مذاکره و رسانه

رسانه تراز انقلاب اسلامی، تکالیفی کلان و جزیی به عهده دارد که در مسیر همان رهبرد الهی و انقلابی معنا می‌یابد.
رسانه تراز انقلاب اسلامی، تکالیفی کلان و جزیی به عهده دارد که در مسیر همان رهبرد الهی و انقلابی معنا می‌یابد.
کد خبر: ۱۵۵۳۸۷۳
نویسنده احمد میراحسان 


این تکالیف ماهیت آخرالزمانی با معنای شیعی و نه آمربکایی و غربی دارد. در نتبجه مستقل از احزاب ولی پیوسته به ولابت فقیه است از همبن رو سباست باری به نهاد‌ها و قوای جمهوری اسلامی و در همان حال دارای شأن آزاد اندیشی و نقد جدی خلل‌ها و لغزش‌ها و بیان آزاد آرای متفکران و مبتکران و منتقدان آزاده است. رسانه آینه مردمسالاری در جمهوری اسلامی در همه مسابل کلان و خرد از جمله مذاکره و صلح و ضرورت اطلاع رسانی درست و خبر اول و روایت سالم رایتگو و صادقانه است. این رسانه مایه افتخار و آبروی جمهوری اسلامی در جهان خواهد بود. پس اعتراض رسانه به مسئولان که چرا مردم ما خبر‌های ایران را بابد از روبترز و آسوشیتدپرس و... یا از زبان ترامپ و روبیو و امیر قطر کسب کنند کنند، مطالبه‌ای خردمندانه شجاعانه و متناسب با تربیت اسلامی و نگاه دو امام عزیز و دانشگاه بودن رسانه است. 
وعده حکومت به مستضعغان و عدالت اجتماعی در قرآن و در روایات ار نهح البلاغه تا حدیث ائمه اطهار تاکیدشده و حکومت جهانی عدل موعود امام زمان (عج) قطعی است و تا آن زمان باید سعی کرد در وسع جامعه نظامی راستگو، پیشرو و سالم وصادق با مردم و مراعات کننده و مدافع حقوق مردم و عدالت محور و انفلابی و مردمسالار پدید آورد؛ و رسانه باید پیشران این نظم باشد. 
 بار‌ها گفتم و باز تکرار می‌کنم نه فقط در شعار بلکه در عمل، صدق حکومت با مردم اصل است و نه در حرف بلکه عملا حکومت با اجرای فرامین الهی باید به مردم خدمت کند. ومردم از سوی خدا ولینعمت قدرتمندان هستند و این اصل است. در قرآن و نهح الباغه بویژه خطبه ۱۳۵ تکالیف حکومت و مردم نسبت به هم شرح داده شده است. در اسلام هرگز رسول خدا صلوات الله علیه و آله و اوصیاء سر مردم کلاه ننهادند و دعوت به راستگویی و خیرخواهی نسبت به هم کردند. مردم معصوم نیستند و وقتی راه خطا می‌روند باید حقیقت را به آنان گوشزد کرد و آن راه را دنبال نکرد. دولت‌ها هم معصوم نیستند و مردم حق نصیحت، اعتراض به دروغ و فساد و بیعدالتی و کژی دارند واگر دولت به دولتی جائر بدل شود حق سرنگونی آن تحت سرپرستی دانای دین حق شان است. مردم در غیاب سرپرستی معصوم عقلاو شرعا باید از ولی فقیه که عادل و متقی باشد پیروی نمایند. این نکات کلیات است و حتمی الاجراست. همه اینها در مورد خواست مذاکره بر اساس رهنمود دقیق رهبر معطم انقلاب اسلامی صادق است و رسانه باید مدافع حقوق حقه ولی فقیه و حکم الهی و مردم باشد و مانع اشتباهات و سازش و اصلاح لغزش‌ها شود و از کارشناسان متخصص انقلابی برای آگاهی مردم سود جوید تا صدای حق خاموش نماند؛ و خسران حاصل نگردد. 
☆☆☆☆
حال با باور به عدالت و صدق و راستگویی به مردم و عدم استفاده ابزاری از ملت و وفاداری به سرپرستی فقیه واجدالشریط، ببینیم در مذاکرات مردم چگونه منفعل نباید باشند و باید چه کنند؟ 
☆اولین وظیفه دولت اجرای فرامین اسلام (قرآن مجید و عترت) در جنگ و مذاکره و صلح است. 
☆ تشخیص این امر به عهده ولی فقیه است. چون پذیرش و عدم پذیرش مواد پیمان نامه و صلح قانونا و عقلا و شرعا به عهده اوست. 
☆حق مردم است که حقایق اساسی جنگ و صلح به اطلاع مردم برسد. 
☆با مردم باید، چون رسول اعظم خدا، امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین سلام الله علیهم رفتارکرد؛ و سرشان کلاه نگذاشت. 
بار‌ها گفتم در این انقلاب جناح متحجر هیچ اعتقادی به مردمسالاری اسلامی ندارد؛ و از نگرش مستبدانه بهره می‌برد و جناح غربگرای اهل نفاق و سکولار راه شیره مالیدن سر مردم را به عنوان شیوه عاقلانه حکمرانی ماکیاولیستی و لیبرال غربی و خصوصا بازی آمریکایی حکمرانی، و استفاده از احساسات مردم از زمان بنی صدر مکررا استفاده کرده است. امروز مردم با باور کامل به تجربه و الگوی عمل دو امام بزرگوار است که عمیقا اعتقاد دارند درباره مذاکره و جنگ و صلح هم فقط به هدایت ولی فقیه و امر او پایبندند نه فشار بر ولی فقیه و یا پیشه کردن راه سازش طلبان و تسلیم گرایان، غربگرایان از آنکه مدام سخن امام خمینی (ره) بزرگ و امام شهید معزز در باره جنگ و مذاکره وصلح یاد آوری شود هراسان و خشمگین و دست کم ناراضی هستند. زیرا سخن آنان نور و هدایت علیه اغوای شیطانی است که محصول نگرش غربزده و تسلیم طلب است. نگاهی که اگر امام دلبند ملت، خمینی بزرگ در برابر نهضت آزادی و بنی صدر پیگیرش نبود، نگاهی که اگر امام شهید خامنه‌ای عزیز برابر غرب باوران از زمان مرحوم هاشمی و خاتمی و رهبران اغتشاش ۸۸ و دوران دوم احمدی نژاد و روحانی و. وکودتای خزنده و استحاله گری سکولار تسلیم طلب همه جانبه علیه اش اقدام نکرده بود امروز ایران لیبی وسوریه بود.

نفی دانش هسته‌ای، نفی قدرت موشکی، نفی سپاه، نفی استقلال، نفی مقاومت و. با مدام استقامت عظیم روحیه انفلابی و تربیت حان مردم و با چه قدرت و سلاحی و ایمان و باوری از گاوشیر ده شدن مان می‌توانستیم جلوگیری کنیم! با روح چاکری خواهی رفرمیسم غربی و اعتماد به شیطان! عجیب است وقاحت غرب پرستان بدین حد است که لحظه‌ای به نتایج عملی نگرش ضد انقلابی و ضد دینی وسکولار و سازشکارشان نمی‌اندیشند؛ و همان راه را ادامه می‌دهند. امام مردم همچنان تنها به هدایت رهبر معظم و خرد قرآنی عدالت علوی و شجاعت و تقوی و تدبیر ولی فقیه دلبسته‌اند؛ و روش قرآنی مذاکره و اعتمادو صداقت ولی فقیه نسبت به مردم باور دارند

☆☆☆☆
حال مطمئنیم از منظر سیاست اسلامی و انقلابی مردم در این مذاکرات چه کاره‌اند؟ پاسخ به این پرسش بر میگردد به دو نگاهی که در باره مردمسالاری وجود دارد و نیز نسبت مردم و مذاکره: 
☆نگاه غربی، چه لیبرال موکراسی و چه سوسیالیستی یعنی دموکراسی توده‌ای، که ماهوا متکی به آموزه‌های ماکیاولی است وریشه‌اش آن جاست. این نگرش در تاریخ تطور فکر از رنسانس تا عصر موسوم به روشنگری و تا امروز همواره از مردم سخن رانده و سخنرانی‌های غرّا در ستایش مردم و نقش شان برزبان رانده، اما همواره چه به بهانه قدرت کل مردم و چه طبقه کارگر و مردم استثمار شونده، از منافع قدرت و حکمرانان و طبقه الیگارش و فرادست سرمایه سالار، و دارای امتیاز و طبقه دارای اقتدار و اختیار بر قوای حکومتی و ماشین دولتی دفاع کرده‌اند؛ و با مردم مستضعف با تحقیر و عدم صدق و زورگویی و فشار و تحمیل و استثمارو تبعیض در عمل و اغوا در حرف بر خورد کرده‌اند.
این بهره گیری از مردم و فریب مردم و قربانی کردن مردم به بسود بقای قدرت طبقه قدرتمند و ممتاز یعنی ثروتمندان متفرعن در جهان مدرن هرچند با اولین طلیعه تمدن و قدرت‌های متکبر و فرعونی در حکمرانی مستبدانه ظهور یافته، اما در دولت مدرن شکل بسیار پیچیده و نهان کارانه‌ای به خود گرفته و در پوشش آزادی انتخابات، رای گیری، دولت همگانی، دولت عدالت اجتماعی دولت پرولتاریایی و دولت رفاه، همواره محتوای ماکیاولیستی قدرت و اقتدار اقلیت زراندوز مسرف را باز تولید کرده است. 
☆ باور توحیدی، نگاه مقابل بشر خود بنیان است، یعنی نگاه الهی و اسلامی، نگاه وحی، نگاه کتاب آسمانی، پیام پیامبران و اولیای خدا علیهم السلام و نگاه قرآن، و خاندان وحی؛ و اساسا نگاهی اصیل و مبتنی بر معرفت وحی و عقل است. قدرت حقیقی، قدرت یکتای خداست. آنانکه بدان باور دارند، قدرت را برای اجرای عدالت و خدمت به مستضعفان و یاری به محرومان می‌خواهند تا مردم در توحید و دادگری رشد کنند، عملا دین را بکار می‌گیرند. عدالت اصل این قدرت است که خداوند آن را به تفویض کرده تا حقوق کل مردم رعایت شود و کل اجتماع هر یک در جایگاه خود متحدا عمل کنند و به همکاری بر مبنای تقوا وحفظ حقوق همدیگر و یاری به یکدیگر بپردازند و از آزمایش خدا سربلند بیرون آیند. سرپرستی معصوم علیهم السلام برای انجام فرامین الهی اصل است ودر غیاب معصوم هم جانشین دانای دین توانمند به اداره جامعه مکلف به دفاع از عدالت است. خدمت به مردم و صداقت و راستگویی؛ و نقد مدیریت در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و عمل سران قوا ورؤسا و وزرا هم این نظارت الهی از یک سو و این پرسشگری مردم و نهاد‌های آزادی بیان مردمی، چون رسانه ملی و مطبوعات از سوی دیگر، اصلی و تکلیفی دینی است. اکنون روشن است این موضوع چه اهمیتی دارد که بدانیم مردم در باره مذاکره چه حقی دارند، چه نظری دارند، نیازمند قرار گرفتن در جریان مذاکره‌اند و باید اقناع شوند. این امر برای باورمندان به دستاورد انقلاب اسلامی و برای دیدگاهی انقلابی بس مهم است و یک حق بشمار می‌آید کسانی که اهل تقوی هستند و واقعا از مردم به سود خود سوء استفاده نمی‌کنند.
اما برای جریان بوروکراتیک و تکنوکراتیک این راستگویی به مردم نه تنها هیچ وجوبی ندارد، بلکه حتی سبب پیدایش دردسر می‌شود چوپ مردم گله گوسفندند و حق ندارند و فقط عروسک کوکی در خیابانند که حتی رسانه نباید پلاکارد‌های مطالبه و مقاومت شان را نشان دهد، و برای گروهی هم مسئله با حرف و فریب ملت و گول مالی سر مردم تمام شدنی است. در ایران نظر و عمل دو امام انقلاب اسلامی و تصربح امام حاضر، طبق اجتهاد و اتکای استنباط صحیح مبین آن بود که مردم و آگاهاندن مردم و حق مردم با راستگویی تمام برای شان موضوعیت جدی و اصلی داشت. آنان مدام با مردم سخن می‌گفتند و مدام حقایق را با آنان درمیان می‌گذاشتند. فقط جهت اعلام فشار‌های اقتصادی تازه نبود و یا برای برانگیختن احساساتشان نبود که با مردم حرف می‌زدند. هرگز از کمک به دولت برای طی راه درست کشور چشم نمی‌پوشیدند . 
در باره جنگ و مذاکره وصلح هم آنان همین قدرصادقانه با مردم رفتار می کردند و آنان را نسبت به حقوقشان آگاه می‌کردند و از درست و غلط عمل دولت سخن می‌گفتند و اجازه نمی‌دادند هر مسیر غلط پیش رود و به مردم می‌گفتند برخورد درست چیست وبا حرام‌ها و مکروهات اداره مملکت مرزبندی می‌کردند و البته هرگز سر مردم کلاه نگذاشتند و خود بارسنگین مسئولیت راستگویی را بدوش کشیدند. مردم می‌دانستند نظرشان درباره اصل مذاکره  کلا و مذاکرات معین با شیطان بزرگ چیست و دولت و دیگران چه می‌گویند و اجازه مذاکره به سبب باور ولی فقیه به آن است یا فشار به رهبر ویا احترام به نهادسازی و انتخاب مردم است تا مردم خود درست انتخاب کنند و بیاموزید خود مسئولیت کارشان را به عهده گیرند. و...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها