اختلاف های میان همسران معمولا با مسائل ساده و پیش پا افتاده ای آغاز می شود. یک اختلاف مالی ، اخلاقی ، خانوادگی و...دعوا را آغاز می کند و بحث و جدل یا خیلی زود حل می شود و یا زمینه ساز بحرانی بزرگ می شود.
کد خبر: ۱۴۰۸۴۱
این خط داستانی با شخصیت های مختلف در زمان ها و مکان های متفاوت قابلیت تبدیل شدن به اثر نمایشی را دارد. اثری که باب دندان مخاطب عام تلویزیون است و حتی داستان های تکراری آن هم نمی تواند او را از تماشای اثر دلزده کند. ماجراهای فیلم از «شنبه تا پنجشنبه» هم بر همین اساس شکل می گیرد. با این تفاوت که کارگردان این بار تلاش می کند تا از دل یک اتفاق به ظاهر ساده و پیش پا افتاده ؛ با نگاهی دیگر داستان خود را روایت کند.
زن و شوهری بعد از گذشت 10سال از زندگی مشترک خود هنوز زبان مشترکی با هم پیدا نکرده اند. هر دو آنها آدمهای تحصیلکرده و موقری هستند. زن ، استاد دانشگاه و شاعره ای سرشناس است و مرد هم حسابدار شرکتی ساختمان سازی و عمرانی است که پروژه های بزرگی را تا به حال اجرا کرده است.
شرکتی که سعید در آن سهم دارد، چند ماهی است فعالیت تازه ای انجام نداده و همین مساله او را در آستانه بحران قرار داده است . همزمانی این مساله با موفقیت های شغلی مینا سبب می شود که اولین دعوای آنها در زندگی مشترک بعد از 10سال اتفاق بیفتد و ماجرا به قهر و رفتن مینا به خانه پدر بینجامد. از این مرحله به بعد دوری 6روزه این زوج از همدیگر در قالب 6اپیزود روایت می شود و زندگی گذشته آنها ورق می خورد. این همه آن چیزی است که در فیلم از شنبه تا پنجشنبه می بینیم. فیلم 2سال قبل ساخته و آماده نمایش شد و در اولین نمایش خود هم با جرح و تعدیل هایی همراه بود. اما آنچه این فیلم را نسبت به آثار مشابهی که این روزها از شبکه های تلویزیونی پخش می شود متمایز کرده ، روایتی است که کارگردان برای داستان خود در پیش می گیرد.
همه آدمها در داستان آرام و متین هستند. فیلم هم ریتم آرامی دارد. چند جامپ کات هم در تدوین فیلم برای برخی از صحنه ها استفاده شده که حال و هوایی تازه به فیلم می دهد. در جایی از فیلم هم کارگردان با چرخش 180درجه دوربین ، در ساختار تصویری کار که می توانست خیلی یکنواخت و تکراری باشد تغییر ایجاد کرده است.
شاید آنچه که بیش از هر چیز در فیلم به چشم می آید، استفاده از فاصله گذاری هایی است که در آن مینا و سعید مقابل دوربین نشسته اند و با خوردن کلاکت ، صحبت کردن در مقابل دوربین را آغاز می کنند. البته این ایده به دلیل کثرت استفاده کمی نخ نما می شود.برجستگی دیگر فیلم دیالوگ نویسی آن است. تقریبا این شیوه موجز و گزیده در سریال ها و فیلمهای تلویزیونی کمتر دیده شده و اغلب آثاری که از این رسانه پخش می شوند بیشتر تلاش می کنند تا با «گفتگو»نویسی مخاطب خود را شیرفهم کنند.
«حالا که تو امشبو خراب کردی من خراب ترش می کنم» و « انگار چمدونات از قبل آماده بوده » برخی از دیالوگ های فیلم است که بخوبی در خدمت روایت داستان قرار می گیرد. از شنبه تا پنجشنبه یک فیلم آرام است که در لایه های زیرین خود تلاش می کند تا چند شکل از رابطه میان زنان و مردان را بررسی کند. رابطه اول رابطه میان سعید و میناست . مینا از خانواده ای ظاهرا فرهنگی است که تفکرات سفت و سختی درباره زنان ندارند، اما زمانی که پدر طی دیالوگ هایی با مینا سخن می گوید متوجه می شویم که پدر فردی متحجر و قشری است.
شکل دیگر رابطه میان سعید و برادر میناست . مردی که سالهاست به انتظار دخترخاله خود نشسته و در پایان داستان دخترخاله درنامه ای به او می گوید که دیگر تمایلی به زندگی با او ندارد. شکل دیگر هم رابطه سعید و خانواده اش است. خانواده ای که با وجود آنکه امروزی هستند، اما همچنان درگیر تفکرات سنتی خود هستند. البته این شکل از تضاد در شخصیت های دیگر نیز هست. مینا هم با آنکه زنی ظاهرا امروزی است ، اما حاضر نمی شود بدون اجازه همسرش برای خوردن غذا با برادرش بیرون برود.
زوج اصلی این فیلم آدمهای خوشبختی هستند. همه چیز در زندگی آنها مدرن و امروزی است و از این نظر دغدغه ای ندارند، اما انگار آرمان گرایی آنها قربانی واقعیت هایی تلخ شده است. واقعیت هایی که وقتی با آنها کنار می آیند، زندگی شیرین می شود.