اول هیجان ، بعد بازی...

افکار جالبی دارد و هنوز چندان از رویاها و دنیای کودکی اش دور نشده است.
کد خبر: ۱۵۱۹۶۷
فرهاد آئیش سالها در زمینه تئاتر فعال بوده است ، چیزی نزدیک به 30سال اما حضور او در سینما و تلویزیون سرنوشت دیگری را برای او رقم زده است بخصوص با بازی در فیلم «مکس» شرایط تازه ای را در سینمای کمدی به وجود آورد.
آئیش کارگردانی سینما را خوانده ، ولی تا به حال نتوانسته در ایران به عنوان کارگردان فعالیت کند. می گوید: سلیقه من به درد سینمای ایران نمی خورد.


از اتفاقات گذشته و کنجکاوی هایی که برای کشف ناشناخته های هنر داشته اید، بگویید.
در دوران دبستان به طور ناخودآگاه به سمت تئاتر کشیده شدم ؛ اما وقتی بزرگتر شدم دیگر آن را رها کردم ، چون عاشق نقاشی و موسیقی شدم که البته هیچگاه هم نتوانستم در این کارها موفق شوم . پس از طی دوران دبیرستان به دانشگاه رفتم و آنجا هنر ر ا جدی تر پیگیری کردم . در رشته کارگردانی سینما فارغ التحصیل شدم که البته در کنار آن عکاسی هم خواندم که همین مساله باعث شد سالها بعد بتوانم عکاسی را هم تدریس کنم ، اما تئاتر برایم ارزش دیگری داشت. برای همین دوباره فعالیتم را در این زمینه آغاز کردم . هیچ وقت به صورت آکادمیک تئاتر نخواندم ، اما بیش از هر چیز دیگری به آن علاقه مندم و برای همین هم وقتی به گذشته خودم برمی گردم تئاتر و فعالیت هایی که در این زمینه داشتم برایم ترسیم می شود، چرا که بیش از 30سال است دارم تئاتر کار می کنم و تازگی ها در سینما و تلویزیون هم بازی می کنم.

پس می توان گفت بیشتر تجربی تئاتر را آموخته اید تا به صورت آکادمیک و علمی؛
بله. برای همین هم سعی کردم در تئاتر کاری ر ا که دلخواهم است انجام دهم و هیچ وقت الگویی به آن معنا نداشتم. برای همین هم توانستم اثر انگشت خودم را در تئاتر بگذارم بخصوص در زمینه نمایشنامه نویسی. خوشبختانه زمانی وارد سینما شدم که شخصیت هنری ام در تئاتر شکل گرفته بود.

چرا تا به حال در سینما کارگردانی نکرده اید با توجه به این که رشته تحصیلی شما هم بوده است؛
زمانی که خارج از ایران بودم ، این کار را انجام داده ام و چند فیلم کوتاه ساختم ؛ اما در ایران تا به حال این اتفاق برایم نیفتاده است ، چون سلیقه من به گونه ای است که باعث جذب مخاطب آن هم از نوع گسترده نمی شود.

منظورتان از سلیقه چیست؛
فیلمنامه های برگزیده من بیشتر هنری هستند تا عامه پسند. در واقع چندان گیشه ای نیستند. وسواسی به آن شکل ندارم که بین سینمای گیشه و هنری فرقی قائل شوم ، اما به هر حال فکر می کنم سلیقه کارگردانی من در تئاتر بیشتر جواب می دهد تا در سینما.

بازی کردن سخت تر است یا زندگی کردن؛
برای من بازی کردن آسان تر از زندگی است. زمانی که روی صحنه تئاتر یا مقابل دوربین هستم حالتی استثنایی دارم که بسیار برایم لذت بخش است و معمولا در قالب یک نقش خود واقعی ام را بهتر تدرک می کنم و می شناسم ، چرا که معمولا نقشها را در خودم کشف می کنم. پس بازی کردن نه تنها برایم سخت نیست ، بلکه بسیار هم دوست داشتنی است.

میان این همه نقش ، نقش خود فرهاد آئیش را پیدا کرده اید؛
بله. از طریق همه نقشهایی که تاکنون بازی کرده ام توانسته ام ابعاد مختلف خودم را بشناسم ، چون در شرایط عادی من واقعی وجود ندارد، بلکه من واقعی در شرایط متفاوت است که معنا پیدا می کند.

آقای آئیش نکته ای که در کارهای اخیر شما به چشم می خورد جنبه طنز آنهاست. چرا بیشتر کارهای اینچنینی از شما می بینیم؛
چون جهان بینی من طنزگونه است. در واقع من دنیا را این گونه می بینم و فکر می کنم فاجعه های روزگار ما آنقدر وسیع است که بهتر است به آن بخندیم ؛ چرا که خندیدن یک نوع مثبت گرایی است که شخصا به آن بسیار نیازمندم. من تراژدی را رد نمی کنم و بارها در این زمینه ، هم نوشته و هم بازی کرده ام. به قول شما انگار کارهای طنز در حال حاضر برایم دلچسب تر است و برای همین هم بیشتر به چشم می خورد.

خب چرا کارهای طنز را بین سینما و تلویزیون برای خودتان تفکیک نکرده اید، چون در این صورت ژانرهای بیشتری را هم همزمان می توانید تجربه کنید؛
من هم خیلی دلم می خواهد این اتفاق بیفتد، ولی هنوز پیش نیامده است. سریال های غیرطنزی را که تاکنون به من پیشنهاد شده است ، نپسندیده ام ، چرا که از قصه و ساختار محکمی برخوردار نبوده اند.

یک نقش باید چه ویژگی هایی داشته باشد که آن را بپذیرید؛
معمولا برای انتخاب یک نقش خیلی صادقانه به درون خودم رجوع می کنم و یک گوشه چشمی هم به گروهی که قرار است با آنها کار کنم ، دارم. به هر حال اگر هیجانی بر سر انجام یک کار و بازی در یک نقش در من ایجاد شود، خب می پذیرم ، ولی اگر این اتفاق نیفتد و آن هیجان را نداشته باشم هرگز کار نخواهم کرد، چون در این صورت خودم را گول زده ام.

اما شرایط همیشه مطلوب شما نخواهد بود. پس گاهی این شما هستید که باید آن هیجان و رضایت را در خودتان به وجود آورید. قبول دارید؛
بله ؛ اما چون مایل نیستم وقتی به گذشته و کارهایی که انجام داده ام نگاه می کنم غمگین باشم ، بنابراین سعی می کنم درست و آن جور که دلخواهم است رفتار کنم تا بعدها به قول معروف از کرده خود پشیمان نباشم. برای همین هم گزیده کار می کنم.

آیا هنوز هم می توانید اشک مخاطب را دربیاورید؛
بله. در همین تئاتری که اکنون مشغول بازی در آن هستم (خانواده تت) این اتفاق می افتد و در اوج نمایش کمدی ، مخاطب به گریه می افتد.

نقش دلچسب شما در ژانر تراژدی؛
در آثار کلاسیک کارهای شکسپیر را دوست دارم و البته مکبث را هم.

نقش تراژدی خاص شما؛
در فیلمی به نام «شبهای تهران» بازی کردم که در آن نقش یک آدمکش را داشتم که شرایط خاصی داشت. شاید این نقش یکی از نقشهای خاص تراژدی من باشد.

به طور اساسی فرقی میان طنز سینما و تلویزیون قائل هستید؛
به نظر من لزومی ندارد که تفاوتی میان این دو باشد، اما در هر حال این دو حیطه با یکدیگر فرق دارند.

گمشده فرهاد آئیش در عرصه هنر چیست؛


شاید خودم باشم. هنر برای من یک طریقت بوده است و از طریق آن و بخصوص بازیگری انگار دارم خودم را می شناسم و همیشه یک نوع تنهایی فلسفی با من همراه بوده است و برای فرار از تنهایی و بیگانگی ای که من با خودم دارم این مسیر را برگزیدم که البته از این سرنوشت بسیار خشنودم.

سینما پرده بزرگتری است نسبت به قاب تلویزیون ؛ بنابراین حساسیت و تمرکز آنها هم در تضاد است. طنز در تلویزیون معمولا غلوشده تر از سینماست ، چرا که تلویزیون به تمرکز مخاطب بیشتر نیاز دارد تا سینما. اگر هم فرقی وجود دارد تنها به این لحاظ است و نه چیز دیگری.

از آنجا که بازیگری یک کار حسی و عاطفی است آیا لازم است میان کارگردان و بازیگر تفاهم عاطفی و حسی وجود داشته باشد؛
بله. این مساله از نکات اصلی و مهم است ، چرا که تا این اتفاق نیفتد آن همکاری و روند مثبت شکل نخواهد گرفت.

ولی معمولا این اتفاق نمی افتد که البته این موضعگیری بیشتر از طرف کارگردان هاست تا بازیگران؛
بله ، حق با شماست. معمولا من به عنوان یک بازیگر همیشه سعی کرده ام این شرایط را به وجود بیاورم و اگر هم این اتفاق نیفتد، کنار خواهم کشید؛ چرا که اگر نتوانم با کارگردانم ارتباط حسی برقرار کنم هرگز نخواهم توانست مقابل دوربین او بازی کنم.

آقای آئیش کارهای طنز شما بخصوص در سینما بیشتر به سمت فانتزی بوده اند مثل فیلم مکس یا حتی در شهر خبری نیست ، هست.
شاید به دلیل این است که زندگی واقعی خودم هم تا حدی فانتزی است. خیلی نمی توانم با زندگی واقعی ارتباط برقرار کنم. گاهی رویایی بودن لازم است.

پس به همین دلیل هم این نوع کارها را انتخاب می کنید؛
نه صرفا. به هر حال من نقشهای زیادی بازی کرده ام ؛ اما شاید به علت آن رد پایی که در بیشتر کارهایم از خودم باقی گذاشته ام شما این گونه برداشت کرده اید. مثلا فیلم در شهر خبری نیست ، هست روایت از قصه یک آدم معمولی دارد، اما قرار گرفتن این آدم معمولی در شرایط مختلف موقعیت طنز را به وجود می آورد. ضمن این که معتقدم طنز فانتزی مخاطب بیشتری هم دارد.

بازی در فضایی که به رویا نزدیک تر است تا واقعیت چقدر آسان یا سخت است؛
خیلی سخت است ، چرا که باید فضا را طوری به وجود بیاوری که مخاطبت با تو همراه شود. در غیر این صورت کار بیهوده ای انجام داده ای.

معمولا هر بازیگری از یکی از اعضای بدنش بیشتر استفاده می کند. مثلا شما حستان را از طریق چشمهایتان بیشتر به مخاطبان القا می کنید. در این مورد توضیح دهید.
بله. برای همین هم وقتی کارگردانی یا بازیگری را تدریس می کنم به شاگردانم می گویم در وهله اول باید حسشان صادقانه باشد و بهتر این است که آن را از طریق چشم به مخاطب ببخشند ، چراکه این طوری باورپذیرتر است و شما درست می گویید. ارتباط حسی از طریق چشم بهتر شکل می گیرد، البته خیلی خوب می توانم با دستم هم بازی کنم و معمولا حرکت اضافی ای در این زمینه انجام نمی دهم.

قبول دارید که چهره و میمیک خاصی هم دارید؛
بله. به هر حال چهره هر فردی منحصر به خودش است. همان طور که اثر انگشت ، تن صدا و حتی راه رفتن هر کسی مختص به خود اوست. من فکر می کنم چهره ام جزو چهره هایی نیست که مخاطب را آزار بدهد و برای همین هم است که در نقشهای منفی جواب نمی دهم و به گونه ای در این زمینه کمدی به نظر می رسم.

و اما فیلم در شهر خبری نیست ، هست. به این فیلم چگونه نگاه می کنید؛
این فیلم را به عنوان یکی از کارهای مهم سینمای ایران می شناسم. در واقع یکی از فیلمهای کمدی ، هنری سینمای ایران است ، چون از یک سلیقه متفاوت کمدی برخوردار است. به هر حال از حضورم در این کار بسیار راضی هستم و برایم تجربه لذت بخشی بود.

در این فیلم نقش یک راننده تاکسی را ایفا می کردید. با خود نقش توانستید آن ارتباطی را که باید برقرار کنید؛
خیر، چون نقشم را خیلی دوست نداشتم و این نقش جدا از خود فیلم چندان نقش طنازی نبود و در کلیت خود فیلم بود که معنا پیدا می کرد و همین طور در کنار نقش شریفی نیا به عنوان یک کله پز. درست مثل فیلمهای لورل و هاردی که کنار هم نقشها دیده می شوند.

اما شما ابتدا گفتید تا هیجانی برای یک نقش نداشته باشید، بازی نخواهید کرد؛
بله. الان هم همین را می گویم اما سعی کردم به کارگردان کار اعتماد کنم که از این اعتماد هم پشیمان نیستم. کلیت خود کار برایم جذاب و دوست داشتنی بود.

بهتر است کمی هم درباره آخرین کار شما در تلویزیون صحبت کنیم. از اجرایتان در یکی از آیتمهای برنامه مردم ایران سلام بگویید.
باور کنید توی رودربایستی قرار گرفتم و این کار را انجام دادم.

چطور؛
یکی دو بار به عنوان میهمان در این برنامه حضور پیدا کردم ولی بعد شدم مجری ، البته همیشه از این شاخه هنر هراس زیادی داشتم. به نظرم اجرا التهاب خاصی دارد.

شما متن هم به آن شکل ندارید. درست است؛
بله ، البته دلمان می خواهد که متن داشته باشیم و یک چیزهایی آماده کنیم ، اما زنده بودن کار شرایط دیگری را برای ما به وجود می آورد.

البته شما با رامبد جوان به عنوان پارتنر ارتباط خوبی دارید؛
بله و بشدت به لحاظ اخلاق و روحیات به یکدیگر نزدیک هستیم و به همین دلیل هم حالا دیگر دلهره ابتدایی ام را ندارم.

کار اجرا را ادامه می دهید؛
خیر، چون در این صورت ممکن است از چشم تهیه کننده ها و کارگردان ها بیفتم ، چراکه معمولا مخاطب دیگر نمی تواند من را به عنوان یک بازیگر قبول کند. باور کنید هنوز که هنوز است صبح های شنبه وقتی می خواهم جلوی دوربین بروم ، دلشوره خاصی دارم. کار اجرا دشوار است و هر کسی نمی تواند از عهده آن بربیاید.

کارهای بعدی فرهاد آئیش؛
به زودی قرار است تئاتری را که سالها پیش آن را اجرا کردم با عنوان کمدی شام آخر به صورت تله تئاتر برای شبکه 4 بسازم. در مورد یک سریال هم با مسعود رسام صحبت هایی داشته ام که هنوز قطعی نشده است.

لحظه خاص زندگی فرهاد آئیش؛
موقع نوشتن یک نمایشنامه یا شنیدن یک موسیقی کلاسیک در هوای پاییزی.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها