روایت ایرانی، اقتدار جهانی

از زمان شروع دفاع‌مقدس سوم در نهم اسفند، نه‌تنها میدان‌های نبرد، که فضای مجازی و شبکه‌های جهان نیز صحنه کشمکشی بی‌سابقه شده‌است.آنچه این‌بارمتفاوت به‌نظرمی‌رسد،تنهااقتدار نظامی ایران نیست‌؛بلکه نبرد پیچیده‌ «روایت‌ها»ست که جمهوری اسلامی را به عرصه‌ تازه‌ای کشانده است. به‌گزارش روابط عمومی رسانه‌ملی، بازتاب این رویدادها در رسانه‌های منطقه و شبکه‌های برون‌مرزی آن‌چنان گسترده بوده که حالا دیگر افکار عمومی جهان با چندین‌روایت متفاوت از یک حقیقت واحد روبه‌روست.
از زمان شروع دفاع‌مقدس سوم در نهم اسفند، نه‌تنها میدان‌های نبرد، که فضای مجازی و شبکه‌های جهان نیز صحنه کشمکشی بی‌سابقه شده‌است.آنچه این‌بارمتفاوت به‌نظرمی‌رسد،تنهااقتدار نظامی ایران نیست‌؛بلکه نبرد پیچیده‌ «روایت‌ها»ست که جمهوری اسلامی را به عرصه‌ تازه‌ای کشانده است. به‌گزارش روابط عمومی رسانه‌ملی، بازتاب این رویدادها در رسانه‌های منطقه و شبکه‌های برون‌مرزی آن‌چنان گسترده بوده که حالا دیگر افکار عمومی جهان با چندین‌روایت متفاوت از یک حقیقت واحد روبه‌روست.
کد خبر: ۱۵۴۹۹۶۶
 
گفت‌وگو با کارشناسان نشان می‌دهد که همین تنوع روایت، توانسته زره رسانه‌ای دشمن را سوراخ کند. از سوی دیگر، سانسور همیشگی رسانه‌های بین‌المللی در پوشش تلفات و خسارت‌های اسرائیل و متحدانش، این‌بار چندان کارساز نبوده است. تصویری که از جنگ مخابره می‌شود، فراتر از فیلترهای همیشگی به‌دست مخاطب می‌رسد. در این میدان تازه، صداوسیما و شبکه‌های فرامرزی ایران دیگر ناظر نیستند‌؛ آنها بازیگران اصلی خط مقدم روایت‌پردازی هستند. تحلیل‌گران بین‌المللی معتقدند پوشش خبری مستمر، چندزبانه و متکی به گزارش‌های عینی از میدان، برگ برنده‌ای بود که معادلات رسانه‌ای را تغییر داد. گزارش پیش‌رو، حاصل گفت‌وگو با همین کارشناسان است تا واکاوی کنیم چگونه «دفاع مقدس سوم» به عرصه‌ای برای تولد یک قدرت تازه در جنگ روایت‌ها تبدیل شده است. 
   
رسانه‌های برون‌مرزی طرح‌های ایران‌هراسانه را خنثی کردند

عاطفه خالدی، مدیر کانال افغانستان شبکه سحر درباره نقش رسانه‌ها به‌ویژه شبکه‌های برون‌مرزی در ارائه و انتشار یک روایت دقیق‌تر از ایران و شکستن سد سانسور رسانه‌های وابسته به امریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم بیان کرد: پس از جنگ تحمیلی سوم، در حیطه کاری خودم به‌نظرم اهمیت افغانستان و پاکستان در معادلات منطقه‌ای و در ارتباط با ایران بیش از گذشته آشکار شده است. افغانستان، به‌ویژه پس از خروج آمریکا و عدم واگذاری پایگاه بگرام به ایالات متحده، به یک نقطه کلیدی در موازنه قدرت در منطقه تبدیل شد. طالبان با این تصمیم نشان دادند که حاضر نیستند این کشور را بار دیگر به سکوی عملیات نظامی علیه همسایگان و از جمله ایران تبدیل کنند. این انتخاب، از منظر امنیت ملی و ژئوپلیتیک، برای ایران اهمیت مضاعف دارد.خالدی تصریح کرد: درداخل ایران طی جنگ تحمیلی سوم نیزحضور مهاجران افغانستانی در شهرهایی مانند قم، مشهد، تهران، ورامین و دیگر مناطق، به‌شکلی فعال و مسئولانه در حمایت از مواضع جمهوری اسلامی‌ بروز پیدا کرد. این مهاجران که سال‌هاست در کنار مردم ایران زندگی می‌کنند، در مراسم، تجمعات مردمی و فعالیت‌های داوطلبانه طی جنگ تحمیلی سوم مشارکت داشتند و نشان دادند که پیوندهای فرهنگی، مذهبی و عاطفی میان دو ملت عمیق‌تر از آن است که برخی جریان‌های رسانه‌ای تلاش می‌کنند آن را تخریب کنند.  وی ادامه داد: بنابراین در چنین فضایی، حفظ و تقویت نزدیکی رسانه‌ای و دیپلماتیک با افغانستان یک ضرورت راهبردی است. اگر ایران در عرصه دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای نسبت به این کشور غفلت کند، میدان برای رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که با ابزار رسانه‌ای و روایت‌سازی، می‌کوشند میان ملت‌های منطقه شکاف ایجاد کنند، باز خواهد شد.به همین دلیل، باید ارتباط مستمر و هدفمند با نخبگان، رسانه‌ها و افکار عمومی افغانستان را حفظ و تقویت کرد تا سوءبرداشت‌ها وطرح‌های ایران‌هراسانه خنثی شود. 
وی تاکید کرد: در این میان، رسانه‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران مانند پرس‌تی‌وی، العالم، هیسپان‌تی‌وی و سایر شبکه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. این رسانه‌ها درجریان جنگ تحمیلی سوم توانستند تصویری متفاوت از آنچه رسانه‌های جریان اصلی غربی ارائه می‌دادند، به مخاطبان منطقه وجهان منتقل کنند.بازتاب جنگ تحمیلی سوم در کشورهای همسایه، اعم از افغانستان، آذربایجان، ترکیه و سایر جوامع مسلمان، تا حد زیادی مرهون همین عملکرد رسانه‌های برون‌مرزی و رسانه‌ملی بود. آنها با پوشش مستند و میدانی، زمینه را برای شکل‌گیری یک فهم عمیق‌تر و واقعی‌تر از تحولات فراهم کردند.  وی اظهار کرد: هدف این جریان، شکستن سرمایه اجتماعی مشترک میان دو ملت و تضعیف امکان همکاری‌های آینده است. بااین‌حال، واقعیت‌های میدانی، روابط روزمره مردم و حضور مشترک در مناسبت‌های دینی و اجتماعی، نشان می‌دهد که چنین طرح‌هایی با مقاومت جدی در سطح جامعه روبه‌روست و تاکنون نتوانسته به اهداف اصلی خود دست یابد.  به‌گفته خالدی، جنگ تحمیلی سوم و پیامدهای آن بار دیگر نشان داد که تحولات منطقه فقط در میدان نظامی رقم نمی‌خورد، بلکه در عرصه رسانه، افکار عمومی و دیپلماسی عمومی نیز تعیین می‌شود. وی در همین خصوص اظهار کرد: افغانستان و ایران، به‌عنوان دو کشور هم‌زبان، هم‌دین وهم‌سرنوشت، اگر بتوانند در این عرصه‌ها همکاری و هم‌افزایی داشته باشند، نه‌تنها از بسیاری بحران‌های مصنوعی عبور خواهند کرد، بلکه می‌توانند در شکل‌دهی به معادلات آینده منطقه نقش سازنده‌تری ایفا کنند. 

شکست سیطره رسانه‌ای و سانسور دشمن در جنگ
سرباز روح‌الله رضوی، فعال رسانه‌ای، کارشناس مسائل بین‌الملل و مجری برنامه «به‌وقت ایران» است که در ایام جنگ تحمیلی سوم از شبکه خبر روی آنتن رفت. وی معتقد است که در همه جنگ‌ها، گاهی روایت‌ها از مدارک و اسناد جنگ مهم‌تر می‌شوند، چراکه در شکل‌دهی به ذهنیت‌ها و ادراک طرفین میدان‌های جنگ تاثیرگذارند و ابعادی به‌مراتب فراتر از میدان‌های محدود جنگی پیدا می‌کنند. وی در همین باره توضیح داد: اگر میدان جنگ معمولا به یک جغرافیای خاص محدود است، روایت‌ها چنین محدودیتی ندارند. درواقع روایت‌ها اغلب مرز جغرافیایی نمی‌شناسند و به‌راحتی به زبان‌های مختلف برگردان می‌شوند و می‌توانند بر افکار عمومی اثر بگذارند.  وی تصریح کرد: در جنگ تحمیلی سوم ما در برابر دشمنی قرار داشتیم که در حوزه فناوری در قله‌ پیشرفت قرار گرفته و با همین دست برتر می‌خواست در عرصه رسانه رسمی و شبکه‌های اجتماعی روایت خود را غالب کند. بااین‌حال، در جنگ اراده‌ها، برای اولین‌بار شاهد بودیم که این سیطره رسانه‌ای شکسته شد. البته منظورم این نیست که ما به پیروزی مطلق در عرصه رسانه رسیده‌ایم.  وی با اشاره به برنامه «به‌وقت ایران» اضافه کرد: جنگ فرصتی بی‌سابقه در اختیار ما قرار داد و از منظر مخاطب داخلی، بازخوردهای بسیار خوبی گرفتیم اما فراتر از آن، برای اولین‌بار شاهد بودیم که مباحث رسانه‌ای داخل کشور، در حال تبدیل‌شدن به منبعی برای تغذیه جریان‌های بین‌المللی است. همچنین شبکه خبر در بسیاری از رسانه‌های دنیا به‌عنوان یک مرجع خبری مورد استناد قرار گرفت. این نشان می‌داد که تلویزیون جمهوری اسلامی ایران توانسته در موضوع خاص جنگ ایران، خود را به‌عنوان در عرصه رسانه‌ای جهان مطرح کند.  این مجری یادآوری کرد: حتی بخش‌هایی از برنامه 
«به‌وقت ایران» به زبان‌های مختلف ترجمه و در شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی منتشر شد و مورد بحث، نقد و بررسی قرار گرفت و این اتفاق، از منظر اثرگذاری رسانه‌ای بسیارمهم است. پیش‌تر تولیدات رسانه‌ملی ما در بهترین حالت در شبکه‌های اجتماعی داخلی مورد بحث قرار می‌گرفتند اما این‌بار از این مرز فراتر رفت و دیدیم که در فضای شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی نیز درباره آنها گفت‌وگو می‌شود. مشخصا در شبکه اجتماعی ایکس پست‌هایی منتشر شد که بخش‌هایی از برنامه «به‌وقت ایران» را با زیرنویس انگلیسی بازنشر کرده بودند.  رضوی ادامه داد: در واکنش به ویدئوهای تحلیلی درباره جنگ تحمیلی سوم در فضای مجازی، نظرات متعددی از کاربران آمریکایی می‌دیدم که می‌گفتند چرا رسانه‌های آمریکایی واقعیت جنگ را آن‌‌گونه که این برنامه ایرانی روایت می‌کند، برای آنها بازگو نمی‌کنند. بسیاری تاکید داشتند که این برنامه در شبکه خبر روایتی عینی و واقعی و تحلیلی مهم ارائه می‌دهد که در رسانه‌های خودشان یافت نمی‌شود، چراکه رسانه‌های آنها بیشتر درگیر پروپاگاندا هستند و واقعیت جنگ را منتقل نمی‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که چه ظرفیت عظیمی در رسانه‌ملی ما وجود دارد و می‌توان با فعال‌سازی درست، نه‌تنها برافکارعمومی داخل کشور،بلکه فراتر ازآن،برافکارعمومی جهان نیز تاثیر گذاشت. وی در ادامه اظهار کرد: البته اعتبار اصلی این دستاورد قبل از هر چیز به میدان و مجاهدت‌ها و ایستادگی مردم ایران، به فداکاری نیروهای مسلح جان‌برکف ایران و به پیروزی‌هایی که در میدان محقق شده، بازمی‌گردد. وقتی در میدان، دست ما پر است، طبیعی است که در عرصه رسانه نیز می‌توانیم موردتوجه قرار بگیریم و اثرگذار باشیم. 
   
دست بالای ایران در میدان و روایت
ناصر کنعانی، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه نیز در همین رابطه با اشاره به واکنش‌های روزهای گذشته دونالد ترامپ نسبت به نتیجه جنگ تحمیلی سوم و دست برتر جمهوری اسلامی ایران در جنگ روایت‌ها اشاره کرد و توضیح داد: آمریکا با هدف ایجاد تغییر در ساختار سیاسی ایران وارد این جنگ شد. ترامپ حتی ادعا کرده بود که رهبر بعدی ایران را باید خودش انتخاب کند و تصور می‌کرد ظرف چند‌روز می‌تواند نظام موردنظر آمریکا را در تهران مستقر کند. بااین‌حال، پس از ۴۰ روز جنگ و بنابر تحلیل کارشناسان و ناظران بین‌المللی، آمریکا نتوانست به هیچ‌یک از اهدافی که برای این جنگ تعیین کرده بود، دست پیدا کند و درنهایت مجبور شد با همان نظامی‌ که قصد سرنگونی آن را داشت، آن هم در چارچوبی که جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده بود، مذاکره کند.  کنعانی اضافه کرد: همین شکست محاسباتی است که عصبانیت و پریشانی امروز ترامپ را توضیح می‌دهد. ترامپ تلاش می‌کند توفیق ایران در میدان و روایت را به تبلیغات صداوسیما و روابط‌عمومی و حتی بهره‌گیری ایران از هوش مصنوعی نسبت دهد و مدعی شده که رسانه‌های جمهوری اسلامی توانسته‌اند تصویری گسترده از پیروزی ایران به جهان مخابره کنند.  این دیپلمات افزود: این ادعاهای آمریکا بازتاب همان آشفتگی ناشی از ناکامی واشنگتن در رسیدن به اهدافش است‌؛ مساله‌ای که بسیاری از ناظران بین‌المللی نیز به آن اشاره کرده‌اند. ترامپ و متحدانش به‌دنبال برهم‌زدن انسجام داخلی و ایجاد آشوب خیابانی در ایران بودند و حتی ایده‌هایی درباره تجزیه بخش‌هایی از خاک ایران عزیز در میان برخی از آنان مطرح شده بود. بااین‌حال، نتیجه جنگ تحمیلی سوم برخلاف انتظار آنان رقم خورد و امروز، به‌جز ترامپ و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تقریبا همه ناظران در جهان به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا و اسرائیل از این حمله دستاوردی نداشته‌اند و ایران پس از جنگ از موقعیت قوی‌تری برخوردار شده است. ایران اکنون در منطقه نیز جایگاهی ویژه پیدا کرده و حقیقت اقتدار همه‌جانبه ایران اسلامی‌برای کشورهای مختلف اهم از کشورهای آسیای غربی و همسایگان ما روشن‌تر از قبل است.  در ادامه، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه به نقش رسانه‌ملی و شبکه‌های برون‌مرزی در روایت این جنگ پرداخت و گفت: رسانه‌ملی در این مقطع کاری جهادی و سنگین را در کنار میدان انجام داد و شانه‌به‌شانه رزمندگان در خط مقدم رسانه‌ای ایفای نقش کرد. صداوسیما در متن یک جنگ واقعی قرار داشت و زیر سایه بمباران و تهدیدات موشکی فعالیت می‌کرد. تولید محتوا در این شرایط با رسانه‌هایی که از فاصله‌ای امن درباره جنگ گزارش تولید می‌کنند، کاملا متفاوت است.  کنعانی افزود: در طول جنگ تحمیلی سوم هیچ‌گونه وقفه‌ای در عملیات رسانه‌ای مشاهده نشد و صداوسیما با وجود همه محدودیت‌ها و تهدیدات، جریان اطلاع‌رسانی، تحلیل و روایت‌سازی را به‌طور مداوم ادامه داد‌؛ استمرار رسانه‌ای در یک جنگ روانی اهمیت راهبردی دارد. او افزود که رسانه‌ملی نه در لحن کارکنان، نه در رفتار مهمانان و نه در محتوا، هیچ نشانی از یاس، ناامیدی یا تسلیم‌پذیری بروز نداد و آنچه به جامعه منتقل شد پیام اعتمادبه‌نفس، ایستادگی و باور به توان ملی بود.  این دیپلمات اظهار کرد: میزان مراجعه مردم به رسانه‌ملی در این‌روزها افزایش یافت و صداوسیما توانست در مواقع بحرانی به مرجع خبر و تحلیل تبدیل شود‌؛ موضوعی که او از آن به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی ارزشمند یاد کرد.  وی متذکر شد: رویکرد کلی صداوسیما در این دوره کاملا ملی و متناسب با نیازهای کشور در اوضاع جنگی بود. روح ملی‌گرایی، وطن‌دوستی و دفاع از عزت و تمامیت ارضی در برنامه‌های رسانه‌ملی کاملا مشهود بود و صداوسیما تلاش کرد صدای مردم را از سراسر کشور، حتی مناطق دورافتاده، منعکس کند تا این احساس تقویت شود که همه مردم در جبهه‌ای واحد در حال دفاع هستند.

فضای ذهنی مخاطب جهانی متاثر از رسانه‌های ایرانی
حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل آمریکا معتقد است که صداوسیما در جنگ تحمیلی سوم به مزیتی نسبی در حوزه اطلاع‌رسانی دست یافته است. وی در همین زمینه گفت: هم‌اکنون مخاطب با دنبال‌کردن جریان خبری رسانه‌ملی، می‌تواند به درک دقیقی از رویدادها برسد که این نشان‌دهنده بهبود عملکرد در رصد و انتقال اخبار است.  وی تصریح کرد: بخش مهمی از این توفیق مرهون پوشش‌های خبری در شبکه خبر است، مثلا اقداماتی نظیر استفاده از ضرباهنگ مارش دوران دفاع‌مقدس در اطلاع‌رسانی‌های جنگ تحمیلی سوم، علاوه بر جذابیت، پیش‌زمینه ذهنی مناسبی برای مخاطب فراهم کرد. همچنین با توجه به تشنه‌بودن افکار عمومی‌برای تحلیل وقایع در زمان جنگ، برنامه‌های گفت‌وگومحور و تحلیلی در شبکه‌های مختلف نظیر برنامه‌های «زمانه»، «سیاست خارجی» و بخش‌های تحلیلی شبکه خبر بسیار مؤثر ظاهر شدند. این محتواها به‌دلیل پاسخگویی به نیاز مخاطب، در فضای مجازی نیز بازنشر گسترده‌ای داشتند و ضریب نفوذ بالایی پیدا کردند.  وی با اشاره به نقش تولیدات غیررسمی و شکستن انحصار رسانه‌ای در جنگ تحمیلی سوم اظهار کرد: در این دوره شاهد ظهور لایه جدیدی از تولیدات غیررسمی‌شامل پویانمایی‌های لگو، انیمه و میم‌های رسانه‌ای بودیم. این آثار به کاری جهانی تبدیل و در شکستن فضای رسانه‌ای حاکم، به‌شدت مؤثر واقع شدند. این جریان در لایه دوم به تقویت عملکرد کلی صداوسیما نیز کمک شایانی کرد.  دبیرکل مجمع شهرداران آسیایی به تغییر در توازن روایت‌ها و واکنش رسانه‌های غربی نیز اشاره کرد و گفت: توفیق در ارائه روایت‌های جایگزین به حدی بود که رسانه‌هایی مانند CNN به تحلیل عملکرد شبکه‌های برون‌مرزی ما پرداختند. این موضوع نشان می‌دهد که روایت ما توانسته فضای ذهنی مخاطب جهانی را تحت‌تاثیر قرار دهد و این باور را ایجاد کند که منابع غربی تمام حقیقت را بازگو نمی‌کنند. این مشکل در روایتگری، مخاطب را به‌سمت استفاده از محتوای صداوسیما به‌عنوان منبع جایگزین سوق داده است. غلامزاده با بیان این‌که تعامل رسانه‌ای در سطوح بین‌المللی و زبان‌های زنده یکی از علل توفیق روایت رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم است، گفت: امروزه جریانی رفت‌وبرگشتی میان فضای رسانه‌ای داخلی و بین‌المللی شکل گرفته است. گزارش‌های شبکه‌های داخلی و محتواهای تولیدشده در فضای مجازی، توسط مخاطبان و حتی طرف‌های مقابل ترجمه و بازنشر می‌شود. این چرخه باعث شده است که حتی بدون در‌نظر‌گرفتن پیام مستقیم شبکه‌هایی مثل پرس‌تی‌وی، پیام رسانه‌ملی به قلب جوامع انگلیسی‌زبان و دیگر زبان‌ها برسد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها