به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی رسانه ملی، در این میان افرادی بودند که بهصورت شبانهروزی در بخشهای مختلف رسانه ملی پایکار ایستادند که نامشان کمتر شنیده شده است.
نیروهایی که نه در مقابل دوربین که در دل اتاقهای فنی، مراکز پخش، بخشهای پشتیبانی و واحدهای خدماتی ایستادند تا جریان اطلاعرسانی کشور قطع نشود.
آنها سنگربانان گمنامی هستند که شاید روایت تلاش و اضطرابشان هیچگاه در قاب تلویزیون دیده نشود، اما استمرار آنتن و روایت حقیقت، مرهون ایستادگی همانهاست.
تجربه جنگ ۱۲روزه که کمتر از یک سال پیش از جنگ رمضان رخ داد، پیشدرآمدی بود بر روزهای دشوارتری که دوباره فرارسید و در همان روزها، دو تن دیگر از همکاران رسانه ملی در مسیر اطلاعرسانی به شهادت رسیدند و باقی نیروها با ادامه دادن همان راه و همان فداکاریها، مسئولیت خود را سنگینتر از همیشه احساس کردند. در آن هنگام، حفظ آنتن برای بسیاری از کارکنان، دیگر صرفاً یک وظیفه اداری نبود، بلکه به مسئولیتی حیاتی تبدیل شد که باید حتی در خطرناکترین لحظات ادامه پیدا میکرد.
در جنگ تحمیلی سوم دیدیم که از مدیریت بحران و پدافند غیرعامل گرفته تا واحدهای فنی، تدارکات و خدمات، مجموعهای از نیروهای بینامونشان دوشادوش یکدیگر ایستادند تا مردم در خانههایشان همچنان صدا و تصویر رسانه ملی را ببینند و بشنوند. آنها نگهبانان رسانه ملی بودند و بااینکه میدانستند دیده نمیشوند، ادامه حیات آنتن، ردپای تعهد و ایستادگی این سنگربانان گمنام را به نمایش میگذارد.
آنتن در جنگ و غیرجنگ باید زنده بماند
علیرضا امیدی، کارشناس فناوری اطلاعات واحد مدیریت توسعه و پشتیبانی سامانههای محتوامحور، از روزهایی روایت کرد که حفظ آنتن در هنگامه جنگ، فقط یک وظیفه اداری یا فنی نبود. این سنگربان گمنام رسانه ملی، درباره تجربه حضور در سازمان صداوسیما در فضای جنگی چنین توضیح داد: ما به سبب وقوع جنگ ۱۲روزه تا حد زیادی آمادگی داشتیم و تجربههای قبلی نیز کمک بسیاری کرد. در جنگ رمضان نیز مانند جنگ ۱۲روزه حفظ آنتن برای همه ما به مسئولیتی حیاتی و گاه فراتر از توان معمول انسانها تبدیل شده بود.
وی گفت: حتی بسیاری از همکاران بازنشسته نیز اعلام آمادگی کردند تا به کمک همکاران خود در رسانه ملی بیایند. در آن هنگام، اصل ماجرا برای نیروهای فنی این بود که پخش قطع نشود و شبکه، حتی در سختترین لحظات، روی آنتن بماند، چراکه هر اختلالی در پخش، به معنای ازکارافتادن بخشی از ارتباط رسانهای کشور بود.
امیدی در توصیف شرایط کاریاش به فشار سنگین کاری و روحی در فضای جنگی و لزوم مدیریت اوضاع نیز اشاره کرد و افزود: برای ما روزهای جنگ و غیرجنگ فرقی ندارد، چراکه همیشه باید آنتن را زنده نگه داشت. در جنگ طبیعتاً اوضاع سختتر میشود و باید با دقت نظر بیشتری کار کرد. این نگرانی و فشار تنها به پیچیدگیهای فنی محدود نمیشد، بلکه با اضطراب دائم، نگرانی از وضعیت همکاران، ترس از آسیب دیدن مراکز و تجهیزات و فضای پرخطر جنگ درهم آمیخته بود.
وی عنوان کرد: نیروهای فنی در چنین موقعیتی ناچار بودند همزمان با انجام دادن دقیق کار تخصصی خود، بار روانی سنگینی را نیز به دوش بکشند. این بار سنگین ممکن بود تمرکز و آرامش را از همکاران بگیرد، اما بار مسئولیت، اجازه توقف به آنها نمیداد و همه با تمام سختیها پایکار بودند. برخی از مراکز صداوسیما در استانها نیز در جنگ رمضان مورد اصابت دشمن قرار گرفتند، اما مخاطبان متوجه اتفاقاتی که افتاد نشدند و اشکالات پیشآمده محسوس نبود و خوشبختانه آنتن لحظهای متوقف نشد.
کارشناس فناوری اطلاعات واحد مدیریت توسعه و پشتیبانی سامانههای محتوامحور تأکید کرد: در آن روزها، کار فنی معنایی فراتر از یک وظیفه معمول را داشت. اگر بخشی از زیرساختها آسیب میدید یا اختلالی در مسیر پخش پیش میآمد، گروه فنی باید بلافاصله وارد عمل میشد تا مسیر ارتباطی دوباره برقرار شود. هر بار که آنتن دوباره بالا میآمد، این فقط یک موفقیت فنی نبود، بلکه نشانهای از ایستادگی، سرعت عمل و تعهد جمعی بود.
امیدی اظهار کرد: این تجربه نشان میدهد که در دل بحران، فنیکاران رسانه درواقع نگهبانان استمرار بودند و با تعهدی که داشتند اجازه نمیدادند جریان پخش متوقف شود. ما روزهایی سرکار حاضر میشدیم که همزمان به صداوسیما حمله میشد و موقعیت واقعاً خطرناکی بود. گاهی حجم کار بهقدری بالا بود که ما جنگ را فراموش میکردیم و امروز که به تجربههای جنگ فکر میکنیم، خودمان نمیتوانیم باور کنیم که چطور چنین لحظاتی را پشت سر گذاشتهایم؟
وی تأکید کرد: بخش دیگری از این روایت به همدلی و همراهی همکاران فنی مربوط میشود؛ حضور داوطلبانه و مسئولانه نیروهایی که با وجود خطر و ناامنی، برای حفظ سامانه و ادامه کار در محل حاضر میشدند، واقعاً ستودنی بود. این همراهی یکی از ویژگیهای مهم در دوره جنگ رمضان است. در این دوره حساس، همکاری و روحیه جمعی نقش تعیینکنندهای در عبور از بحران داشت. در چنین شرایطی هر فرد نهفقط مسئول کار خودش، بلکه در قبال کل مجموعه احساس مسئولیت میکرد و همین حس جمعی بود که امکان ادامه کار را فراهم میساخت.
امیدی که در همان روزهای جنگ پدرش را هم از دست داد، باز هم پایکار ماند و با وجود فقدانی که همزمان با فشارهای کاری و فضای جنگ، بار عاطفی سنگینی را بر دوش او گذاشته بود، حفاظت از آنتن را رها نکرد.
وی در همین زمینه بیان کرد: پدرم حتی روزهایی که به منزل میرفتم باز هم از من میخواست به محل کارم برگردم و میگفت باید مسئولیتی را که بر عهده گرفتهای کامل انجام بدهی. شیوه تربیتی پدرم حتی زمانی که از دنیا رفت، به من یادآوری میکرد که نباید کارم را رها کنم و میبایست مسئولیتپذیر باشم.
کارشناس فناوری اطلاعات واحد مدیریت توسعه و پشتیبانی سامانههای محتوامحور بیان کرد: حفظ آنتن به معنای حفظ پیوستگی، ارتباط و حضور مستمر است. از سوی دیگر کار فنی در بحران، صرفاً مهارت در اجرا و بهرهبرداری از تجهیزات نیست، بلکه نوعی مقاومت عملی، مسئولیتپذیری جمعی و ایستادگی در برابر فروپاشی است.
وی ادامه داد: در جریان روزهای جنگ، هر بار که خطری پخش را تهدید میکرد و آن را برطرف میکردیم و آنتن دوباره برقرار میشد، میدیدیم که چنین موفقیتی نتیجه تلاش کسانی است که در سختترین لحظات، ایستادهاند و بدون اینکه دیده شوند، تلاش میکنند تا صدا و تصویر رسانه ملی خاموش نشود.
فقط به شوق خدمت به میهن
عبدالله بیگی، مدیر توسعه فیبر نوری در ادارهکل ارتباطات زمینی و ماهوارهای صداوسیما از دیگر سنگربانان گمنامی است که در کنار همکارانش در جنگ تحمیلی سوم پایکار رسانه ملی ایستادند.
وی که به نمایندگی از همکارانش سخن میگفت، در خصوص این تجربه اظهار کرد: ما چندین سال قبل در اداره خودمان آمایشهایی انجام دادیم. قبل از اینکه جنگ ۱۲روزه شروع شود نیز تمهیداتی برای حفاظت از فرایند اطلاعرسانی و آنتن صداوسیما اندیشیده شده بود.
وی تصریح کرد: همه تجربههای قبلی در جنگ رمضان به ما کمک کرد و همکاران با مسئولیتپذیری بالایی تمام توان خود را برای حفظ آنتن و سیگنالرسانی بهکار گرفتند.
بیگی ادامه داد: ما از قبل به این فکر کرده بودیم که هر اتفاقی افتاد باید چه واکنشی نشان بدهیم. در آمایشهایی که انجام داده بودیم درخصوص چگونگی سیگنالرسانی در مواقع بحرانی به ارتباطات فیبر نوری، ماکروویو و ماهوارهای فکر شده بود. ما برای هر موقعیتی روشهای جایگزینی داریم و تلاش میکنیم آنتن و فرایند اطلاعرسانی برای مردم حفظ شود.
مدیر توسعه فیبر نوری اظهار کرد: در مواقع بحرانی آنتن تلویزیون و رادیو میتواند از نظر روحی بسیار مؤثر واقع شود. ازاینرو ما علاوه بر وظیفهای که بهطورکلی در رسانه ملی بر عهده داریم، باید در وضعیت خاص عملکرد ویژهتری داشته باشیم.
وی افزود: زمانی که جنگ رخ داد وظایف ما هم سنگینتر شد. صداوسیما برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همه ظرفیتهایش را بهکار میگیرد و ما نیز علاوه بر وظایف کلی، از این منظر مسئولیت داریم و صرفاً همه چیز را حقوق و درآمد نمیبینیم. من معتقدم در جنگ باید نیتها را پاک کنیم و بدون چشمداشت برای ارزشهای والاتری پایکار بمانیم.
بیگی متذکر شد: بخشی از پایداری همکارانی که در خطرناکترین مواقع آنتن را رها نمیکنند، باوری است که به کشور و نظام دارند. اگر افراد صرفاً نگاه مادی داشته باشند در بزنگاههای تاریخی و لحظات سخت کم میآورند و نمیتوانند پایکار بمانند. ضمن اینکه فدا کردن جان بهخاطر پول معنا ندارد و کسی حاضر نیست چنین کاری کند. اگر افرادی در هر بخشی حاضرند به خاطر حفظ آنتن فداکاری کنند، حتماً آرمانها و باورهای عمیقتری در ذهن دارند.
مدیر توسعه فیبر نوری اضافه کرد: همه ما دوست داریم ایران را سربلند و آباد ببینیم و وقتی کشورمان پیروز باشد، خودمان هم وجدان راحتتری داریم. اگر هرکدام از افراد جامعه در هر شغلی گوشهای از کار را بگیرند و بدون چشمداشت پایکار وطن باشند، حتماً آبادانی و سربلندی از آن ما خواهد بود. در رسانه ملی نیز همین شرایط وجود دارد. حفظ و تقویت آنتن صداوسیمای کشور همواره اهمیت دارد، اما در جنگ طبیعتاً مهمتر میشود.
بیگی ادامه داد: ما باید کاری کنیم که همه مردم دنیا پیام جمهوری اسلامی ایران و حقیقت کشورمان را بشنوند و ببینند و در فضای مجازی نیز باید بهاندازه میدان متعهد باشیم.
وی با اشاره به حمایت خانواده کارکنان صداوسیما از تعهد و مسئولیتپذیری نیروها بیان کرد: اگر خانواده پشت ما نباشد، نمیتوانیم در شرایط سخت کارمان را بهدرستی انجام دهیم. گاهی نقش خانواده پررنگتر هم هست. آنها پذیرفتهاند که برای حفاظت از آنتن رسانه ملی برخی افراد باید جانشان را به خطر بیندازند و دلگرمی آنها کمک میکند که همکاران بهتر بتوانند روزهای سخت را مدیریت کنند و به حفظ آنتن صداوسیما بپردازند.
حضور ۱۰۰ درصدی نیروهای خدماتی در دوره جنگ رمضان
جواد ناظری، مدیر خدمات و فضای سبز سازمان صداوسیما در خصوص فعالیت در روزهای جنگ رمضان و تجربیات حاصل از آن بیان کرد: در آن ایام، فعالیت بخش خدمات و فضای سبز سازمان عملاً با حجم کاری دو برابر ادامه داشت. با توجه به اینکه بسیاری از کارکنان در سازمان حضور نداشتند، همکاران این حوزه تلاش کردند تا علاوه بر انجام وظایف روزمره، از فضای سبز و گلهای موجود در ساختمانها نیز مراقبت شود تا آسیب کمتری ببینند.
وی افزود: با توجه به موقعیت پیشآمده، محل استقرار و تمرکز نیروهای خدماتی نیز تغییر داده شد و فعالیتها به خارج از ساختمانهای اصلی سازمان انتقال یافت. برای نمونه گروهی از نیروها در بخشهای دیگری مستقر شدند تا بتوانند امور خدماتی و پشتیبانی را مدیریت کنند. درحالیکه در برخی بخشها حضور کارکنان با حداقل ظرفیت اعلام شده بود، نیروهای خدماتی عملاً بهصورت ۱۰۰ درصدی و با تمام توان در محل حضور داشتند و امور مربوط به خدمات، نگهداری فضاها و برخی تعمیرات ضروری را دنبال میکردند.
ناظری با تأکید بر اهمیت حفظ ایمنی نیروها گفت: در همان روزهای ابتدایی، یکی از اولویتهای اصلی ما تأمین امنیت همکاران بود. تلاش کردیم ضمن ادامه فعالیتها، مراقبتهای لازم از نظر ایمنی و حفاظتی نیز انجام شود تا جان نیروهایی که در محل حضور داشتند حفظ شود.
وی درباره روحیه نیروهای خدماتی در آن روزها اظهار کرد: شاید کسی که از بیرون به موضوع نگاه میکند تصور کند که این حضور صرفاً از روی تعهد کاری است، اما واقعیت این است که بسیاری از همکاران فراتر از وظیفه اداری خود پایکار ایستادند. نیروهای خدماتی در شرایطی فعالیت میکردند که صدای جنگندهها و حتی اصابت موشکها را میدیدند و میشنیدند، اما بااینحال، محل کار خود را ترک نکردند و دوشادوش یکدیگر تلاش کردند تا مجموعه دوباره به حالت عادی بازگردد.
مدیر خدمات و فضای سبز سازمان ادامه داد: بسیاری از این نیروها حتی کارمند رسمی سازمان هم نبودند، اما با احساس مسئولیت نسبت به کشور و رسانه ملی در محل حضور داشتند و کمک کردند تا امور مجموعه ادامه پیدا کند. برخی از همکاران حتی در زمانی که شیفت کاری نداشتند نیز داوطلبانه در محل حاضر شدند و ساعتهای طولانی در کنار دیگران فعالیت کردند. در روزهای جنگ شاهد بودیم که بهصورت خودجوش هرکدام از همکاران با هر مهارتی سعی میکردند بخشی از کار را بر عهده بگیرند و هرگز تصاویر آن فداکاریها و شکوه همت آنها را از یاد نخواهیم برد.
وی متذکر شد: بخشهایی از سازمان بهواسطه جنگ به خارج از سازمان منتقل شده بودند و باید بهصورت جداگانه به هرکدام از آن بخشها نیز خدمترسانی میشد. درواقع همکاران ما بهصورت چندجانبه حضور داشتند و بهجای اینکه مثل بسیاری از کارکنان که دورکار شده بودند به خانه بروند، بار کاری مضاعفی را به دوش میکشیدند.
ناظری با بیان اینکه این تلاشها بیشتر از هر چیز از انگیزههای درونی و حس مسئولیت ناشی میشد، گفت: بسیاری از این همکاران میدانستند که شاید نام و تصویرشان در جایی دیده نشود، اما بااینحال با تمام توان کار کردند. این نیروها درواقع سنگربانان گمنامی هستند که در پشتصحنه رسانه ملی ایستادند و اجازه ندادند روند فعالیتها متوقف شود. وقتی مردم در میدان حاضر شدند و به دفاع از کشور پرداختند، ما نیز حس کردیم میدان حضورمان همین خدمترسانی است و باید بهصورت تماموقت در این میدان حاضر باشیم.
مدیر خدمات و فضای سبز سازمان ادامه داد: با اینکه تجربه جنگ ۱۲روزه را هم داشتیم و همکاران میدانستند قرار نیست به خاطر این کار اضافه و سنگین، حقالزحمه خاصی دریافت کنند، اصلاً به این مسائل فکر نمیکردند و با علم به اینکه اوضاع خاصی را تجربه میکنیم، پایکار ماندند. درواقع نیروهای ما جدا از عشق و دغدغه وطن، نسبت به رسانه ملی کشور عرق دارند و به خاطر کمک به صداوسیما و حفاظت از آنتن فداکاری کردند.
وی همچنین درباره سختترین لحظات روزهای جنگ گفت: دشوارترین لحظهها مربوط به روزهای ابتدایی جنگ بود. زمانی که خبر شهادت رهبر انقلاب مطرح شد طبیعتاً برای همه ما خبر سنگینی بود. در یکی از روزهای دیگر نیز زمانی که همه عوامل در محل حضور داشتند، ناگهان با شرایطی مواجه شدیم که هواپیماهای جنگی در آسمان اطراف سازمان در حال پرواز بودند و با همه همکاران جلو ساختمان فنی ایستادیم و راه فراری نبود و میدیدیم که موشکها به اطراف مجموعه صداوسیما اصابت میکردند.
مدیر خدمات و فضای سبز سازمان در پایان با قدردانی از تلاش همکاران گفت: با وجود همه سختیها، نیروهای خدماتی و پشتیبانی با روحیه مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر ایستادند و تلاش کردند تا فعالیتهای سازمان ادامه پیدا کند. امید ما این است که با همراهی و تلاش همه همکاران، روزهای بهتر و آرامیبرای مجموعه رقم بخورد.
جان ما از سایر هموطنان عزیزتر نیست
سجاد کرمی، مدیر نودال مرکزی ادارهکل فنی پخش یکی دیگر از سنگربانان گمنامیبود که در کنار همکارانش در جنگ رمضان بدون آنکه دیده شوند، از استمرار آنتن در حوزه تخصصی خودش دفاع کردهاند.
کرمی که به نمایندگی از همکارانش سخن میگفت، درباره این تجربه اظهار کرد: زمانی که در صبح روز ۹ اسفند حملات دشمنان امریکایی- صهیونیستی به کشور شروع شد، به صداوسیما نیز هشدار داده شد که ممکن است خطر حمله به سازمان هم وجود داشته باشد. ما با شنیدن این خبر و با توجه به داشتن نقاط پدافندی، همکاران را به دو گروه تقسیم کردیم و به نقاط مختلف پدافندی فرستادیم.
وی ادامه داد: مدیران پخش و معاونان فنی استانی همه با راههای ارتباطی جدیدی که طراحی کرده بودیم، وارد عمل شدند و به هماهنگی رسیدیم. البته مشکلاتی هم وجود داشت و به دلیل قطع شدن امکان تماس با تلفنهای همراه همچنین تعدد تماسها، کار کمی سخت شده بود. خوشبختانه بعد از یک یا دو روز اوضاع بهتر شد و مکانهای جایگزین به اندازهای آماده بود که مثل قبل از جنگ میتوانستیم بهراحتی آنتن را از نظر فنی مدیریت کنیم.
مدیر نودال مرکزی ادارهکل فنی پخش عنوان کرد: هر سیگنالی که قطع میشد بهسرعت سیگنال جایگزین برایش داشتیم و روی سیگنال تازه سوئیچ میکردیم؛ همچنین مکانهای جایگزین نیز سوئیچ میشد و این کار به شکلی پیش رفت که مردم هیچ قطعی را روی آنتن حس نکردند.
کرمی در خصوص تعهد کاری نیروهای سازمان صداوسیما و انگیزهای که آنها را حتی با وجود پیشبینی خطر حمله دشمن به رسانه ملی پایکار نگه میدارد، گفت: واقعاً اکثر همکاران بسیار متعهد هستند و حتی زمانی که به آنها میگفتیم بروند، باز هم کارشان را ترک نمیکردند و هر نفر میخواست تا آخرین نفس مأموریتش را به سرانجام برساند. دیدن این حسوحال در همکاران واقعاً برای من عجیب بود. ما هر ثانیه فقط به این فکر میکردیم که مردم در خانه حتماً پای اخبار و اطلاعیههایی هستند که از صداوسیما بهصورت رسمیپخش میشود، پس ما باید آنتن را حتی به قیمت جانمان حفظ کنیم.
وی متذکر شد: زمانی که در روزهای حمله دشمن سایر هموطنان در بخشهای مختلف پزشکی، نظامی و انتظامیبه کشور خدمت میکردند نیروهای صداوسیما نیز خودشان را ملزم به ادامه کار میدانستند و میگفتند جان ما که از سایر هموطنان عزیزتر نیست. همه در شرایط جنگی بودند و ما باید وظیفه خودمان را تا پای جان انجام میدادیم.
مدیر نودال مرکزی ادارهکل فنی پخش اضافه کرد: برخی از نیروهای قدیمیتر که واقعاً عمرشان را در سازمان صداوسیما گذراندهاند نسبت به رسانه ملی واقعاً عرق دارند. آنها بههیچعنوان حاضر نیستند آنتن به خطر بیفتد و نهتنها در جنگ که در تمام بزنگاهها، تعهد و عشق خود به صداوسیما را ثابت کردهاند.
وی با بیان اینکه در جنگ رمضان همه بخشهای صداوسیما آمادهتر از جنگ ۱۲روزه بودند، اظهار کرد: بسیاری از اشکالات و نیازها در جنگ ۱۲ روزه احصا شد و ما در نبرد رمضان واقعاً برای واکنشهای سریع و دقیق آمادگی بسیار بالایی داشتیم. برخی از نقاط جایگزین ما حتی در جنگ اخیر پیشرفتهتر هم شد و راحتتر توانستیم خدمات ارائه کنیم.
کرمی ضمن اشاره به اینکه تجمعات مردمیبهواسطه آمادگی فنی پخش با قاببندیهای مناسبی روانه آنتن میشود، توضیح داد: ما ۳۳ قاب کامل از همه مراکز استان در اختیار همه شبکهها قرار میدهیم. درواقع آن خدماتی که در ساختمان ۹ دی ارائه میکردیم، اکنون در همه نقاط میتوانیم ارائه کنیم. شاید وظیفه ما تولید محتوا نباشد، اما در جنگ، ما این کار را هم انجام میدادیم، چراکه باید همه امکانات را برای به تصویر کشیدن شکوه حضور مردم انجام میدادیم. کار ما سختتر شده بود، ولی باید این تصویر پرافتخار از اتحاد ایرانیان را به نمایش میگذاشتیم.
مدیر نودال مرکزی ادارهکل فنی پخش در خصوص تجربه احساس خطر واقعی بهواسطه حمله دشمن یادآوری کرد: حتی در آن لحظهها نیز اولین چیزی که از هم میپرسیدیم این بود که آیا قاب تلویزیون قطع شده است؟ یعنی قبل از اینکه به هر موضوع دیگری فکر کنیم واقعاً نگران آبروی آنتن بودیم. البته ادعا نمیکنم که نمیترسیدیم، ولی حفاظت از آنتن بسیار حیاتی بود. خوشبختانه در ایام جنگ آنتن قطع نشد، ولی برخی روزها مانند تشییع شهدا روزهای شلوغی بود و نگران بودیم که به هر دلیلی ارتباطات قطع شود و نتوانیم خدماترسانی کنیم، اما با تعهدی که همکاران دارند توانستیم از این کار نیز سربلند گذر کنیم.
وی تصریح کرد: مجموعهای از اقدامات فنی و عملیاتی برای حفظ پایداری آنتن و استمرار پخش در جنگ رمضان در دستور کار قرار گرفت. در همین زمینه، طراحی و تدوین قالبهای تصویری چندقاب با هدف بازتاب شور و حماسه حضور مردم در پایتخت و سایر استانها انجام گرفت و محتوای این قالبها بهطور مستمر بهروزرسانی میشد تا پویایی بصری شبکه حفظ شود. همزمان با افزایش فشار بر زیرساختهای فنی، ظرفیت اشباعشده روتر تصویر ازطریق بازتخصیص منابع رژیهای غیرفعال و توسعه زیرساخت کابلی بهینهسازی شد و با بازطراحی خطوط پیشین در مواقع بحرانی، امکان مدیریت بهتر مسیرهای انتقال تصویر فراهم آمد.
کرمی ادامه داد: در حوزه نیروی انسانی نیز تلاش شد با آموزش و بهکارگیری گروههای اپراتوری و فنی جدید، شیفتهای عملیاتی در نقاط پدافندی به شکل مؤثر پوشش داده شود. برای تقویت ارتباطات داخلی در شرایطی که خطوط تلفن با ترافیک بالا مواجه بودند، بستر ارتباطی اینترکام میان نودال مرکزی، رژی خبر و ریاست سازمان راهاندازی شد تا یک کانال ارتباطی جایگزین برای انتقال سریع اطلاعات و هماهنگیهای لحظهای فراهم شود.
مدیر نودال مرکزی ادارهکل فنی پخش گفت: در کنار این اقدامات، پایش شبانهروزی خروجی شبکههای داخلی و برونمرزی در دستور کار قرار داشت و در زمانهایی که مرکز مانیتورینگ تعطیل بود، تصاویر خنثی یا رزرو بهموقع جایگزین میشد تا از بروز قطعی در صدا و تصویر جلوگیری شود. همچنین سلامت تجهیزات نودال بهصورت روزانه و بر اساس سیاهههای فنی پایش میشد تا پایداری آنتن در مواقع بحرانی حفظ شود.
وی افزود: برای پوشش مناطق فاقد بستر فیبر نیز هشت خط استریم اینترنتی عملیاتی شد تا امکان سرویسدهی در این مناطق فراهم شود.
وی ادامه داد: در بعد سازماندهی نیروها، توزیع راهبردی نیروی انسانی در دو واحد عملیاتی مجزا صورت گرفت تا در پیکهای مناسبتی امکان ارائه خدمات همزمان فراهم شود و کارها بهخوبی پیش برود. علاوه بر این، بهمنظور تسریع در اطلاعرسانی و کاهش فشار بر خطوط ارتباطی، یک بستر ارتباطی در پیامرسان «بله» ایجاد شد تا مدیران پخش بتوانند اطلاعات و هماهنگیهای لازم را بهصورت لحظهای دریافت کنند.
هر انسان آزادهای در جنگ، سمت کشورش میایستد
خلوجیلی، مدیر خرید داخلی ادارهکل امور کالای صداوسیما که در مواقع جنگی با تأمین مایحتاج در پشتصحنه مدیریت بحران پیشآمده حضور داشت، درباره این تجربه اظهار کرد: ما در ایام جنگ با بسیاری از شرکتهایی که کالایی در انبار داشتند، ارتباط برقرار کردیم تا کالاهایی را که در صورت ادامه پیدا کردن جنگ احتیاج داریم از آنها تهیه کنیم. برخی از وسایل و تجهیزات آسیبدیده را تهیه کردیم و با مذاکرهای که صورت گرفت و همدلی صاحبان کالا، تجهیزات لازم را به انبارهای صداوسیما آوردیم. وی تصریح کرد: ازجمله تجهیزاتی که تهیه کردیم مربوط به فرستنده بود. ما با برنامهریزی صورتگرفته و تهیه تجهیزات لازم، بخشی از نیازها را برطرف کردیم. البته رفع نیازها مقطعی بود و هماکنون نیز کار خرید تجهیزات را انجام میدهیم تا به بیشتر مطالبات پاسخ بدهیم. در ایام جنگ متوجه شدیم که هموطنان وطنپرستی داریم که تلاش میکردند با سود بسیار کم نیازهای دیگران را برطرف کنند.
مدیر خرید داخلی ادارهکل امور کالای صداوسیما در خصوص تعهد کاری نیروهای صداوسیما با وجود تهدیدات دشمن و چند مرحله اصابت به ساختمانهای رسانه ملی اظهار کرد: در زمان جنگ همیشه افراد بیشتر به وطن عشق میورزند. من روزهایی که سرکار حاضر میشدم، به کسانی فکر میکردم که پای لانچرها ایستادهاند و در شرایط بسیار خطرناکی از کشور دفاع میکنند. بارها به خودم گفتم خون من از دیگران رنگینتر نیست و اگر هموطن من در نقطهای دیگر توسط دشمن تهدید میشود و در معرض خطر قرار دارد، من هم باید شجاعت به خرج دهم و غیرت و وطندوستی خودم را ثابت کنم.
خلوجیلی اضافه کرد: در همان روزهای نخست جنگ رمضان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به شهادت رسید. همه مردم میدانستند که جان رهبری در خطر است و رهبر شهیدمان نیز حتماً از این قضیه مطلع بود، اما دیدیم که با چه شجاعت و شکوهی تا آخرین نفس پای کشور و انقلاب اسلامی ایران ماند و درنهایت به شهادت رسید. همچنین در جریان جنگ، ما فرماندهان نظامیبزرگی را از دست دادیم و وقتی چنین فداکاری و غیرتی را میدیدیم، با خودمان میگفتم اگر این انسانهای بزرگ پیشقراول مبارزه با دشمن و فدا کردن جانشان شدهاند، ما چرا باید بترسیم؟
وی تأکید کرد: زمانی که کشور تهدید میشود، هر انسان آزادهای سمت کشورش میایستد. برخی از همکاران ما که در شُرف بازنشستگی بودند در جنگ حاضر نشدند دست از کار بکشند و نیروهای جوان و با سابقه در کنار هم به خاطر عشق به وطن پایکار ماندند و بدون اینکه کسی زحمتشان را ببیند یا توقعی داشته باشند، سعی کردند مأموریت خود را به بهترین شکل انجام دهند.
مدیر خرید داخلی ادارهکل امور کالای صداوسیما ضمن اشاره به اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه همه بخشهای صداوسیما آمادگی بیشتری برای مقابله با دشمن پیدا کردهاند، یادآوری کرد: بهواسطه تجربه جنگ ۱۲ روزه بسیاری از مدارک و مستندات از شرکتهایی که با آنها در ارتباط هستیم، اقلام موجود در انبارها و… را ذخیره کرده بودیم و در جنگ تحمیلی سوم از آنها استفاده کردیم. در جنگ ۱۲ روزه، هرچند کوتاهتر از جنگ رمضان بود، کمی غافلگیر شدیم. آمادگی و آرشیوها در جنگ تحمیلی سوم به ما کمک کرد و شاید اگر جنگ ادامه پیدا میکرد میزان آمادگی ما بیشتر هم نمود مییافت.
احساس رضایت درونی از خدمت به رسانه ملی
بابک مجیدی، مسئول دفتر ادارهکل ترابری صداوسیما درباره خدمات رسانی همکاران ترابری در سازمان با شروع جنگ تحمیلی سوم توضیح داد: ما بدون هیچ وقفهای از نخستین روز جنگ با تمام ظرفیتهایمان در خدمت رسانه ملی بودیم.
وی در همین زمینه توضیح داد: با آغاز جنگ، پخشها به خارج از سازمان منتقل شد و استانهای معین، میزبان همکاران بودند. ازطریق ترابری مرکزی زیر نظر آقای ولدخانی که ماشینهای استیجاری و تاکسیها را شامل میشود و از طریق ترابری عملیاتی که خودروهای عملیاتی را دربرمیگیرد و زیر نظر آقای بهمنآبادی اداره میشود، سعی کردیم تمام مأموریتهای شهرستانها و استانهای معین را انجام دهیم.
وی تصریح کرد: ازطریق ترابری سنگین که آقای ابراهیمیان مسئولیتش را بر عهده دارد، جابهجایی وسایل و امور ماشینهای سنگین نیز بخش دیگری از فعالیتهای ترابری در جنگ دنبال شد. همکاران با همدلی و صبر تمام کارها را پیش میبردند و بسیاری از شبها را در سازمان میماندیم.
مجیدی ادامه داد: ازجمله معدود واحدهایی که در ایام جنگ رمضان در صداوسیما حضور مستمر داشتند، دفتر ترابری و همکاران صیانت بودند. این دو گروه در سازمان مستقر بودند و تجربههای متفاوتی داشتند. مسئول دفتر ادارهکل ترابری کل صداوسیما گفت: نیروهای ستادی و عملیاتی ترابری بهصورت کامل در جنگ سر کار حاضر شدند. از ۹ اسفند تا ۲۰ فروردین همکاران ما بیرون از سازمان و در اطراف آن مستقر بودند تا در صورت نیاز، حاضر شوند و کمک کنند.
مجیدی با تأکید بر اینکه همه ما به کشور و ملت ایران متعهد هستیم، عنوان کرد: من روز نخست جنگ خانوادهام را به شهرستان فرستادم، اما خودم در تهران ماندم. باور دارم که زندگی من در ۲۵ سال گذشته از طریق کار در صداوسیما تأمین شده است. پس به این سازمان متعهد هستم. زمانی که سازمان به من نیاز دارد اگر من در صحنه حاضر نباشم، درست نیست.
وی افزود: پدرم هم بیش از ۳۰ سال در سازمان صداوسیما خدمت کرده و بازنشسته شده است. پدرم به من یاد داد که در هر شرایطی باید وظیفهام را کامل و بدون چشمداشت انجام بدهم. مسئول دفتر ترابری کل یادآوری کرد: من در دفاع مقدس هشتساله نمیتوانستم خدمت کنم، اما حالا وقت ادای دین به کشور است و باید تا آخرین نفس به این آبوخاک پایبند باشم. ما بدون چشمداشت در ایام جنگ به سازمان میآمدیم و تلاش میکردیم در بحران، گوشه کار را بگیریم. از روز اولی که به صداوسیما آمدم میدانستم در بخشی کار میکنم که دیده نمیشوم. دنبال دیده شدن هم نبودم، اما زمانی که جنگ پیش آمد، اصلاً دیده شدن برایم معنایی نداشت و به تنها چیزی که فکر میکردم حفاظت از کشور، دفاع از ناموس ایران و سربلندی رسانه ملی بود. به یقین بسیاری از همکارانم در ترابری نیز همینگونه فکر و عمل میکنند.