آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؛

همه ما وقتی به تماشای سریالی تلویزیونی یا فیلمی سینمایی می نشینیم ، می دانیم همه آنچه در صفحه مقابل ما در حال رخ دادن است ، چیزی جز تخیل یک فیلمساز و حاصل یک کار گروهی نیست.
کد خبر: ۱۴۵۰۴۲

با این که همه می دانیم این تصاویر محصول تخیل و هنر فیلمسازی است ، اما دوست داریم آنچه می بینیم تصویر درستی از ماجرا ارائه کند، یعنی همه بینندگان دوست دارند بیننده فیلم یا سریالی باشند که با رعایت جزییات کامل ، تصویر نزدیکی به واقعیت داشته باشد. با همین مقدمه می توان گفت تقریبا هیچ مخاطبی حاضر به باور کردن داستان سریالی که در آن یک درخت نخل در وسط یک بیابان است ، نخواهد بود ، چون امکان ندارد در جایی که نخل می روید برف ببارد البته بحث فیلمهای علمی تخیلی و فانتزی چیز دیگری است که در اینجا مورد نظر ما نیست . سازندگان فیلمها همیشه عوامل مختلفی را برای واقع پذیری اثر نمایشی خود به کار می گیرند. پس از فیلمنامه و انتخاب درست بازیگران که در این زمینه نقشی اساسی دارد، نوبت به طراحی صحنه و لباس و عنصر مهم چهره پردازی می رسد. در ماههای اخیر پخش دو سریال تلویزیونی سبب شد تا با دقت و تامل فراوانی این سریال ها را ببینم . اولی سریال « سال های برف و بنفشه» و دیگری سریال «چهل سرباز» که البته هر دوی آنها در زمینه طراحی چهره پردازی ابهام های مختلفی داشتند. حتما می دانید در سریال سالهای برف و بنفشه شخصیتی به نام مهندس فلاح حضور دارد که طی ماجراهایی دستگیر و به زندان می افتد. او را به زندان برازجان که محلی بد آب و هوا در جنوب کشور است منتقل می کنند. مهندس فلاح یک سال اول زندانی شدن خود را در سلول انفرادی می گذارد. او در این یک سال تنها ماهی یکبار امکان اصلاح ریش و مو، تعویض لباس و رفتن به حمام را دارد، اما همه این سختی ها هیچ تاثیری بر روی چهره او نمی گذارد و در تمام این سالها فرم موهایش همان گونه است که ابتدای سریال بود. حتی زمانی هم که پس از تحمل 15 سال حبس از زندان آزاد می شود، صورتی کاملا شاداب دارد، موهایش همانند روز اول پر است و تنها کمی رنگ سفید بر ریش و موی او نشسته است و هیچ اثری از شکستگی و چین و چروک بر چهره اش دیده نمی شود. حال بگذریم که همین آقای مهندس جوری شق و رق راه می رود که انگار نه انگار 15سال در یک تبعیدگاه ، آب خنک خورده است !
سریال چهل سرباز هم که شخصیت معظم فردوسی را در چند مقطع مختلف سنی نشان می دهد، این روزها به روزهای پیری و کهولت این شاعر فقید رسیده است . او به دربار می رود و از سوی اطرافیان شاه غزنوی تحقیر می شود. پیری هم تنها اثری که بر روی او گذاشته ، سفید کردن و اندکی بلند کردن ریش ها و موهایش است و به دلایلی نامعلوم ، هیچ اثری از پیری بر پوست چهره او دیده نمی شود. شاید بتوان بسادگی گناه این مساله را به گردن طراح چهره پردازی این سریال ها انداخت و آنها را به تنبلی و بی دقتی متهم کرد، اما واقعیت این است که در چنین مواقعی عوامل مختلفی دست به دست هم می دهند تا گریم ، یک سریال واقعی نباشد. گریم کاری طولانی و وقتگیر است و زمانی که قرار است یک بازیگر پیر شود، به عوامل زیادی نیاز است . اول باید برای او ریش و مو بافته شود. در مرحله بعد اگر نیاز به پیر کردن باشد، باید از چهره بازیگر قالب گیری شود و قطعاتی بر چهره او نصب شود تا افتادگی صورت و پیری واقعی تر شود. کار کردن روی چین و چروک های صورت هم مرحله بعدی کار است . همه این کارها انجام می شود تا میان چهره یک بازیگر و نقش تناسبی برقرار شود؛ البته همه این کارها مستلزم هزینه و زمان است که گاه برخی تهیه کنندگان زیر بار این مساله نمی روند و به همین دلیل همه چیز سردستی می شود و ناگهان یک پیر مرد بالای 70 سال روستایی چهره ای جوان پیدا می کند که موی سفید او ، بیشتر از آن که به این چهره بیاید ، او را فانتزی و خنده دار می کند. البته همیشه هم وضع این گونه نیست . بد نیست بدانید برخی از بازیگران جوان سینما و تلویزیون ، بشدت در مقابل پیر شدن مقاومت می کنند. آنها دوست ندارند سن آنها در مقابل دوربین بیش از سن واقعی شان باشد. چون فکر می کنند این مساله مساوی با «زشت شدن» است و زشت شدن سبب می شود دیگر کسی برای نقشهای جوان به سراغ آنها نیاید. این مساله درباره بازیگران زن خیلی شدیدتر می شود و معمولا ماجراهای جالبی هنگام پیر کردن آنها رخ می دهد. شاید این مسائل در نگاه کلی خیلی کم اهمیت باشد. شاید فکر کنیم برای خیلی از مخاطبان داستان و سرنوشت شخصیت ها مهم است و بقیه مسائل اهمیتی ندارد، اما اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم ، می بینیم این برنامه های نمایشی و بخصوص تاریخی ، بعدها تبدیل به سندهایی تصویری از یک دوره خاص می شوند که به وسیله نسلهای بعدی قضاوت خواهند شد. شاید نسلهای بعدی به واسطه دانش فنی بالای خود، مانند نسل امروز به سادگی به این فیلمها نگاه نکنند و قطعا همانطور که امروز دکورها و گریمهای فیلمهایی مانند خسرو و شیرین ، امیر ارسلان نامدار و فیلمهای تولید شده در پارس فیلم در سالهای رونق فیلمفارسی ، برای ما خنده دار است ، این سریال ها نیز برای نسل آینده خنده دار باشد و این مساله فرجام خوبی برای چنین کارهایی نیست.

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها