داستانی که «خوب» تعریف می شود

روابطی که میان «یک زن» و یک مرد» شکل می گیرد ، سرشار از اتفاق ها و حوادثی است که می تواند دستمایه ساخت آثار نمایشی متعدد قرار بگیرد.
کد خبر: ۱۴۴۳۵۴

از روزی که مردی یک دل نه صد دل عاشق زنی می شود ، تا روزی که زندگی مشترک خود را با او آغاز می کند و بعد با کوچک ترین اختلافی ، اولین گره زندگی پیش می آید ، تا تولد فرزندان و رفتن آنها به مدرسه و... همه و همه می تواند دستمایه ساخت هزاران فیلم و سریال قرار گیرد. این مساله یک دلیل مهم دارد و آن این است که این نوع «روابط» از فردی به فرد دیگر کاملا متغیر است و افراد گوناگون در شهرها و کشورهای مختلف این ارتباط را به شیوه های مختلفی تجربه می کنند. مجموعه نمایشی خواستگاران هم که این روزها از شبکه یک سیما پخش می شود ، پایه و مبنای داستان های خود را بر همین مساله استوار کرده است ؛ یعنی شیوه های مختلف ارتباطی که منجر به ازدواج یک زن و مرد می شود را در هر قسمت دستمایه کار خود قرار داده و برخی از آنها را تبدیل به داستان های این مجموعه 50 قسمتی کرده است. شیوه به تصویر کشیدن این داستان ها نیز بسیار ساده است . داستان های این مجموعه مانند دو اثر نمایشی دیگری که پیش از این از شبکه یک سیما پخش شد نیمکت و در گوش سالمم زمزمه کن بیش از هر چیز به دنبال بیان و طرح یک قصه هستند و شاید به همین دلیل باشد که جنبه های هنری کار کمتر مورد توجه قرار گرفته است . هر بیننده ای با تماشای عنوان بندی این سریال تلویزیونی تصور می کند این برنامه بیشتر تلاش دارد تا شیوه های مختلف خواستگاری را به تصویر بکشد. مثلا قرار است آیین ها و سنت های خواستگاری در میان قومیت های مختلف به تصویر کشیده شود اما داستان چیزی فراتر از این است و حتی مساله خواستگاری نیز در مواقعی نادیده گرفته می شود و بیشتر این اسم بهانه ای می شود برای به تصویر کشیدن موقعیت هایی که می تواند در زندگی زناشویی پیش بیاید. نمونه مشخص این مساله داستانی است که در آن دختر و پسری که مدتی است از هم جدا شده اند، در یک کافی شاپ با هم ملاقات می کنند. پسر مدتی است مهریه همسرش را نپرداخته و حالا قصد دارد آن را یکجا بپردازد. دختر در اندیشه آشتی است غافل از آن که پسر مدتی است خسته از تلاشهای مختلف برای آشتی با همسرش ، ازدواج کرده و دیگر راه بازگشتی نیست . خواستگاران به عنوان تجربه اول یک بازیگر پیشکسوت ، از لحاظ تکنیکی چندان قابل دفاع نیست. در سالهای اخیر تمایل شدیدی در میان بازیگران سینما و تلویزیون برای کارگردانی ایجاد شده و کارگردان هایی که این گونه وارد عرصه تازه ای شده اند ، کمتر به این مساله توجه کرده اند که اساسا کارگردانی تفاوت بسیار زیادی با بازیگری دارد و حتی حضور در کنار کارگردان های مطرح و معتبر هم نمی تواند سبب فراهم شدن اندوخته ای شود که با اتکای به آن بتوان یک اثر نمایشی را کارگردانی کرد. این مساله به همان اندازه واضح و مشخص است که نمی توان گفت یک فیلمبردار خوب می تواند کارگردان خوب و یا یک کارگردان خوب می تواند تهیه کننده خوبی شود. در این مجموعه بیشتر تلاش گلاب آدینه صرف این مساله شده که این متن را به داستان تبدیل کند. به همین دلیل است که در مجموعه خواستگاران ظرافت چندانی در زمینه کارگردانی دیده نمی شود و حتی ساده ترین مسائل همچون : راکوردهای حسی و کلامی بازیگران نیز کنترل نمی شود. مثلا در یکی از داستان های این مجموعه پسری ایرانی که ساکن خارج از کشور است ، قصد ازدواج با دختری خارجی را دارد. او مادر خود را به خارج از کشور کشانده تا عروس را از نزدیک ببیند. ملاقات در یک کافی شاپ شکل می گیرد. فضا بشدت تصنعی است و بسادگی مشخص است که اینجا خارج از کشور نیست . عروس دختری رنگین پوست است که قصد دارد تا از طریق ازدواج با پسر ، به پولی برای درمان پدر دست پیدا کند. این دختر حتی لهجه خارجی را نیز بخوبی تقلید نمی کند. در نهایت با رد و بدل شدن چند دیالوگ مادر از نیت واقعی پسر خود مطلع می شود و ماجرا به خوبی و خوشی با موافقت مادر با ازدواج آنها تمام می شود. در قصه ای دیگر پسری برای ازدواج با دختر مورد علاقه خود باید او را به تایید تمام اقوام خود برساند. در جلسه ای که عمه خانم برای دیدن دختر می آید ، تعداد زیادی آدم به همراه او وارد خانه می شوند که بشدت بلاتکلیف هستند و حضور آنها هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی کند و حتی از آنها واکنش های مناسبی نیز نمی بینیم . عمه خانم آنقدر حواس پرت است که حتی نمی داند به کجا آمده است البته این داستان پیام مناسبی دارد و آن این است که نیازی نیست در امری مانند ازدواج همه اعضای یک خانواده اظهارنظر کنند اما این داستان به گونه ای ناشیانه به تصویر کشیده شده است . عمه خانم آدمها را مرتب اشتباه می گیرد و حرفهایش باعث خنده می شود. بازیگری که برای این نقش انتخاب شده بسختی تلاش می کند خود را آدمی بی هوش و حواس نشان دهد اما مجموعا این نقش «در نمی آید». در داستانی دیگر در مجلس خواستگاری از یک دختر ، پدر او متوجه می شود پدر داماد همان فردی است که سالها قبل سر او و 3 نفر دیگر را کلاه گذشته و به یک شهرستان گریخته و زندگی مخفیانه ای را آغاز کرده است . این موقعیت خود به خود جذاب است اما شیوه ادامه یافتن داستان چندان منطقی نیست . این که پدر دختر به جبران کلاهبرداری سالها قبل پدر داماد ، از او بخواهد تا خانه ای گرانقیمت را مهریه دخترش کند و بعد از او آدرس بخواهد تا پسران 3 شریک دیگر را هم بفرستد تا با دختران او ازدواج کنند!! سریال خواستگاران از لحاظ فضای بصری هم تعریف چندانی ندارد. دکورها اغلب تصنعی و محدود به یک فضای مشخص مانند خانه ، کافی شاپ ، رستوران و... است اما با همه این ضعف ها این مجموعه یک حسن مهم دارد و آن هم روایت قصه ای کوتاه در یک مدت زمان مشخص است . محتوای پندآموز و اخلاقی داستان ها بشدت مورد علاقه مخاطبان تلویزیون است و ترکیب آن در کنار «داستان گویی» ، دقیقا همان چیزی است که بیننده را به دنبال کردن این داستان علاقه مند می کند حتی اگر ساختار آن چندان تازه و جذاب نباشد.

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها