گفت‌‌و‌گو با مالخر اموال سرقتی

درآمد ۱۵۰میلیونی مالخری وسوسه‌کننده است

تک پلیس به دزدان پایتخت

فرمانده انتظامی تهران بزرگ از دستگیری ۲۶۵ سارق ومالخر وکشف۵۰ میلیاردتومان اموال سرقتی درپایتخت خبر داد.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ از دستگیری ۲۶۵ سارق ومالخر وکشف۵۰ میلیاردتومان اموال سرقتی درپایتخت خبر داد.
کد خبر: ۱۴۹۵۰۰۴
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، سردار عباسعلی محمدیان با حضور درطرح کاشف پلیس آگاهی برای دستگیری سارقان و مالخران، درباره برخی انتقادات به پلیس گفت: بعضی از افرادبه پلیس انتقاد دارند که تنها در صورت‌پخش فیلم سرقت‌ها در فضای مجازی، اقدام به دستگیری سارقان می‌کند، در حالی که اینجا صدها تلفن‌ همراه سرقتی و چندین گرم طلا پیدا شده که فیلم هیچکدام‌ پخش نشده بود. بنابراین به مردم قول می‌دهیم هر جرمی که رخ دهد پلیس به آن رسیدگی می‌کند.در آخرین‌ مرحله از طرح‌ کاشف پلیس آگاهی تهران بزرگ در ۷۲ ساعت گذشته، ۵۳۰‌ تلفن‌ همراه ومقدار زیادی طلا و سایر لوازم‌ منزل کشف شد. همچنین ۲۵ خودرو و ۴۰ موتورسیکلت سرقتی نیز کشف وتوقیف شد.سردار محمدیان افزود: ماشگردهای سارقان را لو می‌دهیم تا مردم بیشتر حواس خود را جمع کنند و اگر مردم‌ کمی‌ رعایت کنند، این میزان سرقت‌ها رخ نمی‌دهد.

بدشانسی دزد شوماخر

۱۸سال بیشتر ندارد و تا به حال چند بار دستگیر شده است. به دلیل این‌که خودش را شوماخر می‌داند، تصمیم به ورود به دنیای سارقان گرفت. وقتی پشت فرمان موتورسیکلت می‌نشیند، کسی جلودارش نیست.برای همین بودکه وارد باندسرقت شدتا همدستانش را فراری دهد. اما یک بدشانسی بار دیگر او را گرفتار ماموران پلیس کرد. وقتی در آخرین سرقتش، مدارک او از جیبش افتاد، لو رفت و حالا در گفت‌وگو با خبرنگار ما، از ماجرای سرقت‌هایش می‌گوید:

چند وقت است که دزدی می‌کنی؟
ماجرای سرقت‌های من به سه چهار سال پیش بر می‌گردد. آن زمان یک گوشی نوکیای معمولی داشتم. خیلی دوست داشتم گوشی بهتری بخرم. یک بار دوستم گفت اگر می‌خواهی گوشی خوب بخری، باید با من همراه شوی و مرا از جایی فراری دهی. من با موتورسیکلت به محلی که دوستم گفته بود، رفتم. آنجا منتظرش ایستادم و او با عجله آمد و فرار کردیم. فهمیدم، گوشی دزدیده است. همان زمان با پول فروش گوشی دزدی، توانستم گوشی‌ام را عوض کنم و تصمیم گرفتم این کار را ادامه دهم.
 
یعنی فقط به خاطر یک گوشی سارق شدی؟
فقط گوشی نبود. من در فضای مجازی، سارقان زیادی را می‌دیدم که دست به دزدی می‌زنند. از بچه محل‌هایم خبر داشتم که چطور با همین دزدی، توانستند زندگی‌شان را تغییر دهند. برای همین ترغیب شدم من هم سرقت کنم. آخر من دست فرمان خوبی دارم. وقتی پشت فرمان موتور می‌نشینم، کسی جلودارم نیست. وقتی فهمیدم این استعداد را دارم، گفتم چراکه نه. من هم می‌توانم یک سارق حرفه‌ای باشم. حتی دوست داشتم به خاطر مهارتم، باند خودم را تشکیل دهم و رئیس گروه شوم. چون مهارتی داشتم که کمتر کسی آن را داشت. 
 
یعنی این کار را آن‌قدر ادامه می‌دهی تا رئیس باند شوی؟
نمی‌دانم. ولی همیشه دوست داشتم یک سر و گردن از بچه‌های باند بالاتر باشم و به آنها دستور بدهم.
 
چطور شد که دستگیر شدی؟
این بار بدشانسی آوردم. وقتی بعد از سرقت داشتیم فرار می‌کردیم، مدارک شناسایی‌ام از جیبم روی زمین افتاده بود. وقتی پلیس برای تحقیق به آنجا رفته بود مدارک من به دستشان افتاد. چون سابقه‌دار هستم، خیلی زود شناسایی و دستگیر شدم.

ماجرای سرقت‌های دزد پولدار

با یک خودروی لاماری به سرقت می‌رفت. با کیسه سوراخ، از خیران طلا و پول می‌گرفت و آنها را سرکیسه می‌کرد. این دزد سابقه‌دار وضع مالی خوبی دارد و به دلیل پول دست به سرقت نمی‌زند. او فقط به خاطر این‌که به دزدی اعتیاد پیدا کرده، خیران را هدف سرقت‌هایش قرار می‌داد. این سارق نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما از ماجرای دزدی‌هایش می‌گوید:
 
وضع مالی خوبی داری؟
بله.پدرومادرمن خیرهستند.من برای کرایه‌خودرویی که باآن به سرقت می‌رفتم،شبی یک ونیم میلیون تومان پول پرداخت می‌کردم.
 
چه خودرویی؟
من عاشق لاماری هستم و این خودرو را برای سرقت کرایه می‌کردم.

چرا سرقت می‌کنی؟
انگار به دزدی، اعتیاد پیدا کرده‌ام. دوست دارم این کار را انجام دهم. همیشه هم تنها بوده‌ام. هیچ وقت عضو باند یا گروهی نشدم. چون سرقت‌های تک رو را دوست دارم.به عنوان فرد خیر، سراغ زنان و مردان میانسال می‌رفتم. از قبل در محله‌های مختلف پرس‌و‌جو می‌کردم. مثلا می‌گفتم من خیر هستم و اگر کسی را می‌شناسید که تمایل به همکاری در کار خیر دارد او را معرفی کنید. وقتی هم فردی را به من معرفی می‌کردند، با همان کیسه سوراخ سراغ‌شان می‌رفتم. لباس‌های دست دوم را داخل کیسه می‌انداختم و از آنها می‌خواستم هرچه می‌خواهند کمک کنند داخل آن کیسه بریزند.
 
چطور به طلاهایشان دسترسی پیدا می‌کردی؟
به آنها می‌گفتم طلا خیر و برکت را افزایش می‌دهد. از آنها می‌خواستم طلاهایشان را داخل کیسه بیندازند و دوباره پس بگیرند. کیسه هم که سوراخ بود و بقیه ماجرا را می‌دانید. گاهی اوقات هم به بهانه عکس انداختن از آنها می‌خواستم طلایشان را به من بدهند.می‌گفتم خوشم آمده و می‌خواهم از طلایشان عکس بگیرم تا شبیه آنها را بخرم. بعد هم آنها را داخل کیسه سوراخ می‌انداختم.
 
فقط طلا سرقت می‌کردی؟
گاهی اوقات هم از آنها می‌خواستم برای کمک پول بدهند. به همین بهانه وقتی پول‌های نقدشان را از جیب‌شان در می‌آوردند آنها را داخل کیسه سوراخ می‌انداختم. وقتی به هدفم می‌رسیدم، خوشحال می‌شدم. با این‌که اصلا نیاز مالی نداشتم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها