متحد تحت نفوذ خود را نیز تحقیر می‌کند. درواقع، ترامپ مدعی قدرت برای حفظ آبرو مجبور شده خبر فحاشی‌اش را خودش به واسطه باراک راوید، خبرنگار جنجالی درز بدهد تا به تهران بگوید «من نبودم، نتانیاهو بود.» چنین چرخش‌های مضحک و عصبی، تصویر یک ابرقدرت شکست‌خورده را کامل می‌کند که در برابر اراده مقاومت، چاره‌ای جز التماس و تهدید متحد خودش ندارد. عقب‌نشینی سریع رژیم‌صهیونیستی از حمله به ضاحیه پس از تهدید ایران، ترامپ را به جایی رسانده که خودش را میانجی و آتش‌نشان معرفی کند. محور مقاومت با اقتدار نظامی و یکپارچگی خود، آمریکا و رژیم را به نقطه‌ای رسانده که رئیس‌جمهورشان مجبور است مثل یک هماهنگ‌کننده ضعیف، میان طرف‌ها تلفن‌بازی کند و این دقیقا آغاز عصر تحقیر امپراتوری دروغین آمریکاست که تازه در آغاز راه قرار دارد.
 
۴ ضلع بازدارندگی
ایران به‌عنوان ابرقدرت نوظهور قرن ۲۱ برخلاف نسخه‎های کلاسیک این عنوان بر اضلاع جدیدی استوار است که شبکه قدرت تهران در منطقه غرب‎آسیا را تثبیت می‎کند. ضلع نخست بازدارندگی ایران، حاکمیت کامل بر چرخه سوخت هسته‌ای و حق غنی‌سازی در سطوح مختلف است. ایران با بیش از ۶۰ درصد غنی‌سازی اورانیوم و انباشت چندهزار کیلوگرم مواد غنی‌شده، به آستانه تسلیحاتی نزدیک شده است. این توانمندی، هرگونه تهدید نظامی را با هزینه راهبردی بسیار بالا برای دشمن همراه کرده و امکان پاسخ فوری و نامتقارن را فراهم می‌آورد. حفظ این ضلع به معنای خط قرمز مطلق در هر مذاکره‌ای است. ضلع دوم، حاکمیت عملی بر تنگه هرمز و خلیج‌فارس به‌عنوان شاهرگ اقتصادی جهان است. ایران با موشک‌های ضدکشتی دقیق و پدافندهای ساحلی، پهپادهای انتحاری شاهد و آرش، و مین‌های هوشمند دریایی عملا جریان ۲۱میلیون بشکه نفت روزانه را قطع کرده و اقتصاد جهانی را به بحران کشانده است. ضلع سوم، توانمندی نبرد نامتقارن نیروهای مسلح است. ترکیب موشک‌های بالستیک دقیق با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر (سجیل، خرمشهر و  فتاح)، پهپادهای استراتژیک با برد ۳۰۰۰ کیلومتر، جنگ الکترونیک پیشرفته و شناورهای تندرو، ایران را قادر ساخته بدون درگیری مستقیم کلاسیک، هزینه‌های سنگینی بر دشمن تحمیل کند. این توانمندی در جنگ اخیر با اسقاط صدها پهپاد و موشک، انهدام پایگاه‌ها و ضربه به جنگنده‌های آمریکایی به اثبات رسید و نشان داد که برتری کمی دشمن با کیفیت نامتقارن ایرانی خنثی می‌شود. ضلع چهارم و پایانی، یکپارچگی و هم‌پیمانی عملی جبهه مقاومت است. محور مقاومت با اجرای پیمان دفاعی مشترک از فلسطین اشغالی تا لبنان، یمن، عراق، عمق راهبردی ایران را به هزاران کیلومتر گسترش داده است. هماهنگی عملیاتی حزب‌الله با بیش از ۱۵۰هزار موشک دقیق، انصارالله با حملات موفق به دریای سرخ، حشدالشعبی و نیروهای مردمی، این جبهه را به یک قدرت هم‌افزا تبدیل کرده که دشمن را از گشودن جبهه جدید بازمی‌دارد. این چهار ضلع درهم‌تنیده، بازدارندگی ایران را به سطحی رسانده که حتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را مجبور به عقب‌نشینی‌های مکرر از خطوط قرمز خود کرده است.
newsQrCode
برچسب ها: عقب‌نشینی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها