باور کنید زن ذلیل نیستم

20 سال است در عرصه هنر حضور دارد اما تا پیش از زیر آسمان شهر کسی او را نمی شناخت. برخلاف اکثر نقشهایش ، بسیار جدی و آرام است.
کد خبر: ۱۴۵۵۰۷
با بازی در نقش خشایار، به یک باره روند حرفه و زندگی اش تغییر کرد و به یک بازیگر محبوب تبدیل شد. حالا کمتر کسی است که او را نشناسد.
حمید لولایی ، از جمله بایگرانی است که توانسته بازیهای خوبی را بخصوص در کارهای 90 شبی و طنز از خود به نمایش بگذارد.
از خانه به دوش گرفته تا ترش و شیرین و حالا هم که با نقش منصور در سریال چارخونه بار دیگر این مساله را تثبیت کرده است.با او در حالی به گفتگو نشستیم که در حال تمرین کردن و خواندن متن های سریال چارخونه بود.


چقدر به این مساله اعتقاد دارید که زندگی تکرار، تکرار است؛
زیاد ، البته تا آنجا که می شود سعی می کنم به روزمرگی نیفتم. ناگفته نماند که بعضی از مسائل مانند خوردن ، خوابیدن و... را نمی توان کاری کرد به هر حال سعی می کنم به تکرار نیفتم. هر چند روند زندگی آدم را وادار می کند زندگی را هر روز تکرار کند.

حمید لولایی چقدر خودش را تکرار می کند؛
سعی می کنم در زندگی ام تنوع به وجود بیاورم و از تکرار هر روزه یک کار بیزارم.

در مورد نقشهایی که طی این سالها از شما شاهد بودیم ، چقدر این تنوع را ایجاد کرده اید؛
قبل از مجموعه زیر آسمان شهر نقشهای زیادی را ایفا کردم که تقریبا هیچکدام از آنها برایم رضایت بخش نبود اما پخش خشایار به یک باره زندگی و روند کاری من را تغییر داد. بعد از ارائه این نقش هم کارهای زیادی به من پیشنهاد شد اما چون نمی خواستم خودم را تکرار کنم قبول نکردم.

اما بالاخره این اتفاق در مجموعه «به شرط خنده» افتاد؛
بله ، اما بعد از 5 سال. یعنی خشایار وقتی دوباره متولد شد که پنج سال از پخش زیر آسمان شهر می گذشت. به هر حال فکر نمی کنم این تکرار حداقل در مورد کارهای اخیرم وجود داشته باشد.

شاید تکراری نبوده اما قبول کنید که شبیه به هم هستند؛
شاید. آن هم به خاطر ترکیب صورت ، لحن و رفتارم در نقشها بوده است اما من فکر می کنم خود نقشها کاملا با یکدیگر متفاوت بوده اند. مثلا ماشاءالله در خانه به دوش یک شخصیت بود در حالی که خشایار در زندگی به شرط خنده کاملا یک تیپ بود.

اما من فکر نمی کنم حداقل مخاطب این ذهنیت را در مورد نقشهایتان داشته باشد؛
شاید به خاطر این باشد که کارهایم نزدیک به هم پخش شده اند. من بعد از ترش و شیرین بلافاصله چارخونه را کار کردم.

بیشتر از عهده ارائه تیپ برمی آیید یا شخصیت؛
به جرات می توانم بگویم هر دو و خوشبختانه چه در تیپ و چه در شخصیت مخاطب هم من را پذیرفته است. به هر حال به عنوان یک بازیگر طنز می توانم خودم را در هر قالبی محک بزنم.

برویم سراغ چارخونه نقش منصور را چون پیشنهاد شد پذیرفتید یا واقعا وسوسه شدید آن را بازی کنید؛
درخصوص چارخونه همه چیز خیلی با سرعت پیش رفت. دقیقا یک ماه بعد از ترش و شیرین بود که بازی در این مجموعه به من پیشنهاد شد و سروش صحت در مورد طرح کلی این کار با من صحبت کرد. از قصه و محتوای کار خوشم آمد و تصمیم گرفتم عهده دار این نقش باشم.

چقدر به سروش صحت اعتماد داشتید. با توجه به این که اولین تجربه کارگردانی اش هم بود؛
من از قبل صحت را می شناختم و در کارهای قبلی ام ، متنهای او را بازی کرده بودم بنابراین مطمئن بودم از عهده این کار هم بر خواهد آمد و براحتی می تواند متنهایش را به نوعی به تصویر بکشد و زنده کند. ضمن این که سروش صحت در چارخونه حرف جدیدی داشت که برایم جذاب بود.

درباره نقش منصور ، دغدغه ای نداشتید؛ مثلا این که منصور شبیه نقشهای دیگرتان باشد؛
خیر. چون منصور در فضای جدیدی خلق شده بود که با کارهای قبلی ام متفاوت بود. منصور یک کارمند معمولی است که با مسائل مختلف در خانه و محل کارش روبه رو می شود که همین مسائل موقعیت های مختلفی را برای او به وجود می آورد.

وقتی چارخونه به شما پیشنهاد شد ، چند قسمت از کار نوشته شده و آماده بود؛
باور کنید حتی یک قسمت هم از کار نوشته نشده بود.

پس چطور بازی در این کار را پذیرفتید؛
تنها براساس یک طرح کلی. رفته رفته با پیشرفت کار شخصیت ها هم شکل گرفتند. مثلا اصلا قرار نبود نقش مثل شنبه در کار باشد اما بعد فکر کردیم که نیاز به یک سرایدار هم هست.

خب با توجه به این شرایط کار کردن برایتان دشوار نبود؛
خب چرا اما بعد از چند سال فعالیت در این زمینه (کارهای نود شبی) دیگر عادت کرده ام و همین طور یک نوع جرات که دست خالی وارد میدان شوم.

به طور متوسط روزی چند دقیقه تصویربرداری دارید؛
در حال حاضر نزدیک به روزی 30 دقیقه تصویربرداری می کنیم و به طور متوسط روزی 13 ساعت هم کار می کنیم.

در پرورش نقش منصور چقدر خودتان دخیل هستید؛
معمولا در این نوع کارها ساختمان اصلی نقش ، توسط کارگران و نویسنده پایه ریزی می شود و در نهایت ما به عنوان بازیگر هستیم که باید آن را به قولی تزیین کنیم که این مساله هم در طول کار اتفاق می افتد. 30 - 40 درصد از کار ما بداهه است و فکر می کنم شیرینی کار در همین باشد.

ما منصور را خیلی قدرتمند نمی بینیم. خیلی ساده و راحت با مسائل برخورد می کند حتی با توجه به این که دامادهایی مثل حامد و فرزاد دارد. این مساله خیلی طبیعی و قابل باور نیست.
بله اما باور کنید که خیلی از آدمها شبیه به منصور هستند. منصور در خانواده ای قرار گرفته است که حضور زن پررنگ تر است البته این بدین معنا نیست که منصور زن ذلیل است بلکه او تنها از زنش می ترسد. آن هم گاهی و نه همیشه.

آیا منصور توانسته توقع حمید لولایی را برآورده کند؛
در حال حاضر بله ، به شخصه راضی هستم و بیشتر خوشحالم از این که مخاطبم ما را پذیرفته است و کار را دنبال می کند.

اما نسبت به کارهای دیگری که از شما دیده ایم ، حضور پررنگی ندارید چرا؛
من فکر می کنم همه به یک اندازه در این کار دیده شده اند. اوایل شاید حضورم بیشتر بوده اما شرایط و نوع داستان هم خیلی تعیین کننده است ضمن این که در این بین سفری هم داشتم که شاید این موضوع باعث شده فکر کنید حضورم کمتر شده است.

گریمی هم که دارید بشدت به شخصیت منصور می خورد و روی صورتتان نشسته است . خودتان از گریمی که دارید راضی هستید؛
بله ، اصولا صورتم به گونه ای است که هر نوع گریمی روی آن می نشیند.

برای مخاطب کار می کنم


در حال حاضر وقتی قصد دارید پیشنهاد کاری را بپذیرید ، چقدر به مخاطبتان فکر می کنید؛ چقدر آنها را در انتخاب هایتان دخیل می کنید؛
خیلی زیاد زیرا ما برای مخاطب کار می کنیم و نه برای خودمان. پس سعی می کنم کاری را انتخاب کنم که مخاطب هم من را بپذیرد و بتواند با من همراه شود.

تا به حال شده تنها به خاطر مخاطب و نارضایتی او کاری را انجام ندهید؛
بله. در زیر آسمان شهر 3 این اتفاق افتاد. چون تیم بازیگران عوض شدند و من می دانستم که مخاطب نمی تواند با فضای جدید ارتباط برقرار کند پس تصمیم گرفتم در آن کار حضور نداشته باشم.

امروز چقدر سلیقه مخاطبانتان را می شناسید؛
به هر حال فکر می کنم پس از 20 سال فعالیت در عرصه هنر تا حدودی باسلیقه مخاطبانم آشنایی پیدا کرده باشم ضمن این که همیشه سعی ام بر این است که به شعور مخاطبم احترام بگذارم و او را دست کم نگیرم. بخصوص مخاطب امروز که هر چیزی را نمی پسندد و هرگز گوش نمی خورد.

گریم برای بازیگر خیلی کمک کننده است و اگر خوب طراحی شده باشد بازیگر را به حرکت درمی آورد و اگر برخلاف آن هم باشد بازیگر را دچار سردرگمی می کند. جالب است بدانید روز اول موهایم را کاملا زده بودم و کم کم با بلندتر شدن موهایم گریمم هم بهتر شد.

گریم تان زمان زیادی طول نمی کشد ، درست است؛
بله ، معمولا 7 - 8 دقیقه زمان می برد.

راستی داستان فروغ چیست؛
فروغ یک شخصیت خیالی است که یکدفعه سر زبان منصور افتاد. به هر حال فروغ هم به نوعی دستپخت نویسندگان این مجموعه است.

در چارخونه با چه مشکلی روبه رو بودید؛
مشکل خاصی نداریم. همان مشکلات قدیمی یعنی رساندن کار به پخش است. این مساله یعنی فشار کاری که هر روز و هر روز ادامه دارد و ایست ندارد.

یک انتقاد به بازی منصور در سریال چارخونه؛
گاهی زیادی عصبانی می شود که زیاد جالب نیست.

بازیگرانی که مدتی کار طنز می کنند دیگر کمتر در کارهای درام و جدی ظاهر می شوند ، چرا؛
شاید به این دلیل باشد که نمی خواهند از قالبی که در آن قرار گرفته اند خارج شوند و مخاطب را به نوعی دچار شک کنند.

در مورد شما این مساله چگونه است؛
من خودم علاقه ای ندارم که در کارهای جدی حضور پیدا کنم. چرا که مخاطبم من را به واسطه کارهای طنز می پسندد و نه کارهای جدی و درام وگرنه در این تردیدی ندارم که می توانم در آن کارها هم حضور پیدا کنم.

پس قصد ندارید این تابو را بشکنید؛
در حال حاضر خیر. چون مخاطب و نظر او برایم اهمیت دارد و تا زمانی که مخاطبم به من اجازه ندهد ، به قول شما آن تابو را نمی شکنم.

اما شما گفتید آدم تنوع طلبی هستید. با این کارتان حتما بعد از مدتی در کار طنز کلیشه خواهید شد؛
من سعی می کنم در کارهای طنزی که بازی می کنم ، آن تنوع را ایجاد کنم. حتما که نباید کار جدی ای باشد. مثلا در فیلم «اگه می تونی منو بگیر» در 3 نقش مختلف بازی کردم که کاملا از یکدیگر متفاوت بود.

الان بیشتر انتخاب می کنید یا انتخاب می شوید؛
انتخاب می شوم که البته پیشنهاد کار هم زیاد نیست و محدود است. به هر حال سعی می کنم بهترین را انتخاب کنم آن هم به خاطر مخاطبم.

بازی در کارهای طنز در سینما سخت تر است یا تلویزیون؛
فرقی نمی کند. چون فضای کار یکی است البته در تلویزیون حساسیت کار بیشتر است چون با مخاطب بیشتری هم روبه رو هستیم.

در سینما توانسته اید نقشهای دلخواهتان را بازی کنید؛
آن طور که دلخواهم بوده خیر. هنوز نتوانسته ام لذت ببرم.

شاید به این دلیل باشد که هیچ وقت به طور جدی روی سینما متمرکز نبوده اید؛
شاید اما با فیلمنامه های خوبی هم روبه رو نبودم و بیشتر پیشنهادهایم در زمینه تلویزیون بوده است.

آخرین کار جدی ای را که در تلویزیون انجام داده اید، به خاطر دارید؛
بله ، سریال سربداران بود. ضمن این که اولین کار تلویزیونی ام هم بود. پس از آن هم دیگر در کارهای طنز بازی کردم و نوروز 72 آغاز فعالیت من در این زمینه بود.

در چند سریال با خانم امیرجلالی همبازی بوده اید و به نحوی پارتنر اصلی شما بوده اند. این مساله چقدر در کاملتر شدن نقشهایتان در این کار موثر بوده است؛
خیلی زیاد. ضمن این که من خودم به شخصه بشدت به بازی خانم امیرجلالی علاقه مندم و آن را می پسندم. در حال حاضر خیلی خوب می توانیم متنها را با یکدیگر تمرین کنیم و در کمترین زمان به آن نتیجه دلخواه برسیم که فکر می کنم همکاری این چند ساله باعث این موضوع شده است.

فکر می کنید حمید لولایی در کارهای طنز به سبک یا امضای خاصی رسیده است؛
این را من نباید جواب بدهم. برای من مهم این است که مخاطبم کارهایم را دوست داشته باشد و بعدها از من به عنوان یک بازیگر خوب یاد کند. همیشه تلاشم بر این است. این که نام خوبی برای خودم به یادگار بگذارم.

حمید لولایی شبیه کدام یک از نقشهایی است که تا به حال بازی کرده است؛ ماشاالله خان ، خشایار ، منصور یا...؛
هیچکدام. حمید لولایی شبیه به خودش است. من بر عکس همه نقشهایم آدم کم حرف ، حساس و آرامی هستم البته زمانی که کار می کنم کاملا در نقشم فرو می روم ، اما در محیط خارج از کار، خودم هستم با همه مشخصاتی که دارم.

ممکن است روزی شما هم بخواهید داستانی را کارگردانی کنید؛
شاید ولی در حال حاضر که قصد این کار را ندارم چون هنوز نقشهای زیادی هستند که مایلم آنها را تجربه کنم. حتما کار کارگردانی را زمانی انجام خواهم داد که تجربه های بیشتری هم کسب کرده باشم.

سریال طنزی که در آن حضور نداشتید اما آن را پسندیده اید؛
مثل آباد و پاورچین.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها