: یک الگوی قدیمی و ظاهرا غیرقابل جایگزین در رادیو هست ، اگر می خواهید برنامه های جنگ این رسانه را گوش کنید ناگزیر هستید که در موضوعات انتخابی آنها مشارکت کرده و درباره اش فکر کنید و نظر بدهید.
کد خبر: ۱۴۲۱۶۸
حسادت ، مهربانی ، دوستی ، غیبت ، ریسک ، مبارزه ، ایثار و امثال اینها صفاتی هستند که به تکرار موضوعات برنامه های مختلف در شبکه های متعدد رادیو بوده اند. اگر یک روز حوالی ساعت 9 تا 10 صبح که برنامه های نیمروزی رادیو آغاز می شوند تا پایان شب برنامه های مختلف را از شبکه های رادیو گوش کنید، می بینید که اغلب گوینده ها بعد از سلام و احوالپرسی ها و تعارفات روزمره بلافاصله 2 شماره تلفن اعلام می کنند و موضوع برنامه را می گویند تا شما هم نظرتان را راجع به آن اعلام کنید. بدبینانه ترین نوع قضاوت این است که بگوییم چون برنامه هایی با محوریت جنگ باید با طنز و دیالوگ های صمیمی ، آیتمهای نمایشی و فضاهای فان پر شوند و رادیو هم جهت طنزنویسی مشکلات زیادی دارد، پس برنامه سازان رادیو با دعوت از شنوندگان خود برای اظهارنظر درباره موضوع برنامه می خواهند دقایقی هر چند کوتاه از آنتن را پر کنند و به اصطلاح خلاء موجود را بپوشانند؛ اما می شود از این بهتر هم قضاوت کرد: این که رادیویی ها به مخاطبان خود احترام می گذارند و می خواهند آنها هم در برنامه هایشان حضور داشته باشند یا این که از این طریق نظرات و احساس مخاطب را نسبت به برنامه شان دریافت می کنند و حتی گاهی روند برنامه را براساس میزان تماس برنامه و نظر مخاطبانشان پیش می برند که البته این برنامه ها را به هیچ عنوان نمی شود برنامه های مخاطب محور دانست ؛ چون خواست و سلیقه مخاطب در آن به درستی اعمال نمی شود و برعکس این شنونده است که در یک موقعیت و شرایط اجباری قرار می گیرد و ناچار است در موضوع پیشنهادی رادیو مشارکت کند. قبول که مشارکت مخاطب در موضوع و حتی تعداد تماسهایی که به برنامه ای می شود به برنامه ساز انرژی می دهد که با درایت و انگیزه بیشتری کار کند و برای خلق فضاهای بداهه و طنز از همه توانایی هایش بهره بگیرد، اما آیا واقعا نمی شود برای گرفتن احساس و نظر مخاطب فرم و الگوی جدیدی را متفاوت با این نمونه قدیمی ابداع کرد؛ آیا مخاطب رادیو باید تا سالهای سال محکوم باشد به این که بعد از سلام و احوالپرسی گوینده رادیو موضوع برنامه و شماره تلفن هایش را بشنود و تهیه کنندگان رادیو می گویند فعلا به جز این نمونه روش ملموس و قابل دسترس دیگری را نمی شناسیم که از طریق آن بتوانیم مخاطب را هم به رادیو بیاوریم . می شود این وظیفه را به گزارشگران فعال رادیو سپرد که حلقه ارتباط میان رسانه و مخاطب باشند و از جوانهای ساختارشکن برنامه ساز توقع داشت که طرح نو دراندازند که برنامه های طنز و جنگهای رادیویی را بدون درگیر کردن ذهن مخاطب به یک موضوع تکراری و خاص روی آنتن ببرند.ایجاد موقعیت های مفرح بدون تکیه به تلفن شنونده و اعلام موضوع هم ممکن است ، برنامه سازانی که برنامه های آیتم محور را تولید می کنند مدتهاست که خود را از آن آفت قدیمی دور کرده اند. در برنامه های آیتم محور برخلاف برنامه های موضوع محور برنامه ساز قبل از این که وارد استودیو پخش شود برای تمام دقایق برنامه اش برنامه ریزی کرده است ؛ چون با تعداد مشخصی از آیتم های تولیدی وارد استودیو پخش زنده می شود. برنامه ای را که یک موضوع تکراری دارد، در یک فرصت 60 دقیقه ای مجری 10
مرتبه موضوع و تلفن اعلام می کند و 10 تلفن هم از 10
شنونده پخش می کند که نه تنها شما را نمی خنداند و به فکر وانمی دارد که اسباب دلزدگی تان را هم فراهم می کند با برنامه ای که موضوع مشخص دارد ، اما متکی به تلفن و تماس شنونده نیست و اگر هم تلفنی را پخش می کند آن را میان حجم انبوه تماسهایش برگزیده است. آیا بیشتر لذت نمی برید؛!