کارکرد طنز در برنامه‌های تحلیلی صداوسیما براساس سند ملی بررسی شد

از سرگرمی و خنده تا روشنگری

در فضای رسانه‌ای پیچیده و چندلایه امروز، طنز دیگر صرفا ابزاری برای سرگرمی نیست، بلکه به ابزاری مؤثر در جنگ روایت‌ها و نبرد شناختی تبدیل شده است.
در فضای رسانه‌ای پیچیده و چندلایه امروز، طنز دیگر صرفا ابزاری برای سرگرمی نیست، بلکه به ابزاری مؤثر در جنگ روایت‌ها و نبرد شناختی تبدیل شده است.
کد خبر: ۱۵۵۳۶۱۹
نویسنده امیر گودرزی - گروه رسانه
سازمان صداوسیما در چارچوب سند تحول خود با تأکید بر هویت‌محوری، عدالت‌گستری و جهاد تبیین، تلاش کرده از ظرفیت طنز برای ایجاد آگاهی و بازنمایی انتقادی استفاده کند. در همین راستا، برنامه‌هایی مانند «پاورقی»، «دی‌بی‌سی» و «نمک‌نشنال» به‌عنوان گونه‌ای از طنز سیاسی و رسانه‌ای طراحی شده‌اند تا ضمن حفظ جذابیت و سادگی بیان، نقش فعالی در تحلیل و نقد جریان‌های خبری و رسانه‌ای ایفا کنند.

برنامه پاورقی با اجرای محمدرضا شهبازی، نمونه‌ای از طنز میزبان‌محور است که تمرکز آن بر فضای رسانه‌ای و مجازی و بررسی رفتار خبری شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور قرار دارد. در این قالب، تناقض‌نمایی و استفاده از روابط منطقی معکوس برای افشای خطاها، تحریف‌ها و استاندارد‌های دوگانه به‌کار می‌رود. دی‌بی‌سی و نمک‌نشنال نیز زیرمجموعه طنز‌های نقیضه‌ای هستند؛ فرمت‌هایی که با تقلید از ظاهر، سبک گویش و نظم بصری رسانه‌های بی‌بی‌سی فارسی و ایران‌اینترنشنال، از درون به نقد و خنثی‌سازی پیام آنها می‌پردازند. این نوع بازآفرینی آگاهانه باعث می‌شود مخاطب با چشمی بازتر نسبت به فرآیند تولید و جهتگیری در رسانه‌های معارض تأمل کند.

این برنامه‌ها در اهداف و ساختار خود با محور‌های اصلی سند تحول صداوسیما هم‌راستا هستند. نخست در زمینه جهاد تبیین و کنشگری رسانه‌ای، رویکرد آنها از حالت واکنشی به کنشگرانه تغییر یافته است. طنز در این ساختار، نه مکمل خبر بلکه ابزار تحلیلی است که از خلال آن، رسانه‌ملی می‌تواند تناقض‌ها و سستی روایت‌های جریان‌های معارض را آشکار سازد و از این طریق سواد رسانه‌ای مخاطب را ارتقا دهد. دوم در راستای بازتعریف طنز به‌مثابه ابزار آگاهی‌بخش، این برنامه‌ها از سطح طنز‌های صرفا تفننی فاصله گرفته‌اند. هدف آنها برانگیختن تفکر انتقادی است؛ به این معنا که مخاطب پس از خندیدن، درباره آنچه دیده و شنیده، دوباره می‌اندیشد. این رویکرد با تأکید سند تحول بر تولیدات معناگرا و مضمون‌محور تطابق دارد. سوم در زمینه عدالت ارتباطی و نقد فرهنگ سلبریتی‌محور، برنامه‌هایی مانند پاورقی با واکاوی رفتار و گفتار چهره‌های اثرگذار فضای مجازی، جایگاه مرجعیت نادرست را به چالش می‌کشند و از شکل‌گیری الگو‌های فکری غیرمسئولانه که توسط برخی از افراد مشهور رواج می‌یابد، جلوگیری می‌کنند.

از منظر مصداقی نیز نمونه‌های مشخصی این هم‌سویی را نشان می‌دهد. در نمک‌نشنال با بازنمایی مبالغه‌آمیز از تحلیل‌های رسانه‌های معاند درباره تحولات داخلی ایران، رویکردی کاریکاتوری از ایران‌هراسی به نمایش گذاشته می‌شود که ضمن ایجاد طنز، ذهن مخاطب را نسبت به اغراق‌نمایی‌های خبری واکسینه می‌کند. در پاورقی نیز زمانی که تفاوت پوشش خبری رسانه‌های غربی در قبال رخداد‌های مشابه در ایران و اروپا برجسته می‌شود، اصل عدالت خبری و ضرورت روایتگری متوازن که از مبانی سند تحول است، مورد توجه قرار می‌گیرد. در دی‌بی‌سی نیز تقلید دقیق از المان‌های بصری و زبانی رسانه هدف، نه برای تقلید صرف بلکه برای تخریب اقتدار ظاهری و نشان دادن ساختگی بودن بی‌طرفی خبری آن طراحی شده است؛ امری که در جهت بند‌های مربوط به ارتقای بصری و محتوایی رسانه‌ملی قرار می‌گیرد.‌

می‌توان گفت که این برنامه‌های طنز با عبور از قالب‌های سنتی و رفتن به سمت طنز استراتژیک، نقشی فراتر از سرگرمی یافته‌اند. آنها ضمن ایجاد فضای شاد و جذاب برای مخاطب، به ابزاری برای روشنگری، تقویت حس هویت ملی و خنثی‌سازی جنگ روانی رسانه‌های بیگانه بدل شده‌اند. این کارکرد مضاعف، دقیقا همان چیزی است که سند تحول صداوسیما در پی آن است؛ یعنی پیوند میان امیدآفرینی و روشنگری، میان خنده و بینش و میان طنز و تبیین.
 
مقابله با تطهیر پهلوی از دل طنز

مقابله با «جریان تطهیر پهلوی» در سند تحول رسانه‌ملی به‌عنوان یکی از محور‌های مهم روایتگری تاریخی و تقویت هویت ملی مطرح شده است. منظور از این جریان، مجموعه‌ای از روایت‌ها و بازنمایی‌های رسانه‌ای است که می‌کوشند تصویری مثبت، کارآمد و حتی نوستالژیک از دوره حکومت پهلوی ارائه دهند و در عین‌حال، کاستی‌ها، وابستگی‌های سیاسی و اجتماعی آن دوره را کمرنگ یا حذف کنند. در این چارچوب رسانه‌ملی وظیفه دارد با تولید محتوا‌های جذاب و متناسب با سلیقه مخاطبان امروز، به بازخوانی انتقادی تاریخ معاصر بپردازد. یکی از قالب‌هایی که در سال‌های اخیر برای این هدف مورد توجه قرار گرفته، طنز سیاسی است.

طنز سیاسی به‌دلیل ماهیت غیرمستقیم و سرگرم‌کننده‌اش، امکان طرح موضوعات حساس یا پیچیده تاریخی را بدون ایجاد حس خطابه یا آموزش رسمی فراهم می‌کند. بسیاری از مخاطبان به‌ویژه نسل جوان، ممکن است علاقه‌ای به برنامه‌های کاملا تاریخی یا مستند‌های رسمی نداشته باشند، اما از طریق طنز، با همان موضوعات مواجه می‌شوند و پیام‌ها را در قالبی جذاب‌تر دریافت می‌کنند. از این منظر، برنامه‌هایی مانند پاورقی و نمک‌نشنال را می‌توان بخشی از تلاش رسانه‌ملی برای استفاده از زبان طنز در مواجهه با روایت‌های رقیب درباره تاریخ معاصر دانست.

برنامه پاورقی بیشتر به‌عنوان یک برنامه طنز ــ تحلیلی شناخته می‌شود که در آن مجری و آیتم‌های نمایشی کوتاه به بررسی موضوعات روز رسانه‌ای و سیاسی می‌پردازند. در بخش‌هایی از این برنامه، به روایت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور درباره دوره پهلوی مطرح می‌شود اشاره و تلاش شده با استفاده از شوخی، کنایه و مقایسه‌های تاریخی، این روایت‌ها مورد نقد قرار گیرد. برای مثال در برخی آیتم‌ها به تناقض میان تصویر «دوران طلایی» که در برخی رسانه‌ها از پهلوی ارائه می‌شود با واقعیت‌های تاریخی مانند محدودیت‌های سیاسی، وابستگی‌های خارجی یا شکاف‌های اجتماعی آن دوره اشاره شده است. این نوع پرداخت باعث می‌شود مخاطب بدون مواجهه با یک روایت خشک تاریخی، به بازنگری در برخی برداشت‌های رایج در فضای مجازی ترغیب شود.

در مقابل، نمک‌نشنال ساختاری متفاوت‌تر دارد و بیشتر بر طنز آیتمی و موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی تمرکز می‌کند. در این برنامه، موضوع پهلوی معمولا محور اصلی نیست، اما در برخی آیتم‌ها یا شوخی‌های مقطعی به نماد‌های فرهنگی و سبک زندگی مرتبط با آن دوره اشاره می‌شود. این اشاره‌ها گاهی به شکل نقد اشرافی‌گری، وابستگی فرهنگی به غرب یا فاصله طبقاتی مطرح می‌شوند. در نتیجه، توجه به موضوع تطهیر پهلوی در این برنامه بیشتر غیرمستقیم و در حاشیه موضوعات دیگر است، نه به‌صورت یک خط اصلی روایی.

از نظر میزان تأثیرگذاری، می‌توان گفت پاورقی به‌دلیل تمرکز بیشتر بر تحلیل رسانه‌ای و سیاسی، ظرفیت بیشتری برای پرداخت مستقیم به موضوعاتی مانند روایت‌سازی تاریخی دارد. این برنامه با ارجاع به محتوای منتشرشده در فضای مجازی یا رسانه‌های خارجی، تلاش می‌کند مخاطب را نسبت به نحوه شکل‌گیری روایت‌ها آگاه کند. در مقابل، نمک‌نشنال بیشتر در سطح نماد‌ها و نشانه‌های فرهنگی به این موضوع نزدیک شده و کمتر وارد بحث‌های تحلیلی می‌شود.

با این‌حال، یک نکته مهم در ارزیابی این نوع برنامه‌ها، میزان تعادل میان سرگرمی و پیام است. اگر طنز بیش از حد به پیام‌های مستقیم سیاسی تبدیل شود، ممکن است جذابیت خود را برای مخاطب از دست بدهد. از سوی دیگر، اگر صرفا به شوخی‌های پراکنده محدود شود، توان اثرگذاری در حوزه روایت تاریخی کاهش می‌یابد؛ بنابراین موفقیت چنین برنامه‌هایی تا حد زیادی به توانایی آنها در ایجاد این تعادل بستگی دارد.‌

می‌توان گفت برنامه‌های طنز سیاسی در رسانه‌ملی، ازجمله پاورقی و تا حدی نمک‌نشنال، در چارچوب اهداف سند تحول رسانه‌ملی تلاش کرده‌اند با زبان طنز به برخی روایت‌های مثبت‌سازی از دوره پهلوی واکنش نشان دهند.

با این‌حال میزان تمرکز و عمق پرداخت در این دو برنامه یکسان نیست و پاورقی سهم پررنگ‌تری در این حوزه دارد. این تجربه نشان می‌دهد که طنز سیاسی می‌تواند به‌عنوان یکی از ابزار‌های روایتگری تاریخی در رسانه مورد استفاده قرار گیرد، البته به شرطی که هم جذابیت رسانه‌ای و هم دقت تاریخی در آن حفظ شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها