گرمایش زمین توهم نیست

در سالهای اخیر در بسیاری از رسانه ها نوشته هایی را در خصوص مساله ای می خوانیم که تا چند دهه قبل نامی از آن در میان نبود.
کد خبر: ۱۴۸۸۴۳

مشکلی بزرگ که گویی چون دشمنی اساسی قصد براندازی و ریشه کنی زندگی در تمام سیاره ما را دارد و اگر مهار نشود ، از هر سلاح کشتار جمعی مهیب تر است و می تواند سیاره زنده زمین را به سیاره ای مرده تبدیل کند و نسل انسان هوشمند را برای همیشه منقرض کند.
نکته جالب در این میان این است که این دشمن مشترک ، آنگونه که دانشمندان می گویند برخاسته از خود ماست و جاه طلبی های انسان مدرن که سرمست از پیشرفت های علمی خود و سوار بر مرکب فناوری می کوشید تا راحتی و آسایش را از دل جهانی صنعتی به ارمغان بیاورد و در این راه هیچ قانون و اصلی را برای خود محترم نمی شمرد ، اینک در برابر فاجعه ای عظیم قرار گرفته است. زمین زخم خورده و دردهای خود را آشکار می کند و همانند بیماری بدحال تب کرده است . آری ، زمین در حال گرم شدن است و این موضوعی است که اگر فکری عاجل برای آن نشود ، شاید نسل موجودی به نام انسان و بسیاری دیگر را برای همیشه نابود کند.


همه داستان از آغاز عصر صنعتی آغاز شد. انسان که توانسته بود ماشین های خودکار را که نیروی خود را از سوخت های فسیلی مانند ذغال سنگ و نفت و مشتقات آن می گرفتند ، برای کمک به خود در صنعت طراحی کند ، عصر جدیدی را در تاریخ آغاز کرد که به انقلاب صنعتی مشهور شد.
اینک کارخانه های بزرگ می توانستند با سرعت بیشتری تولیدکنند و نه تنها نیاز بازار را برطرف کنند که نیازهای جدیدی را بر مبنای تولیدات خود تعریف کنند.
رقابت های جدیدی شکل گرفت و صاحبان صنایع برای این که سرپا بمانند ، مجبور شدند بیشتر تولید کنند و در رقابتی تنگاتنگ با هم ابزارها و روشهایی را معرفی کنند که برای زندگی جدید نوعی الزام به شمار می رفت . انسان رویای زندگی راحت تر را در سر می پروراند. زندگی ای که در آن به کمک ماشین ها و ابزارهایی که انرژی مصرف می کردند بار بسیاری ازکارهای دوران سنتی از دوش انسان برداشته می شد و به این ترتیب انرژی ، ارزشی دوچندان یافت.
ذغال سنگ بزودی جای خود را به طلای سیاه داد و چه داستان هایی که برای تصاحب این یادگار چندمیلیون ساله در جهان نشنیده ایم حتی امروزه و در قرن 21 میلادی هم شاید بتوان به جرات گفت این نفت است که معادلات سیاسی جهان را در بسیاری از زمینه ها تنظیم می کند و این نفت است که شعله بسیاری از جنگها و نبردها را فروزان کرده است و چه هزینه های فراوانی که برای تصاحب این منبع انرژی صورت نگرفته است . هر روز مصرف انرژی افزایش یافت و هر روز ابزار جدیدی که به نظر می رسید زندگی ما را دچار تحول می کند ساخته شد و همه اینها نیاز به انرژی را بین مردم افزایش داد.
انسان چنان سرخوش در راه تولید بیشتر انرژی گام برداشت که فراموش کرد در سیاره ای متعادل زندگی می کند و اگر بخواهد ماده ای که چند میلیون سال برای تولید آن زمان صرف شده است را یک باره بسوزاند با چه دشواری هایی روبه رو می شود.
با گذشت زمان انسان مدرن که پا را از مرزهای زمین نیز بیرون گذاشته بود و در قلمرو هوا و فضا نیز به ترکتازی مشغول بود ، ناگهان متوجه تغییراتی در محیط اطراف خود شد و یکباره فهمید در چاهی عمیق فرو رفته است که معلوم نیست آیا بتواند از آن براحتی بیرون آید یا خیر؛ گویی یکباره دانشمندان فهمیدند در اثر آنچه خود کرده ایم در شرایطی دشوار اسیر شده ایم و تحقیقات نشان داد دمای کره زمین اندکی کمتر از یک درجه سانتیگراد از زمان انقلاب صنعتی به این سوی گرمتر شده است و همین یکی ، دو درجه ناقابل است که ما را وارد عصر واکنش های خشمگینانه زمین کرده است . دانشمندانی که این واقعیت را یافتند با مشکل جدی تری نیز مواجه شدند. آنها در ابتدا گمان می کردند می توانند از مردم بخواهند که بسرعت به این رویداد واکنش نشان دهند اما در این راه با 2 مشکل اساسی مواجه شدند. نخست آن که مردم عادی باور نمی کردند سیاره آنها تا این حد آسیب پذیر باشد که بر اثر استفاده از منابع آلاینده دچار تغییرات جدی شود و از سوی دیگر ، این سوال را مطرح می کردند که اگر تا این حد که دانشمندان می گویند وضع زمین بحرانی است پس کاری از دست شهروندان عادی برنمی آید و باید کار را به دست سیاستمداران و تصمیم گیران گذاشت و اینجا بود که مشکل دوم رخ نمود. سیاستمداران و صاحبان صنایع زمانی که مخاطب اخطار دانشمندان قرار گرفتند خود را در وضعیت دشواری یافتند. آنها اگر می خواستند با روند گرم شدن زمین مقابله می کردند، می بایست صنایع خود را بازسازی می کردند و این کار دربردارنده خرج میلیاردها دلار هزینه و از دست دادن برخی فرصتهای تجاری بود و این چیزی نبود که صاحبان صنایع آن را بپذیرند و فاجعه زمانی خود را به طور کامل آشکار کرد که تحت تاثیر فشار صنایع که نبض اقتصاد جهان را نیز در دست داشتند دولتها ناچار به مماشات با این جریان شدند و کار تا آنجا پیش رفت که در برخی کشورهای پیشرفته صنعتی این شایعه رواج یافت که گرم شدن زمین وجود خارجی ندارد و تنها ابزاری از سوی رقیبان برای عقب نگاه داشتن رشد اقتصادی دیگر کشورهاست اما آیا واقعا توطئه ای در کار است؛ شاید اگر شما هم در یک بعدازظهر سرد زمستانی برای خرید گل یا گیاهی به درون یک گلخانه معمولی رفته باشید ، براحتی قانع شوید که هیچ توطئه ای در کار نیست.

داستان گلخانه و جو زمین

خورشید منبع انرژی در منظومه شمسی است. نور و حرارت این سیاره است که موجب ادامه حیات بر روی زمین می شود. این حرارت و نور به شکل امواج الکترومغناطیسی به زمین می رسد. برخی از تابشهای مضر از سوی جو زمین جذب و بقیه به درون جو وارد می شوند. این تابشهای خورشیدی پس از برخورد به سطح زمین یا از سوی مواد سطحی جذب می شوند و بخش دیگری از آن نیز به شکل پرتوهای بازتابی به بیرون برگردانده می شوند.

اثبات حیات در زمین


به نوشته روزنامه لس آنجلس تایمز ، سیاره ما شبیه به یک بیمار اورژانسی است ، باید تمامی سعی خود را برای حل سریع آن انجام دهیم و نمی توان به تجویز چند مسکن اکتفا کرد و نکته مهم در این میان آن است که تک تک ما انسان هایی که در هر کجای زمین زندگی می کنیم در این زمینه مسوولیم چه در ایران باشیم ، چه در امریکا ، چه در هندوستان یا چین یا هر جای دیگر.

اگر فکر می کنیم که موجودات مهمی هستیم که در این سیاره زندگی می کنیم و لازم است حضور ما در این سیاره ادامه پیدا کند باید همین امروز مبارزه خود را شروع کنیم.
اگر در این راه تعللی صورت دهیم ، ممکن است اتفاق بسیار ناخوشایندی رخ دهد. زمین تنها سیاره ای است که تاکنون حیات بر روی آن اثبات شده است اما اگر این روند ادامه یابد ، شاید این تنها جزیره شناخته شده حیات نیز نابود شود و در آن صورت همه ما مسوول خواهیم بود.

در شرایط عادی بخش عمده ای از تابشهای حرارتی به همان طریقی که وارد جو زمین شده اند، می توانند از آن خارج شوند تا تعادل دمایی زمین برقرار بماند. اما در سالهای اخیر در این چرخه مشکل کوچکی به وجود آمده است که برای درک آن باید سری به درون گلخانه های معمولی زد. در این گلخانه ها شما شاهد آن هستید که با وجود استفاده محدود از منابع گرمایی ، دمای محیط به شکل شگفت انگیزی با دمای بیرونی متفاوت است و درون گلخانه ها که عموما از جنس شیشه یا پلاستیک هستند گرمای بیشتری انباشت می شود. کلید این معما در ساختار پلاستیک اطراف فضای گلخانه است . زمانی که تابشهای گرمایی و نور خورشید به این محافظ می رسد، از آن عبور می کند چرا که این سطوح نسبت به طول موجهای مرئی شفاف هستند ، اما زمانی که تابش با سطح برخورد می کند ، اندکی از انرژی خود را از دست می دهد. کسانی که مختصری از فیزیک امواج را می شناسند، به شما خواهند گفت که این مساله معادل تغییر در فرکانس و طول موج پرتوهای تابیده شده خواهد بود. به این ترتیب طول موج این پرتوها به سمت امواج فروسرخ یا امواج حرارتی میل خواهد کرد و این پرتوها به سمت بیرون بازتابانده می شوند. اما این بار ساختار پلاستیک که در برابر ورود آنها شفاف بود ، در برابر خروج امواج حرارتی تیره می شود و اجازه خروج را به آنها نمی دهد و به این ترتیب حرارت در محیط به دام می افتد و دما افزایش می یابد. این رویداد در سطح سیاره زمین به شکل متفاوتی رخ نموده است . استفاده از منابع انرژی و عمدتا انرژی های سوخت های فسیلی باعث شده است میزان زیادی از گازهایی که به گازهای گلخانه ای معروفند و نمونه بارز آنها دی اکسید کربن است ، وارد جو زمین شوند. این گازها، نقش همان محافظ گلخانه را ایفا کرده اند و به این ترتیب دمای میانگین زمین اندکی افزایش یافته و ماشه تغییراتی را چکانده است که ممکن است منجر به فاجعه شود. شاید فکر کنید مگر یک درجه بالا و پایین چه تاثیری دارد؛ جواب ساده است : تغییرات گسترده ای در اثر همین اندک افزایش دما آغاز می شود. دمای اقیانوس ها بالا می رود، یخهای قطبی آب می شوند، دریاچه ها تبخیر می شوند و غلظت نمک آنها افزایش می یابد، طوفان های حاره ای یا هاریکن ها در بازه وسیع تری رخ می دهند و با افزایش سطح آبهای آزاد سرزمین های زیادی به زیر آب خواهند رفت و در نهایت در پی یک یخبندان کوتاه دوره ، دوران سوزان زمین آغاز می شود و سرنوشتی تلخ در انتظار آن خواهد بود و نابودی از گونه های کوچک تر که اتفاقا سرمنشا و در راس زنجیره غذایی هستند، هم اکنون آغاز شده و اگر فکری جدی نشود، به گونه های میانی هرم نیز منتقل می شود و برای این که سرعت رشد این فاجعه را دریابید بد نیست بدانید اگر این روند ادامه یابد تا سال 1340 خورشیدی تمام کلاهک یخ قطب شمال ذوب خواهد شد.به همین سادگی ، ما سیاره خود را در معرض نابودی قرار داده ایم و متاسفانه راه حل مورد نیاز که باید هم بسیار فوری مورد توجه قرار گیرد، بسیار ساده و در عین حال دست نیافتنی می نماید. باید تولید و انتشار گازهای گلخانه ای در حداقل زمان متوقف شود.پروتکل کیوتو در سال 1997 نخستین گام عملی دولتها در این خصوص بود که عملا شکست خورد. در این پروتکل از کشورهایی که نقش عمده ای در تولید گازهای گلخانه ای داشتند، خواسته شده بود میزان تولیدات خود را به طور جدی کاهش دهند؛ اما متاسفانه به دلیل حاکمیت اقتصاد در سیاست این توافقنامه از سوی کشورهای عمده تولیدکننده گازهای گلخانه ای رعایت نشد. امریکا که خود یکی از عمده ترین تولیدکننده هاست ، به همراه استرالیا و چین از امضای این پروتکل سرباز زدند و در حالی که ال گور، معاون ریاست جمهوی امریکا در دوره بیل کلینتون خود از بانیان این قطعنامه بود، اما این کشور با مخالفت کنگره و سرانجام رئیس جمهور جدید (جرج دبلیو بوش) باعث شکست این طرح شد. زمامداران این کشورها استدلال می کردند با این اقتصاد آنها دچار مشکلات جدی می شود و گویی همه فراموش کرده اند که همگی ما در یک سیاره زندگی می کنیم و اگر زمین در خطر قرار گیرد اصولا اقتصادی وجود نخواهد داشت که ضعیف یا قوی باشد. به هر روی این روزها نیز تلاشهای دیگری برای حل این مشکل در حال انجام است و این بار در حالی که فشار بیشتری به دولتها می آید، مردم عادی مخاطب قرار گرفته اند.افراد بسیاری در تلاشند تا مردم را با مسوولیت های خود در این باره آشنا کنند و واقعیت هم این است که تک تک ما می تواند نقش مهمی در کاهش این فرآیند داشته باشد از کاهش مصرف سوخت خودرو گرفته تا صرفه جویی در مصرف انرژی و بهینه سازی مصرف سوخت منازل شخصی . برای همین منظور است که امروزه تلاشهای گسترده ای صورت می گیرد. چندی پیش فیلم حقیقت ناخوشایند که بر مبنای کتابی با همین نام ساخته شده بود، جایزه اسکار بهترین فیلم مستند را به دست آورد. در این فیلم ال گور با استفاده از تصاویری تکان دهنده به بیان تاثیرات ناخوشایند گرم شدن زمین می پرداخت .گور در ادامه فعالیت هایش کنسرت بزرگی به نام زمین زنده را امسال اجرا کرد که در 8 شهر و 5 قاره و به مدت 24 ساعت برگزار شد و از مخاطبان آن خواسته شد تا در برابر بیماری سیاره مادری واکنش نشان دهند و این تنها 2 نمونه از صدها اقدامی است که در این زمینه صورت گرفته است.

پوریا ناظمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها