یکی از تغییرات بنیادین، محوریت یافتن مسائل اقتصادی در روابط انسانی است. زمانی که اقتصاد به مهمترین عامل تعیینکننده تصمیمات زندگی تبدیل میشود، حتی روابط عاطفی و جنسی نیز رنگ و بوی اقتصادی پیدا میکنند. متأسفانه در حال حاضر برخی جوانان پیش از ورود به ازدواج، تجربه روابط جنسی متعددی را پشتسر میگذارند و این امر به بازتعریف مفهوم ازدواج در ذهن آنها منجر میشود. در کنار این تغییرات، نگرشهای فرهنگی نیز به تأخیر در ازدواج دامن زدهاند. ازدواج در سنین پایین گاه نشانهای از عقبماندگی فرهنگی تلقی میشود و در نتیجه سن ازدواج افزایش یافته و تشکیل خانواده به تعویق افتاده است. با وجود این، اقتصاد و مسکن دو عامل کلیدی در شکلگیری خانواده هستند. خانه، مهمترین مامن و بستر شکلگیری خانواده، در شرایط کنونی به یکی از بزرگترین چالشها تبدیل شده است. هماکنون بخش قابلتوجهی از ساکنان کلانشهرها مستاجر هستند و افزایش شدید هزینهها، بسیاری از خانوادهها را مجبور به مهاجرت به حاشیه شهرها کرده است.
برای رفع این بحران، ضرورت دارد دولت، بخش خصوصی و نهادهای عمومی بهطور گسترده وارد عرصه ساختوساز شوند. طراحی و ساخت واحدهای کوچکمتراژ، مشابه تجربه گذشته که خانوادهها با حداقل امکانات زندگی مشترک خود را آغاز میکردند، میتواند راهکاری عملی برای آغاز زندگی مشترک جوانان باشد. همچنین تسهیلات جدید، به جای پرداخت وامهای نقدی، میتواند در قالب ارائه مسکن کوچکمتراژ با امکان پرداخت تدریجی طراحی شود تا زوجهای جوان بدون فشار اقتصادی سنگین، بتوانند مالک خانه شوند. چنین راهکارهایی، آغاز زندگی مشترک را سادهتر و در دسترستر میکند.
در این میان یکی از مسائل مهم، حمایت خانوادهها و خویشاوندان هریک از زوجین است. چراکه در سالهای نخست تولد کودک، والدین به کمک اطرافیان نیاز دارند. حتی در گذشته، محل زندگی و کار به یکدیگر نزدیکتر بود و خانوادهها نقش پررنگتری در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی داشتند اما با جدا شدن فضای کار از محیط خانواده و غلبه منطق اقتصادی بر روابط اجتماعی، کارکردهای سنتی خانواده نیز دچار تغییر شد و این موضوع بر میزان فرزندآوری و پایداری خانوادهها تأثیر گذاشته است. با توجه به این مسأله در بسیاری از کشورها نیز تلاش شده با ایجاد امکانات و فرهنگسازی مناسب، شرایط مساعدتری برای نگهداری از کودکان فراهم شود. بنابراین اگر بخواهیم روند فرزندآوری و ازدواج را بهبود بخشیم، باید همزمان به مسکن، اقتصاد، فرهنگ و حمایت اجتماعی توجه کنیم؛ تنها در این صورت است که نهاد خانواده میتواند دوباره به کانونی پایدار و پررونق برای زندگی و فرزندآوری تبدیل شود.