سلام آقای آلن دلون

صدای خسرو خسروشاهی از زمره صداهای ماندگاری است که برای معرفی به توضیح مبسوطی نیاز ندارد.
کد خبر: ۱۳۶۸۵۴

ویژگی صدای خسروشاهی به گونه ای است که طی چند دهه ، وارد فرهنگ مردم شده و حتی کسانی که دلبستگی به هنر سینما و دوبله ندارند، تعبیر صدای آلن دلون را برای افرادی که به اصطلاح صاحب صدای شیک و پراحساس هستند به کار می برند؛ اما دلیل شاخص این همذات پنداری مخاطب با یک صدا را می توان اینچنین بیان کرد که خسروشاهی به جای مشهورترین هنرپیشگان تاریخ سینما گویندگی کرده است که می توان به نقشهای استیومک کویین ، آل پاچینو، آلن دلون ، داستین هافمن و بسیاری از فیلمهای آمیتاب باچان اشاره کرد. (اجرای صدای خسروشاهی به جای شخصیت وی.جی کمارد در فیلم قانون و آن جمله مشهور «پدر، این خوکهای کثیف مادر منو کشتن»، هنوز هم خاطره انگیز است.)
سوای هنر خسروشاهی در گویندگی که از سال 1340 شمسی تا به حال و با قدرت ادامه داشته ، مدیریت دوبلاژ برترین آثار تاریخ سینما را می توان به کارنامه پربار وی اضافه کرد که در این عرصه نیز دارای سبک و اسلوب ویژه ای است.
میلوش فورمن (کارگردان فیلم دیوانه ای از قفس پرید) می گوید: در کارگردانی هنرپیشه ها، مهمترین عامل انتخاب صحیح افراداست. مهمترین کار، پیش از آغاز فیلمبرداری شروع می شود ، چون وقتی هنرپیشه ها را با آنچه می خواهی هماهنگ کردی ، دیگر کارگردانی معمای پیچیده ای نیست انتخاب گویندگان نخبه از سوی مدیر دوبلاژ مشابه انتخاب.
هنرپیشه ها از جانب کارگردان است که اگر این گزینش ها صحیح باشد، حاصل کار دیدنی خواهد بود و خسروشاهی در فیلمهایی همچون پاپیون ، شبکه ، مردی برای تمام فصول ، دیوانه ای از قفس پرید، دونده ماراتن ، دسته سیسیلی ها، با گرگها می رقصد، تسخیرناپذیران و... با مهارت این روش انتخاب را لحاظ کرده است. در گفتگویی که پیش رو دارید، کوشش شده با دیدگاه خسروشاهی نسبت به هنر دوبلاژ بیشتر آشنا شوید.

هرگاه صحبتی درباره هنر دوبلاژ مطرح شود، بدون شک لحن صدای شما در ذهن مخاطب تداعی می شود. به نظر خودتان چه فرآیندی درباره هنر و صدای شما صورت گرفته که اینچنین وارد فرهنگ روزمره مردم شده است؛
به طور حتم به سلیقه مردم ارتباط دارد و هر صدایی دارای جایگاهی است که مردم این صدا را می پذیرند و علاقه مند می شوند.

و این علاقه مندی مردم ، بیشتر به جنس و ویژگی صدایتان بستگی دارد یا اجرای نقشهایی که در دوبله فیلمها به عهده داشته اید؛
فکر می کنم به هر دو عامل مربوط است و کم کاری من شاید این جایگاه را هنوز هم برایم حفظ کرده و صدای مرا بندرت در فیلمها می شنوید.

به تعبیری گزیده کار شده اید؛
بله.

در گفتگویی که بتازگی با یکی از مدیران دوبلاژ داشتم ، ایشان اظهار کردند که چرا در ترکیب نفرات هیات داوران جشنواره ها، از دوبلورها دعوت به عمل نمی آید؛ مگر دوبلورها با زوایای پنهان یک فیلم و جنس بازی هنرپیشگان آن آشنا نیستند که اینچنین از سوی برپاکنندگان جشنواره ها نادیده گرفته می شوند؛
ما اصلا نمی خواهیم در این هیات داوران حضور داشته باشیم ! برای این که جنس ها با یکدیگر جور نیست و بیشتر سلیقه ای است و کسی که سالهاست در سینما بازی نکرده برای داوری انتخاب می شود که مساله ای نادرست است ؛ مثلا جشنواره فیلم کودک و نوجوان ، 21 سال است که برگزار می شود و در 19 دوره اش برای دوبله همزمان حضور داشتم و این کار را برای دلم کردم ، چون چشمداشت مالی نمی توان برای این کار داشت. بعد شما می بینید که در این جشنواره تنها گروهی که خالصانه کار می کند و از ساعت 9 صبح در سرما و گرما در سالنهای سینما فعالیت می کنند، همین گروه دوبلورها هستند. با توجه به شکل نمایش هایی که اغلب نازل است این گروه وظیفه اش را انجام می دهد، اما در عمل هیچ جایگاهی در این جشنواره ندارند و حتی یک تشکر خشک و خالی هم از دوبلورها نمی کنند.

این اتفاق در جشنواره امسال (که در همدان برگزار شد) نیز افتاد؛
همین اتفاق افتاد و مسوولان جشنواره تصور می کردند چه گنج بزرگی را به ما ارزانی می کنند که ما وظیفه داریم 3 تا 4 سئانس متوالی در سینما باشیم. به هر حال این یک کار تجربی است که افراد دیگری هم می توانند تجربه کنند، اما باید 19 سال بگذرد تا تجربه دوستان را به دست آورند که با هر خوبی و بدی می سازند، مثلا با قطعهای ناگهانی فیلم شوکه نشوند که یک قسمتی را حذف کرده اند و ما اطلاعی نداشتیم و شما تصور کنید که گوینده در آن لحظه از بین 140 صفحه دیالوگ فیلم که در دست دارد در عرض کمتر از 15 ثانیه ، دیالوگ مناسب آن صحنه را پیدا کند و فکر نمی کنم کار هر انسانی باشد، ولی چون در قبل این فیلم تمرین شده ، می توان دوبله همزمان را انجام داد. داوری هم متعلق به خودشان ، که بنشینند بازیگران را تحلیل کنند و این افراد را شما مثلا در برنامه های تلویزیونی می بینید که می آیند و سالهاست که خودشان را تکرار می کنند و چیز خاصی را در بازی آنان نمی بینیم یا بعدش جوانان را می بینیم که متاسفانه الگوی بازیگری خود را یک هنرپیشه مسن سینمای ایران قرار می دهند، چرا نمی آیند بگویند که سبک بازی رابرت دنیرو را دنبال می کنم یا از فیلمهای سلطان بازیگران جهان آل پاچینو تاثیر می گیریم ؛ البته اشتباه نشود منظرم آقای عزت الله انتظامی نیست چون به شخصه به ایشان ارادت دارم.

انتخاب گوینده بدون حب و بغض


اولین عاملی که برای یک مدیر دوبلاژ مهم است داشتن وقت کافی و گذاشتن از خود و نپذیرفتن دوبله چند فیلم دیگر که موجب تداخل در دوبله کار دیگر شود، بدین معنی که شما فکر نکنید اگر من یک فیلم معروفی را دوبله می کنم دستمزد بیشتری عایدم می شود. خیر، چنین نیست. پس این یک عشق و علاقه است یا بهتر بگویم یک نوع جستجو است و این جستجو در کل فیلم صورت می گیرد. دیدن و بررسی فیلم حتی برای دو بار یا چند بار، حتی گاهی برگشتن به سکانس های قبل که سینک زده اید و مقایسه سکانس های بعدی با یکدیگر و دیالوگ هایی که گفته می شود، همچنین بهره بردن از مترجمان مجرب که باید یاد کنم از آقای حسین شایگان ، دوست و همکار قدیمی ام که یکی از بهترین مترجمان این مملکت هستند. بیشتر کارهای شاخصم که موردپسند مردم است ، با همفکری و ترجمه آقای شایگان انجام داده ام و زوجی را در دوبله تشکیل دادیم که از لحاظ فکری و حسی خیلی همسو هستیم و در نهایت یکی از ارکان مدیر دوبلاژی ، انتخاب بی حب و بغض گوینده است. برای مثال اگر با گوینده ای مشکلی دارم ، در دوبله فیلم آن گوینده باید حضور داشته باشد و مشکلات شخصی مانع ارائه کار با کیفیت نشود. خیلی ها هستند که خرده حساب های شخصی را با سلیقه مردم عوض می کنند، نقشی را قبلا گوینده ای گفته و حالا اختلافی پیدا شده ، به طور مخفیانه و باید بگویم دزدکی فیلم را دوبله و آن نقش را عوض کرده است به هوای این که به آن گوینده لطمه بزند، در حالی که به خودش و بیننده لطمه زده است

منظور نسل بعد از آقای انتظامی است که الگو شده اند و تا وقتی چرخ سینمای ایران بدین شکل حرکت می کند همان ترکیب داوران را می طلبد. این پرسش را دارم که بنده یا یکی از همکارانم بیشتر فیلم دیده ایم یا رئیس هیات داوران یک جشنواره؛ به هر روی ، این جایگاه را نمی خواهیم و دوستم اگر این موضوع را مطرح کرده ، حتما چیزهای دیگری باعث شده این حرف را بزند.

شاید به این دلیل بوده که دوبلورها نیز متعلق به خانواده سینمای ایران هستند و قضاوت درباره فیلمها حقی است که باید برای شما محفوظ باشد؛
من با برجسته ترین کارگردانان ایرانی مانند آقایان مهرجویی ، تقوایی ، کیمیایی و... همکاری داشته ام و مطالب زیادی از آنها آموخته ام و ناگفته های بسیاری از سینما برایم روشن شده است . همین الان دوبله مجدد فیلم «بعدازظهر نحس» (ساخته سیدنی لومت ، 1975) برای تلویزیون در دستم است و همچنین فیلم «سیمون» که در هر دو، شاهد اجرای حیرت آور از بازی آل پاچینو هستیم. یک دوبلور توانا باید شناخت کاملی از جنس بازی این هنرپیشه داشته باشد تا بتواند پرسوناژ صدایی وی را پرورش دهد. به شخصه هیچ وقت چنین انتظاری را نداشته ام و سلیقه ام با آقایانی که هزار و یک مطلب را در نظر می گیرند که به یک نفر جایزه بدهند یا ندهند، متفاوت است و روراست بگویم که هنر بازیگران و سینما را می شناسم نه چیز دیگری!

درباره پرورش لحن و صدای بازیگران مطرح دنیا می توان این تعبیر را داشت که شما ویژگی بازی آنان را حس کرده و متناسب این قضیه گویندگی کرده اید؛ به طور مثال صدای شیک و خونسردانه ای را برای آلن دلون در نظر گرفته اید، در مورد آل پاچینو لحن اعتراض و سرکشانه و درباره آمیتاب باچان احساساتگرایی را.
اینها همگی از خود بازیگر شکل می گیرد و اگر به عنوان مدیر دوبلاژ برای کاری انتخاب شوم تمام تلاش این است که گویندگی نکنم مگر آن که نقشی متناسب صدایم در آن اثر وجود داشته باشد، چون اعتقاد دارم صدای من مثل پول من است . هر چه بیشتر خرج کنم زودتر تمام می شود و اگر قرار باشد روی هر پرسوناژی و در هر فیلمی نقش بگویم ، دیگر لطفی نخواهد داشت. شما شاهد بودید که در ایام نوروز بیش از 60 فیلم از شبکه های تلویزیون پخش شد و تنها در 2 فیلم حرف زدم و مدیریت دوبلاژ یک فیلم (هیات منصفه فراری) به عهده ام بود، چون من مدیر دوبلاژ رسمی تلویزیون نیستم که هر ماه 2 تا 3 فیلم را برای شبکه ها دوبله کنم. تلویزیون دوبله فیلمهای خاصی را به من ارجاع می کند از جمله فیلم «نیکسون» (الیوراستون 1995) که دوبله اش 3 روز کار می برد و مابقی در این مدت 3 تا 4 فیلم دوبله می کنند.

دوبله فیلم JFK (پخش شده از برنامه سینما یک) چقدر زمان برد؛
4 روز زمان برد، در نتیجه من برای تلویزیون انجام وظیفه می کنم ، یعنی حتی بعد از 3 ماه کاری ارجاع شود حتما می پذیرم ، چون وقتی یک کاری بلدم باید انجام دهم. با یکی از دوستان درباره دوبله «بعد از ظهر نحس» حرف می زدیم گفتم این فیلم می تواند قاتل گوینده باشد و مرا پشت میکروفن از پای درآورد، چون اجرای اعجاب انگیز آل پاچینو به جای شخصیت سانی ، نیروی بالایی را می طلبد و حالا که این امکانات فراهم شده که این فیلم را مجدد دوبله کنیم باید به نحو بسیار بهتری نسبت به پیش از انقلاب این کار را انجام دهیم ، زیرا آن زمان مخاطبش فقط در سینما بوده و الان مخاطب این فیلم می تواند میلیون ها نفر بیننده در تلویزیون باشد و نمی خواهیم طوری دوبله کنیم که برای یک یا دو بار پخش در شبکه باشد، بلکه تا 10 سال بعد نیز دوبله اش مخاطب داشته باشد. حتی در دوبله فیلمهای پدرخوانده 2 و 3 این موضوع را به کار بردم تا از نخبه ترین گویندگان برای این کار استفاده شود.

در کارنامه فیلم شناسی آل پاچینو به ترتیب فیلمهای پدرخوانده (1972) ، مترسک (1973) ، سرپیکو (1973) ، و... آمده است. در کدام فیلم اولین بار به جایش نقش گفتید؛
در فیلم سرپیکو که خودم آن را دوبله کردم و علی رغم سانسوری که آن زمان حاکم بود که اصلا نمی خواستند یک فیلم امریکایی نیز به دولت امریکا توهین کند. آن فیلم را درنهایت صحت و سلامت و وفاداری به نسخه اصلی دوبله کردم و حتی دیالوگ «ما پلیسها هممون دزدیم» که نظام حاکم بر امریکا را محکوم می کرد، حذف نکردم و پس از سرپیکو در بیشتر آثار پاچینو صحبت داشتم.

و کدام مدیر دوبلاژ، اولین بار صدای شما را برای نقشهای آلن دلون در نظر گرفت؛
در فیلم «رولزرویس زرد» به مدیر دوبلاژی آقای احمد رسول زاده ، که در یک اپیزود آن فیلم به جای آلن دلون که آن زمان چهره شناخته شده ای نبود و نقش یک عکاس دوره گرد را بازی می کرد، صحبت داشتیم و پس از آن در حدود نزدیک به 40 بار به جایش نقش گفتم و در آثاری همچون سامورایی ، پلیس ، دایره سرخ ، یوزپلنگ ، و... که ایفای نقش داشت مدیر دوبلاژ بودم و این اواخر سریال داستانی ویک اثر مستند از زندگی دلون را نیز دوبله کردم که در ساعات پایانی شب و خیلی دیروقت از شبکه 2 پخش شد.

نقش گویی به جای داستین هافمن در فیلمهایی همچون دونده ماراتن ، لنی ، مرد بارانی نیز بسیار دیدنی است. به ویژه این که هافمن در هر فیلمی ، تکنیکی از بازیگری را به کار می گیرد.
همان طور که گفتید در هر فیلم یک تکنیک از بازیگری را به اجرا می گذارد، مثلا این اواخر جای داستین هافمن حرف زدن خیلی سخت شده است ، چون زمانی بود که دیالوگ ها را بریده بریده ادا می کرد و جزو شگرد بازیگری اش بود، مثل شاهرخ خان که شما هیچ وقت سینک مطلق نمی توانید داشته باشید و بگویید که این جمله سینک هست و گویندگی به جای این دو بازیگر، هوش و حواس بالایی را می طلبد، یعنی هنگام اجرا باید یک چشم به صفحه نمایش فیلم داشته باشید و همزمان یک نگاه به صفحه دیالوگ و این برای گوینده ساعات و لحظات خاصی است که شما می توانید خودتان را با بازیگر تطبیق دهید و در آثار اخیر داستین هافمن اصطلاحا تته پته و منو من کردن ها را خیلی افزایش داده و دیالوگی را که می خواهد بگوید، به عمد 4 تا 5 تپق هم می زند و بعد جمله را به نتیجه می رساند و حتی گاهگاهی لب می زند، اما دیالوگ را نمی گوید و این شما را دچار سرگردانی می کند که باید در اجرا مراقب بود. نمونه مقابلش کوین کاستنر است که خیلی راحت و شسته رفته دیالوگش را می گوید و در دوبله هیچ اشکال و سختی پیدا نمی کنید یا در همین بعد ازظهر نحس ، شما اصلا نمی توانید بگویید که این دیالوگ را حاضرم و برای ضبط نهایی آماده ام. این ضبط باید در لحظات ویژه ای شکل بگیرد، بخصوص با آن ادای حیرت آور دیالوگ گویی.

که در رد و بدل دیالوگ ها، همه حالت انفجاری دارد؛
همه انفجاری است ، چون ارتباط با داستان فیلم دارد که وقتی وارد بانک می شوند به تصور این که پول کلانی بدزدند، مواجه می شوند که تنها هزار و صد دلار موجودی بانک است و تازه نیمی از پولها هم علامتگذاری شده است.

نمود بارز موضوعی را که مطرح کردید، درباره نقشهای رابرت دنیرو اتفاق افتاد که گویندگان بسیاری به جایش حرف زدند، حتی صدای خود شما در دوبله آثار اولیه دنیرو همچون راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی ، 1976) و آخرین قارون (الیا کازان ، 1976) نیز موجود است.
بله. این اتفاقات افتاد و نشد که نقش رابرت دنیرو برای یک نفر جا بیفتد. بعضی مواقع این کار از روی عمد بود یا سلیقه صاحب فیلم در آن بود که گوینده قبلی در دوبله فیلم موردنظر حضور نداشته باشد.

اگر دوبله استاندارد شامل یک مثلث طلایی (انتخاب گویندگان حرفه ای ، ترجمه مناسب و صدابرداری مطلوب) بدانیم ، درخصوص کارهای شما این انتخاب گویندگان نخبه (casting) به تلقی امضای هنری شما بدل شده است. حتی برای علاقه مندان دوبله جالب است که برای دوبله فیلمهای جن گیر و جنگ ستارگان کارگردان هایشان (به ترتیب ویلیام فرید کین و جورج لوکاس) با شما به طور مستقیم تبادل نظر کرده اند و در دوبله فیلم تسخیرناپذیران (برایان دی پالما، 1987) که در ظاهر دیگر دسترسی به کارگردان نداشتید، ولی در انتخاب گویندگان (خسرو خسروشاهی (کوین کاستنر)، بهرام زند (رابرت دنیرو)، نصرالله مدقالچی (شون کانری )، منوچهر والی زاده (اندی گارسیا) و...) دقت بسیاری را مبذول داشتید.

تلویزیون به دلیل نداشتن محدودیت تنها مکانی است که می توان دوبله فاخررا درآن ارائه کرد

این علتش همان طور که در قبل اشاره داشتم به کم کاری ام ارتباط دارد؛ چون کار زیادی را برای دوبله در دست ندارم ، حوصله و وقت کافی دارم تا بدین شکل انتخاب کنم ، مثلا تصور نمی کنم که در تلویزیون مدیر دوبلاژی رفته باشد و سر میکس صدای فیلم ایستاده باشد، ولی برای فیلم پدرخوانده 2 و 3 رفتم و با صدابردار کنترل نهایی را انجام دادیم و در چند جای فیلم که به نظرم افت صدایی داشت ، دوبله را تکرار کردم و به هر حال این عشقی بود که به این فیلم داشتم.

نکته جالب توجهی که درباره شما وجود دارد این است که صدای شما پیر نمی شود و همان طراوت و شادابی زمان جوانی را حفظ کرده است ؛ اما صدای هنرپیشگانی مانند آل پاچینو، داستین هافمن و... بسیار خشدار و گرفته شده بخصوص که پس از دوبله فیلم «بی خوابی» منتقدان صدای شما را شایسته صدای پاچینو ندانستند و در دوبله فیلم «تاجر ونیزی»، دیگر شما صحبت نکردید و منوچهر اسماعیلی ایفاگر نقش شد.
بله. اتفاقا در دوبله تاجر ونیزی به پیشنهاد خودم این کار انجام شد. موقعی که در بهترین فیلمهای استیو مک کوئین مثل «دانه های شن» یا «نوادا اسمیت» حرف زدم ، هنگام دوبله فیلم «پاپیون»، پرسوناژ مک کوئین را به آقای منوچهر اسماعیلی دادم و خودم حرف نزدم حتی با این که داستین هافمن نیز در آن فیلم حضور داشت ، آقای ناصر تهماسب به جایش نقش گفت. هدف برایم خوب دوبله کردن فیلم بود نه این که خودم را مطرح کنم.

آقای خسروشاهی! شما در دوبله آثار انیمیشن نیز حضور پررنگی دارید و دوبله آثار قابل توجهی مانند بامبی ، زیبای خفته (صداپیشگی به جای پرسوناژ پرنس فیلیپ) لوک خوش شانس و... در کارنامه تان دیده می شود.
عقیده دارم که دوبله انیمیشن به مراتب سخت تر از یک فیلم سینمایی است. در حدود 4 سال پیش اولین انیمیشن بلند سینمای ایران به نام «موش و گربه» را صدابرداری کردم که بعدها دچار مشکلاتی شد و به رغم تعدیل هایی که برای نمایش آن انجام دادیم ؛ اما از سرنوشت این اثر دیگر اطلاعی ندارم و نمی دانم کجاست!

دوبله کارتون «بامبی» به دهه طلایی دوبله انیمیشن (دهه 50 شمسی) برمی گردد؛
بله. در استودیو راما دوبله شد و در آثار دیگری مانند صد و یک سگ خالدار و رابین هود، این حساسیت را داشتم تا بهترین گویندگان در کار حضور داشته باشند.

یا حتی در دوبله کارتون «لوک خوش شانس» این ترکیب گویندگان (منوچهر والی زاده (لوک)، حسین عرفانی (جالی)، محمد عبادی (بوشوک ) و...) گوش نواز است.
دوبله لوک خوش شانس دارای یک موقعیت خاصی بود که درباره اش مطبوعات بسیار پرداختند و نقدهای جالبی را درباره اش منعکس کردند.

به تازگی از شبکه 5 سیما، انیمیشن «فرمانروایان مقدس» (محصول شرکت فرهنگی - هنری صبا) با جمعی از بهترین گویندگان و به مدیر دوبلاژی شما پخش شد. این ترکیب گویندگان را از ابتدا برای این کار در نظر داشتید؛
دوبله فرمانروایان مقدس ، زمان زیادی را به خود اختصاص داد؛ چون هفته به هفته از استودیو وقت می گرفتیم و البته خیلی خوش ساخت بود و باید از این یاد کرد که نیازی نبود مدیر دوبلاژ یا گوینده از خودش دیالوگی اضافه کند؛ چون دیالوگ پرسوناژها، دقیقا سیلاب شماری بود و حرکت لبها در بیشتر موارد لیپ مینک بود و به همین دلیل می طلبید که گوینده حرفه ای داشته باشد.

و هم اکنون چه دیدگاهی نسبت به دوبله در تلویزیون دارید؛
تلویزیون تنها مکانی است که می توان دوبله فاخر را آن ارائه کرد و به این علت که محدودیتی برای دعوت از گویندگان قائل نمی شوند، در حالی که این محدودیت ها در نظام استودیویی حاکم است و غیر از چند فیلم استثنایی که خارج از سازمان دوبله شدند، مابقی نظرات صاحبان فیلم است که در کار اعمال می شود و مبالغ نازلی را که به مدیر دوبلاژ پیشنهاد می کنند و این موجب افت کار می شود که در تلویزیون چنین چیزی حاکم نیست ؛ اما کسانی که تولیدکننده برنامه های تخصصی سینمایی هستند مانند سینما یک ، سینما 4 و... وقتی راجع به فیلمی حرف می زنند، درباره آن آبدارچی که هنگام تصویربرداری فیلم از جایی افتاده و پایش رگ به رگ شده اطلاع رسانی می کنند؛ اما راجع به زحمات همکارانم به خودشان زحمت نمی دهند کلمه ای بگویند چه مجری برنامه باشد یا منتقد دعوت شده به برنامه...

شاید دلیلش تماشای نسخه اصلی فیلم باشد؛
حتما به همین دلیل است ، حتی درباره سکانس هایی بحث می کنند که در نسخه نمایش یافته از تلویزیون حذف شده ، پس نسخه دوبله شده را ندیده اند. تنها به خاطر دارم که دکتر اکبر عالمی در برنامه هنر هفتم از دوبله فیلمهای «مردی برای تمام فصول» و «نوستالژیا» قدردانی کردند.


نیروان غنی پور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها