«امین فرامرزی»خواننده از تلفیق سازهای حماسی و شور نسل جوان برای پاسداری از خلیج فارس می گوید

«بازی آخر»؛ سمفونی اقتدار در حنجره‌ بوشهر

با توجه به اینکه این جنگ عمدتاً در خلیج فارس رخ داد و استان بوشهر بیشترین مرز آبی را با دریای نیلگون خلیج فارس دارد، ما خود را در قبال این روایت، محق و وامدار می‌دانیم. بر همین اساس، وظیفه خود دانستیم که پاسدار خلیج فارس، این دُر گهربار، باشیم و این حس مسئولیت در تمام مراحل تولید همراه ما بود.
با توجه به اینکه این جنگ عمدتاً در خلیج فارس رخ داد و استان بوشهر بیشترین مرز آبی را با دریای نیلگون خلیج فارس دارد، ما خود را در قبال این روایت، محق و وامدار می‌دانیم. بر همین اساس، وظیفه خود دانستیم که پاسدار خلیج فارس، این دُر گهربار، باشیم و این حس مسئولیت در تمام مراحل تولید همراه ما بود.
کد خبر: ۱۵۵۳۸۳۷
نویسنده فاطمه زارع زاده-روزنامه نگار

 

در روزهای غرورآفرین«خلیج فارس»، انتشار نماهنگ «بازی آخر»، بیش از آنکه یک اتفاق موسیقایی باشد، به مانوری از غیرت ایرانی بدل شد. امین فرامرزی، خواننده‌ خوش‌صدای بوشهری، در این اثر با ترکیب جسورانه‌ی سبک «لاتین-راک» و المان‌های اصیل بوشهری همچون «سنج و دمام»، روایتی تازه از اقتدار ایران جوان ارائه داده است. او در این گفتگو از دغدغه‌هایش برای ساخت اثری می‌گوید که توانسته با بیش از یک میلیون بازدید، پل ارتباطی میان هویت دیرینه‌ خلیج فارس و نبضِ تپنده‌ نسل نوجوان باشد؛ روایتی از «بازی آخر» که در آن، سازهای مدرن حماسه ایرانی را فریاد می زند. گفتگوی هفته نامه نخل و دریا را با این هنرمند هم استانی در ادامه می خوانید .

ایده اولیه ساخت نماهنگ «بازی آخر» از کجا شکل گرفت و چه چیزی شما را به سمت این موضوع کشاند؟

با توجه به رخ دادن این نبرد نابرابر و جنگ تحمیلی سوم که به ملت ایران وارد شد و در صدر آن شهادت رهبر معظم انقلاب، امام خامنه‌ای عزیز، و فرماندهان نظامی کشور، من هم به‌عنوان یک هنرمند بر خودم واجب دانستم که در این مسیر، و در پاسخ به دغدغه مردم، اثری تولید کنم. به همین دلیل تصمیم گرفتم نماهنگی بسازم.

 

ترانه‌های مختلفی را بررسی کردم و یا برخی از شعرها را دوستان برایم می‌فرستادند. در نهایت شعری که جناب یحیایی سروده بودند را دیدم و پس از مذاکره با ایشان، به این نتیجه رسیدیم که این ترانه می‌تواند همان واقعیت‌ها و نکاتی را که در ذهن من بود، در خود جای دهد. از همین‌جا مسیر تولید نماهنگ «بازی آخر» آغاز شد.

 

مهم‌ترین دغدغه‌ای که در طول تولید این اثر همراهتان بود، چه بود؟

با توجه به اینکه این جنگ عمدتاً در خلیج فارس رخ داد و استان بوشهر بیشترین مرز آبی را با دریای نیلگون خلیج فارس دارد، ما خود را در قبال این روایت، محق و وامدار می‌دانیم. بر همین اساس، وظیفه خود دانستیم که پاسدار خلیج فارس، این دُر گهربار، باشیم و این حس مسئولیت در تمام مراحل تولید همراه ما بود.

 

اجرای این قطعه برای شما چه حال‌وهوایی داشت و کدام بخش آن بیشترین چالش یا لذت را به همراه داشت؟

از نظر حال‌وهوا، ما جامعه هدف را نوجوانان و تینیجرها در نظر گرفتیم؛ یعنی بیشترین مخاطب اثر همین قشر باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم این کار در سبک لاتین و راک تولید شود تا بتواند جای خود را در سبد موسیقایی نوجوانان کشور باز کند.

 

این اثر با همین فرمت تولید شد و تا امروز بیش از یک میلیون و صد هزار بازدید فقط در کانال حوزه هنری بوشهر داشته است. به‌نظر من این نشان می‌دهد که اثر توانسته با قشر نوجوان ارتباط برقرار کند و حرف خودش را به آن‌ها بزند.

 

 

وقتی متن شعر و ملودی به دستتان رسید، اولین برداشت و تصور ذهنی‌تان چه بود؟

تصویری که از شعر و ملودی در ذهنم شکل گرفت، سرشار از انرژی و توان بود؛ انرژی‌ای که نشان می‌داد نوجوان و جوان این کشور می‌توانند ایران را به چه سطحی از اقتدار برسانند. در واقع، رسیدن به فناوری پهپادها و موشک‌ها ثمره تلاش فرماندهان عزیز کشور و اندیشه نوجوانان و جوانان این سرزمین بود.

 

این مقاومت در برابر کشوری که خود را ابرقدرت جهان می‌داند و دو کشور هسته‌ای جهان، نشان داد که آن‌ها با وجود تمام ادعاها، دست خالی بازگشتند و به هیچ‌یک از اهدافی که بر آن تکیه کرده بودند نرسیدند.

 

در خوانش این اثر چه میزان تلاش کردید حال‌وهوای بومی و اصالت خلیج فارس را منتقل کنید؟

موسیقی بومی ما شامل تلفیقی از سنج و دمام و بوق شاخ‌گوزنی است که در موسیقی بوشهر جایگاه ویژه و بسیار مهمی دارد. ما تلاش کردیم موسیقی بومی را با فضای لاتین تلفیق کنیم؛ یعنی با تولید موسیقی به سبک غربی، از همان فضا علیه خودشان استفاده کنیم و با صدای خودشان به خودشان آسیب بزنیم.

 

در تنظیم «بازی آخر» از چه سازها یا تکنیک‌هایی برای ایجاد حس تاریخی/بومی استفاده کردید؟

در این ویدیو، تعدادی از نوجوانان کشور از استان‌های مختلف جمع شدند و در منطقه نخلستانی که به تصویر کشیده شده بود، حضور پیدا کردند و عملیات پهبادی را مدیریت کردند. این موضوع نشان‌دهنده استفاده از المان‌های جنوبی و خلیج‌فارس است که توانسته تا حد زیادی فضا را به‌درستی منتقل کند.

 

 

فکر می‌کنید این نماهنگ چه سهمی در یادآوری اهمیت تاریخی خلیج فارس برای نسل جوان می‌تواند داشته باشد؟

تمام کارهایی که ما از قبل هم انجام داده‌ایم، با هر محوریتی ــ چه شهدا، چه وطن و چه موضوعات دیگر ــ در نهایت به مرزبندی کشور و ایران بازمی‌گردد. این خط فکری تمام آثار ماست. ما درباره کشورمان، انسان‌ها و بزرگانی کار می‌کنیم که برای این سرزمین جان‌فشانی کرده‌اند. این، مسیر و دغدغه اصلی ما در رابطه با این آثار است.

 

---

 

روند همکاری بین خواننده، شاعر، آهنگساز و استودیو چگونه بود؟

من افتخار این را دارم که از سال ۹۴ تا امروز، حدود ۱۱ سال با آقای سیف همکاری داشته‌ام و ایشان از اعضای ثابت تیم تولید هستند. علاوه بر ایشان، ترانه‌سرایانی از سراسر کشور نیز در پروژه‌های مختلف با ما همکاری دارند. در چنین کارهایی، رسیدن به موضوعی که همه از نظر فکری به آن نزدیک باشند، بسیار مهم است.

با شکل‌گیری یک متمم و درک مشترک نسبت به موضوعات، ارزش زیادی در تولید پیدا می‌کند و در مسیر کاری حتما اثر مثبت خودش را می‌گذارد. در این ۱۱ سال تجربه‌های مختلفی داشتیم؛ از جمله تولیدات موسیقی با تم‌های محلی، مذهبی و اجتماعی. برای نمونه، قطعه «نَفَس» که درباره اتفاقات کرونا بود، همان روزهای نخست تولید و پخش شد.

 

 

 «بازی آخر» را بیشتر یک تجربه متفاوت می‌دانید یا ادامه طبیعی مسیر هنری‌تان؟

به نظرم «بازی آخر» هم ادامه طبیعی مسیر من است و هم یک تجربه متفاوت. چون یک هنرمند باید نسبت به اتفاقاتی که پیرامونش رخ می‌دهد، زاویه نگاه خودش را اعلام کند. این‌که هنرمند منتظر سفارش بماند و بعد تولید کند، از نظر من کار درستی نیست. اگر هنرمند خودش را عضو و جزئی از جامعه بداند، باید اظهار نظر کند و در حوزه اعتقادات و اندیشه مردم حرف برای گفتن داشته باشد. من هم از ابتدا حرکت را به سمت تولید آغاز کردم، نه اینکه منتظر سفارش بمانم.

 

 

اگر بخواهید امین فرامرزیِ امروز را در چند جمله تعریف کنید، چه می‌گویید؟

امین فرامرزی در این ۱۱ سال تلاش کرده مسیرش را تغییر ندهد. نخستین کاری که ساختم برای شهید مهدوی بود با نام «زخم‌ها» و ترانه‌اش هم باز از استاد یحیایی. در ادامه، در این مسیر با شاعران مختلفی در کشور همکاری کردم و همچنان هم همکاری می‌کنم؛ مثل علی فردوسی، مرتضی حیدری، محمدحسین انصاری‌نژاد، فرشته حسینی و میرحاجیان.

 

قطعات حماسی و شهدایی من فکر می‌کنم استقبال بیشتری داشته چون من افتخار اجرای موسیقی شهدایی را در یادواره‌ها و مناسبت‌ها داشتم؛ و در طول سال هم سعی می‌کنم برای مردم خوراک اجرایی داشته باشم؛ مثل ۱۳ آبان و ۲۲ بهمن.

 

در طول فعالیتتان، چه چیزی بیش از همه روی شکل‌گیری هویت هنری‌تان تأثیر گذاشته است؟

بیش از همه خانواده. در خانواده‌ای زندگی کردم که پدرم از جانبازان سرافراز دفاع مقدس بود و پدربزرگم از شهدای دفاع مقدس. شاکله فکری من در همین قالب تکمیل شد. افتخار می‌کنم در مسیری قدم برمی‌دارم که رهبرش سید علی خامنه‌ای است و پیشوایش هم آقا سیدمجتبی خامنه‌ای؛ و همواره در مسیر مقاومت حرکت می‌کنیم.

وقتی به آثار گذشته‌تان نگاه می‌کنید، کدام کارها را نقطه عطف می‌دانید؟

قطعه «دیروز پدرها» با شعری از جواد زمانی؛ وقتی این شعر مقابل رهبر انقلاب خوانده شد، فیلم آن را دیدم و با خودم فکر کردم که باید این کار را بسازم. با شاعر اثر ارتباط گرفتم، مجوز تولید را گرفتم و فکر می‌کنم یکی از بهترین آثار من بوده است. امیدوارم به‌زودی ویدئو آن منتشر شود و مردم عزیز ایران آن را بپذیرند و دوستش داشته باشند.

 

 

آیا قطعه‌ای هست که احساس کنید آن‌طور که باید دیده یا شنیده نشد؟

بله. درباره «نَفَس» که آن را به پرستاران و پزشکان در زمان کرونا تقدیم کردیم، واقعاً زحمت زیادی کشیده شد و تیم تولید هم تلاش کرد. اما خوب دیده نشد.

مسیر کاری شما بیشتر بر اساس انتخاب آگاهانه بوده یا تجربه و آزمون‌وخطا؟

قطعا انتخاب‌های آگاهانه. انتخاب آگاهانه می‌تواند یک نفر را ماندگار کند؛ انتخابی که هم اصالت دارد و هم پویایی. همچنین خط فکری باید اصول خودش را حفظ کند.

 

 

معمولاً در انتخاب شعر به چه چیزی بیشتر اهمیت می‌دهید: زبان، مضمون یا حس؟

در ابتدا کلام و همه ویژگی‌هایی که گفتید؛ یعنی هم زبان، هم مضمون، هم حس. شعرای زیادی را بررسی می‌کنم و با خیلی از آن‌ها ارتباط دارم؛ هر قلم یک وزن و یک رنگ دارد و باید دقیق و درست کنار هم قرار بگیرد. از شعرهای ترانه‌ای، غزل، چهارپاره، قصیده و مثنوی استفاده کرده‌ام؛ انتخاب فرم همواره متناسب با موضوع و هدف کار انجام می‌شود و نتیجه، از همین هماهنگی شکل می‌گیرد.

 

فکر می‌کنید موسیقی امروز تا چه حد می‌تواند حامل پیام باشد؟

موسیقی همیشه در اختیار مردم بوده و در بسیاری از دوره‌ها به یادگار مانده است. نمونه‌اش موسیقی‌های اول انقلاب که در ذهن‌ها ماند. حتی انقلاب‌ها و رویدادهای مختلف در جهان هم از ترانه و موسیقی برای انتقال پیام استفاده می‌کنند؛ مثل آوای استاد آهنگران در دفاع مقدس. این‌ها روایتگرند و پیام را منتقل می‌کنند.

 

در همکاری با شاعران و آهنگسازان، مهم‌ترین معیار شما چیست؟

معیار من برای انتخاب همکاران، شخصیت و نگاه اجتماعی، سیاسی و اعتقادی آن‌هاست. چون کار وقتی به نتیجه می‌رسد که این نگاه در تولید دیده شود. با حساسیت زیاد همکاری را انتخاب می‌کنم؛ چون اعتبار من در این ۱۱ سال، از طریق دوستان خوب و تیم قابل اعتماد شکل گرفته است.

 

به نظر شما سلیقه مخاطب موسیقی در سال‌های اخیر چه تغییری کرده است؟

 

با تغییر طیف و نسل، سلیقه‌ها نیز تغییر می‌کنند. صادقانه بگویم، بخشی از جامعه ما به سمت رپ و راک گرایش پیدا کرده‌اند؛ موسیقی‌هایی که نوجوانان را به هیجان می‌آورند. قطعاً با افزایش سن، علایق نیز تغییر خواهد کرد. من همیشه برای مردم موسیقی می‌سازم و حاضر نیستم برای جلب نظر بازار یا مقاصد بازاریابی، اثری را تولید کنم یا برای شهرت بیشتر چنین کاری را انجام دهم.

 

رابطه‌تان با مخاطبان چگونه است؟ بازخوردها چقدر روی تصمیم‌هایتان اثر دارد؟

 

رابطه من با مردم بسیار گرم و صمیمی است. هر شب در میدان در کنارشان هستم، با هم می‌خندیم و گریه می‌کنیم. خواسته‌های مردم همیشه اولویت من بوده و هست.

 

این روزها مشغول چه پروژه‌هایی هستید؟

 

در حال حاضر، قطعه‌ای برای بچه‌های میناب در دست تولید داریم که به‌زودی منتشر خواهد شد.

 

آیا باید منتظر انتشار تک‌آهنگ یا آلبوم جدید از شما باشیم؟

اثر دیگری به نام «جانم ایران» نیز در دست تولید داریم.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها