گل بارون زده از نگاه دوربین

سیاهی شب و روشنایی روز از بدو پیدایش گیتی متر و معیاری برای انسان شده است که امور روزمره اش را در این دو فرصت زمانی سروشکل دهد.
کد خبر: ۱۴۳۱۸۴

در یک مجموعه داستانی شب و روز علاوه بر شاخصه زمانی ، دارای نوعی قرارداد تصویری است که از زمان پیدایش هنر هفتم به عنوان یک المان نمایشی در آثار مورد نظر است. «گل بارون زده» که این روزها از شبکه 3 سیما در حال قلقلک دادن هوش و حواس مخاطب است ، با توجه به این که یک تولید استانی تلقی می شود از جاذبه های جغرافیایی و بصری استان مرکزی در آن رد و نشانه ای نمی توان یافت. سیامک پورافشار تصاویر این سریال را در چند جغرافیای محدود و آشنا رصد کرده است. در مجالی کوتاه با وی هم سخن شده ایم.

داستان این سریال به چه میزان جذبه و قابلیت بصری برای کار داشت؛
در مجموعه های داستانی ما با تنوع مکانی مواجه هستیم ، حتی منازل شخصیت ها با توجه به طبقه اجتماعی آنان متفاوت است. بخش عمده ای از این سریال در یک کارخانه تصویربرداری شده است. با توجه به وجود فضای تهدید و ارعاب در بخشهایی از سریال این نوع فضا برای تصویربردار به منظور استفاده از تاریکی و سایه روشن ها مناسب به نظر می رسد. با التفات به امکاناتی که ما در این حرفه داریم ، برای ثبت تصاویر معقول تلاش خود را انجام می دهیم. هر چه ابزار و وسایل مناسب تری در اختیار شما قرار بگیرد، توفیق شما در کارتان بهتر خواهد شد.

رخدادهای این داستان در محیطهای محدود و سربسته ای چون کارخانه ، کلاسهای دانشگاه و منازل سر و شکل می گیرد، برای دوری از رخوت و خستگی بصری چه ترفندهایی را لحاظ کردید؛
ما تصمیم گرفتیم یک خصیصه برای هر کدام از این مکانها تعریف کنیم . برای دانشگاه یک نور ملایم روز را بیشتر مد نظر قرار دادیم که به لحاظ گرفتاری و شرایط تولید ناچار بودیم بیشتر شبها تصویربرداری کنیم ، اما این حس روز را با نورپردازی به وجود آوردیم. در فضاهای خارجی هم به لحاظ آفتابی یا ابری بودن هوا تلاش کردیم با تغییر کنتراست ها برای این فضاها نیز خصیصه ای را تعریف کنیم. تصورم این است که خانه عیانی ، کارخانه ، کلاسهای دانشگاه و جغرافیای خانه دانشجویی از لحاظ تصویری شبیه هم نیستند. ما از یک فرمول خاص پیروی نکردیم. به هر صورت تلاش به خرج دادیم تا بیننده را خسته نکنیم ولی نمی دانم چقدر در این کار توفیق داشتیم.

چرا به جای قاب آکادمیک از کادر عریض استفاده کردید؛
حقیقتش را بخواهید هنگام پخش آنقدر نوشته زیر تصویر رژه می رود که این زیرنویس ها به گونه ای بخشی از تصویر ما را می گیرند. در سریال های قبلی من بیشتر از کادر آکادمیک بهره می بردم ، ولی تصویربردار وقتی می بیند که ماحصل تلاشش را یک عامل اضافی دیگر تحت تاثیر قرار می دهد که پارادوکس ایجاد می کند، رضایت می دهد که بالا و پایین کادر را ببندد. ما با انتخاب کادر عریض خواستیم جایی برای زیرنویس ها بگذاریم. حتی اگر دقت کنید در گل بارون زده ما پایین قاب را عریض تر گرفتیم.

برخی معتقدند این نوع قاب بندی حس و حال سینمایی تری دارد.
من به این موضوع فکر نکردم. به هر روی هر کدام از این کادرها یک حس و حالی را انتقال می دهند. برای پرهیز از زیرنویس ها کادر عریض را انتخاب کردم تا تصویر و آگهی های نوشتاری از هم تفکیک شده و به صورت مستقل دیده شوند.

خود شما کادر عریض را بیشتر می پسندید یا آکادمیک؛
کادر عریض. تصورم این است که این قاب سلیقه بصری بیننده را به این نوع شمایل دیداری سوق داده است ، علاوه بر این که دوربین ها و گیرنده های تلویزیونی که اکنون تولید می شود این قابلیت دیگر در آنها در حال تعریف است.

در این گونه کادربندی بیشتر هدروم (فضای بالای سر بازیگر) بازیگران حذف می شود. این مقوله چقدر برای شما اهمیت دارد؛
من در کادر آکادمیک هم قائل به رعایت هدروم نیستم. این موضوع یک نکته زیباشناسانه دارد که از علایق شخصی خودم است.

شناسنامه


مشق تصویر برای سیامک پورافشار سال 52 با گام نهادن به مدرسه عالی سینما و تلویزیون رقم خورد. وی پس از فارغ التحصیلی در سال 54 به مدت 2 سال در گروه فیلمبرداران شبکه یک حضور مستمر داشت. در تلویزیون ارومیه از سال 56 تا 60 تجارب تصویری خود را غنی تر کرد. پس از آن 7 سال در مرکز شیراز شم بصری خود را بروز داد. پس از سیر و سلوک بصری در شیراز، پورافشار دوباره به گروه فیلمبرداران شبکه یک متصل شد تا این که سال 77 ردای بازنشستگی را به او پوشاندند. در کارنامه تصویری این هنرمند 57 ساله سریال هایی چون مهمانی از بهشت ، بی بی گل ، فانوس خیس ، نسیم و تعداد فراوانی فیلم مستند دیده می شود. علاوه بر این پورافشار مدتهاست در ثبت تصاویر طرحهای صنعتی حضور مستمر دارد

به نظرم وقتی بخشی از کلاه ، سر یا روسری را می بریم ، در کادرهای بسته تصورم این است که ما با 3 ضلع از کادر یک برش ایجاد می کنیم که کادر محکمتری به نظر می رسد؛ هرچند این اتفاق زیباشناسی شاید بر اثر یک تصادف در سینما به وجود آمده است. ما اگر به کارهای کلاسیک تاریخ سینما بنگریم ، هدروم را می بینیم که به اندازه کافی وجود دارد. زمانی که صدا وارد سینما شد، این میکروفن های صدا از بالای قاب پایین می آمدند و داخل کادر سرک می کشیدند، یعنی این زیباشناسی را یک جوری بوم نگه دارها به تصویر تحمیل کردند. این موضوع چنان خوب جواب داد که ما اگر کاری را بدون صدا هم ضبط کنیم ، این کادر باز جواب می دهد. کادر عریض به عنوان یک اصل زیباشناختی جا افتاده است و قشنگی خاص خود را دارد.

در یکی از فصلها که حسین آقا با تهدیدکنندگان تلفنی حرف می زند، در یک آن قاب اریب و کج و معوج می شود. این حرکت دلیل خاصی داشت؛
یک پلان دوربین روی دست طولانی است. ما سعی کردیم همان گونه که این آدم را در استرس و اضطراب مکالمه تلفنی می بینیم با کج و اریب کردن دوربین این فضا را تشدید کنیم. از این به بعد وقتی ماجراها حساس تر می شود، از این گونه شاتها بیشتر خواهیم دید.

کج و اریب شدن قاب آن هم در برداشت بلند و وسط یک پلان طبیعی نیست و به نوعی پرش ایجاد کرده است ، علاوه بر این که پلان POV پرسوناژ هم نیست تا به اعتقاد شما نشان دهنده اضطراب و درونیات طرف باشد.
بله ، POV نیست. چشم دوربین است که درواقع تماشاگر را باید به سمت خطر و استرس و هیجان هدایت کند. به هر صورت اینها ترفندها و شیوه هایی است که فرد سر صحنه انجام می دهد. بعد هنگام نمایش آدم متوجه می شود که به چه میزان این راهکار جواب داده و مخاطب آن را پسندیده است یا نه. خود اینها می شود یک تجربه که شخص در کارهای آتی برای انجام آن بهتر بیندیشد.

تصاویر کنتراستی اندکی در کار لحاظ شده و اهمیت سایه روشن در فرع قضیه است ، چرا بیشتر سکانس ها را با نور یکدست پوشش داده اید؛
تلاش داشتیم فضاهای کنتراستی را به وجود بیاوریم ، اما خیلی مواظبت کردیم که این شیوه در کار تشدید نشود. خودم به شخصه با فضاهای این شکلی موافق هستم ، اما همیشه باید یک مقدار به فکر تماشاگر و سلایق دیگر آدمها نیز باشیم. به هر روی این گونه فضاها بار دراماتیک قضایا را بخصوص در شب افزایش می دهد؛ البته در یکی دو سکانس که هیجان و تنش کار اوج می گیرد ما از این فضاهای کنتراستی استفاده کردیم ، اما بیشتر از این هم می شد این فضاها را در کار لحاظ کرد.

فضای داخلی کارخانه از لحاظ زمانی با ابهام روبه روست ، چرا پنجره ، هواکش یا دری را در قابها لحاظ نکردید تا موضوع زمان قابل هضم شود؛
شب و روز کارخانه را با نورپردازی کاملا تصحیح کردم. شبهای داخلی کارخانه را با نورپردازی های کنتراست و نیم سایه جلو بردم. از قضا خودم خیلی به شب و روز جغرافیای کارخانه وسواس داشتم. دوستان اعتقاد داشتند وقتی فلوئورسنت های کارخانه روشن است ، دیگر فرقی در شب و روز ندارد.
من این استدلال را نمی پسندم. حالا ممکن است برای کسانی که در آن محیط فعالیت دارند از منظر نوری فرقی نکند، اما ما داریم یک قصه را تعریف می کنیم و در این قصه باید شب و روزمان را مشخص کنیم ، به همین دلیل شب کارخانه را گرم و پرکنتراست تر گرفتیم و روز آن را با نورهای بالا و فلوئورسنت سر و شکل دادم و اگر پنجره ای هم بوده نورش را تقویت کردم.


علی احسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها