SMS نود دقیقه ای

یک دزد خرده پا به نام «خلیل » به طور اتفاقی نوت بوکی که حاوی اطلاعات مربوط به یک جاسوس خارجی است را می دزدد.
کد خبر: ۱۴۲۶۱۵

او توسط ماموران امنیتی دستگیر می شود و در بازجویی ها اعتراف می کند این کیف را از یک تبعه خارجی ربوده است.
ماموران متوجه می شوند فرد مورد نظر جاسوسی است که برای یک عملیات خرابکارانه آمده است. تنها راه نفوذ به این جاسوس ، خلیل است که مامور می شود تا طی همکاری با این جاسوس ماجرای حضور او در ایران را کشف کند.
فیلم «جاسوس بازی » که تکرار آن بعدازظهر جمعه از شبکه 2سیما پخش شد با این مقدمه چینی آغاز می شود.اولین تجربه محمدرضافاضلی فیلمنامه نویس در مقام کارگردان ، به جز این چند خط یک چیز دیگر هم دارد تا بیننده را ترغیب به ادامه داستان کند: «مجید صالحی» این بار هم نقشی نزدیک به دیگر نقشهای خود را ایفا می کند. جوانی ساده دل و دوست داشتنی که بسادگی می توان از دزدی هایی که انجام داده چشم پوشی کرد تا او را دوست داشت.
این مساله در کنار دیالوگ هایی که صالحی منظور دقیقا صالحی است نه شخصیت خلیل ادا می کند، مهمترین مساله ای است که سبب می شود داستان را دنبال کنیم. این بازیگر در سالهای اخیر با حضور در فیلمها و سریال های مختلف به یک «کمدین » تبدیل شده که حتی حضور او به تنهایی در مقابل دوربین هم می تواند باعث خنده مخاطب شود. اما این که می گویم « مجید صالحی » چند علت دارد.
مرسوم است او در هنگام حضور در یک فیلم یا سریال چیزهایی از خود به نقش اضافه یا کم می کند. این که ناگهان در بخشی از همین فیلم جمله ای به زبان ترکی به کار می برد، خل و چل بازی های او، دستپاچه شدنش و یا این که مثلا به جای به کار بردن « اورانیوم غنی شده » از عبارت « اورانیوم مغنی شده » استفاده می کند، از آن ابتکارهایی است که خاص این بازیگر است.
به لطف همین شوخی هاست که جاسوس بازی برای یکبار دیدن جالب است و الا داستان نه براساس شخصیت افسران اطلاعاتی پیش می رود و نه آن جاسوس کم عقل امریکایی تاثیری در جذابیت قصه دارد. حتی این بازی طنز بخشی از ضعف فیلمنامه مخفی کردن اطلاعات از بیننده و عدم بیان علت حضور جان در ایران تا یک ساعت فیلم را هم پوشش می دهد.
وقتی هم فیلم تمام می شود در ذهن بیننده چیزی جز بازی صالحی باقی نمی ماند. کافی است مجید صالحی را از فیلم حذف کنید، آن موقع چه چیزی از فیلم می ماند؛ فیلم جاسوس بازی دارای یک نقطه اوج است : در آستانه حضور بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در ایران ، قرار است با انجام یک انفجار اتمی زمینه ای فراهم شود تا بازرسان بتوانند با استناد به این مساله ایران را به تلاش برای تولید بمب اتمی محکوم کنند.
اگر کمی به ذهن خود فشار بیاورید حتما به یاد خواهید آورد که این خط داستانی پیش از این در فیلم «روز شیطان » ساخته بهروز افخمی تکرار شده است. فیلمی که بر اساس داستان «سازش چهارم» نوشته « فردریک فورسایت » نویسنده انگلیسی ساخته شد. در آن فیلم فردی از سوی سازمان منافقین مامور می شود تا با حضور در ایران و در آستانه حضور بازرسان انرژی اتمی ، یک بمب اتمی کوچک را منفجر کند. با این تفاوت که فیلم بهروز افخمی اثری کاملا جدی با مایه های جاسوسی بود اما فیلم «جاسوس بازی» حال و هوایی طنز دارد و قالبی را انتخاب کرده که اصلا تناسبی با این محتوا ندارد. بخش عمده ای از این فیلم کاملا جدی است.
از ماموران اطلاعاتی تا اطلاع کنفرانسی که تصویر مقامات عالی رتبه در آن نصب شده تا مساله انرژی هسته ای و... اما این عناصر کاملا جدی ، با برخی مسائل طنز در فیلم به هیچ وجه جمع نمی شود. مثلا آیا قابل باور است که جاسوس امریکایی با آن همه دانش از یک دزد خرده پا رودست بخورد؛
آیا پذیرفتنی است جاسوس روزها پشت پنجره خانه ای مشرف به خیابان منوچهری بماند تا یک نفر را شناسایی کند؛ یا این که یک جاسوس با آن همه توانایی عجیب و غریب در یک چاه عمیق در نزدیکی فرودگاه بیفتد؛ البته هیچ بیننده ای توقع ندارد در چنین فیلمهایی با صحنه های عجیب و غریب به سبک فیلمهای امریکایی مواجه شود اما این که بخش زیادی از داستان با حضور دو شخصیت در یک خانه روایت شود، یا آن صحنه مضحک معامله در خیابان ، یا پایان بندی فیلم که خلیل برای جاسوس سی دی می فرستد، همه اینها یک سوال را در ذهن مخاطب شکل می دهد و آن سوال این است : نکند همه دشمنان ما هم به همین سادگی و بلاهت «جان » هستند؛!
در سالهای گذشته مساله انرژی هسته ای در ادبیات عامیانه و پیامک شکل خاصی به خود پیدا کرده است و هیچ فیلم و اثر نمایشی جدی در این زمینه نمایش داده نشده که حالا بخواهیم به سراغ زبان هجو در این زمینه برویم. این مهمترین نقطه ضعفی است که فیلم «جاسوس بازی» را در حد و اندازه یکی از همان پیامک های طنز «انرژی هسته ای....» تنزل می دهد.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها